سرخط خبرها
خانه / کارگران / استراتژی جمهوری اسلامی برای مهار جنبش کارگری
استراتژی جمهوری اسلامی برای مهار جنبش کارگری

استراتژی جمهوری اسلامی برای مهار جنبش کارگری

رضا شیرازی

الف – روند اقتصادی در ایران تماما به زیان نیروی کار است. بدین معنا که شاهرگ های اقتصادی ایران که در دست بخش دولتی و شبه دولتی و بخش خصوصی است به هیچ وجه برنامه ای برای تامین اجتماعی و ثبات شغلی بعلاوه دستمزد شایسته برای نیروی کار ندارد.

تضاد و کشاکش بخش مولد و اقتصاد تولیدی با بخش غیرمولد یعنی اقتصاد تجاری که چندین دهه است که غالب است. بعلاوه قدرت گیری اقتصاد بانکی – مالی و سرمایه عظیم نقدینگی در ایران و تبعات ناشی از آن بهمراه موسسات عظیم تجاری و اقتصادی همچون قرارگاه خاتم الاانبیاء و خاتم الااوصیاء و آستانه قدس رضوی و … به همراه بخش های اقتصادی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات اقتصاد ایران را بی ثبات، و این بی ثباتی زندگی همه ملت بویژه مزدبگیران را با بحران روبرو کرده است.

تناقضات و کشاکش های بخش های متعدد اقتصاد حاکم بر ایران همچون کلاف سردرگمی است که اقتصاد دانان مستقل ایران را هاج و واج کرده است.

با تمامی این اوصاف روند اقتصادی موجود توانسته است تمامی مشکلات و ضرر و زیانها را سرریز کند به سمت نیروی کار، طبقه فرودست و حتی بخش های ضعیف سرمایه خرد و کوچک راهم از پا در می آورد. وقتی از این برش به مسئله نگاه کنیم می بینیم که اقتصادی با این وِیژگی ها نیازمند نیروی کاری خاموش و مطیع و ارزان است.

بیش از  10 میلیون کارگر ماهر و نیمه ماهر و ساده بعلاوه میلیونها بیکار و آماده برای جذب در بازار کار را چگونه می توان مطیع و خاموش کرد؟

ب- برای سلب اعتراض از نیروی کار و مهار حرکت های اعتراضی آنان، راهی جز ایجاد بی ثباتی شغلی نیست. وقتی که نیروی کار امنیت شغلی ندارد. وقتی که بیش از هشتاد درصد از نیروی کار ایران قراردادی است وقتی که اخراج از کار به سهولت ممکن است وقتی که قانون از کارفرما و صاحبان سرمایه حمایت می کند وقتی که سه جانبه گرائی در ایران به سخره گرفته می شود و حتی تشکلات رسمی کارگری به بازی گرفته می شوند وقتی که دائما از تغییر قانون کار سخن گفته می شود قانون کاری که بخشی از لوایح آن مسکوت مانده و حق اعتصاب نیروی کار به طور شفاف در آن مطرح نیست وقتی که حقوق های معوقه به اصل تبدیل می شود وقتی که گارد ویژه برای سرکوب کارگران در محل کار به سرعت حاضر می شود و وقتی که …، براستی در مقابل این سیاست های ضدانسانی چه می توان کرد؟ راه کار واقعی چیست؟ چگونه می توان این روند تخریبی را سد کرد ؟و آخر اینکه چگونه ممکن است که کارگران ایران حق انسانی خود ر ا کسب کنند؟

 

ج- استفاده از ابزار سرکوب جهت مهار بیشتر جنبش کارگری؛ دستگیری فعالین مستقل کارگری در راستای عدم شکل گیری رهبری سراسری، رهبری منطقه ای و رهبری استانی.  با وجود آنکه صدها اعتراض کارگری خرد و کلان در چند سال اخیر در ایران بوقوع پیوسته است. امکان مطرح شدن نظرات رهبران واقعی و عملی این اعتراضات را در رسانه ها به شکل آشکار و پنهان جلوگیری کرده اند. به همین علت ما نمی دانیم که رهبران عملی مبارزات کارگران در کارخانه ها و معادن بزرگ کشور همچون معدن چادرملو، معدن سنگ آهن بافق کارخانه پل اکرین اصفهان رهبران واقعی کارگران در کارخانه سیمان سپاهان کارخانه های خودروسازی و کارخانه واگن سازی در ساوه و دهها کارخانه بزرگ از جمله معادن البرز شرقی و پتروشیمی … دارای چه نظراتی در باره مسائل کارگری و فراز و نشیب جنبش کارگری هستند. بعلاوه جهت مهار بیشتر،  دادگاه های انقلاب و دادستانها در برخورد با فعالین مستقل کارگری و بخشا با فعالین شوراهای اسلامی کار، نشان داده اند که سیاست مشت آهنین را در پیش گرفته اند. در اصل قوه قضائیه  به شکایت کارفرمایان ایران در اعتراض به اعتصاب کارگران با اتهام خواباندن خط تولید بطور سریع رسیدگی می کند تا بدین وسیله از گسترش اعتصابات جلوگیری کنند.

آیا می توان با اطلاع رسانی در شبکه های اجتماعی و مطبوعات مستقل، از سرکوب فعالین کارگری و حرکت های اعتراضی نیروی کار تا حدودی کاست؟ آیا حامیان نیروی کار به قدر کافی به اهمیت افکار عمومی پی برده اند. تا با تکیه بدان هزینه سرکوب فعالین مستقل کارگری و رهبران عملی اعتراضات در معادن و کارخانه ها را برای قوه قضائیه صدچندان کنند؟

د – حامیان وضع موجود به خوبی می دانند که عدم تشکلات مستقل کارگری ضعف عمده جنبش کارگری ست که بدان تحمیل کردند. بنابر این برای جلوگیری از بوجود آمدن آن به هر وسیله ای متوسل می شوند. زیرا می دانند که میلیونها کارگر ایرانی اگر دارای تشکلات مستقل باشند دیگر نخواهند توانست به راحتی دستمزد پائین، اخراج های بی رویه، به محاکمه کشاندن فعالین کارگری و… را براحتی بدان تحمیل کنند. حتی برای ممانعت از این امر حیاتی محاکمه افرادی که در تجمعات برای بحث و بررسی تشکل مستقل کارگری شرکت می کنند را هم در دستور کار خویش قرار می دهند.

جمع بندی؛

برغم اعتراضات و اعتصابات گسترده نیروی کار ایران طی سالهای گذشته باید اذعان کرد که جمهوری اسلامی توانسته است تا حدودی جنبش کارگری ایران را مهار کند. تا جائیکه این جنبش نتواند نقطه عطفی را بوجود آورد. زیرا هر جنبشی اگر نتواند نقطه عطف در روند مبارزاتی اش بوجود آورد نشان دهنده آن هست که دشمن توانسته است آنرا مهار کند و حیطه کنشگری آنرا محدود نماید.

منظور از نقطه عطف طرح مطالبات تهاجمی و پی گیری آن است. به دلائل چهارگانه ای که در مهار جنبش کارگری ایران از آن سخن گفتیم، کارگران ایران نه تنها مطالبات حداقلی را مطرح می کنند بلکه مطالبات اشان شکل تدافعی دارد. همچون گرفتن حقوق های معوقه. در حالیکه فقر و نداری زندگی میلیونها کارگر ایران را تباه کرده است و مطالبه افزایش دستمزدها و به تعبیری بهتر دستمزد شایسته همه مزدبگیران و سراسری کردن این مطالبه شاید بتواند جنبش کارگری را از حالت تدافعی به حالت تهاجمی کشاند و بخش دولتی و شبه دولتی  و بخش خصوصی را وادار کند که به حداقل ها گردن نهند.

تشکلات رسمی کارگری برغم حمایت از برخی از اعتراضات کارگری در کل تلاش کرده و می کنند که به نوعی از اعتراضات کارگری حمایت کنند تا در فضای معترضانه نیروی کار ایران، اتوریته خود را تثبیت نموده و بتوانند حرکت های را به سمت وسوی دلخواه هدایت و رهبری کنند. شیوه ای که  از حرکت های بزرگ کارگری و از اعتصابات گسترده به گونه ای ماهرانه و زیرکانه جلوگیری نموده تا برای جمهوری اسلامی هزینه های اجتماعی و سیاسی ببار نیاورد. فورا باید اضافه کنیم که رویکرد دو گانه خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در مهار جنبش کارگری موثر است. اما در عین حال به دلیل فشار از پائین مجبور شده اند که با حرکت های اعتراضی کارگران به مقابله برنخیزند و گه گاه با میانجی گری بتوانند از ادامه حرکت جلوگیری کنند و یا به سبک و شیوه خود اعتراضات کارگری را رهبری و هدایت نمایند.

در سالهای آتی مشخص خواهد شد که رشد آگاهی کارگران و اعتصابات موفق و اعتراضات تهاجمی تر نیروی کار ایران آیا می تواند در مقابل استراتژی مهار جنبش کارگری توسط جمهوری اسلامی ، راهی فعال بیابد. راهی که از یکسو در پی ریزی تشکلات مستقل کارگری گام بردارد و از سویی دیگر در چشم اندازی خوشبینانه شاید جنبش کارگری ایران بتواند تشکلات رسمی کارگری را استحاله کند. زیرا صدها فعال کارگری وابسته به شوراهای اسلامی شاید در عدم تشکلات مستقل کارگری ست که با خانه کارگر فعالیت می کنند. تشکل مستقل کارگری می تواند یکی از اهداف اش جذب این فعالین کارگری باشد.

بهمن ماه 1393