سرخط خبرها
خانه / کارگران / به یاد هیئت مدیره و اعضاء سندیکای کارگری پروژه ای آبادان (سال تاسیس 1358)
به یاد هیئت مدیره و اعضاء سندیکای کارگری پروژه ای آبادان (سال تاسیس 1358)

به یاد هیئت مدیره و اعضاء سندیکای کارگری پروژه ای آبادان (سال تاسیس 1358)

کارگران ایران در طول تاریخ معاصر ایران، بزرگ ترین فدا کاری ها را برای جامعه ایرانی کرده اند. در انقلاب مشروطه پایداری سوسیال دمکرات ها به نام مجاهدین، انقلاب را به پیروزی نهایی رسانده، در دهه 30-20 با اعتصابات سراسری دولت فئودالی شاه امریکایی را وادار نمود قانون کار و تامین اجتماعی را مصوب و اجرا نماید در دهه 40 با اعتصاب کوره پزخانه های تهران و ری نظام شاه را به چالش گرفتند. در سال 57 هم، همه نقش کارگران در انقلاب را می دانند.

سندیکای کارگران پروژه ای آبادان يكي از فرآیندهاي پیروزی انقلاب 22 بهمن 1357 بود. کارگران بر خلاف نیروهای روشنفکری، شمشیرها را بر علیه هم از رو نبسته بودند. دبیر اول سندیکا آقای سید فاخر شجری یک پروژه ای مذهبی بود که به قیمت صدمات زیادی که به پیشرفت کار فردی اش وارد می شد، همه ی توان و نیروی خود را برای دفاع از حقوق کارگران صرف نمود و اینک در سن بالا با بیماری هایی که عوارض کارهای سخت پروژه ای است دست و پنجه نرم می کرد. اعضای سندیکا را، همه ی كارگران اعم از نیروهای چپ و مذهبی و انواع مختلف باورها و اعتقادات تشکیل می داد. ولی بدون درگیری های گروهی، در حالی که، خارج از فضای سندیکا این گروه ها در جامعه به شدت هم دیگر را نفی می کردند و بدین صورت خود را تضعیف می نمودند. درک و شناخت کارگران عینی بود، از این رو فراتر از بخش روشنفکری جامعه، رفیقانه برای دفاع از منافع همه ی کارگران در کنار هم می رزمیدند. شاید بیان این تجربه برای روشنفکران درسی واقعی باشد. اعضاء هیئت مدیره عبارت بودند از: 1- سید فاخر شجری 2-…ابراندی 3- حمید شط زاده 4 – بهمن رودانی 5 – یداله یعقوبی 6 – عیسی مردانی 7- مصطفی آب پاشک 8- مجید آبادانی 9- خسرو ملازاده حسابدار. این هیئت مدیره و چند سندیکالیست بسیار قدیمی چون آقای ناصر خاکسار بنیان گذار این تشکیلات کارگری در آبادان بودند. در کنار این افراد فعالان دیگری وجود داشتند که نقش بسیارمثبتی در فعالیت های سندیکا داشتند مانند آقایان جعفر روزعلی زاده ، خسرو جشنی، غریب اسماعیلی. غریب اسماعیلی دارای چنان تخصص تجربی و خلاقی در زمینه ی مکانیکال پمپ های پروژه داشت که مسئولان شرکت فلور (امریکایی) به او گفته بودند: “تو به درد ایران نمی خوری” و پيشنهاد كرده بودند كه: “اجازه بده از امریکا برای شما دعوت نامه ای از طرف شرکت فلور بفرستیم و شما برای همکاری با ما به امریکا بیائید”. ولی غریب با نگاهی سرد و سری افراشته گفته بود: “من باید توانم را به خدمت ملت ایران در آورم”. زمانی که جنگ همه ی رشته ها را در آبادان پنبه کرد، غریب برای گذراندن زندگی مجبور شد به سیگار و کبریت فروشی بپردازد. با کمال تاسف همه ی تلاش اتحادیه نیروی کار پروژه ای برای پیدا کردن نام فعالان به همین مختصر منتهی شد با پوزش از همه ی کارگران آگاه و مبارز حقوق مدنی، صنفی، اقتصادی و سیاسی طبقه کارگر ایران.

تیرماه 57 اعتصابات سراسری کارگران ایران به خصوص کارگران صنایع ملی نفت که مرکز بزرگ تجمع آنها در پالایشگاه آبادان بود کمر ساواک و حکومت سر سپرده ی شاه امریکایی را در هم شکست، مسئولان وزارت نفت از تهران به آبادان آمدند و در جمع کارگران اعتصابی حضور یافتند و رسما” اعلام نمودند حقوق کارگران نفت دو برابر شده و قول های زیادی در مورد امکانات و خدمات دیگری برای کارگران اعلام نمودند. ولی کارگران اعتصاب را نشکستند و خواست های صنفی را به خواست سیاسی (تغییر حکومت) تبدیل کردند. ولی پس از پیروزی انقلاب بزرگ ترین بازنده، طبقه کارگر ایران بود. کارگران در دفاع از سرزمين و منابع خود در مقابل تجاوز نظاميان عراقي نهایت فداکاری را کردند. به طور نمونه در مناطق نفت خیز آغاجری که من شاهد عینی بودم، زمانی که یونیت ها مورد اصابت بمب باران های هوایی قرار می گرفتند، این کارگران بودند که بدون رعایت اصول ایمنی روی لوله هایی که جریان نفت یا گاز در آن قطع نشده بود، عملیات گرمایی مانند جوشکاری و برش کاری را اجرا می کردند. در صورتی که هر آن امکان انفجار وجود داشت، ولی آنها به کار خود ادامه می دادند و ما به چشمان خود کارگرانی را می دیدیم که تاسیسات آتش گرفته را که هر لحظه می توانست مانند یک بمب همه چیز را نابود کند، ندیده می گرفتند و بی محابا برای بستن شیرهای گاز و نفت به درون یونیت هجوم می بردند، در حالی که دستان و لباسشان آتش گرفته بود و جسد نیمه سوخته آنها را همکارانشان نجات می دادند. با اين حال بزرگ ترین بازنده ي پس از انقلاب کارگران ایران به خصوص کارگران پروژه های نفتی هستند. دولت سازندگی بدون اعتنا به نظر مردم سیاست های امریکایی صندوق بین المللی پول را در ایران به نام تعدیل ساختاری و خصوصی سازی پيش برد. با تعدیل ساختاری همه ی نیروهای شناخته شده كارگري در جریان انقلاب را اخراج کردند و از همه ی ادارات دولتی حذف نمودند، با این امید که جامعه یک دست داشته باشند و مانع از انحرافات خیالی بشوند . ولی نتیجه عملی این کاربرد، فساد مالی در همه ارگان ها و ادارات دولتی شد . با دزدی هایی که ابعادش در تصور کارگران ایران هم نمی گنجد. ولی صدمه جدیدی که به همه ی کارگران ایران و به خصوص به کارگران پروژه ای وارد شد، ایجاد مناطق آزاد تجاری- صنعتی و خارج كردن هزاران کارگر صنعتی تکنسین و مهندس زحمت کش از شمول قانون کاراست. دولت هایی که این مناسبات ضد انسانی نئولیبرالیسم را پيش برده اند امروز، مرتب در بلندگوهای تبلیغاتی خود از این مسئله حرف می زنند که همه مردم ایران باید بیمه سلامت بشوند و در حالي كه از یک سو صدها هزار کارگر زن قالی باف و کارگران ساختمانی و … را از شمول قانون کار خارج کرده اند. (معاف شدن کارگاه های زیر ده نفر از قانون کار) و از سوي ديگر هزاران کارگر را با اعلام مناطق ویژه، هر جا که کار پروژه ای هست، حتا در شهرکرد و شهرهای بندعباس، چاه بهار، پارس جنوبی، ماهشهر، آبادان و خرمشهر، از شمول قانون کار خارج کردند، آنقدر شجاعت ندارند که به مردم بگويند همه ایران از شمول قانون کار خارج شده است. زیرا این عملشان بر خلاف قانون اساسی ایران است و در حقیقت باید گفت همه ی دولت هایی که این مناسبات را پذیرفته اند از شمول قانون اساسی ایران خارج شده اند. به سندیکای کارگری پروژه ای آبادان بر می گردیم.

سندیکا مدت کوتاهی توانست دوام بیاورد. اگر واپس گراها نتوانستند آن را به صورت فیزیکی حذف کنند، جنگِ ساخته ی امپریالیست ها برای مسخ انقلاب مردم ایران، آبادان و دفتر سندیکای کارگران پروژه ای آبادان را در ایستگاه هفت از میان برد. از این رو به ناچار کارگران عضو که بیش از 15 هزار نفر بودند، پراکنده شدند. در همه ی این دوران کوتاه تنها یادگار قدرتمند آنها برگزاری جشن اول ماه مه بود که بیش از 20 هزار کارگر در آبادان در آن شرکت نمودند چندان كه حتي چماقداران قرون وسطایی در مقابل طیف رنگارنگ همه ی گروه های سیاسی ایران در این سازمان صنفی با سکوت و عقب نشینی سر تعظیم فرود مي آوردند .

به جز سازماندهي كارگران و آموزش آنان و امر ترويج فعاليت گروهي، مراسم شكوهمندي چون برگزاري روز كارگر، از جمله کارهای مهمی که این سندیکا در فعاليت كوتاه خود بدان اقدام نمود عبارت بودند از:

1 – اولین گروه کار را که با یک قرارداد دست جمعی از طرف سندیکا با کارفرما (پالایشگاه نفت آبادان) بسته شد (یک گروه بیست نفره) و قرار شد هر نیروی کاری که مورد نیاز شرکت نفت آبادان است از طریق سندیکا استخدام و قرارداد فی مابین یک قرارداد دست جمعی باشد و نه فردی. در این رابطه دبیر سندیکا سید فاخر شجری با یک هیئت دو نفره به جزیره لاوان (از طرف شرکت نفت) دعوت شدند تا قرارداد کار دست جمعی برای افراد مورد نیاز در جزیره لاوان از طریق سندیکا بسته شود.

2 – سندیکا برای حفظ محیط زیست رودخانه بهمنشیر آبادان (شاخه ای از اروند رود) پیشنهاد داد كه فاضلآب آبادان و خرمشهر وارد رودخانه نشود و سندیکا، جوشکار و فیتر و همه نیروی کارش را تامین می کند، طراحی خط لوله و نقشه و … را متعهد خواهد شد. قرار بود كه شهرداری و فرمانداری فقط لوله و ابزار را در اختیار سندیکا قرار دهد و فعالان سنديكا این دو فاضلآب را در دورترین نقطه وارد آب های دریا كنند، اما فرمانداری که نسبت به نیروهای سندیکا بدبین بود حاضر به انجام این کار نشد.

سندیکای کارگران پروژه ای آبادان قصد داشت در کنار حمایت از حقوق کارگران در حفاظت از طبيعت و محیط زیست اقدام عملی نماید. ولی … این یادنامه ای است تقدیم به دو نفر از سندیکالیست های باقی مانده از هیئت مدیره و بنیاد گذار سندیکا آقایان ناصر خاکسار و فاخر شجری و تقدیم به همه ی کارگران سندیکالیستی که امروز در شرایط اخراج و بلک لیست شدن، برای حقوق اقتصادی – صنفی کارگران ایران می رزمند. تقديم به كارگران اخراجي سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران، كارگران اخراجي سنديكاي هفت تپه، كارگران اخراجي و به ويژه دبير انجمن صنفي كارگران معدن چادرملو آقای بهرام حسنی نژاد و ديگر كارگران فعال در امور جمعي و كارگري و با امید به تشکیل سندیکاهای بیشتر برای کارگران ایران .

از طرف اتحادیه نیروی کار پروژه ای 
ناصر آقاجری 21 اردی بهشت 93