سرخط خبرها
خانه / کارگران / آموزگاران دربند را آزاد کنید!
آموزگاران دربند را آزاد کنید!

آموزگاران دربند را آزاد کنید!

شش روز از اتمام حبس رسول بداقی، آموزگار تلاشگر کانون صنفی معلمان ایران می گذرد و او همچنان بدون هیچ دلیلی در بازداشت به سر می برد.
جز او 4 تن دیگر از کوشندگان و سازمان گران آموزگاران در زندان هستند. حذف این آموزگاران از جامعه آموزشی به سود چه کسانی است؟ ما به همراه کانون صنفی معلمان ایران دربند نگاه داشتن این کوشندگان را به زیان جامعه ودانش آموزان و منافع ملی می دانیم. این کوشندگان جز حق خود از ثروت ملی این کشور و بهبودی وضعیت آموزگاران و سمت گیری آموزش این کشور به سود استقلال و آزادی و شکوفایی دانایی هیچ نمی خواهند. آیا به زعم حکومت گران خواسته زیادی دارند؟
خواست همه کوشندگان صنفی از قوه قضاییه این است : رسول بداقی و دیگر کوشندگان صنفی را به آغوش جامعه و خانواده هایشان باز برگردانید. سندیکای کارگران فلزکارمکانیک تا آزادی این کوشندگان همراه و همگام کانون صنفی معلمان ایران است.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک از همه سندیکاهای کارگری برادر در جهان تقاضا دارد از هرگونه تلاش برای درخواست آزادی این کوشندگان دریغ نورزند.
گسترده تر باد اتحاد کارگران و آموزگاران
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک
19/5/1394

3 نظر

  1. اسماعیل احمدی / زرتشت

    درود . فریاد آزادی معلمان دربند دستگاد بیداد ستم باشیم …

  2. موافق استیضاح

    دداشت ارسالی/جمع و تفریق کودکانه در باب پروژه عظیم رتبه بندی معلمان!
    نقل است از حکیمی که سالهای بسیار دور ، در دیاری که دیگر اثری از آن در لابه لای اثرات تاریخی وجود ندارد ، کدخدایی حکومت می کرد . ساکنین آن دیار که ۵۰ نفر بودند ، مدت ها بود که سختی زندگی و شرایط بد آب و هوایی و عدم توانایی در چرخاندن زندگی خانواده ی خود به ستوه آمده بودند. روزی نزد کدخدا رفتند و بدو گفتند که ای کدخدا ، دیگر چگونه می توان زیست وقتی که شب ها از کابوس فردا و قوت فردایمان در استرس فراوان هستیم.چگونه به زیستن خود ادامه دهیم وقتی که حتی نمی توانیم خرده لباسی و خرده غذایی بخوریم و … . خلاصه تا می توانستند اهالی آن دیار به کدخدا ناله کردند و از او شفایی برای حال خود خواستند. کدخدا تاملی نمود و فرمود که یک هفته ای به او وقت بدهند تا افکار از هم گسیسخته ی خود را جمع کنند.
    یک هفته گذشت و اهالی نزد کدخدا رفتند . کدخدا خوشحال و خندان به آنها فرمود که من برای شما فکر ویژه ای دارم . اهالی روستا خوشحال و سرخوش گوش نعره سر دادند و گوش به دهان کدخدا نهادند. کدخدا گفت که من برای شما اهالی روستا ۱۰۰ عدد گوسفند به رایگان هدیه می دهم که بر هر اهل دیار شما ۱۰ عدد گوسفند می رسد . اهالی روستا ناله سردادند و گریبان پاره کردند از این خوشحالی و به سمت خانه های خود دویدند. در این بین فرد عاقلی وجود داشت که اندکی به فرمول های ریاضی آشنایی داشت . این فرد از فرط شگفتی در دم سکته کرد که چگونه ممکن است ۱۰۰ عدد گوسفند بین ۵۰ نفر تقسیم شود ، طوری که به هر نفر ۱۰ عدد گوسفند برسد .
    حال ربط داستان فوق به رتبه بندی چیست؟ کافیست محاسباتی انجام دهیم.

    برداشت اول :
    فرض اول :بودجه رتبه بندی در سال ۱۳۹۴ = هزار و سیصد و پنجاه میلیارد تومان .
    فرض دوم : تعداد معلمان : ۹۸۵ هزار نفر
    فرض سوم : این بودجه برای ۶ ماه از مهر تا اسفند تخصیص داده شده است .
    نتیجه گیری اول : سهم هر معلم از بودجه اختصاصی = یک میلیون و سیصد و هفتاد هزار تومان برای شش ماه.
    نتیجه گیری دوم : اگر سهم اختصاصی هر معلم را تقسیم برا ۶ ماه کنیم افزایش ماهانه هر نفر بصورت میانگین بدست می آید که برابر است با ۲۲۹ هزار تومان .
    برداشت دوم :
    فرض اول : بودجه رتبه بندی برای سال ۱۳۹۵ = ۳۵۰۰ میلیارد تومان ( در واقع بودجه رتبه بندی نسبت به سال قبلش ۲۰ درصد رشد داشته)
    فرض دوم : تعداد معلمان ( بدون استخدامی های جدید و دانشجو معلمانی که از سال آینده اضافه می شوند) = ۹۸۵ هزار نفر
    فرض سوم : این بودجه بر عکس بودجه سال قبل که برای شش ماه بسته شده بود ؛ برای دوازده ماه اختصاص دارد .
    نتیجه گیری اول = سهم هر معلم از بودجه رتبه بندی سال ۱۳۹۵ = ۳۵۵۰۰۰۰ تومان (سه میلیون و پانصد و پنجاه هزار تومان )
    نتیجه گیری دوم : اگر سهم اختصاصی هر معلم را تقسیم برا ۱۲ ماه کنیم افزایش ماهانه هر نفر بصورت میانگین بدست می آید که برابر است با ۲۹۶ هزار تومان
    هدف از نگارش : در هفته گذشته وزیر و معاونین محترم ایشان از اعدادی صحبت میکردند که با هیچ محاسباتی جور در نمی آمد. از افزایش ۱۵۰ تا ۶۰۰ و ۳۰۰ تا ۸۰۰ هزار تومانی گفته شده بود. این مقاله صرفا جهت سوال از وزیر و معاونین ایشان که اعداد و ارقام عجیبی ارائه داده بودند ارائه شده بود تا بلکه با پاسخ گویی ایشان ( که بعید میدانم) مسئله برای ذهن کوچک حقیر حل شود.
    میم حا – دبیر اداره آموزش و وپرورش ناحیه ۴ اهواز
    انتهای پیام/
    مطالب ارزشمند خود را به آوای فرهنگی ارسال کنید:avayefarhangi1@gmail.com

    • اسداله نصیری

      همکار محترم با تشکر از حکایت و حمایت شما که بسیار متین و به جاست … و اما … آوای فرهنگی یک سایت مستقل نیست! در گیرو دار هفته ی معلم با یکی از مسولین این سایت تلفنی صحبت کردم که یک خبر ورزشی برایشان ارسال کرده ام که اگر ممکن است روی سایت ثبت کند ،فرمودند :به علت وجود نام “رسول بداقی” از ثبت این خبر ورزشی معذورند!!!
      چون به شدت تحت فشار نیروهای محترم …. قرار دارند. البته به این عزیزان حق می دهیم که حق زندگی کردن داشته باشند اما بهتر نیست رسانه ای که ادعای انتشار صدای فرهنگیان را دارد کمی نیز جسارت و شجاعت داشته باشد؟!
      رسانه ای که از ثبت خبر ورزشی دریغ می کند چگونه می تواند مدعی صدای معلمان جامعه ی سیستان و بلوچستان باشد چه رسد به صدای همه ی فرهنگیان ایران!!!…اگر چه بالاخره آن خبر ورزشی درسایت وزین فرهنیگان نیوز و مجله ی خبری فرهنگیان ثبت شد که جای تقدیر از این عزیزان دارم.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*