سرخط خبرها
خانه / جنبش های مدنی جهان / آمار ثبت‌شده‌ ترک حرفه در میان معلمان بریتانیایی
آمار ثبت‌شده‌ ترک حرفه در میان معلمان بریتانیایی

آمار ثبت‌شده‌ ترک حرفه در میان معلمان بریتانیایی

تانیا کنت – ترجمه نوید قیداری

توضیح مترجم: پس از مطالعه‌ی نقد آقای یاسر ریگی بر آکسیونیسم در همین رسانه، متن زیر به عنوان نمونه‌یی از تجارب بدیل نظرم را جلب کرد. البته منظور از ترجمه‌ی متن حاضر نسخه‌پیچی برای اعتراضات صنفی موجود نیست: ساده‌ترین دلیل برای پرهیز از این کار این است که ترک حرفه در ایران می‌تواند عواقب معیشتی ناگواری در پی داشته باشد؛ علاوه بر آن امکان دارد خلاء نظام آموزشی از طریق استخدام نیروی کار جدید (و ناآزموده) پر شود. فقط امیدوارم که معلمان معترض با توجّه به تجارب همتایانشان در سایر نقاط جهان، در راه احقاق حقوق صنفی خویش، گام‌های بعدی را محکم‌تر از پیش بردارند.

…………………………………………………………….

فشار فزاینده‌ی حملات دولت محافظه‌کار بریتانیا به حرفه‌ی آموزش، باعث شده است هزاران هزار معلّم کار خود را رها کنند.

پس از اتمام تعطیلات تابستانی در ماه سپتامبر، وقتی موعد بازگشایی مدارس سر برسد، بسیاری از آموزش‌گاه‌های محلّی با کمبود معلّم‌های کارآزموده روبرو خواهند شد. با توجه به پیمایش «انجمن مطبوعات» که هفته‌ی گذشته منتشر شد، احتمال دارد بحرانی که چهار سال تمام در حال قوّت گرفتن بوده است، به زودی به «نقطه‌ی اوج» برسد.

این پیمایش شرح می‌دهد که در انگلستان، از هر 4 مدیر مدرسه 3 نفر با مشکل کمبود معلّم دست‌به‌گریبان‌اند. 18 درصد از پاسخ‌گویان بر این باورند که مشکل به سطح بحرانی رسیده است. 73 درصد از مدیران مدارس انگستان گفته‌اند که در سال‌های گذشته برای یافتن پرسنل مجرّب و مناسب برای مدرسه‌هایشان، متحمّل مشقّات فراوانی شده‌اند. نیمی از آنان باور دارند که این کمبود، شدید یا دست‌کم در حالتی بینابین است.

آمارهای جدید نشان می‌دهد که در 12 ماه گذشته، تقاضای پیوستن به این حرفه تا 27 هزار مورد کاهش یافته است، آن هم در حالی که ترک حرفه به بالاترین مقدار در 10 سال گذشته رسیده است.

این پیمایش آموزش‌گاه‌های پایتخت را که به‌طور دائمی با کمبود معلّم مواجه‌اند، دربرنمی‌گیرد. امّا گزارشاتی را یافته است مبنی بر این که حتّی شهرستان‌های دورافتاده‌ و کم‌جمعیّتی همچون «توربِی» در «دِوِن» و «ایست‌رادینگ» در «یورکشایر» با همین مشکل مواجه‌اند.

تحقیقات «دانشگاه ناتینگهام» که توسّط «دپارتمان آموزش» صورت گرفته است، نشان می‌دهد که از هر 10 معلّم دست‌کم 4 نفرشان در همان سال اول استعفا می‌دهند. دلایل ذکرشده برای استعفا عبارت‌اند از: حجم کار بیش از اندازه، سرعت تغییرات حرفه‌ای و مطالبات نامعقول کارفرمایان. یک چهارم کسانی که معلّمی را کنار گذاشته‌اند، شرایط و ضوابط کار را مقصّر می‌دانند.

یافته‌های پیمایش سلامت که طی 2 سال گذشته توسّط «شبکه‌ی حمایتی معلّمان» به انجام رسید نشان می‌دهد 91 درصد معلمان از استرس رنج می‌برند، 74 درصد دچار اضطراب شدید هستند و 47 درصد به بیماری افسردگی مبتلا شده‌اند.

در همین حال طی سال گذشته، در جریان تلاش مدارس برای پر کردن خلاء آموزشی، هزینه‌‌ی استخدام معلمان موقت از 50 میلیون پوند تجاوز کرد.

حزب کارگر انگلیس باور دارد که احتمالاً تا سپتامبر 2016، شمار داوطلبان کارآزموده برای امر آموزش تقریباً 30 هزار نفر کمتر از تعداد مورد نیاز خواهد بود. طبق برآورد این حزب، انگلستان در 3 سال آینده به 160 هزار نفر معلم دیگر نیاز خواهد داشت. همچنین آمار ورودی‌های دانشگاه‌ها و کالج‌ها نشان می‌دهد که دولت برای اجرای چشم‌انداز 4 ساله‌ی آموزشی خویش، فاقد کارآموزان مورد نیاز در رشته‌های تربیت معلّم است.

رهبران اتحادیه‌های کارگری هشدار داده‌اند که عدم اقبال رشته‌های تربیت معلّم در کنار بحران روبه‌رشد حداقل فضای آموزشی، باعث شده است که کاهش عرضه و افزایش تقاضا به یک «طوفان واقعی» تبدیل شود.

با توجّه به پیمایشی که «انجمن ملّی مدیران آموزشی» انجام داده است، 62 درصد مدیران آموزشی خواهان افزایش حقوق معلّمان جهت تسهیل استخدام افراد مورد نیاز هستند. 14 درصد آنان نتوانسته‌اند معاون آموزشی استخدام کنند، 20 درصدشان هم نتوانسته‌اند کسی را برای پست دستیار آموزشی بیابند.

دولت محافظه‌کار درگیر جنگی تمام‌عیار و سنگین علیه شاغلان این حرفه است و از زمان قدرت‌گیری، حملات سبعانه‌یی را علیه نظام آموزشی ترتیب داده. برخی از این حملات عبارت‌اند از:

  • برنامه‌ی آکادمیزه کردن مدارس دولتی (واگذاری آموزش‌گاه‌ها به مؤسسات اقتصادی تا آن را مطابق نیازهای خویش و بر طبق قوانین خویش اداره کنند) و تأسیس مدارس آزاد (که دولت هزینه‌ی آن را تأمین می‌کند امّا توسّط بخش خصوصی اداره می‌شود) باعث شده است کنترل بسیاری از آموزشگاه‌ها از دست مقامات محلّی خارج شود. بدین ترتیب مؤسسات اقتصادی می‌توانند شرایط‌ و ضوابط و نظام پرداخت‌های دلخواه خویش را در مدارس مستقر کنند. بسیاری از مدارس مجبور شده‌اند برای بازپرداخت دیون و اعتبارات و جلوگیری از تعطیلی، به صورت آکادمی در بیایند.
  • سال گذشته نظام پرداخت هماهنگ ملّی ملغی شد و اجرای نظام پرداخت نسبی آغاز گردید. این امر موجب شد معلمان برای رسیدن به اهداف مورد نظر، تحت فشار بیشتری قرار بگیرند و مسئولیّت بیشتری بر دوش بکشند.
  • برنامه‌ی آموزشی ملّی جدید، بسیار دست‌وپاگیرتر و انعطاف‌ناپذیرتر از برنامه‌ی قبلی است.
  • همگام با امحای برنامه‌ی آموزشی ملّی سابق، نظام ارزیابی و شیوه سنجش ترقی دانش‌آموزان تغییر کرد و امتحانات زمخت‌تری معمول گردید.
  • حقوق و مزایای بازنشستگی معلمان به شدّت زیر ضرب رفت و سن بازنشستگی تا 68 سال بالا رفت. علاوه بر این کسر اجباری حقوق معلمان برای کمک به بخش عمومی تا 12 درصد افزایش یافت.
  • از سال 2012 استخدام معلمان فاقد صلاحیّت آغاز شد. اکنون بیش از 9 درصد از معلّمان برای حضور در کلاس درس فاقد صلاحیت هستند (نداشتن مدرک، تدریس در رشته‌ی غیرمرتبط، سوء سابقه در پرونده و …).

معلمان به کرّات نشان داده‌اند آماده‌ی مبارزه و مقابله به مثل هستند. [1] آنان در سه سال گذشته با مشارکت سایر اتحادیه‌های کارگری بخش عمومی، سه اعتصاب منطقه‌یی و ملّی به راه انداخته‌اند. متأسفانه «اتحادیه‌ی صنفی ملّی معلمان» (که مبتنی بر سلسله‌مراتب و دست‌نشانده‌ی دولت است) باعث و بانی ایجاد تشتّت در این اعتصابات بود.

[…]

به موازات تشدید خصوصی‌سازی و سیاست‌های ریاضتی و در کنار فقدان فضای مورد نیاز برای مدارس کودکان، بحران کنونی در سال‌های آتی حتّی از این هم عمیق‌تر خواهد شد. پیش‌بینی می‌شود که تا سپتامبر 2016، دوپنجم آموزشگاه‌های انگلستان فاقد حدّاقل فضای آموزشی مورد نیاز خواهند بود.

مقامات ادارات محلّی اعلام کرده‌اند همه‌ی مدارس «به مرز اشباع رسیده‌اند و پول کافی برای تأسیس فضای اضافی وجود ندارد.»

«دیوید سیموند»، رئیس اداره‌ی امور کودکان و نوجوانان می‌گوید: «بریتانیا در معرض انفجار نرخ زادوولد است. در پایان قرن حاضر ما پرجمعیّت‌ترین کشور اروپا خواهیم بود. واضح است که این امر فشار گزافی بر فضاهای آموزشی وارد خواهد آورد.»

در حال حاضر این امر به تراکم کلاس‌های درسی انجامیده است و این وضع روزبه‌روز حادتر می‌شود.

معلّمان باید اعتراضات‌شان را در دفاع از دستمزد و شرایط کاری عادلانه گسترش دهند و در این مبارزه دوشادوش سایر کارگران بخش عمومی قرار بگیرند، تا بتوانند برای بحران عمیق آموزش راه‌حلّی سیاسی بیابند. آنان باید مبارزات‌شان را مستقل از تشکیلات دست‌نشانده‌ی دولت سازماندهی کنند و کمیته‌هایی غیرسلسله‌مراتبی متشکّل از اعضای هم‌سطح بیافرینند.

 

توضیحات:

برای آشنایی با اعتراضات معلمان بریتانیا می‌توانید به این آدرس مراجعه کنید:

https://www.wsws.org/en/articles/2014/03/28/teac-m28.html

منبع:

http://www.wsws.org/en/articles/2015/08/07/educ-a07.html

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*