سرخط خبرها
خانه / معلمان / بازداشت معلمان و عواقب ناخوشایند آن
بازداشت معلمان و عواقب ناخوشایند آن

بازداشت معلمان و عواقب ناخوشایند آن

حقوق معلم و کارگر، اسکندر لطفی

تابستان با تمام گرمایش نتوانست دل معلمان را به آینده ای روشن تر گرم کند ترسی مبهم ؛ ناامیدی و یاس حاصل کنش ها و اعتراضات صنفی فرهنگیانی بود که از هشت ماه پیش برای تغییر آنچه نامطلوبش می دانستند آغاز کرده بودند . از سویی مطالبات قانونی این قشر عظیم و زحمتکش جامعه از جانب مسئولان بدون پاسخ مانده است و از دیگر سو فعال ترین و دلسوزترین معلمان کشور سرانجامی بهتر از بازداشت در انتظارشان نبود
تعطیلات تابستان، برای معلمان خوشایند نبوده است. در همان اوایل تیرماه، اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان بازداشت می شود واین در حالیست که قبل از وی باغانی و هاشمی که اولی هیت مدیره ی کانون تهران و دومی ریس تشکیلات سازمان معلمان بود برای اجرای حکم به زندان فراخوانده شده بودند تقریبا بعد از بازداشت عبدی هر چند روز یک بار یا خبر احضارهای مکرر فرهنگیان به حراست های ادارات و نهادهای امنیتی دل معلمان را می آزرد یا اخبار بازداشت های جدید .
هنوز داغ بازداشت اسماعیل عبدی تازه بود که انتظار آزادی بداقی بعد از شش سال بی سرانجام تداوم می یافت و هر چه روزها می گذشت وضعیت این فعال نامی مبهم تر می شد و اخبار ناخوشایندی و گاه ضد و نقیضی از آن سوی زندان به گوش فرهنگیان می رسید در همان دهه ی اول شهریور ابتدا محمد رضا نیک نژاد و مهدی بهلولی و سپس محمود بهشتی لنگرودی بازداشت شدند. سپس انتشار خبر حکم سه سال زندان تعزیری برای بداقی و در ادامه بازداشت منصور موسوی فضای حاکم بر جامعه فرهنگیان را کاملا ملتهب کرد . اکنون مهر فرا رسیده است، فضای جامعه فرهنگیان به شدت ملتهب است و این التهاب، نگرانی همه دلسوزان آموزش و پرورش را صدچندان می کند.
بازداشت ها از چند جهت هم برای جامعه فرهنگیان و هم برای فضای کلی جامعه مدنی ایران، آفت زاست. این بازداشت ها، چیدمان منطقی کنش های صنفی و قانونی معلمان را تحت تاثیر قرار می دهد. اولین پیامد این دستگیری ها، تزریق ناامیدی در بدنه معلمان کشور است. معلمان هنگامی که با دستگیری و بازداشت همکاران فعال و مطالبه محور خود مواجه می شوند، از طرفی از فضای جامعه مدنی و کنش های قانونی و از طرف دیگر از دولتی که منادی احقاق حقوق شهروندی است، ناامید و مایوس می شوند. این یاس و استیصال را نمی توان مثبت ارزیابی کرد. نتیجه اش تنها هدایت آگاهانه و ناآگاهانه نارضایتی ها به پستوی اذهان ملتهب معلمان و هدایت آن به خارج عرصه کنش های قانونی است. معلمانی که قلم به دست، همواره در پی احقاق حقوق قانونی همکاران خود و دانش آموزان بوده اند، پشت میله های زندانند و این مساله عواقب خوبی ندارد. گروهی می اندیشند که آیا پس از این دیگر نمی توان برای مطالبه حقوق صنفی از مجاری قانونی وارد عمل شد؟ پس اصول مصرحه قانون اساسی چه می شود؟ چرا به راحتی زیر پا گذاشته می شود؟
و اما پیامد مهم دیگر، بهره برداری گروهها و جناح های سیاسی درون و برون حاکمیت از این بازداشت ها است، گروههایی که نه به مصالح معلمان که به منافع قدرت طلبانه خود می اندیشند و در پی آن هستند که از آب گل آلود به بهترین شکل ماهی بگیرند.
القصه باید گفت این بازداشت ها هم آب به آسیاب دشمنان می ریزد و هم دوستان را ناامید و ناخرسند می سازد. امید است که مقامات و مسئولان با در نظر گرفتن این عواقب ناگوار و ناخوشایند، تدبیری عاقلانه بیاندیشند و به نگرانی جامعه فرهنگیان و خانواده معلمان زندانی خاتمه دهند.مهر  آغاز شده است و کمترین انتظار جامعه ی فرهنگیان این است که همکاران بازداشت شده ی آنها نیز روزها را در کلاس های درس سپری کنند و مسولان بیش از پیش جوابگوی خواسته های حق خواهانه این قشر پرتلاش و زحمتکش باشند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*