سرخط خبرها
خانه / معلمان / برابری جنسیتی، محصول اصلاح ساز و کارهای نظام آموزشی
برابری جنسیتی، محصول اصلاح ساز و کارهای نظام آموزشی

برابری جنسیتی، محصول اصلاح ساز و کارهای نظام آموزشی

نسرین هزاره مقدم


 

رفع تبعیض جنسیتی در سیستم آموزشی، یک قدم اساسی در پیشرفت جامعه است. افزایش شمار زنان تحصیلکرده و توانمند در کنار حضور فعالانه و کنشگر آنها در همه عرصه های حیات یک جامعه از جمله در سیاست، یکی از اصلی ترین شاخص های توسعه یافتگی است.

تحقیقات بین المللی نشان داده جوامعی که برابری جنسیتی را در تدوین سیستم آموزشی خود در نظر می گیرند، رشد اقتصادی بهتری دارند. این، نظام آموزشی یک جامعه است که برابری یا نابرابری جنسی را در ذهن ها تلقین کرده و در کل جامعه گسترش می دهد.

بخشی مهم از تلاش برای رسیدن به برابری جنسیتی در نظام آموزش، فائق آمدن بر چالش های کلیشه ای جنسیتی جامعه است. کلاس های درس، معلمان و کتاب های درسی می توانند کلیشه های قالبی نابرابر را به تدریج بشکنند و از حیز انتفاع ساقط کنند. بدون اصلاحات آموزشی مناسب با هدف حذف نگاه تبعیض آلود جنسی از مباحث درسی و کتاب های تحصیلی، تغییرات و اصلاحات کلان اجتماعی عملا غیرممکن می شود یا به اهداف تعیین شده، هرگز نمی رسد. از طرفی، با توجه به رابطه عمیق نسلها و انتقال مفاهیم بین آنها، عدم رفع تبعیض جنسیتی در سیستم آموزشی، کلیشه های جنسی غلط را هر چه بیشتر در سطح جامعه ترویج خواهد کرد.

………………………………………………………………………………………………

گرچه اولین قدم، تلاش برای افزایش شمار دختران و زنان در مدارس، دانشگاهها و موسسات آموزشی است، اما این قدم، تنها تعداد زنان تحصیلکرده را افزایش میدهد، یعنی یک پتانسیل بالا برای جامعه تربیت می کند. اما، از قوه به فعل درآمدن این پتانسیل، محتاج شکستن کلیشه هاست. یعنی باید عملا دنبال راهکارهایی بود که زنان را به عناصری کنشگر و فعال در همه عرصه ها تبدیل کند. افزایش تعداد زنان تحصیلکرده، لزوما به معنای زندگی بهتر برای آنها نیست. این همان چیزی است که در سالهای اخیر در ایران شاهد آن بوده ایم. با وجود این که، از نظر کمیت،تعداد زنان تحصیلکرده با مردان برابری می کند، این امر، هرگز نتوانسته پیشبرد شاخص های کیفی در  زندگی خود این زنان و کل جامعه را تضمین نماید.

به عنوان نمونه، بد نیست به نتایج آماری جامعه مالزی، کشوری با ساختارهای سنتی در زمینه تفکرات جنسیتی، نگاهی بیندازیم. طبق گزارشات آژانس دولتی PEMUNDU در کشور مالزی، حدود 40 درصد زنان فارغ التحصیل از دانشگاههای این کشور، اصلا وارد بازار کار نمی شوند. از بقیه آنها هم، حدود 25 درصد، حداکثر پس از سه سال اشتغال، کار را رها می کنند و این در حالی است که براساس برنامه توسعه سازمان ملل، 70 درصد زنان در یک جامعه توسعه یافته باید منبع درآمد مستقل داشته باشند.

افزایش شمار زنان تحصیلکرده اما ناتوان در کسب جایگاه اجتماعی مناسب نشان می دهد که هنوز نگاهها به مقوله جنسیت درست نشده، که هنوز کلیشه های جنسیتی چندان تغییر نکرده. این کلیشه ها یعنی برخورد نامناسب با زنان فارغ التحصیل . خیلی از زنان علیرغم مدرک تحصیلی و توانمندی های بالا، با نگاه خشک جنسیتی جامعه مواجه می شوند: کار “مناسب” برای آنها وجود ندارد. حتی در خیلی از کشورها، رشته های تحصیلی تفکیک می شوند. زنان نمی توانند در خیلی ازشاخه ها تحصیل کنند، فقط به یک بهانه: این رشته ها به اندازه کافی، “زنانه” نیستند و این همان رخدادی است که در ایران در حال اتفاق و پاگیری است.

علاوه بر این، اگر نگاه جنسیتی ازطریق آموزش دگرگون نشود، یک مشکل دیگر نیزهمچنان پابرجا می ماند و آن این است که زنان از لحظه ورود به بازار کار، دوشغله می شوند: یک شغل درآمدزا در جامعه و یک شغل سنگین و نفسگیر دیگر در قالب کارهای روزمره خانه، این یعنی ایفای همزمان دو نقش، نقش شهروند  فعال و نقش کدبانو. بنابراین جای تعجب نیست که خیلی ازشرکت ها و موسسات به سادگی تن به استخدام زنان مخصوصا در پست های مدیریتی نمی دهند. چون استدلال می کنند که آنها به سادگی پس از ازدواج یا بارداری کار را رها خواهند کرد.

……………………………………………………………………………………………..

پس مساله تبعیض جنسیتی، یک مساله چند بعدی است و تا زمانی که سیستم آموزشی تغییر نکند، قابل حل نیست. آموزش در مدارس، شکل دهنده عقاید جامعه است. اگر مطالب کتاب های درسی القا کننده تبعیض جنسیتی یعنی همان نگاههای خشک و متحجرانه مشکل ساز در سطح جامعه باشد، اگر محتوای این مطالب فقط تکرار کننده این بینش باشند که نقش اصلی زنان همچنان در آشپزخانه است و مردان مدیران و پیش قراولان جامعه هستند، ذهن دختران و پسران دانش آموز در طول دوران زندگی، از این کلیشه ها پاک نخواهد شد. آنها برای شکستن این بت های ذهنی، باید به سختی بجنگند و شاید هم، هرگز موفق نشوند. با وجود این کلیشه ها، خود زنان هم از ورود کنشگرانه، فعال و پرقدرت در عرصه جامعه هراس خواهند داشت، خود، همچون مانعی سر راه خود باقی می مانند.

………………………………………………………………………………..

یک ضرب المثل چینی می گوید: ” زنان نصف آسمان را بالای سر ما نگاه داشته اند”.

اما اگر پایه های این نصف آسمان بهراسد یا بلرزد، سقفی بالای سر ما باقی نخواهد ماند.

 

منابع:

مجله اینترنتی جهان آموزش (Worlds of Education)

http://worldsofeducation.org/en/magazines/articles

و

مقالات دومین کنفرانس جهانی زنان ، سازمان EI

http://pages.ei-ie.org/women/index.php?lang=en