سرخط خبرها
خانه / مقالات / انتخاب وزیر و فقدان موضع صنفی
انتخاب وزیر و فقدان موضع صنفی

انتخاب وزیر و فقدان موضع صنفی

جعفر ابراهیمی
در حالی انتخاب وزیر آموزش و پرورش به یکی از مسایل مورد مناقشه میان باندها و جریانات سیاسی تبدیل شده است تشکل های سیاسی منتسب به معلمان از انجمن اسلامی- تشکل خط امامی سابق و اصلاح طلب فعلی معلمان که نقش تحکیم کننده پایه های قدرت در آموزش و پرورش در دهه شصت را داشته است- تا سازمان معلمان ایران و مجمع اسلامی هر یک سودای معرفی وزیر دارند این تشکل ها را می توان در زمره حامیان دولت مستقر تقسیم بندی نمود و مواضع سیاسی این گروهها در قبال مطالبات صنفی و پراتیک آنان نشان می دهد که رویکرد این تشکل ها به مقوله آموزش و مسئله صنفی و رفاهی معلمان در طی سال های اخیر بیشتر برای کسب قدرت سیاسی در ساختار کشور و بخصوص آموزش و پرورش بوده است.

کسب قدرت توسط این تشکل ها نیز مانند سایر تشکل ها ، باندها، جناح ها و محافل سیاسی در سپهر سیاسی ایران با مسئله لابی و رانت و نه پایگاه اجتماعی و اعضای تشکل گره خورده است. برای اثبات مدعای خود مخاطبان را به جنگ درونی باندهای درون جبهه موسوم به اعتدال/اصلاح طلب در نحوه بستن لیست امید برای مجلس شورا و شورای شهر ارجاع می دهم جنگی که نتیجه آن ایراد اتهامات مختلف درون این جبهه – برآمده از تکرار می کنم- و متهم کردن افراد شاخص جبهه به خیانت ، رانت خواری، ویژه خواری و … را در پی داشته است.

در این بلبشو بازی سیاسی است که تشکل های حامی دولت می کوشند سهم خود را از وازرتخانه بزرگ آموزش و پرورش بدست آورند اینگونه است که انجمنی ها سنگ یک نماینده زن را به سینه می زنند و از رهگذر ان می کوشند سعیدی را به وزارت برسانند و سازمانی ها می خواهند با ماندن دانش اشتیانی جایگاه لرزان خود را حفظ کنند و برخی نیز در رقابت با سعیدی، زن دیگری از کابینه را برای وزارت  حمایت می کنند و مولاوردی را در مقابل سعیدی قرار می دهند برخی سایت ها هم با زدن زیرآّب امثال حکیم زاده معاون فعلی آشتیانی می خواهند در نزد وزیر آینده جایگاهی داشته باشند این همه بازی برای این تشکل ها و محافل امری طبیعی است و برخی از این تشکل ها سال هاست از همین طریق بر مسند وزارت و مدیریت حکم رانده اند و هرگز از موضع تشکل متبوع خود پاسخگوی ضعف عملکرد وزارتخانه به بدنه معلمان نبوده اند.

در یک چنین شرایط شرایط حساس سوالی که به ذهن متبادر می شود این است که کانون های صنفی بعنوان مستقل ترین تشکل های چرا در این صحنه حاضر نیستند؟ آیا ضروری است که به این مناسبات ورود کنند؟ کیفیت حضور آنان باید واجد چه مناسباتی باشد؟

در سال های پیش بخصوص در سال 92 شاهد آن بودیم که برخی فعالان صنفی حتی تا پای دفاع از کاندیدای وزارت برای فردی خاص پیش رفتند شیفتگی برخی به محمدعلی نجفی و اسطوره سازی دست راستی از وی برخی را تا عضویت و فعالیت در کمپین دعوت از وی پیش برد اما خروجی آن حرکت در نهایت فانی بود مردی هم جنس نامش که فروغی در سپهر آموزش ایران نداشت همان موقع در یادداشتی نوشتم که مستقل از اینکه چه کسی وزیر خواهد شد سیاست های دست راستی مد نظر نجفی و هم مسلکانش ستون آموزش کشور خواهد بود و چنین شد. فانی برای آموزش ایران هرچند فانی و رو به خاموشی بود اما برای کالایی سازی آموزش و فقیر کردن معلمان گام های اساسی برداشت او موفق شد سیاست های دست راستی خود را مانند حاج بابایی و تمام وزرای بعد از جنگ ادامه دهد تمام تشکل هایی که از فانی و آشتیانی دفاع کردند در این بی آیندگی آموزش سهیم هستند و اگر کانون ها هم پشت این افراد قرار می گرفتند بی شک نمی توانستند مطالبات خود را طی سال های 93 تا 95 سازمان دهند.

اتخاذ مسیر استقلال با تاکید بر کار صنفی و آموزشی و پرهیز از ورود به عرصه و بازی سیاسی از حمایت در انتخابات تا لابیگری برای یک فرد یا جناح از دستاوردهای کانون ها طی سال های اخیر است که با هژمون شدن برخی فعالان صنفی در برخی کانون ها این خط برجسته شده است از همین منظر و با این رویکرد کانون ها نباید وارد بازی سایر تشکل های سیاسی منتسب به معلمان گردند. از ورود به ساختار قدرت به معنای کسب موقعیت سیاسی پرهیز کنند ولی تا می توانند بر ساختار سیاسی و قدرت در عرصه آموزش تاثیر بگذارند اگر تشکل های سیاسی تاثیر خود را گرفتن پشت مدیریتی در ساختار نظام آموزشی و از طریق لابی و رانت وفاداری انجام می دهند، کانون ها می توانند  با حمایت بدنه و از طریق طرح مطالبات واقعی و عینی معلمان و دانش آموزان موثر باشند. اما مطلقا کانون ها نباید از هیچ کاندیدای خاصی حمایت کنند مطالبه گری و نقد مداوم قدرت وظیفه فعالان صنفی است نه لابیگری برای فرد یا جناح خاص.

اما طرح مطالبات واقعی بدون درک درست از وضعیت موجود نظام آموزشی ممکن نیست تحلیل وضعیت موجود نیاز به کارپژوهشی جدی دارد اگر این مهم صورت گیرد آن موقع می توان مطالبات عینی معلمان را شناخت، دسته بندی نمود و به راهکار تحقق آن اندیشید. اگر چه فضای مجازی برخی از فعالان صنفی این امکان را می دهد که از ابزار مجازی برای گردآوری داده ها استفاده نمایند اما وقتی کار در همین سطح باقی بماند آنگاه بحث ها در حد گپ و گفت مجازی روزمره خواهد شد. اگر کانون ها و شورای هماهنگی تشکل ها مدعی هستند که بخش اعظمی از مطالبات را نمایندگی می کنند بایستی خارج از بزک مطالبات از سوی کمپین ها/پویش های دولت ساخته امثال  محمد علی نجفی، از موضعی مستقل مطالبات را مطرح و پیگیری نمایند.

اگر کانون ها بتوانند این مهم را انجام دهند گام بعدی سازمان یابی برای تحقق این مطالبات است کانون ها ظرف تشکیلاتی مناسب برای این سازمانیابی را دارند و معلمان نشان داده اند که هر موقع نمایندگان آنها درست عمل کرده اند آنها پای کار ایستاده اند اما موضوع اساسی اینجاست که اگر در طرح مطالبات کانون ها فاقد برنامه عمل و استراتژی مدون باشند تحقق مطالبات ابتر خواهد ماند پس به موازات طرح مطالبات از دولت، فعالان و کانون های صنفی بایستی پیرامون استراتژی خود بیاندیشند و برای عملیاتی نمودن آن برنامه عمل مشخص داشته باشند. تشکلی که بدون استراتژی اقدام به طرح مطالبه کند از طرف کارفرمای بزرگی چون دولت که ابزار قانونی سرکوب و خشونت را دارد جدی گرفته نخواهد شد.

جنبش معلمان ایران در ادامه مسیر تکاملی و منطقی خود به این نقطه حساس رسیده است که بایستی چشم انداز و افق پیشرو را با طرح مطالبات و استراتژی معین تعیین کند بی شک اگر در شرایط خاص جنبش نتواند از این پیچ عبور کند دچار افول خواهد شد آنچه این جنبش را در مسیر پیش رو بالنده  می کند تاکید بر خط استقلال، پرهیز از محفل گرایی و ماجراجویی فعالان و تکیه بر اعتماد و حمایت بدنه جنبش است درک این موقعیت حساس و تلاش برای ارتقای مدار تکاملی جنبش وظیفه و مسئولیت تک تک فعالان صادق درون جنبش است.