سرخط خبرها
خانه / معلمان / آسیب شناسی تشکل های صنفی فرهنگیان در ایران
آسیب شناسی تشکل های صنفی فرهنگیان در ایران

آسیب شناسی تشکل های صنفی فرهنگیان در ایران

 

مهدی فتحی – دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

اخیرا در کشور و در پی حق خواهی فرهنگیان و تلاش برای رفع تبعیض های بین کارکنان دولت فعالیت های صنفی شور دیگری پیدا کرده است و همکاران فرهنگی در فضای نسبتا باز بوجود آمده حتی با وجود بعضی تهدیدها و احضارها از سوی برخی ارگان ها، صدای حق خواهی و رفع تبعیض خود را به هر صورت ممکن به گوش مسئولین و جامعه رساندند.
در این میان و در پی تفاوت نظر برخی فعالان با نظر اعضای انجمن ها، کانون ها و تشکل های صنفی، نوعی دوگانگی ناخوشایندبوجود آمد، که به نظر نگارنده ناشی از موارد ذیل است:

– اعضای کانون ها و انجمن های صنفی به علت تلاش های زیادی که در مدت سالیان دراز در عرصه فعالیت های صنفی انجام داده اند و در این راه هزینه هایی از قبیل تبعید ، زندان و حکم های تعلیقی متحمل شده اند. شاید خود رادر این مسائل ذیحق دانسته و معلمان را وامدار خود می دانند واز طرفی بر اساس فعالیت در سالیان مدید در این عرصه موفق به کسب تجربه هایی شده اند که قشر جوان و تازه به میدان آمده فرهنگیان از این تجربیات بی بهره اند و اعضای کانون ها ترس از این دارند که این فعالان جوان دچار اشتباه شده و کانون ها را به انحطاط بکشانند.
علیرغم اصرار فعالان نوظهور به کناره گیری اعضای کانون ها و برگزاری انتخابات جدید با کاندیداهای جدید، کانونی ها حاضر به کناره گیری نبوده و نمی خواهند از بطن فعالیت های صنفی فاصله بگیرند.

از طرف دیگر فعالان نو ظهور علیرغم تقدیر از تلاشهای اعضای انجمن ها و کانون ها، انتقاداتی به عملکرد ( ونه شخصیت آنها) دارند.
از جمله این انتقادات دخیل کردن افکار ناسیونالیستی اعضای کانون ها در فعالیت های صنفی، ورود به مباحث و موضوعاتی که خارج از حیطه فعالیت صنفی می باشد، و ایجاد حالت پوپولیستی در کانون ها و فعالیت های صنفی است.
واقعیت این است که در ایران بخاطر وسعت و تنوع زبان ها و فرهنگ ها و اعتقادات، از تمامی طیف های زبانی و فرهنگی و اعتقادی از قبیل کرد،لر،ترک،عرب،گیلکی،مازنی،فارس وطیف اعتقادی مسلمان(شیعه و سنی)،مسیحی،کلیمی و یهودی و… در این دیار زندگی کرده و اکنون معلم می باشند.و این بدان معناست که کانون های صنفی معلمان باید نماینده طیف بسیار وسیع و متنوعی از فرهنگ ها و زبان ها و ادیان و اقوام مختلف باشد. لذا دفاع از فرهنگیان می بایست کاملا بر اساس خرد جمعی ، و در نظر گرفتن منافع جمیع همکاران باشد و رفتارهای سلیقه ای و افکار شخصی و جناحی را نباید وارد این مباحث نمود.

– اعضای انجمن ها و کانون های صنفی گرچه به لحاظ شخصیتی افراد بسیار باشخصیت،به لحاظ شاخصه های شغل معلمی افرادی بسیار توانمند،به لحاظ تجربیات فعالیت های صنفی افرادی پرتوان و باتجربه ، و به لحاظ شجاعت درکلام و عمل ، افرادی شجاع و عملگرا بوده و هستند. اما متاسفانه در طول سالیان مدیدی که در این عرصه فعالیت داشته اند به لحاظ نوع تفکر خاصی که دارند نتوانسته اند در چانه زنی با مسئولین پیروز شده و کار تا جایی پیش رفته است که اکنون هیچ کدام از ارگان ها چه امنیتی ، چه آموزشی و چه اداری روی خوشی به این اعضا نشان نداده و همواره خواستار کناره گیری این دوستان از سمت خود بوده و هستند.و کانون ها وانجمن ها و اعضای آنها را غیر قانونی دانسته و پروانه فعالیت آنها را تمدید نمی نمایند.و در پی پیگیری هایی که فعالین مستقل در ایجاد و احیای تشکل های صنفی معلمان داشتند همواره یکی از بهانه هایی که ارگان های امنیتی و آموزشی مرتبط برای عدم صدور مجوز برگزاری مجمع عمومی آورده اند وجود همین اعضای کنونی انجمن ها و کانون ها است.
شاید یکی دیگر از دلایل این حساسیت های بوجود آمده ، فعالیت دراز مدت ( 13 سال ) این اعضا در انجمن بوده که موجبات انگشت نما شدن و توهم ایجاد افکار قدرت طلبی در ذهن کار بدستان کشور باشد.

– مورد دیگر اینکه بعد از این همه سال، به علت فضای موجود و فشارها، انجمن ها و کانون ها نتوانسته اند معلمان را راضی به حمایت از خود کرده و اعضای خود را به صورت رسمی و با پرداخت حق عضویت ماهانه به تعداد قابل توجهی برسانند که مسئولین به واسطه یک پشتوانه قوی از آنها حساب ببرند.این در حالی است که حدود یک میلیون فرهنگی در کشور مشغول به کار و فعالیت می باشند.
این جریانات و مخالفت های اخیر ارگانهای قضایی و امنیتی با تصمیمات و بیانیه های شورای مرکزی و شورای هماهنگی تشکل ها و ارعاب و بازخواست معلمان فعال و اجرای حکم های تعلیقی قبلی اعضای اصلی کانون ها و تشکل های صنفی باعث شده است که موجی از ترس و نا امیدی از رسیدن به هدف در معلمان کشور بوجود آید و فعالیت های صنفی به محاق رود.
– در این گیر و دار فعالان صنفی مستقل، در اغلب شهرها با مشارکت در همه عرصه های صنفی و حمایت از همه فراخوان های شورای هماهنگی و شورای مرکزی و کانون ها، توانسته اند تعداد قابل توجهی از همکاران را به خود و فعالیت های صنفی جذب کرده و با برپایی همایش های پیاده روی و تاسیس صندوق ویژه برای این فعالیت ها و گرفتن حق عضویت از همکاران، نگاه فرهنگیان و مسئولان کشور را به خود معطوف کرده و مورد حمایت بسیاری از فعالان و پیشکسوتان عرصه فعالیت های صنفی در کشور قرار بگیرند.
از طرفی فعالان مستقل نیز که هیچ هدفی غیر از تحقق اهداف صنفی و اصلاح ساختار آموزشی و ارتقای سطح معیشت و منزلت فرهنگیان ندارند، برای ایجاد اتحاد و یکپارچگی در بین فرهنگیان بارها بطور رسمی و غیر رسمی از اعضای انجمن ها و کانون های صنفی دعوت به عمل آورده تا در همایش ها و فعالیت های آنان شرکت کنند و تجربیات خود را در اختیار فعالان جوان و نوظهور قرار دهند که متاسفانه بجز تعداد انگشت شماری از کانون ها و انجمن ها، پاسخ مناسبی از طرف اعضای کانون ها در این خصوص دریافت نکرده اند و بارها حرکات این فعالان مستقل با عدم حمایت از طرف کانونی ها و انجمنی ها مواجه شده است.

– علت دیگر عدم همراهی اغلب فرهنگیان سراسر کشور،انتصاباتی است که کانونی ها به بهانه عدم صدور مجوز برگزاری مجمع عمومی، و به دور از نظر و رای فرهنگیان اکثر استان ها، و گاها بر اساس روابط ، در بدنه اصلی کانون ها انجام میدهند و بعضا افرادی را در پست هایی از کانون ها و انجمن ها قرار میدهند که در بین همکاران یا زیاد خوشنام نمی باشند و یا اصلا نام و نشانی در بین معلمان و فعالان ندارند، و یا توانایی و شایستگی بودن در چنین جایگاهی را ندارند.

– مورد دیگری که موجب عدم همراهی فرهنگیان با کانون ها و جریانات حق خواهی در کشور می شود عدم شناخت همکاران از حق و حقوق قانونی و مزایایی است که از طرف مسئولان در حق فرهنگیان به ورطه فراموشی سپرده شده است . و بیشتر فرهنگیان کشور واقعا نمیدانند که در کجا و بر چه اساس و مبنایی،و بنا به کدام دلیل و مدرک در حقشان ظلمی صورت گرفته است؟ واحساس می کنند که ندای حق خواهیشان به هیچ جایی نمیرسد.
در اینجا وظیفه مهم و فراموش شده کانون ها و فعالان صنفی و پیشکسوتان ، آموزش فرهنگیان و آشنا کردن آنان با حق و حقوق پایمال شده ی آنها است.که این کوتاهی کانون ها و تشکل های صنفی باعث همراهی کمتر معلمان در جریان حق خواهی شده است.
از طرفی سیاست های حاکم بر کشور طوری طراحی شده است که در مقابل این نوع حرکات به شدت مقاومت به خرج می دهد و طوری وانمود می کند که این فشارها تاثیری بر تصمیمات مسئولان نداشته، و مسئولان هر آنچه را که خود از قبل طراحی کرده اند را اجرا میکنند.البته این کار مسئولان برای جلوگیری از حرکات بعدی و یا حرکات سایر اقشار جامعه در گرفتن حقوق از دست رفته شان می باشد.و قطعا این حرکات اعتراضی و حق خواهی روند اجرایی رفع تبعیض در بین کارکنان دولت را تا حدودی تسریع می بخشد.
پس باید به یاد داشته باشیم، گرچه تجمع و کنش های میدانی در رساندن ندای حق خواهی فرهنگیان به گوش مسئولان تا به حال تا حدودی کارساز بوده و نگاه همه نهاد ها و مسئولان کشوری را به فرهنگیان معطوف نموده است. اما تنها راهکار فعالیت های صنفی نبوده و نیست. و می بایست برنامه های پیش نیاز زیادی برای برپایی تجمع داشته باشیم . همچنین برنامه هایی برای بعد از تجمع و بررسی اوضاع و چانه زنی با مسئولان و کار بدستان کشور نیز می بایست آماده کرده و در چنته داشته باشیم.

– توضیح نگارنده:

نگارنده در این گزارش قصد روشنگری داشته و تمام زحمات اعضای زحمتکش انجمن ها و کانون ها را ارج نهاده و قصد تخریب هیچ فرد یا تشکلی را ندارد.
هدف همه فعالان صنفی، چه پیشکسوتان و چه فعالان نوظهور رسیدن به اهداف والای فرهنگی و ساختن جامعه ای پویا، با فرهنگ و باسواد بوده و قطعا در این راستا هیچکدام از هیچ اقدامی فروگزار نکرده اند.

به امید موفقیت و تحقق اهداف والای صنفی فرهنگیان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*