سرخط خبرها
خانه / معلمان / بررسی تحلیلی جنبش معلمان ( به مناسبت اعتراضات اخیر معلمان)
بررسی تحلیلی جنبش معلمان ( به مناسبت اعتراضات اخیر معلمان)

بررسی تحلیلی جنبش معلمان ( به مناسبت اعتراضات اخیر معلمان)

غلامعلی حسینی، معلم ریاضی بازنشسته

(قسمت اول)

مقدمه

معلمان با تعداد بیش از یک میلیون نفر ، مسئولیت تحقق دسترسی اندیشه و تفکر نسل نو را با سطح تمدن جهانی بشر امروزین بعهده داشته و پیشبرد نظام آموزشی در بخش عملیاتی و اجرایی را به دوش می کشند . در واقع معلمان ، رسالت آموزش و پرورش نسل نو برای مدیریت آینده کشور که همفاز با پیشروان جامعه جهانی قرارگیرد را به عهده دارند  .

تأسیس دارالفنون بدست امیر کبیر در سال 1230 ، نقطه آغاز تحول آموزش از نظام کهن به نظام نوین بود   . تأسیس دارالفنون را می توان  مبدأ تحول در تفکر کهن و سنتی جامعه ایران محسوب  نمود . چرا که آگاهی فاصله انداز است فاصله بین حاکمیت مطلق و کهن با اندیشه نوین مشروطه ، از آن زمان درایران رقم خورد . اندیشه حاصل از آموزش نوین  طی زمان از آغاز تحول آموزشی ، بتدریج در ذهن جامعه ایرانی رسوب کرد و جامعه ایران را از مطلقیت قاجار و دوره های ماقبل آن عبور و سرانجام به مشروطیت رساند . در جهان در ایام مشروطه ، علم شأن و منزلت و کرسی پیدا کرده بود ، که با سر ریز به جامعه ایران ، معلمین بهمراه اهل فرهنگ و روزنامه نگاران و احزاب مترقی  منشأ تحولات فکری جدید در ایران گردیدند. در ایران نظام آموزشی جدید و محیط مدرسه و دانشگاه ،  همواره آرمان ملی ، علمی و طبقاتی را با خود حمل کرده است . نظام نوین آموزشی ، در  تضاد با نیروهای کهن یعنی دربار قجری و روحانیون درباری و دیگر نیروهای واپسگرا و با تلاش ها و کوشش ها و با تکفیر شدن ها و مبارزات بسیار گسترده و دامنه دار بثمر رسیده است . این عرصه مبارزه در ابتدا از تبریز تا تهران و مشهد و اصفهان و دیگر شهر ها بزرگ همراه بود. معلمین در مبارزات مشروطه ،  نهضت جنگل ، نهضت ملی ، جنبش 39 – 42 ، انقلاب 57 و حرکت ها و جنبش های اصلاح طلبانه بعد از آن بصورت بسیار گسترده ای مشارکت داشته و پیشرو بوده اند . در  برخی از مبارزات از جمله جنبش سال های 42-39 معلمین نقش پیشتاز و راه انداز مبارزات را داشته و در بقیه موارد نقش بسیار مؤثر و پیشرویی در بدنه جنبش ایفا نموده اند  .

حرکت بعدی  مساعی ذهن آرایان در نظام آموزشی نوین  1) زنگار زدائی از عقل  2)خرافه زدائی از دین  3) استقرار آموزش نوین 4) نشر فرهنگ و اگاهی  تنظیم روابط دولت ملت – استقرار قانون – مشروطه کردن قدرت ، تلاش برای مشارکت در  نظام سیاسی ، عدالت اجتماعی و باز توزیع مواهب و منابع ثروت و دستیابی  به قانون « هر کس به اندازه کار و تلاش خود»  بوده است مبارزاتی که تا به امروز هر چند با افت و خیز هایی مواجه شده اما متوقف نشده و تداوم یافته است  . چشم انداز پیشروان در عرصه اندیشه  در ابتدا : اندیشیدن – تحول اجتماعی و هم نفس کردن ایران با تحولات جهانی ، مشروطه و جمهوریت بوده که جایگزین نظام مطلقیت ، استبداد و سلطنت – که ایران را خارج از مدار تاریخی و توسعه زمان قرار داده بود – گرداند . پرداختن به تلاش تاریخی آموزش و پرورش نوین و تلاش معلمین در یکصد و سی سال اخیر موضوعی است که بدون تحلیل و غور و  بررسی آن نمی توان به شناخت تحول جامعه ایران دست یافت و تلاش های چندی در این مورد در خصوص برخی مقاطع تاریخی انجام شده که در خور تقدیر است اما جای کنکاش و بررسی های بیشتر و گسترده تر در بررسی مبارزات در مقاطع تاریخی مختلف ، مورد نیاز است . در این تحلیل ضمن بررسی بازه زمانی جنبش تنباکو تا کنون ، امیدواریم که این مهم در برنامه عموم معلمین که خود در عرصه های مختلف دانش علمی و تاریخی صاحبنظر هستند بصورت گسترده و جدی تری مورد تجزیه تحلیل و موشکافی قرار بگیرد، امری که به درک و تحلیل جامعی از نقش جنبش معلمین در تحولات اجتماعی و جنبش های ادوار مختلف کمک شایانی می نماید .

بررسی تحلیلی و تاریخی ، ضرورت و لازمه پیشرفت ابعاد مختلف اجتماعی و آموزشی – فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی  در مقطع کنونی و مراحل گذار تاریخ آتی به سمت توسعه ، پیشرفت و نظام اجتماعی سازگار با توسعه انسانی می باشد .

مبانی نظری  و اهداف  بنیادین

تا زمانی که : 1) زیر ساخت ها و الزامات یک محیط علمی ، آموزشی  و تحقیقاتی؛ 2) نظام آموزشی مبتنی بر   آزادی ، دمکراسی ، مشارکت و دخالت مؤثر کارکنان آموزشی  و همچنین 3) سیستمی برای تأمین حقوق مکفی برای رفاه معلم و تأمین یک زندگی با کرامت انسانی محقق  نشود جامعه رو به رشد ،آزادی و توسعه نخواهد رفت  . در بین سه الزام مطرح شده ، یک رأس آن ، یعنی تأمین حقوق مکفی و زندگی در محدوده رفاه و با کرامت انسانی و مرتبط با « سوژه  » یعنی معلم ، مهم تر و کلیدی تر از دو الزام دیگر در رئوس دوم و سوم مثلث – تأمین مشارکت و زیر ساختها – می باشد . زیرا وجود زیر ساخت ها و تجهیزات ، بدون عامل سوژه ( معلم ) بی اثر و ناکارآمد خواهد ماند . همچنین تأمین مشارکت نیز به عامل تعیین کننده معلم مرتبط بوده و در صورت عدم تأمین یک زندگی مکفی، اندیشه و فکر معلم برای مشارکت کارایی نخواهد داشت  .اگر دولت و حاکمیت در این عرصه کوتاهی نماید به این مفهوم است که اساسا تعهد و برنامه عملی برای ایجاد یک جامعه توسعه یافته را ندارند .  در چنین وضعیتی ، اگر در عرصه ای از علوم دستاوردهایی هم کسب شود ، بصورت مصنوعی ، آکواریمی و با تزریق منابع مالی بسیار هنگفت و نهایتا نا کارآمد خواهد بود. یعنی توسعه همه جانبه نبوده ، بلکه ناهمفاز، ناموزون و نامتوازن می شود .  جامعه در صورتی توسعه می یابد که زمینه ها و بستر لازم برای یک زندگی شرافتمند و انسانی برای همگان و از جمله معلمین تأمین شده ، به این لحاظ دموکراسی اجتماعی ؛ فرهنگی و اقتصادی در سطح جامعه حکمفرما شود پیامد چنین وضعیتی افزایش درجه آزادی های فردی و اجتماعی و خود شکوفایی انسان و دست یابی به سطوح بالای نیازهای زندگی است . رشد و توسعه در سایه ترس و جهل،  خفقان و سرکوب و زندان محقق نخواهد شد .  لذا ما معلمین با هر درجه از افزایش حقوق و دستمزد و کسب شأن واقعی خود نه تنها در جهت تأمین زندگی خود و خانواده هایمان گام برمی داریم بلکه آزادی ، توسعه و امنیت اجتماعی و آینده تضمین شده جامعه را را نیز محقق می کنیم. در سراسر دنیا ، برای همه ملل بعینه ثابت شده است که مشارکت فردی در تصمیم گیری ها و اهداف اجتماعی ، سازمان ها و نهادهای اجتماعی ضامن رویکرد صحیح ، تدوین اهداف و برنامه صحیح و دستیابی به نتایج از قبل تعیین شده است و به هر میزان تصمیمات با مشارکت جمعی و شورایی اتخاذ شود اثر بخشی آن سازمان و نهاد بیشتر و عقلانی تر می گردد مطلقیت حاکم و از بالا به پایین در  نظام آموزش و پرورش جاری و تحمیل دروسی که از بالا و بدون نیاز سنجی واقعی این عصر و دوران انجام می گیرد ، باعث ایجاد فاصله عمیقی فی ما بین و نظام تصمیم گیری آن با اهداف واقعی آموزش و پرورش  دانش آموزان ، رشد و توسعه اجتماعی و نتایج اهداف مورد نظر می شود . یعنی اثرات معکوسی ببار می آورد  . خارج کردن نوع دروس و محتوای آن از دیدگاه های نظام حوزوی و ماقبل آموزش نوین و عدم ارائه دروس مورد نیاز عصر و زمانه با استفاده از تجربیات دورانساز کنونی اثر بخشی نظام آموزش و پرورش و ایجاد رشد و توسعه انسانی مطابق اهداف این نظام را منتفی می کند . معلمان برای ایجاد مشارکت و کرامت در شأن خود ،  می بایست بتوانند  تشکیلات و سازمان مستقل خود ایجاد و آنرا تبدیل به یک نهاد در آموزش و پرورش نمایند تا تحول و برنامه ریزی صحیح و مطابق موازین علمی و مشارکت اجتماعی آموزشی تأمین گردد. 

 

ویژگی های  معلمان

معلمین در یک جامعه طبقاتی ، فاقد ابزار کار و سرمایه بوده و بعنوان فروشنده نیروی عمدتا فکری و کمتر یدی خود فعالیت و زندگی می کنند  . معلمین فاقد سرمایه ، ساختمان ها ، تجهیزات آموزشی  ، نظام های برنامه ریزی ، تهیه و تدوین سیستم  آموزشی و غیرو می باشند . معلمین در واقع همه دارای یک کارفرما و آنهم دولت بوده که با توجه به آنکه دولت نیز می بایست نهادی برآمده از ملت باشد ، پس دولت ها در واقع دارای شرکای اجتماعی از جمله  « جامعه »  ( مردم ) و «کارکنان » ( معلمین و کادرهای اداری) هستند . طبق اصل سی قانون اساسی آموزش در ایران رایگان و توسط دولت انجام می شود و اگر دولت خارج از این اصل عمل نماید در واقع از انجام وظایف اساسی خود سر باز زده و مشروعیت عملکرد خود را زیر سئوال می برد . با توجه به مبانی فوق ، دولت ها و حاکمیت ها نمی توانند بطور یکجانبه و بدون مشارکت و حضور دو شریک اجتماعی ، یعنی  « جامعه و معلمین »، اقدام به طرح و سیاست گذاری ، بودجه بندی ، اولویت گذاری ، تدوین و تغییر نظام آموزشی ، تدوین منابع و دروس ، تدوین نظام های حقوقی و جبران خدمات و پاداش معلمین نماید.

اگر کار معلمین را بصورت انتزاعی  ( مجرد ) و فردی نگاه کنیم مشابه برخی دیگر اقشاری که ویژگی کار آنها فردی است از جمله مهندسین ، رانندگان شرکت واحد و پزشکان می باشند اما با توجه به ویژگی های  ذاتی جمعی ، در مشارکت اجتماعی در حوزه های ذکر شده و مطالبات اقتصادی ،  با توجه به اینکه معلمان فاقد سرمایه هستند بعنوان طبقه کارگر قرار محسوب می شوند .  همانطور که مهندسین و یا رانندگان و برخی پزشکانی ( که فاقد سرمایه و ابزار کار هستند ) نیز جزو طبقه کارگر قرار دارند .

در خصوص نقش فکری و اجتماعی ، واضح است که معلم در همه دوران توانست به تحول جامعه کهن و سنتی سرعت ببخشد زیرا ویژگی کار وی  تعقل —-تفکر —— مشاهده ——-نظریه است ، و هر گاه که توانسته است این زنجیره فکری را  به « عمل و سازماندهی» منتهی نماید  « تحول» را با خود همراه داشته است  . معلمین بعنوان قشر مرجع 0 الگوی نوجوانان و جوانان ، والدین و دیگر گروههای اجتماعی می باشد . لذا در صحنه عمل اجتماعی و بخصوص در دوران بحران ها بعنوان قشر مرجع تأثیر گذار بوده اند . در دوران تحولات اجتماعی در ایران بخش هایی از معلمین بعنوان منتخبین و نمایندگان مردم در بخش های تصمیم گیری مجلس شورا  و دیگر ارگان ها انتخاب شده اند ، زیرا مورد اعتماد  وثوق مردم می باشند .

معلمان از نقطه نظر کمیت و وزن اجتماعی قشر وسیع و گسترده ای از جامعه را تشکیل میدهند. از مراکز شهرهای بزرگ تا دور افتاده ترین شهرستانها و روستاها معلمان حضور داشته و لذا اعتراض و اعتصاب معلمان وسیعا و بلاواسطه در جامعه منعکس میشود و بر زندگی اکثریت  مردم، دانش آموزان و خانواده های آنان، مستقیما تاثیر گذارند .

همبستگی سراسری معلمین در سراسر کشور می تواند وزن اثر گذاری معلمین در تصمیمات مهم مملکتی از یکطرف و بهبود ، رشد و توسعه اجتماعی از طرف دیگر را محقق کند  . اختصاص لازم و مکفی بودجه مملکتی در زیر ساخت های آموزشی ، افزایش حقوق و درآمد معلمین در محدوده رفاه ، اجرای اصل 30 قانون اساسی در خصوص برقراری آموزش رایگان تا پس از دوران متوسطه و تهیه زیر ساخت های لازم آموزشی توسط دولت می تواند به بهبود فضای فرهنگی ، سیاسی و آزادی های مدنی و اجتماعی بینجامد . شاید بتوان گفت که یک شاخص توسعه یافتگی و رهایی انسان از قیود نیازهای اولیه و حرکت بسوی رشد و اعتلای انسانی ، می توان تخصیص بودجه لازم را برای امر آموزش و پرورش دانست . زیرا بودجه آموزش نشانگر سرمایه گذاری برای توسعه اجتماعی و نیروی انسانی است . معلمین در حلقه های ارتباطی و بین خود و به اشتراک گذاشتن دانش در حوزه های مختلف علمی می توانند به تصمیمات صحیح و علمی دست یافته و باعث پیشبرد امر تحول در این حوزه ها شوند . همچنین با وجود شبکه ارتباطی بین معلمین، دارای وحدت دیدگاه در مطالبات و تا حدودی همسان وحدت نظری در مورد پدیده های اجتماعی می باشند .

سطح زندگی ، حقوق و معیشت معلمان

در ایران ، حقوق معلمان همانند دیگر اقشار حقوق بگیر اعم از کارگران ، پرستاران ، کارمندان جزء ، که همگی درمقوله طبقه کارگر قرار دارند ،  طی دهه های اخیر بشدت منجمد و فشرده شده است . در حالیکه خط فقر و حداقل سطح زندگی به حدود  سه میلیون و نیم تومان در ماه افزایش یافته است حقوق معلمان و دیگر اقشار حقوق بگیر بطور متوسط در سطح  یک سوم خط فقر قرار دارد . نظر به اینکه معلمان بعنوان یک قشر مرجع اجتماعی پرنسیب های ضروری برای ادامه کاری خود را لازم داشته تا بتوانند به انجام وظایف خود در محیط آموزشی  اقدام کنند ،  قادر نیستند به کارهای عام تر در معرض دید عمومی اقدام کنند و لذا بشدت در زندگی در رنج و مضیقه قرار دارند  . در اینجا  خط فقر و نه خط رفاه مطرح گردید . تأمین خط رفاه برای یک کارکن و معلم ، حقوقی بیش از این سطوح را می طلبد . حقوق و دستمزدی که معلم بتواند هزینه های فرهنگی ، تفریحی و مسافرتی ( داخل و خارج )، تأمین مایحتاج اجتماعی و غیرو را نیز تأمین نماید . پرداخت سطح حقوق مطرح شده ، نه هزینه بلکه سرمایه گذاری اجتماعی است . بررسی وضعیت کشورهای توسعه یافته ای که این سطح حقوق را تأمین می کنند خود حاکی از درک و اجماع حاکمان از الزامات رشد و توسعه و درجه آزادی فردی و اجتماعی  آن کشورها است .  حاکمیت بجهت ذهنیت و منافع قشری و طبقاتی نیم درصدی ها در ایران    ( طبقه سرمایه دار رانت خوار خودی و مقامات ارشد حکومتی و دولتی  )  قصد ندارد به اصلاحات واقعی در بهبود سطح زندگی معلمان اقدام کند .  معلمین پیمانی و حتی بدون قرارداد را با حقوق بسیار نازل و اندک را بخدمت گرفته  و از بیکاری موجود در سطح جامعه بشدت سوء استفاده می نماید . بخصوص از کار زنان و دانشجویان نیز برای کاهش هر چه بیشتر دستمزد بهره می برد . با توجه به عملکرد کنونی می بایست گفت دولت ها در ایران تنها ، بطور روزمره سپری می کنند و هیچ برنامه ای برای توسعه اجتماعی – اقتصادی ایران امروز و آینده را در نظر ندارند . اگر بودجه آموزش و پرورش که حدود 5/3 در صد تولید ناخالص داخلی است را  با بودجه دیگر وزرات ها و سازمان ها مقایسه کنیم ستمی که در حق معلمین و زیست آینده جامعه ایرانی  می شود را می توان بخوبی دریافت بعنوان مثال بودجه نظامی و امنیتی 40 درصد بودجه سالیانه کشور و بودجه است همچنین مقایسه دستمزد معلمین در ایران با دیگر کشورها نشان از عمق و وسعت فاجعه است که این قشر گسترده را در تنگنا قرار داده است. بی شک دریافت حقوق پایه ای برای تأمین یک زندگی شرافتمندانه در مقطع کنونی که دریافت به محدوده حداقل 5 میلیون تومان ماهیانه ، متناسب با سطح هزینه های کنونی، نشان از راه درازی است که می بایست پیموده شود . اگر انتظار داشته باشیم که با یک یا چند حرکت اعتراضی بتوانیم  ذهن و اندیشه مقامات تصمیم گیر را متوجه وظایفشان در تأمین زندگی معلمین و از اینطریق توسعه کنونی و آینده جامعه ایران کنیم و آنها را موظف به اتخاذ تصمیمات حاد برای تخصیص بودجه لازم برای آموزش نموده و از غارت رانت خوران و به یغما برندگان ثروت اجتماعی جلوگیری کنند ،  می توان گفت که راه بجایی نمی بریم ، زیرا آنان دهه هاست که به تفکر منجمد کنونی عادت نموده و با افزایش تورم و افزایش مستمر سطح زندگی ،  در وضعیت حادتری قرار خواهیم گرفت . مسئولین طی دهه ها نشان داده اند که اولویت های دیگر بغیر از رشد و توسعه اجتماعی ، تغییرنظام بودجه بندی و توزیع ثروت اجتماعی از رانت بسمت هر کس به اندازه کار و تلاشش دارند ، تغییر وضع موجود ، راه درازی است که می بایست برای پیمودن آن آماده باشیم .

کسب حقوق مطابق شأن زندگی و انسانی ، نه تنها یک الزام شخصی برای ما و خانواده و زندگیمان است  بلکه یک وظیفه و الزام و یک تعهد اجتماعی ما برای کل جامعه ، رشد و توسعه و رهایی از فقر و فلاکت و اعتیاد و تن فروشی برای جامعه نیز هست . لذا حرکت ما نیاز به یک طرح و برنامه کلی و سراسری دارد و با توجه به اینکه قشر معلمان با اندیشه و فکر سر و کار داشته و عمدتا از همین طریق نیروی کار خود را می فروشد طرح و برنامه برای تغییر وضعیت موجود یک امر ممکن و دست یافتنی است ، زیرا این جزئی از کار و زندگی معلم را تشکیل می دهد

شعار حق طلبانه معلمان “معیشت، منزلت ، حق مسلم ماست” فریاد اکثریت عظیمی است که زیر خط فقر زندگی میکنند و دیگر تاب تحمل این شرایط را ندارند. این یک خواست اقتصادی  است اما بهیچ وجه به معلمین محدود نمی ماند. کارگران در بخشهای مختلف تولیدی و خدماتی مدتهاست برای اصافه دستمزد و پرداخت دستمزهای عقب افتاده خود در حال مبارزه و اعتصاب اند و مبارزه معلمان میتواند نقطه عطفی در روند این مبارزه باشد. هر درجه خواست معلمان متحقق شود ، می توان انتظار بهبود و رشد در عرصه اجتماعی  را شاهد بود . فقر و عدم تامین معیشت یک مساله عاجل و انفجاری در جامعه است و با سیر صعودی و سرسام آور قیمتها و گرانی غیر قابل تحمل در چند ماهه اخیر ، وضعیت حاد تر و انفجار آمیز تر نیز خواهد شد. از این رو مبارزه معلمان بخاطر خواست و هدف مشخص و اعلام شده آن نیز از قابلیت بالائی در جلب حمایت وهمراهی اکثریت عظیم مردم برخوردار است . شعارهای معلمین که اعتراضی بر علیه وضع موجود است در واقع خواست و مطالبه تمامی حقوق بگیران و طبقه کارگر است . شعارهایی از قبیل  “35 سال گذشته عدالت کجا رفته”،  “35  سال گذشته پول نفت کجا رفته” ،  “مدعی عدالت خجالت خجالت”،  ” وزیر بی کفایت، استعفا استعفا”، “نداشتن انگیزه نتیجه تبعیضه” زبان گویای جامعه امروز ما معلمان است . بعبارت دیگر مبارزه معلمان بخشی از مبارزات پیوسته ای از  مطالبات و اعتراضات جاری در جامعه بوده و منعکس کننده مطالبه ای است که مضمون مشترک همه این مبارزات را تشکیل میدهد. برای نشان دادن سرمایه گذاری در امر آموزش و رابطه آن با توسعه یافتگی کشور آمار زیر نمایانگر است .

کشورها جمعیت(میلیون) بودجه آموزش ( هزار میلیارد تومان) بودجه برای ده میلیون نفر مقایسه با ایران
ایران 77 23 2987
ترکیه 75 110 14666 5 برابر
ایتالیا 61 250 40983 7/13 برابر
فرانسه 60 360 60000 20  برابر
دانمارک 5/5 55 100000 5/33
نروژ 5/4 65 144444 48

 

مقایسه حقوق ایران با کشورهای کمتر توسعه یافته و توسعه یافته

کشورها حقوق معلم ( میلیون تومان) مقایسه متوسط با ایران بطور
ایران یک و نیم
ترکیه – عربستان – کره جنوبی – اردن- لبنان – مالزی 8-13 7    برابر
فنلاند – انگلستان – دانمارک – فرانسه – آمریکا 15-28 14   برابر

آمار برگرفته از مقاله « اسرار مگوی بوجه 94 آموزش و پرورش » نوشته آقای جواد لعل محمدی

ارزيابي‌هاي سال 1988 همچنين استاندارد برتر جهاني ، تخصيص توليد ناخالص ملي به آموزش و پرورش را، 3/5 درصد نشان مي‌دهد كه هم‌ اكنون سقف اين رقم تا 7 درصد نيز افزايش يافته، کانادا 7.1 درصد ، پرتغال 7درصد جامائیکا 6.4  ایالات متحده 8.6 درصد كوبا 8.2، پاناما 6.2 و بوليوي 5.3 درصد  می باشد. اين در حاليست كه تنها 3.8 درصد از توليد ناخالص ملي ايران به نظام آموزشي اختصاص مي‌يابد.

 

نسبت حقوق معلمان به كاركنان بخش صنعت در ايران تنها 50.6 درصد است اما اين رقم در ژاپن 185.5 درصد، سوئد 182 درصد، نروژ 178.20 درصد، هلند 177 درصد، كانادا 163 درصد، انگليس 114.1 درصد و در استراليا 68.8 درصد را به خود اختصاص داده است . این نشان از تفاوت دیدگاههای حاکمیت در کشور ما با دیگر کشورهای توسعه یافته است .آقای جواد لعل محمدی از معلمین در مشهد در نامه « اسرار مگوی بودجه 94 آموزش و پرورش » به آقای روحانی می نویسد : « در سند چشم انداز 1404 کشور آمده که ایران مقام اول را در بین 25 کشور منطقه خواهد داشت و بر اساس همان تکلیف مشخص شده در سند چشم انداز ؛ اکنون (یعنی سال 1393) باید حداقل مقام دوم رتبه آموزشی را در بین این 25 کشور دارا باشیم . اما چرا امروزه به جای مقام 2 کشورهای بحرین و گرجستان و عربستان و قرقیزستان و ارمنستان و ازبکستان و ترکمنستان و ترکیه و قزاقستان و …. در ردیف های اول جدول قرار دارند و مقام 19 نصیب ما شده است ؟ اگر افغانستان ، عراق ، سوریه ، فلسطین و لبنان در سالهای گذشته دچار جنگهای سخت داخلی و خارجی نبودند آنان نیز رتبه بهتر از ایران داشتند و این ما بودیم که باید در ردیف انتهائی جدول قرار می گرفتیم . »

همانطور که گفته شد برنامه ریزی ساز و کارهای مشارکتی و راهکارهای خود را دارد . برنامه ریزی از بالا و یکطرفه ، برنامه ریزی نیست ، بلکه صرفا سیاه کردن کاغذ برای خالی نبودن عریضه است . همانطور که بر خلاف وعده برنامه چشم انداز 1404 از نظر رشد آموزش در ته جدول کشورها – به استثنای کشورهای در حال جنگ داخلی – قرار داریم. آیا رؤسای دولت های قبل و مقامات مسئول ، یک صفحه گزارش و توضیح در مورد عدم تحقق این برنامه داده اند؟

آقای محمدی سپس بودجه سال 94 را نقد و بررسی کرده و اشکالات عدیده ای به آن وارد کرده است . از جمله :

– ) اختصاص بودجه 30 میلیارد تومانی به یارانه مسکن فرهنگیان در بودجه 94 آموزش و پرورش!! بجز حق مسکن مدیران در وزارتخانه و ادارات کل و..آیا تا کنون ریالی به معلمین پرداخت شده است ؟ معلمان ما در بدترین مناطق روستائی گاه در مدارس بیتوته می کنند و این چه تعریفی است که بنام یارانه مسکن جامعه فرهنگیان در بودجه لحاظ می گردد؟

– ) اختصاص بودجه 60 میلیارد تومانی کمک به ایاب و ذهاب دانش آموزان مناطق روستائی!! حقیر به عنوان یک فرهنگی که قسمتی از خدمت خود را در مناطق محروم درجه 3 به سر برده ام تا کنون چنین چیزی را به یاد ندارم . لطفا مسئولین و یا مدیرانی که از پرداخت چنین حقوقی به نام دانش آموزان مطلع هستند حداقل مثل بیلان های ناکرده ، به جامعه فرهنگیان اطلاع رسانی فرمایند که ابهامات این چنینی در بودجه ای که به نام ایشان بسته می شود مرتفع گردد!؟

– افزایش بودجه نهضت سواد آموزی جهت پوشش تحصیلی 300 هزار نفر از اولیاء دانش آموزان که گاه این تحصیلات اندک هیچ کاربردی نداشته و صرفا در جهت افزایش معدل باسوادان ایران در مراکز بین المللی به کار می رود ؛ در حالی که در سال 93به گواهی آمار و اذعان مسئولین آموزش و پرورش بیش از 350 هزار نفر کودک و نوجوان به علل مختلف ازجمله کار از تحصیل محروم شده اند .

– ) افزایش بودجه سازمان مدارس غیر انتفاعی و غیر دولتی !!

این قبیل اعتبارات نشان می دهد که مقامات تنها برای کسب امتیازات ردیف هایی در بودجه اعمال می کنند که عملا در محل تعیین شده مصرف نمی شود ، از طرف دیگر بدون مشارکت شرکای اجتماعی دولت ، یعنی « معلمان » و « جامعه»  بودجه بندی سالیانه نیز ناکارآمد و بی اثر خواهد بود .

در جمع بندی این بخش می توان گفت ، که با بررسی اطلاعات و آمار فوق و کشورهایی که سرمایه گذاری در بخش آموزش و پرورش می نمایند نشان می دهد که که میزان توسعه یافتگی و سرمایه گذاری در هر کشور رابطه مستقیم با بودجه آموزش و پرورش دارد .

ادامه دارد…………

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*