سرخط خبرها
خانه / معلمان / آموزش کار تشکیلاتی، یکی از حلقه های مفقوده ی نظام آموزشی کشور
آموزش کار تشکیلاتی، یکی از حلقه های مفقوده ی نظام آموزشی کشور

آموزش کار تشکیلاتی، یکی از حلقه های مفقوده ی نظام آموزشی کشور

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

متاسفانه در کشوری زندگی می کنیم که بنا بر نوع آموزه هایی که تحت آنها رشد یافته ایم، کمتر کسی توان و فرهنگ جدا سازی کار تشکیلاتی از امور شخصی را داشته، و حتی این تفکر در میان فرادستان و مسئولین نیز وجود دارد. همه خودمان را عقل کل می دانیم و به خود جرأت اظهار نظر در هر اموری می دهیم. کمتر کسی توانایی این را دارد که در اموری که اطلاعات کافی ندارد اظهار کند که ” در تخصص من نیست ” .
همچنین بسیاری از فرادستان، در هر حیطه ای، هر نوع فعالیت تشکیلاتی را خطری برای جایگاه خود دانسته و احساس می کنند که اگر آن را در نطفه خفه نکنند، بعدها قادر به کنترل آن نخواهند بود. اینجاست که این شائبه پیش می آید که افراد بر مبنای تخصص و توانایی، در جایگاهی که اکنون حضور دارند انتخاب نشده و شاید بر اساس رانت ها و رابطه ها و ضابطه های پنهان بر مسند مدیریت بخش مورد نظر تکیه داده اند. حتی خیلی از فرادستان در انتخاب مدیران رده های پایینتر، بر این باورند که فردی را انتخاب کنند که حرف شنوی بیشتری داشته باشد و طوری نباشد که جایگاه وی را در آینده به خطر بیاندازد. لذا در این حالت تخصص و توانایی و همچنین تلاش افراد، ارزش خود را از دست داده، و ناگزیر، تمایل جامعه به سوی باند بازی و بله قربان گفتن جهت می یابد.
در چنین کشوری هیچ مدیر فرودستی قادر به انتقاد از برنامه های نادرست فرادستان نبوده و حتی زیر دستان خود را وادار به اطاعت محض از دستورات، و پیشبرد این برنامه های نادرست می کند. نخبگان جامعه به انزوا کشیده می شوند و آنهایی که تحمل گوشه نشینی ندارند از کشور خارج شده و توانایی های خود را در اختیار کشورهای دیگر می گذارند. و قس علیهذا…
جدای از اینکه این کار چه هزینه های هنگفتی از همه لحاظ برای کشور در بر دارد، موجی از یأس و ناامیدی در جامعه رواج یافته، و بی انگیزگی مفرطی که در بین جوانان و نوجوانان ایجاد می کند، باعث افت بیش از حد حرکت جامعه به سوی ایده آل ها می شود .
اینجاست که وظیفه اصلی معلمان و آموزش و پرورش در جامعه نمود بیشتری پیدا کرده و بار فعالان صنفی معلمان را سنگین تر از پیش می کند. بی شک آموزش کار تشکیلاتی یکی از حلقه های مفقوده ی آموزش و پرورش در کشور است، و در میان انبوه درسهایی که باید در دوران تحصیل، به کودکان و نوجوانان آموزش داده شوند، بهترین راه برای جلوگیری از این ضرر و زیانها همین آموزش و القای فرهنگ باهم بودن و کار تشکیلاتی است. که متأسفانه چنین آموزش هایی در کشور، به هیچ عنوان به کودکان و نوجوانان داده نمی شوند. وحتی از این نوع آموزه ها بعنوان خط قرمز در آموزش یاد می شود. از سویی دیگر یک فعال صنفی وظیفه دارد که حق و حقوق پایمال شده صنف خود را به بدنه آن صنف یادآوری کرده و سوای اینکه چه حزب و جناحی در رأس کار است، باید در زمینه نقص ها و کاستی های صنف خود شدیدا مطالبه گر باشد. قطعا هر فردی در جامعه، تمایلات شخصی ای به طرف حزب ها و جناح های موجود در کشور دارد. ولی وقتی شخصی وارد یک تشکیلات می شود، می بایست بسیاری از این تمایلات شخصی را کنار گذاشته و کاملا در اختیار تشکیلاتی باشد که تعهد کرده است برای آن تلاش نماید. مع الوصف حضور فعالین صنفی در باند های سیاسی و جناحی باعث می شود که اعتبار یک فعال صنفی کاملا زیر سوال رود.
البته یک فعال صنفی را بَری از هر اشتباهی دانشتن خارج از تعقل است. اما اگر فعالین صنفی پایبند به خرد جمعی، و مشورت با بدنه و هم صنفان خود باشند، و خارج از قوانین تصویب شده ی جمع حرکت نکنند، بی تردید دچار کمترین خطا خواهند بود. هرچند که این فعالین صنفی نیز در همین نظام ناقصِ آموزشی پرورش یافته، و کار تشکیلاتی صحیح را از قبل آموزش ندیده اند. ولی اگر کمی از منیّت خود بکاهند می توانند به سرعت در این امور خبره شده و تجربیات خود را نیز در اختیار هم صنفانشان بگذارند. اما شوربختانه بسیاری از فعالین صنفی به واسطه زحماتی که طی سال ها تلاش، و صرف هزینه های مختلف کشیده اند، و در این راه تجربیاتی کسب کرده اند، نمی توانند خود را مجاب کنند که از چهره کاریزمایی که برایشان درست شده است دست کشیده و خود را بازنشسته نمایند و میدان را برای افراد نوظهور و توانا خالی کرده و تجربیات خود را در اختیار این افراد بگذارند. و صد البته این مورد نه تنها در میان فعالین صنفی، بلکه حتی در میان فعالین سیاسی و کاربدستان و مسئولین نیز به وفور یافت می شود. و نگرشی را در جامعه رواج داده اند که افراد جامعه، پست های مدیریتی را مادام العمر و سهم الارث برخی مدیران می دانند. غافل از اینکه این کار آنها در آینده، لطمات جبران ناپذیری به جامعه و حتی فرزندان همان مدیران وارد خواهد آورد.
شگفت اینکه این دست فعالین، برای حفظ چهره کاریزمای خود، بجای تلاش بیشتر برای اثبات توانایی هایشان، و خدمت رسانی بیشتر به بدنه، دست به تخریب رقیبان زده و گاها آنها را به باد توهین و افترا می بندند. که این مورد حتی در سطوح بالای مدریتی کشور نیز بسیار مشهود بوده و به عینه می توان آن را در این سطوح نیز دید. و همین دعواهای سیاسی و جناحی باعث شده که مردم – که دقیقا در وسط، و داخل گود هستند – بیشترین آسیب را ببیند. که در مورد فعالیت صنفی، اعضای هر صنف، چوب این اختلافات فعالین را خورده و بیش از پیش مورد بی مهری قرار می گیرند.
پس بهتر است که با کاستن از جاه طلبی ها، قهرمان سازی ها، منیّت ها، خود را عقل کل دانستن ها، و… و حرکت به سوی خرد جمعی و میدان دادن به افراد نخبه و توانای هر صنف، و همچنین همیاری و همکاری با همدیگر، جامعه را به سوی ایده آل های مورد نظر هدایت کنیم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*