سرخط خبرها
خانه / معلمان / بهترین معلمان خود را به یاد آورید…
بهترین معلمان خود را به یاد آورید…

بهترین معلمان خود را به یاد آورید…

فریده آژیر، معلم

معلمانی را که در کلاس آنها صندلی خالی پیدا نمی شد و از دانش آموزان خود می خواستند که سخت بکوشند ، ولی در عین حال به انها کمک می کردند تا از درس خواندن لذت ببرند ، به یاد بیاورید. شما نیز می توانید به همین صورت در یاد دانش اموزان خود باقی بمانید ، تحقیقات انجام شده درباره معلمان ماهر و کارآمد نشان می دهد که این مهارتها آسان است و می توان از طریق مطالعه و تمرین بدست آورد.

هر چند برخی از افراد ذاتاً معلم هستند و حتی بدون آموزش ، بسیاری از مهارتهای معلمان خوب را دارند. این افراد بر اثر تصادف و ویژگی های سازمان دهی ، شخصیت و توانایی ایجاد انگیزش در دانش اموزان را به دست آورده اند ولی به هر صورت باید کوشید تا این توانایی ها را کسب کرد .

معلمان خوب ، خوب به دنیا نمی آیند.  هر چند فضای آموزشی ما به این مهم که زیر ساخت های آن مسایل مالی و بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی معلمان است ، بی تفاوت است . با وجود این نمی توان فرض کرد که هر کس می تواند تدریس کند برای این امر به دانش و مهارت وسیعی نیاز است تا آموزش و یادگیری دانش آموزش تضمین شود. اگر معلمان همانطور که گفته شد مشکل معشیتی نداشتند و شرایط رفاهی برای ایشان مهیا بود دانش آموزان خیلی نیاز به کلاس های تقویتی و هزینه های اضافی نداشتند.  ما خود را در اختیار یک پزشک ، وکیل و یا دانپزشک قرار نمی دهیم مگر آن که حداکثر اعتماد را به مهارت آنها پیدا کنیم بنابراین نباید تصور کرد که بدون آنکه مهارت خود را اثبات کنیم کودکان به ما اعتماد پیدا خواهند کرد .هر چند در آموزش فعلی، ارزش ها و معیار ها نمره است نه مهارت .

ما اغلب درباره اینکه معلمان برجسته چگونه مهارت های خود را به دست می آورند و کامل می کنند فکر نمی کنیم. البته معلمان خوب غیر از مهارت هایی که در تدریس دارند، از صفات فراوان دیگری نیز برخوردارند. آنها درباره دانش آموزان خود اطلاعاتی زیادی دارند و از کار با دانش آموزان لذت می برند و درباره موضوع درس خود مطلع اند. هر گاه درباره تدریس صحبت می شود این سوال غیر قابل اجتناب پیش می آید که تدریس هنر است یا علم؟ بسیاری از افراد تدریس را هنر می دانند و معتقدند که معلمان باید به تجربیات شخصی احساسات و ارزش هایی متکی باشند که خارج از حیطه علم است و عده ای به تدریس همچون علم می نگرند و بر این باورند که ابعاد حیاتی آموزش را می توان به عناصری تجربه کرد که با روش های علمی قابل مطالعه با شند کدام درست است ؟ تدریس هنر است یا علم؟ ما معتقدیم که تدرس هم هنر است و هم علم .

حرفه ای پیچیده و دشوار معلمی «که عده ای نادانسته آن را مصرف کننده قلمداد کرده و با سهل انگاری از کنارش رد می شوند» احتیاج به هنرمندی و اطلاعات علمی دارد. متاسفانه معلمان صرفاًبه خاطر بهبود وضعیت زندگی خود بناچار دو شغله هستند و به ناچار فرصت پرداختن به کیفیت تدریس را از دست می دهند. برخی از معلمان هم ، چون در کار خود یعنی پرورش دانش اموزان چنان غرق می شوند که به نقاشان ، مجسمه سازان و موسیقدانان در حالت خلق آثار هنری شباهت پیدا می کنند . معلمان خوب خلاق هستند و مشکلات خود را با ابداع روش های تدریس و تدوین مواد آموزشی مناسب حل می کنند. آموزش در مقام علم ، از روان شناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ، عادت شناسی ، زیست شناسی ، پزشکی و بسیاری از علوم دیگر بهره می گیرند تا موجبات تدریس کار آمد را فراهم سازد. آنها در فرایند تدریس از روش های علمی متعددی مانند فرضیه ، آزمایش فرضیه و مشاهده نتایج استفاده می کنند. در تدریس خوب علم و هنر به طور پیچیده درهم تنیده اند ، شاید مهمترین هدف آموزش در همه کشور ها پرورش قوه تفکر در دانش آموزان باشند ، بدین منظور فرصت و امکانات لازم را در اختیار آموزگاران  خود قرار می دهند تا آنها از نحوه عملکرد تفکر و شناخت، اطلاع  داشته  باشند و مفهوم یادگیری معنادار را به ویژه برای رشد قوه فکری دانش اموزان حائز اهمیت بدانند . بی شک، آموزگاران موفق می توانند فعالیت های آموزشی را با معنا سازند ( اندرسون 1985)

معنادار ساختن اطلاعات جدید برای دانش آموزان اهمیت فراوان دارد . این دانش در درجه اول از درک فرایند های ادراک و توجه حاصل می شود ، برای مثال منطق و استدلال کودک شش ساله با منطق و استدلال کودک ده ساله یکسان نیست، زیرا تغییرات عمده در نحوه تفکر افراد در مقاطع مختلف زندگی پدید می آید که تا حد زیادی مشخص می سازدچه چیزی را دانش آموزان می توانند به یاد آورند و این شرایطی را بوجود آورد که درک درست فعالیت های یادگیری را به نحوی سازمان دهی می کند که به پرورش خلاقیت در دانش آموزان کمک می کند .

یک عنصر کلیدی دیگر در جهت تامین یادگیری معنادار برای دانش آموزان شناخت فرایند حافظه است.  نه تنها یادگیری جدید دانش آموزان باید بر اساس دانش قبلی بنا شود بلکه دانش آموزان باید بتوانند دانش جدید را به نحوی منطقی در حافظه  خود سازمان دهند ، اطلاعات قبلی برای یادگیری مداوم باید در اختیار او باشد و برنامه درسی باید به گونه ای طراحی شود که اطلاعات یک درس ، درسهای قبلی را کامل کند و بنای یادگیری های آینده را تشکیل دهد. معلمان باید حافظه ی انسان را کاملاً بشناسند تا به هنگام تدریس از ساختار برنامه درسی بهره برداری کند و مهارت دانش آموزان را در رسیدن به اهداف آموزشی افزایش دهند .

معلمان کارآمدبه تفاوت های فردی نیز از لحاظ چگونگی تفکر حساس اند. یک دسته از این تفاوت ها در مهارت کلی شناختی فرد ، یعنی هوش نهفته است. به همین نسبت اطلاع از رشد شناخت برای تدریس موفقیت آمیز اهمیت دارد. این مهم در یک آموزش و پرورش هدفمند و پویا که همواره  توجهی به معلمان خود دارد و انها را حمایت مالی می کنند به شان و جایگاه آنها اهمیت قایل است، آرامش و رفاه آنها را مد نظر قرار می دهد و محیط امن را برای معلمان بوجود می آورد قابل اجراست

معلمان کار آمد به اهمیت حل مسئله در زندگی امروزی نیز  پی برده اند و تکامل مهارت حل مسئله را به اشکال مختلف در برنامه های درسی مورد تاکید قرار می دهند و تفکر خلاق را نیز می پرورند، زیرا تمام مناسبات و روابط طبیعی و بیولوژیک و مناسبات صحیح اقتصادی  درون یک آموزش و پرورش سالم قرار دارد و همچنین مناسبات اجتماعی ، اخلاقی، سنتی و روانی از گروه ارتباطات معنوی از مشخصات تعلیم و تربیت به شمار می رود .

از طریق آموزش صحیح و نگاه درست و منطقی به آن، بین نسل ها پیوند بر قرار می گردد. همه اینها اهمیت و جایگاه رفیع آموزش را در اجتماع بشری نشان می دهد و بیان می دارد که بین آموزگار و خانواده و اجتماع ارتباط و تاثیر متقابل وجود دارد . این مناسبات خود وابسته به نظام های اجتماعی بوده و با تغییر آنها تغییر می کند. گرچه مستقیماً به این و یا آن شیوه تولید وابسته نیست ولی به رشته های مختلف هم پایه و با یک جامعه بزرگ در پیوند است و از آن تاثیر می پذیرد و تاثیر می گذارد و به نحوی تغییرات آنها را در خود منعکس می کند .

بنابراین در معنای وسیع و در چهارچوب علمی جاری جامعه شناسی، عبارت معلم و آموزش به طبقات و اقشار و کسانی که در روح ترقی و تکامل جامعه عمل می کنند اطلاق می شود و به عبارت دیگر در هر مرحله ی معین ،جمیع معلمان کسانی هستند که منافع اساسی شان با مصالح ترقی و پیشرفت جامعه تطبیق می کند و در جهت تکامل بشری فعالیت و کار میکنند و در ترقی زمانه خود نقش دارند و استخوان بندی اصلی جامعه هستند. اما افسوس که  در عمل، در جهت عکس منافع و خواست هایشان  با آنها برخورد شده و معمولا از مجموعه طبقات و اقشار کم درآمد و در عین حال مترقی هستند که خالق فرهنگ معنوی و در اصل  زاینده رشد و تکامل علم و هنر انکار نشدنی می باشند .