سرخط خبرها
خانه / معلمان / بانوان فرهنگی و نقش تاثیرگذار آنان در اجتماع
بانوان فرهنگی و نقش تاثیرگذار آنان در اجتماع

بانوان فرهنگی و نقش تاثیرگذار آنان در اجتماع

سیران صنوبری، کردستان

ما در یک سیستم مردسالارانه رشد کرده ایم . بنابراین، در طول تاریخ، نان آور خانه همیشه مرد بوده است و (گاهی حتی یک پسر بچه)، چرا که اصولا طبق شرع و عرف، کلیه نیازهای مادی زنان باید به وسیله مردان تامین گردد.
اما گذشت زمان و بروز تغییرات فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی، پای زنان ایرانی را هم به محیط کار باز کرد و توانایی ها و قابلیتهایشان خیلی سریع جایشان را در بازار کار تثبیت کرد.
مشکل از آنجا شروع شد که در این سیستم فکری و عرفی، یک بانو اگر با تمام توانمندی و لیاقتش هم کار می کرد دستمزدش را چیزی شبیه یک “لطف” می دید، بنابراین حق اعتراض به ظلم هایی که در حقش میشد، را برای خود قائل نبود
و اصولا ماندن بر سر کار و داشتن استقلال مالی را بزرگترین موهبت زندگی  دانسته و با تمام توان این وضعیت را حفظ میکرد که مبادا باز خانه نشین و محتاج پدر یا همسری که گاهی با نهایت خساست با نیازهایش برخورد می کرد، شود.
نمود بارز این مساله را میتوان در شغلهایی  مانند منشی های مطب پزشکان گرفته تا انواع و اقسام دفاتر و شرکتها وحتی مربیان مهد کودک مشاهده کرد که هنوز هم باساعتهای طولانی کار، دستمزدهای ناچیز و عدم امنیت شغلی میسازند و دم نمی زنند که مبادا این استقلال لنگان لنگان اقتصادیشان از بین برود.

با این مقدمه به سراغ بانوانی می رویم که توانسته اند در بهترین، محبوبترین و مورداعتمادترین شغلی که در ایران برای بانوان شناخته شده است استخدام شوند.
بانوان فرهنگی گرچه همواره با اتکا به توانمندی ها و لیاقت خود وارد این حرفه شده اند اما باید بپذیریم که در سالهای گذشته، بیشترشان هنوز تحت تاثیر همان سیستم فکری غلط، شغلشان را همای سعادتی می دانستند که بر شانه هرکسی نمی نشیند و برای نگه داشتنش باید سکون و عدم تحرک را بپذیرند.

اما از آنجا که همیشه فرقی میان قشر فرهیخته و اهل مطالعه هر مملکت با دیگران وجود دارد، این تفاوت فرهنگی در شرکت فعال بانوان در اعتراضات صنفی و درخواست مطالبات حق خواهانه، دوشادوش و گاهی پیشتر از آقایان همکارشان، نمود پیدا کرد.
حالا دیگر خانمهای فرهنگی به حدی از عزت نفس رسیده اند که برای احقاق حقوق خود، دانش آموزان و خانواده هایشان، اعتراض کنند، در تجمعات صنفی شرکت کنند و در آگاه سازی جامعه در مورد مشکلات آموزش و پرورش مبادرت ورزند.

بانوان فرهنگی به ویژه در یک سال اخیر فصل جدیدی از فرهنگی بودن و زن بودن را آغاز کرده اند، فصلی که خزان سکون و انفعال و سرمای ترس و هراس را پشت سر گذاشته و بهار فهم و بی باکی و حق طلبی را در پیش رو دارد.
گرچه هنوز بسیارند فرهنگیانی که گمان میکنند با درخواست تغییر در سیاستهای غلط و نابود کننده آموزش و پرورش که تیشه به ریشه منزلت فرهنگیان و آگاهی بخشی دانش آموزان زده است؛ گناهی نابخشودنی مرتکب شده اند که ممکن است پایه های امنیت شغلی شان را بلرزاند، اما حضور روزافزون خانمهای فرهنگی در خیل معترضان نوید آینده ای روشن در باغ علم و اندیشه این مرز و بوم را میدهد.

چندی پیش وزیر آموزش و پرورش اعلام کرد که حدود 53 درصد معلمان ایران، خانم هستند (این آمار برای تهران 80 درصد اعلام شده است).  همین مساله، اهمیت آگاهی، جسارت و حق خواهی خانمهای فرهنگی را صد چندان می کند، چراکه وقتی در یک سازمان آمار کارکنان زن بیشتر از مردان شد،بی شک زنان باید پرچمدار تغییر، بهبود و حل کلیه مسائل آن سازمان باشند.

خانمهای فرهنگی به طور همزمان در سه جایگاه تاثیرگذار و گرانمایه همسر، مادر و مربی می توانند پایه گذار تغییرات بنیادین در  جامعه باشند. بی تردید هر چقدر در یک مملکت بانوان فعالتر، حق طلب تر و آگاهتر شدند باید به نسل آینده آن مملکت تبریک گفت.
پس آینده سازان ایران مبارکتان باشد بیداری مادران و معلم هایتان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*