سرخط خبرها
خانه / مقالات / آزارهای جنسی،تجربه هر روزه زندگی زنان
آزارهای جنسی،تجربه هر روزه زندگی زنان

آزارهای جنسی،تجربه هر روزه زندگی زنان

خدیجه پاک ضمیر/معلم

  • می گوید آن روز همراه مادرم به بازار رفته بودم .همین طور که مشغول تماشای مغازه ها بودم ، نگاهم به مرد جوانی افتاد که کمی آن طرف تر جلوی مغازه ای ایستاده بود .مرد که نگاهش به من میخ شده بود ، چشمکی به من زد . هراسان نگاهم را بر گرداندم . حسی سراسر  گناه و ناتوانی بر من چیره شد . از آن پس هر وقت که بیرون می رفتم به هیچ مردی نگاه نمی کردم. آن موقع تنها  یازده سال داشتم.
  • هنوز ساعتی از شروع کارم نگذشته بود که دل درد شدیدی احساس کردم . به همراه یکی از همکارانم به درمانگاهی در نزدیک شرکت رفتم . پزشک پس از  اندکی معاینه معده و شکمم ، دستش را کمی بالاتر برد و سینه ام را ……..
  • نزدیک امتحان کنکور بود . آن روز عصر با زهرا قرار گذاشتم که برای درس خواندن به خانه شان بروم . پدر و مادر زهرا به مسافرت رفته بودند و تنها دو برادر بزرگش در خانه بودند . زهرا هم نمی خواست که آن اتفاق بیفتد . هراسان و گریان شده بود . دوبرادر کارشان که تمام شد ، شروع کردند به مشروب خواری و من هم گوشه اتاق با تن رنجور افتاده بودم و نگاهشان می کردم .

تجربه آزارهای جنسی در اشکال مختلف امروزه به بخشی از تجربه های زندگی زنان تبدیل شده است .آزار جنسی که بر اساس تعاریف طیف وسیعی از رفتارها را شامل می شود و می تواند اشکال متنوعی را به خود بگیرد ، در حقیقت نوعی توجه جنسی نا خواسته است  و به سه دسته آزارهای کلامی (شوخی ها ، کنایه های جنسی ، طنزهای جنسی و…..) ، آزارهای غیر کلامی ( نگاههای شهوت آلود ، چشم چرانی ، نشان دادن تصاویر نامناسب و……)و آزارهای فیزیکی (لمس کردن ، برخورد جنسی در محیط کار و….) تقسیم بندی می شود .

در بعضی از جوامع این نابهنجاری اجتماعی گاه به اندازه ای نهادینه شده است که اکثریت مطلق زنان آن جامعه در طول زندگی خود حداقل یک بار قربانی این گونه آزارها شده اند .در حالیکه در بسیاری از کشورها آمارهای مشخصی از میزان وقوع این نابهنجاری وجود دارد ، در کشور ما آمار مشخصی از میزان دقیق وقوع آن وجود ندارد .آنچه که مطالعات و پژوهشهای  داخلی و خارجی صورت گرفته  در بررسی این نابهنجاری نشان می دهند این است که ، قربانیان این آزارها به ویژه آزارهایی که در محیط کار رخ می دهد ، عمدتا زنان جوانی هستند که از سوی دیگرکارمندانی با موقعیت اقتصادی و اجتماعی بالاتر موسوم به کارمندان یقه سفید ، مورد آزار و اذیت قرار می گیرند .کارمندانی که به راحتی می توانند جرایم خود را پنهان سازند .از این رو به نظر می رسد که هرگونه بررسی و پرداختن به مسأله آزار جنسی باید با توجه به مناسبات قدرت ، خصوصا اعمال قدرت مردان بر زنان صورت پذیرد .فرهنگ مردسالار حاکم در جوامع باعث می شود که مردان از قدرت و اقتدار بیشتری نسبت به زنان برخوردار باشند و از طریق در دست داشتن اهرم های قدرت ، زنان را نه فقط از موقعیت های مقتدرانه اقتصادی و اجتماعی دور نگاه دارند ، بلکه قادرند بر اندام و رفتارهای زنان در عرصه های عمومی و حقوقی نیز نظارت کنند.بنا بر دیدگاههای جامعه شناسی جنسیت  ، این اقتدار مردانه و موقعیت فرادست آنها ودر مقابل موقعیت فرودست زنان تنها از طریق فرآیند جامعه پذیری تولید و بازتولید می شود .فرایندی که در آن خشونت علیه زنان از جمله آزارهای جنسی مشروع و طبیعی شمرده می شود . این دیدگاه هسته اصلی و منشأ تمام ترس های اجتماعی زنان را نشأت گرفته از همین نگاه جنسی به زن و سوء رفتارهای حاصله از آن می داند. درست به علت وجود همین نگاهها و باورهای کلیشه ای غلط است  که  بسیاری از قربانیان آزار جنسی برای حفظ آبرو و ترس از سرزنش های بیجا ، از صحبت کردن درباره این آزارها خودداری می کنند . از این رو اگرچه باورها و کلیشه های جنسیتی رایج  در جامعه که سرچشمه آزار زنان است ، همچون رسوباتی سخت می نماید که عبور از آنها دشوار است ، اما بدون تردید یکی از عرصه های مهم جهت کم رنگ کردن این باورها به منظور به حداقل رساندن آزارهای جنسی حاصل از آنها ، عرصه فرهنگ و آموزش است  و در این راه تمرکز بر نهاد خانواده ، آموزش و پرورش و آموزش عالی که از مهم ترین منابع  و پایگاههای جامعه پذیری محسوب می شوند ، از اهمیت ویژه ای برخوردارند .عرصه مهم دیگر در کاهش این معضل اجتماعی ، عرصه قانونگذاری است . در حالیکه در قوانین بسیاری از کشورها وقوع هر نوع آزار جنسی جرم تلقی میشود و با عواقب سنگینی همراه است ، در ایران جرم انگاری خاصی در این خصوص وجود ندارد و موارد اشاره  صریح  به جرایم مرتبط با خشونت جنسی علیه زنان محدود به زنا ، ازاله بکارت و زنای با محارم است .گاه فقدان همین حمایتهای قانونی از زنان باعث می شود که بسیاری از زنان قربانی آزار جنسی در مواجه با این آزارها ، صبر و سکوت اختیار کنند . آنچه که مسلم است این است که هر گونه برخورد سهل انگارانه  و عدم چاره جویی  در حل این نابهنجاری اجتماعی ، نتیجه ای جز انزوا و محدود سازی هرچه بیشتر زنان از عرصه اجتماع و سپهر عمومی نخواهد داشت .