سرخط خبرها
خانه / معلمان / از کدام سوی تاریخ می آییم؟
از کدام سوی تاریخ می آییم؟

از کدام سوی تاریخ می آییم؟

جعفر ابراهیمی، معلم

“این متن در مراسم پاسداشت آزادی  سید محمود باقری خوانده شده است”

……………………………………
برای شروع دنبال واژه های می گردم که در خور و شایسته امروز باشد تاریخ به ذهنم می آید و از تاریخ می پرسم می خواهم ببینم عقبه این جنبش در کجاست از تاریخ می پرسم که ما از کدام سوی تاریخ می‌آییم؟
شاید پاسخ به این پرسش آسان نباشد؛ اما نیک می دانم که در مسیرتاریخ به هر جهت که روانه شده‌ایم چراغ دانایی را در دست داشته‌ایم و در برابر تکفیرها و نامرادی‌ها و تازیانه‌های تبعیض و نابرابری سرخم نکردیم و آستان اربابان قدرت و ثروت را نبوسیدیم ما متعلق به تباری هستیم که ماهیت و اصالتش به آگاهی دادن است و رهانیدن جامعه از نادانی.
تاریخ ما ابتدایش با اولین سؤال و پرسش آغاز می‌شود و انتها ندارد. کافی است به پشت سرمان نگاه کنیم تا ببینیم، آسمان تاریخ معلمی پر از ستارگان درخشان است. انسان های بی بدیلی که با تلاش و کوشش خود به زندگی معنا بخشیده اند. برای دیدنشان کافی است تاریخ را ورق بزنیم
و به نظاره حسن رشدیه بنشینیم که چگونه دارد بساط قشریون و مرتجعین وقت را به هم می‌ریزد.
جبار باغچه بان را ببینیم که برای کودکان ناشنوا دارد آواها را معنا می‌کند.
صمد بهرنگی را ببینیم که از دل امواج ارس برایمان دست تکان می‌دهد.
محمد بهمن بیگی را بنگریم که برای غلبه بر جهل دائم در حال کوچیدن است.
از گذشته به امروز پل می زنم تا نتیجه ایثار آن معلمان را در زیست اجتماعی معلمان امروز ببینم و قصه معلمان عاشق را مرور می کنم هر کدام قصه ای دارد از قصه دل به سیلاب سپردن معلم لرستانی، کاظم صفرزاده، برای نجات جان دانش آموزانش تا داستان حمیده دانش معلم نیشابوری که جان دانش آموز درحال غرق شدنش را به قیمت جان خود نجات داد.
یا قصه حسن امید زاده معلم گیلانی که در شعله های اتش سوخت تادانش اموزانش زنده بماند یا داستان محمد علی محمدیان معلم کردستانی که موهای سرش را برای همدردی با دانش اموز بیمارش تراشید و یا درد ناشی از زخم و تاول های اکبر عابدی معلم گیلانی که در اتش سوخت تا دانش آموزانش نسوزند.
فقط اندکی انسانیت و شرافت لازم است برای درک اوج ایثار علی بهاری معلم اردبیلی که نیمی از کبد خود را به دانش اموزش اهدا کرد وحتی طلا های همسرش را برای درمانش فروخت، چه کسی قادر است عمل خانواده شکرعلی فرزاد معلم کهکیلویه وبویراحمدی که خانواده بزرگوارش 9 عضو بدن ایشان را پس از فوت اهدا نمودند را نادیده بگیرد.
تاریخ معلمی پر از این سمبل ها و نمادهای شریف است یافتن نام معلمان شریف کار سختی نیست.
اسامی معلمان حتی به اینها هم ختم نمی شود نام فرخنده جعفری، معصومه خوش کام، احسان موسوی، ثریا مطهر و … بر سپهر تاریخ معلمان می درخشد. معلمانی از کردستان تا سیستان وبلوچستان و از خراسان تا خوزستان، زنان و مردان معلم سخت کوش و بی نام و نشانی که برای اعتلای فرهنگ این مرزو بوم برای اعتلای مفهوم انسانیت و شرافت در تلاشند.
اینها فقط بخشی از نام هایی است که من می شناسم معلمانی برای حفظ کرامت انسانی تن به معادلات سود و سرمایه نداده اند، چرا که آموزش و کمک به اعتلای جامعه یک کالای بازار مکاره نیست که بشود ارزش آن را به کمک معیارهای بازار تعیین نمود حتی اگر فرادستان از دادن حق و حقوق متناسب با شان و منزلت معلمان هم خود داری کنند.
در این جاست که جایگاه و منزلت معلمان پویای خواهان عدالت و رفع تبعیض، نام معلمان دربند بر سپهر تاریخ معلمان می درخشد نام رسول بداقی که تداعی ایستادگی بر حقوق صنفی است، نام علیرضا هاشمی، نام علی اکبر باغانی که حتی در زندان به دنبال آموزش آسیب دیدگان اجتماعی است و نام اسماعیل عبدی که برای احقاق صنفی معلمان، از دیدار کودک خردسالش محروم است و نام محمود باقری که با صبر و سخت کوشی دوران حبس را به اتمام رسانده است.
در این میان اما روایت خانواده‌های معلمان دربند، همسران و فرزندان این عزیزان خود حکایت دیگری است کسانی که با صبر و مقاومت خود به ایثار و وفاداری معنای جدیدی بخشیده‌اند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*