سرخط خبرها
خانه / مقالات / اعتراضات بافق، راهی پر از امید، اما طولانی
اعتراضات بافق، راهی پر از امید، اما طولانی

اعتراضات بافق، راهی پر از امید، اما طولانی

نسرین هزاره مقدم

دور دوم اعتصاب در بافق هم به پایان رسید. این دومین بار بود که کارگران بافق توانستند با وحدت و همبستگی تمام و با قدرت کامل، توانایی های خود را نشان بدهند، توانستند جدا از همه بحث های ایدئولوژیک، تئوری بافی های صرف و انتظار و انتظار برای بهتر شدن اوضاع ، تمام وکمال، پا به عرصه عمل بگذارند و تا جایی که مقدور است و در توان دارند، در میدان مبارزه ایستادگی کنند و کوتاه نیایند.

اعتراضات بافق می تواند نقطه عطفی در جنبش کارگری ایران باشد، جنبشی که هنوز تا متشکل شدن و قدرت نمایی تمام عیار، راهی پر از سنگلاخ و بس طولانی در پیش رو دارد. این اعتراضات، با همه پیچ و خم ها، ریزه کاری ها و با وجود تلاش های بی وقفه مقامات برای دور زدن کارگران مزایایی داشت، نقاط پررنگ و در عین حال بدیعی که می تواند آغازگر مسیر تازه ای باشد، می تواند راهی جدید بگشاید تا حرکت های مقطعی و فردی، حرکت های اعتراضی گرچه پررنگ و کوبنده، اما گاها بدون استمرار به اعتراضات سازمان یافته و منسجم مدنی تبدیل شود. وقتی که دقیق سیر حوادث بافق را پی می گیریم، متوجه می شویم که این اعتراضات، نقاط قوت زیادی داشت، پر از درس های مبارزه بود، اما در عین حال خلاها و کمبودهایی می بینیم و البته هنوزابهاماتی هم وجود دارند.

اما ابتدا ببینیم این نقاط قوت و مزایا چه چیزهایی است:

اول- برای اولین بار به صورت دست جمعی و در قالب یک کنش کاملا صنفی و در ابعاد بسیار گسترده، اعتراض علیه خصوصی سازی مطرح شد. تا پیش از این همواره عواقب ناگوار این به قول برخی، “خودمانی سازی ها” و واگذاری به نهادهای وابسته به قدرت، مورد انتقاد فعالان و کارگران بوده است. اما شاید این اولین بار بود که اعتراض به نفس عمل “خصوصی سازی” در این ابعاد گسترده، عملی شد. این که نباید یک معدن خصوصی شود، این که علاج  یک واقعه که همان بدتر شدن شرایط شغلی کارگران است، پیش از وقوع باید کرد، یک ژانر مبارزاتی تقریبا جدید در عرصه جنبش کارگری به وجود آورد. نه به کلیت خصوصی سازی، پشت میزهای مذاکره رفت، ماشین آلات از کار افتادند و اعتصاب علیه اتفاقی که نباید بیفتد، همگانی شد.

دوم- این حرکت، تنها یک اعتراض صنفی محدود به کارگران یک معدن باقی نماند، بلکه تبدیل به یک حرکت توده ای شد. مردم شهر بافق، خانواده های کارگران و اصناف دیگر شهر به حرکت پیوستند و حمایت کردند. حتی خیلی از مقامات شهر از جمله نمایندگان مجلس و امام جمعه شهر واکنش هایی به نشانه همراهی نشان دادند. اعتراضات به حدی زورمند شد که مثل یک اهرم فشار توانست همه را به حرکت دربیاورد.

سوم-  کارگران بافق بدون داشتن یک سندیکای متشکل، در طول این ماهها یک حرکت سندیکایی اصولی و سازمان یافته را تجربه کردند. این کارگران و نمایندگان آنها با عملگرایی و هوشیاری نشان دادند که چانه زنی جمعی و مذاکره، سازشکاری نیست. در صورتی که پنج هزار کارگر و همه مردم شهر پشت سر مذاکره کنندگان ایستاده باشند، هرگز مطالبه درخواست ها، ایستادن در موضع ضعف نیست. چرا که هر زمان مذاکره پاسخ ندهد و به نتیجه نرسد، حق اعتراض و اعتصاب برای این نیروهای انبوه و متحد محفوظ است، این حق، قانونی است و بی تردید به نتیجه می رسد. کارگران بافق نشان دادند که میدان عمل، راهکارهای عملی می خواهد.  تنها با شعار، تغییر جهان پیرامون ما ممکن نیست. مبارزه صنفی شناخت کافی از جغرافیا و شرایط می خواهد. باید شرایطی که ما را در بر گرفته بشناسیم. باید بدانیم امروز کجا ایستاده ایم، چه امکاناتی داریم، قوانین چیست، راههایی که می توانیم تغییر ایجاد کنیم، آن دریچه های کلیدی کجاست، کدام سمت است.

…………………………………………………………………..

در روزهای اوجگیری اعتراضات در بافق، فقدان همگرایی همه سندیکاهای کارگری و انجمن های صنفی در حمایت از این کارگران به چشم می خورد. اغلب، سندیکاهای کارگری به بیانیه های جداگانه اکتفا کردند، اما جای یک حمایت جمعی، یک بیانیه جمعی از جانب همه تشکل ها و نهادهای صنفی، به شدت خالی بود و همچنان هم این جای خالی احساس می شود. لازم است که راهی باشد، باید مسیری ایجاد شود تا کارگران با تجربه ترو سندیکاهای قدیمی تر بتوانند تجربه خود را در اختیار حرکت های جدید بگذارند. با اتحاد در پشتیبانی و حمایت، می توان به ارگان های سرکوب و سرمایه نشان داد که اعتراض یک دسته از کارگران، نارضایتی و کنش فعال همه دستمزدبگیران را به عنوان یک پشتوانه حمایتی به دنبال خواهد داشت.

…………………………………………………………….

اما مهمتر از همه این است که حرکت بافق واعتراض علیه خصوصی سازی معدن سنگ آهن، هنوز خاتمه نیافته، بلکه تنها وارد مرحله جدیدی شده. از این مساله نباید غافل شد. خاتمه این اعتصاب دوم هم به معنای خاتمه کامل این کنش صنفی نیست. پیروزی را جشن گرفتن، گرچه امیدوارکننده و نیروبخش است، اما پیروزی نهایی روزی است که به صورت قانونی و مکتوب نتیجه کار کاملا مشخص شود. روزی که یک مصوبه مکتوب، یک راهکار عملی قانونی، تکلیف این 28.5 درصد باقیمانده از سهام معدن را روشن کند. در حال حاضر، کارگران با گرفتن قول ها و وعده های غیر مکتوب به سر کار برگشته اند و هنوز که هنوز است، اختلاف بر سر سرنوشت معدن بافق و ابهامات در این زمینه ادامه دارد. در نامه آقای جهانگیری می خوانیم، خصوصی سازی قطعی است و جای بحث و مذاکره ندارد. از طرف دیگر، معاون سیاسی و امنیتی استاندار یزد، این اظهارات رئیس سازمان خصوصی سازی را در راستای بروز نارضایتی میان کارگران، التهاب آفرینی و دامن زدن به اعتراضات توصیف کرده است. او مدعی شده که طی دستور رئیس جمهور و مباحث مطرح شده در هیات دولت، واگذاری این سهام توسط فرابورس منتفی است. در خبرها هم می خوانیم که اولویت اول دولت برای این واگذاری، بخش خصوصی بافق و مردم بافق است. اما هنوز هیچ دستورالعمل مکتوبی برای نحوه واگذاری این سهام به مردم و شرح جزئیات عملی آن، موجود نیست.

این ابهامات، به راستی بیانگر این است که ماجرا تمام نشده، که کار خاتمه نیافته. نباید یادمان برود خیلی وقت ها، در همین تاریخ چند ده ساله و در عرصه مبارزات صنفی،  بسیار زودتر از موعد جشن گرفته ایم، پیش از آن که باید و بیش از آن که باید خوشحال شده ایم، اما بارها وقتی مست پیروزی بودیم، با یک حرکت غافلگیرانه ضربه خورده ایم.

در حال حاضر اگر کارگران بافق پس از خاتمه این اعتصاب و عادی شدن اوضاع، همانطور که سندیکای کارگران شرکت واحد به درستی به آنها توصیه کرده اند، بتوانند تشکل و سندیکای خود را ایجاد کنند، نمایندگان واقعی و قانونی خود را انتخاب نموده و به پیگیری مطالبه ادامه دهند، اگر قدرت اتحاد پنج هزار نفری و حمایت کل مردم شهر و فعالین کارگری را پشتوانه قرار داده و با قدرت در میدان عمل باقی بمانند، اگر فعالان کارگری و سندیکاها، حمایت خود را از کارگران بافق نه تنها خاتمه نداده، بلکه گسترش دهند، اگر همه این فعالان باور کنند که مطالبه اصلی، آزاد کردن کارگران بیگناه نبوده، بلکه جلوگیری از خصوصی سازی بوده و هنوز تکلیف این مطالبه اصلی مشخص نیست، ابهامات رفع خواهد شد و وصول به نتیجه، قطعی است.

پس اگر درست بیاندیشیم ، باید قبول کنیم اعتراضات بافق هنوز در میانه راه است.  این مبارزه  باید ادامه داشته باشد اما این بار سر میزهای مذاکره و آنهم با حضور نمایندگان واقعی کارگران. تنها روزی که سهام معدن بافق، سهم کارگران و مردم این شهر شود، روزی که دست سودجویان از این معدن کاملا کوتاه گردد، آن روز، روز پیروزی است……….

 

4 نظر

  1. به نظر می آید که کارگران در این دوره بیشتر باید روی تشکیل مجامع عمومی منظم خود تمرکز کنند. تشکیل یک تشکل مثل سندیکا نمی دانم چقدر کارساز است؛ اما تشکیل مجمع عمومی هر هفته و یا حتی شاید هر روز، مثلا یک ساعت و ی انیم ساعت بعد از کار، خیلی مٶثرتر است.

    • حقوق معلم و کارگر

      با تشکر از شما دوست عزیز. اما در هر حال، باید تشکل هایی به نام سندیکا یا اتحادیه وجود داشته باشد، تا برگزاری نشست ها و مجامع عمومی را مدیریت کند و نمایندگان واقعی کارگران از آن طریق انتخاب شود. هر حرکت جمعی نیاز به سازماندهی و سازمان دارد.

  2. دست شما درد نکنه خانم مقدم
    قلم خوبی دارید. امیدوارم همیشه موفق باشید