سرخط خبرها
خانه / معلمان / “از چیزهای دیگر”
“از چیزهای دیگر”

“از چیزهای دیگر”

احمد ایران پناه

…………………………………….
نمی دانم پهنای سخن تا کجا بی مضرت خواهد رفت، اما گمان دارم، آنچه به شکایت از دهنی در آید، بر صفحه ای تاریک ثبت می گردد و به وقت، مدعیانی در کمین خزیده ره آن را خواهند گرفت.
قدرت ها، نهادها، دستگاه ها و هر آن کجا،که امتیازها و بهره وری از مسندها و مقام ها در سایه ی تاریک خودی و ناخودی صورت پذیرد، سخن منتقد آشوب انگیز و ترساننده خواهد بود. در چنین فضایی خوب و خودی آنهایی هستند که منقاد و مطیع اند و بد و ناخودی پرسش گران و منتقدان و به تبعش حاشیه گزینان. آنهایی که آب وضعیت، آسیابشان را خوب می گرداند، برای پاسداشت و حفظ وضعیت، گوشی به غایت ناشنوا و سینه ای به غایت تنگ دارند تا زورشان برسد انتقاد را بر نمی تابند و منتقد را معاند می دانند. این ها در پناه معیارها و ارزش هایی مترصدند که لایه های فربه از اصل و واقعیت دور افتاده است و این سیر فربه سازی تصنعی و عمدی ارزش ها و معیارها تا جایی پیش خواهد رفت، که از آن قالبی سخت و چوبین برای گزینش خوب از بد خواهند ساخت. هر گونه یار گیری تازه نیز با همان پیمایش صورت می گیرد و هر که را در قالب جمودی آنها نگنجد بخت الحاق از او سلب خواهد شد.
برای این که مطلب را عینی عرض کرده باشم،مثالی ساده می آورم: قانون، دین و عرف عام ایجاب می کند کسانی که پست یا مسئولیتی را بر عهده دارند علاوه بر توانایی های حرفه ای، منشی اخلاق مندانه و عموم پسند داشته باشند که مد و ارزش های پذیرفته شده ی همگانی است. و این کفایت می کند. اما گاهی عده ای این شرایط عمومی و ارزش های همگانی را به نام دین یا اخلاق، چنان در حواشی سلیقه ساز می پیچند که به شکل معجونی قبیح و کریه منظر در خواهد آمد. این که چه رنگی بپوشی و شکل یقه و طول و عرض آستینت چطور باشد و کدام پرونده داشته باشی و مثل فلان گروه فکر کنی و کفش سندل نپوشی و در ملا عام آدامس نجوی و صد البته رام و مطیع باشی و…از مقوله لایه های کثیف و کذایی هستند که به تن معیارهای گزینش پوشیده شده اند.
در حوزه ی گزینش مدیران و مسئولیت ها، ما گرفتار چنین تنگ نظری هایی هستیم و معیارهای سلیقه ای و معیوب عرصه را بر گزینش خوبان تنگ آورده است. و سال هاست این در چوبی بر همان پاشنه ی لنگ و فرسوده می چرخد. این سخنان هرگز و مبادا،بوی قدر ناشناسی از مدیران خوب خوش اندیش بدهد؛قدر آنها بر صدر است. ما چون اهل آموزش و پرورشیم ناچار دایره نقدمان را به این اداره محدود می کنیم. واکاویدنی ساده به گذشته ی مدیران مدارس و پست های اداری این حقیقت را ثابت خواهد کرد که معیارهای کذایی مثل معذورات، محظورات، انقیاد، مصالحه و پرهیز از چالش انگیزی جای معیارهای اصلی و قانونی چون شایستگی،حرفه ای بودن،خوش اندیشی و روحیه انتقاد را گرفته است. در این حوزه اگر دست به عصا و بسم الله به لب سخن گفته باشم تا کسی به خود نگیرد و نرنجد، وضع اغلب این طور بوده است، افرادی را می شناسیم به یمن داشتن این ویژگی های(خوب!) شروع خدمتش با مدیریت بوده است و اکنون نیز مدیر است.

در مدارس مدیرانی هستند شبیه به مادام العمر. شنیدم کسی بازنشسته شده بود به ترک پست مدیریتش رضایت نمی داد. کسانی به صورت تفننی اغلب پست های اداری را گرفته اند و در همه ی آنها کارت هزار آفرین گرفته اند.کسی سال ها مدیر بود و پست اداری داشت،مجتمع ها آمدند،  مدیر مجتمع شد،مجتمع ها که جمع شدند به اداره بازگشت(مثل قحط الرجال). هرکه اداره نشین بود و عوض شد، یا رفت اتاق بغل دستی یا شد مدیر مدرسه ای. آمدن از اداره به مدرسه و از مدرسه به اداره رسمی معمول بوده است. گرفتن پست کارشناس بهداشت و حساب داری و تعاون و آموزش متوسطه و رسیدگی به شکایات و…برای یک نفر و تخصص در همه ی آن ها حق مسلم کسانی خاص است. و هر کجا را خوش دیدند رخت افکندند. آنکه را خواستند عوض کنند ابتدا پست جدیدش را تعیین کردند و بدرود از این و درود به آن بود.و از این داستان پر آب چشم…
کسی ذخیره تجربی افرادی را که سال هاست در پستی خدمت می کنند را منکر نیست اما دایره ای بسته و نفوذ ناپذیر از ما بهترها راه هر گونه دگراندیشی و تازه آفرینی در تصدی این پست ها را مسدود خواهد کرد.
مدیریت جدید آموزش و پرورش با این چالش ها مواجه است و عبور از این صعب مسیر، کاری است سخت و دردسر دار. ناگفته نگذارم که در چنین شرایطی کسی انتظار ندارد هیچ مدیری به سادگی و در کوتاه زمان بتواند بدون داشتن هیچ گونه معذورات این نابسامانی ها را سامان بخشد اما هر قدر دیرتر شروع کند(اگر میسر باشد!)به همان انداره خارکن پیرتر و خار، سخت بنیه تر خواهد شد. درایت در کار و یاری خواستن از مشاوران و نیروهای خوب و خوش نام (كه شمارشان در میان معلمین زیاد است)در پیشبرد چنین اصلاحاتی به نفع خواهد بود.
بنده پیشنهاد دادم بازگشت به کار گیری اندیشه  انتخاباتی در تعیین مدیران مدارس بدون لحاظ نمودن معیارهای دست و پاگیر ساختگی یکی از بهترین پل های عبور از تنگنای ایستایی و رکود مدیریتی است. جای خالی تنوع فکری و کاری در مدیریت مدارس بسیار احساس می شود. و گزینش مدیران از طریق انتخابات کمک خوبی به اصلاح این روند خواهد کرد. از طرف دیگر، بخت گزینش های سفارشی و شبه وراثتی سر به نشیب می نهد. از خنده دارترین نوع انصاب ها، انتصاب سرگروه های آموزشی است. این انتصاب ها در گروه های آموزشی صورت می گیرد و مصداق بارز رفتار قیوم مآبانه دهن کجی به نظر و رای دبیران تمام رشته هاست و هیچ گونه دلیلی نمی تواند چنین رفتار مرعوبانه را توجیه کند. در دوره ی اخیر انتظار می رفت به این رفتار صغیر پرورانه پایان داده شود، اما گویا آب رفته به جوی است و باز نمی گردد.
در حوزه امنیتی نگاه مسئولین،بخصوص دایره ی حراست بهتر است بردبارانه تر باشد، هر رفتاری عادی را نباید زیر ذره بین امنیتی بزرگ تر از حجمش کنند و خود را موظف به ردیابی بدانند،فعالیت های صنفی بر بالندگی و رشد کیفیت آموزش و پرورش کمک می کند و هر فعالیت صرفا صنفی نه تنها منافاتی با قانون ندارد بلکه مجرایی است که قانون برای دنبال کردن خواسته های صنفی تعیین کرده است. رفتار اصلاح گرانه و نگاه کاوشی برای باز یابی و کاهش نقطه ضعف ها امری است که هر مدیری که رهبری آموزش و پرورش م را به دست گیرد، نباید از کنار آن ها بگذرد، و چه بهتر روزش دیر نشود. وگرنه ” خاربن هر روز و هردم،سبز و تر / خارکن هر روز زار و خشک و تر”.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*