سرخط خبرها
خانه / کارگران / آفت شناسی جنبش کارگری ایران
آفت شناسی جنبش کارگری ایران

آفت شناسی جنبش کارگری ایران

رضا شیرازی

 

جنبش کارگری ایران با دیگر جنبش های مزدبگیران بی پیوند نیست. به همین دلیل فراز و نشیب هر یک از جنبش های فوق به نسبتی در روند جنبشی جامعه ایران موثر است و این روند دیالکتیکی از یکسو و تاثیر و تاثر خرده جنبش ها در روند کلان جامعه بعلاوه پویایی جنبش اجتماعی ایران برغم استبداد و حامیان وضع موجود و فرادستان، در مجموع نیازمند تحلیل نقادانه است.

برای این منظور فعالین جنبش های چندگانه در ایران از قبیل کارگران، معلمان و دانشجویان و زنان باید به اهمیت آفت شناسی جنبش ها در ایران پی برده باشند. همانطور که به تازگی دهها تن از فعالین زنان در باره عمده ترین مطالبات جنبش زنان و چالش های پیش رو سخن گفته اند.*  فعالین معلمان و کارگران و دانشجویان هم باید از فراز و نشیب جنبش های ایران و عمده ترین آفات آنها سخن گویند تا بدین وسیله کاستی ها و نقائص و نقاط مثبت این جنبش ها بیش از پیش شناخته شود.

بر همین اساس در این نوشته تلاش خواهد شد که در باره آفت شناسی جنبش کارگری ایران، فهرست وار چند مسئله مورد بحث قرار گیرد.

دلیل آفت شناسی جنبش کارگری لااقل برای تحلیل گر مسائل نیروی کار ایران از کم ثمر بودن مبارزات صنفی کارگران هم می تواند ناشی شود.

شما اگر به اخبار اعتراضات کارگری تنها در سال گذشته بویژه در بخش های معدن و صنعت توجه کنید، خواهید دید بیش از صدها اعتراض و دهها اعتصاب خرد و کلان بوقوع پیوسته است. در برخی از موارد همچون کارخانه پل اکرین و یا معدن چادرملو و یا حتی معدن سنگ آهن در بافق روزها و هفته ها اعتراضات ادامه داشته است و یا در کارخانه سیمان سپاهان و …، برای جلوگیری از ادامه اعتراض کارگران، صاحبان کارخانه ها و معادن و بعضا دولت از هرگونه ترفندی سود جستند. البته برای ریشه کن کردن اعتراضات کارگران؛ اخراج کارگران فعال و دستگیری رهبران واقعی نیروی کار با توسل به قوه قضائیه و دادگاههای انقلاب رویه و روشی عادی شده  است.

بهرحال کمیت اعتراضات کارگران در سال 93 افزایش حیرت انگیزی داشت. این افزایش کمی اعتراضات بیشتر بر اساس اعتراضات خودجوش علیه وضع اسفناک حقوق های معوقه و … بوقوع پیوست.

رشد کمی اعتراضات صنفی در سال گذشته باعث شد که تشکل های رسمی از این وضعیت در راستای تقویت و تثبیت خود گام برداشته و مدعی شوند که شکاف نیروی کار با تشکلات رسمی کارگری در حال ترمیم است. آنان تقلا کردند با تکیه به شوراهای حل اختلاف ظاهرا نقش میانجی  بین کارفرما و کارگر باشند از طرفی دیگر با موج سواری از گسترش حرکتهای کارگری در تثبیت موقعیت خود  سودجویند ویا بخشی از اعتراضات را به گونه ای هدایت و مدیریت نمایند تا هزینه کمتری برای دولت و کارفرماها دربرداشته باشد.

با وجود گستردگی اعتراضات باید اقرار کرد که مبارزات کارگران در ایران به غایت پراکنده است. این پراکنده گی اعتراضات صنفی کارگران باعث شده است که نه تنها سه بخش دولتی و شبه دولتی و خصوصی مطالبات را اکثرا بی پاسخ بگذارند. بلکه از یکسو با وعده و وعید و از طرفی دیگر با شناسائی فعالین کارگری و پرونده سازی برای آنان با ادعای اخلال در روند تولید، ضدانسانی ترین سیاست تهدید و سرکوب را در مقابل رهبران واقعی و عملی و میدانی کارگران در پیش گیرند.

محاکمه نزدیک به سی تن از کارگران فعال و رهبران میدانی معدن چادرملو در اواخر بهمن ماه سال گذشته، تنها نمونه ای واضع و روشن از این سیاست ضدکارگری است. این سیاست ضدکارگری توسط  ارگانهای سیاسی و امنیتی در استانهای کشور با هماهنگی کامل یکدیگر، در نابود کردن نطفه های اصلی جنبش کارگری ایران وارد عمل شدند. تا نه تنها با ایجاد جو ترس و وحشت از اعتراضات مداوم جلوگیری کنند. بلکه در عدم اتحاد و پراکنده گی اعتراضات راه کارهای مشخصی را پی ریزی نمودند تا هیچ گونه پیوندی در حرکتهای اعتراضی صنفی نیروی کار در سطح استانهای کشور شکل نگیرد. تاجائیکه اعتراضات پراکنده به عمده ترین خصلت جنبش کارگری ایران مبدل شود و با فرسایشی کردن این روند ضربات خردکننده ای به جنبش  نیروی کار ایران وارد کنند.

 

طی دو سال گذشته دهها یادداشت در باره مختصات جنبش کارگری، نقش مبارزات صنفی و طرح مطالبات کارگران و مهار جنش کارگری توسط جمهوری اسلامی و رویکرد دوگانه تشکلات رسمی کارگری و کاستی های تئوریک و نظری در جنبش کارگری و چرائی عدم تشکلات مستقل کارگری … به رشته تحریر درآوردیم. اما اخیرا با آغاز گفتگوی های شورای عالی کار در ایران با نام سه جانبه گرائی! و تعیین حداقل دستمزد و نقش مخرب رهبران اصلی تشکلات رسمی کارکری در ترجیح منافع دولت و کارفرمایان نسبت به منافع کارگران و بزک کردن خیانتی دیگر در لابلای حرفهای پرطمطراقی چون موفقیت تاریخی و …، لازم دیدیم از آفت های کلان جنبش کارگری صحبت کنیم. تا شاید بدین وسیله رهبران میدانی مبارزات مستقل کارگران با استفاده از تجارب عملی خود، بتوانند برخی از آفات جنبش کارگری را در یک پروسه تا حدودی اصلاح و برطرف کنند.

 

پرسش عمده این است که آیا جنبش کارگری خواهد توانست مبارزات پراکنده خود را به مبارزات سراسری و متحدانه تبدیل کند یا خیر؟ بعلاوه اینکه آیا ضربات خرده کننده به جنبش کارگری طی سالهای گذشته از آنجا ناشی شده است که درصد بالایی از نیروی کار تولیدی ایران دارای قرارداد موقت است؟ آیا قراردادهای سفید امضاء از یکسو و میلیونها بیکار از سوئی دیگر توان و قدرت جنبش کارگری را کاهش نداده است؟ ضربات امنیتی و دستگیرهای پی درپی رهبران واقعی نیروی کار ایران و ریشه کن کردن محافل کارگری یا اخراج و بازخرید آگاه ترین عناصر کارگری که توان سازماندهی اعتراضات سراسری کارگری را دارند، خود دلیل دیگری در تضعیف جنبش کارگری نیست؟

به نظر می رسد که هم اکنون عمده ترین آفت جنبش کارگری در ایران مبارزات پراکنده است. عمده ترین خصلت مبارزات پراکنده کارگران در ایران باعث شده است موارد زیر در تضعیف جنبش کارگری ایران بوجود آید؛

  • مطالبات تدافعی به جای مطالبات اصلی و تهاجمی.
  • امکان مانور و اعمال اتوریته تشکلات رسمی کارگری همچون خانه کارگر و یا شوراهای اسلامی کار.
  • شرایط موجود، چانه زنی در بالا و فشار از پائین را یعنی امکان مذاکره رهبران واقعی نیروی کار با کارفرما را در عین اعتراض مخدوش و ضعیف و بخشا غیرممکن کرده است.
  • کارفرما یعنی هر سه بخش دولتی، شبه دولتی و خصوصی هرگونه اعتراض را مخل روند تولید دانسته و تلاش می کنند از نضج گیری حرکتهای بادوام و یا اعتصاب با خواسته های مشخص به هرشکل ممکن جلوگیری کنند.
  • راههای قانونی از قبیل دادخواهی، تهیه طومار یا حتی شکایت رسمی به مراجع دولتی و تجمع در مقابل مراکز رسمی و دولتی بی اثر شده است.
  • تهدید به اخراج نیروی کار معترض، استفاده از نیروی حراست کارخانه برای ایجاد رعب و وحشت و در آخر شکایت به مراجع قضائی با اتهام ایجاد بی نظمی و اخلال در روند تولید و انگیزه دهی برای اعتراض و یا اعتصاب، بعنوان اصلی ترین راه کار کارفرمایان ایران در مقابله با اعتراضات پراکنده است.

 

 

با توجه به موارد چندگانه فوق تا حدودی روشن و آشکار است که حتی مبارزات پراکنده نیروی کار به راحتی قادر نیست به مطالبات تدافعی و یا حداقلی خود نائل آید. وقتی از این برش به اعتراضات گسترده اما پراکنده نیروی کار در سال 93 شمسی نگاه کنیم، می بینیم که گاها بارها در یک معدن و یا کارخانه نیروی کار، برای گرفتن حقوق های معوقه دست به اعتراض زده  اما کارفرمایان با ترفندهای گوناگون حتی از دادن حقوق های معوقه کارگران طفره رفته اند. بنابر این به نظر می رسد که تنها راه کار اعتراضات منطقه ای و یا سراسری است. اعتراضات سراسری یا حتی منطقه ای و استانی باعث خواهد شد تا کارفرمایان و صاحبان معادن و یا کارخانه ها و یا حتی دولت مجبور شوند به مطالبات و خواسته های کارگران پاسخ روشن و عملی دهند.

 

در حقیقت مبارزات کارگران ایران نیازمند تشکلات و اتحادیه های سراسری نیروی کار است. بدون تشکلات سراسری و اتحادیه های کارگری مستقل امکان اعتراضات سراسری نیروی کار در ایران ممکن نیست. زیرا تنها و تنها در پرتو چنین سازمانهای است که اعتراضات سراسری می تواند شکل گیرد. تجربه در تمامی کشورهای نشان داده است که زمانی نیروی کار می تواند به خواسته های خود نائل آید که متشکل باشد. در عدم وجود تشکلات سراسری کارگری در ایران ما تنها با مبارزات و اعتراضات پراکنده روبرو خواهیم بود. که متاسفانه دستاورد چندانی در برندارد.

 

حامیان جنبش کارگری در ایران باید این واقعیت تلخ را بپذیرند که تا رسیدن به تشکلات مستقل سراسری نیروی کار بویژه در بخش تولید، راه طولانی در پیش دارند و جنبش کارگری ایران برای برطرف کردن این آفت کلان، باید بتواند از جنبش معلمان و زنان و دانشجویان درس های گرانبها بیاموزد. زیرا هر یک از جنبش های فوق با حرکت ها و اعتراضات سراسری که طی چند سال گذشته سازماندهی کردند، توانستند به دستاوردهای نائل شوند یا لااقل نقطه عطفی را سامان دهند تا حرکتهای آتی از آن متاثر شود.

 

پرسش این است که این مدل مشخص آیا می تواند پاسخی درست به آفت مبارزات پراکنده نیروی کار ایران باشد و می تواند بعنوان استراتژی موفقی در سازمان یابی آن به حساب آید؟

اگر پاسخ ما به این پرسش مثبت است فورا با پرسشی دیگر روبرو می شویم که چگونه و با تکیه به کدام راه کار می توان همبستگی و همگامی و اتحاد مزدبگیران را عملی کرد؟ در اصل از کجا باید آغاز کنیم؟ آیا ممکن است که مزدبگیران ایران پلاتفرم و برنامه مشخصی را طراحی کنند و برای تحقق آن گام بردارند؟ آیا گامهای نخست این استراتژی از دیالوگ و تعامل فعالین کارگری با فعالین معلمان و پرستاران گذر نمی کند ؟ اگر پاسخ مثبت است با دامن زدن به کدام مباحث نظری و اتحادهای عملی می توان این راه کار را آغاز کرد؟
به نظر می رسد که همبستگی بین معلمان و کارگران و پرستاران نیازمند تقویت نگاه و ایده اتحاد مزدبگیران است. در عین حال طراحی حرکتهای مشخص در چهارچوب این استراتژی. در اصل تنها و تنها تعامل نظری این دیدگاه و رویکرد را، صرفا باید در عمل دید و سنجید. و این راه کار در گام نخست باید در میان فعالین واقعی کارگران و معلمان و پرستاران به یک گرایش عمده و غالب تبدیل شود تا بتواند نتایج مشخصی را در عمل و حرکت از خود نشان دهد.

به امید روزی که مزدبگیران ایران یعنی کارگران و معلمان و پرستاران بتوانند همگام حرکت کنند و نشان دهند که می توان مبارزات پراکنده و کم ثمر را مبدل به اعتراضات سراسری و پرثمرکرد.

*- نظرات فوق را می توان در سایت مدرسه فمینیستی مورد مطالعه قرار داد.

 

یک نظر

  1. من پس از حضور در جنبش معلمان تهدید و به حراست آموزش و پرورش ناحیه 4 مشهد احضار شدم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*