سرخط خبرها
خانه / کارگران / بگویید کارناوال حمایت از دولت نه راهپیمایی کارگری!
بگویید کارناوال حمایت از دولت نه راهپیمایی کارگری!

بگویید کارناوال حمایت از دولت نه راهپیمایی کارگری!

یاسر ریگی

چگونه برای راهپیمایی روز جهانی کارگر مجوز صادر می‌گردد در حالی که در یک ماهه‌ی اخیر شاهد دستگیری فعالین کارگری مستقل هستیم؟ چگونه می‌توان این راهپیمایی را راهپیمایی روز جهانی کارگر دانست در حالی که برگزاری یک همایش در حد یک سالن آمفی تئاتر در دانشگاه با انواع تهدیدها مواجه می‌گردد؟ چگونه باور کنیم دولتی که هچ یک از حقوق طبقه‌ی کارگر را به رسمیت نمی‌شناسد حق اعتراض را برای همه اقشار و اصناف به رسمیت می شناسد ؟ چگونه راهپیمایی در این بعد وسیع را اعتراض کارگری (آن هم با اجازه دولت!) بنامیم در حالی که هیچ تشکل مستقل کارگری اجازه برگزاری حتی تجمعی کوچک را ندارد؟

دولت  روحانی در حالی مدعی است که پس از 8 سال اجازه‌ی راهپیمایی برای کارگران را داده است که نشانه‌هایی چند دروغین بودن این ادعا و بی‌ارتباط بودن آن با طبقه‌ی کارگر را روشن می‌گرداند. دروغین بودن ادعا از آن‌جایی مشخص می‌گردد که در ایران هیچ یک از تشکل های مستقل کارگری اجازه‌ی کوچک‌ترین فعالیتی ندارند و جز زندان و شلاق و چکمه‌های پلیس چیز دیگری در ازای خواسته‌هایشان دریافت نمی‌کنند. در یک سال اخیر شاهد انواع اعتراضات و اعتصابات کارگری بودیم که نتیجه‌اش انواع سرکوب و زندان بود چنانچه در آخرین برخوردها با دستگیری تعدادی از فعالین کارگری از جمله محمود صالحی، عثمان اسماعیلی و … مواجه بوده‌ایم. از مجموع نشانه‌های این‌چنینی آنچه که برداشت می‌گردد دروغ‌گویی و دغل‌بازی دولت تدبیر و امید است که با تردستی سعی دارد جنبش اعتراضی طبقه‌ی کارگر را نیز با وقاحت به کارناوال حمایت از دولت و وزیر کار تبدیل کند. برای حکومتی که در برگزاری راهپیمایی‌های فرمایشی با کشاندن افراد زیاد با اتوبوس‌ها به تهران ید طولایی دارد، برگزاری راهپیمایی روز کارگر نیز کاری نخواهد داشت. چنانچه در راهپیمایی اخیر نیز با کشاندن حدود 700 اتوبوس از شهرهای مختلف به تهران به برگزاری راهپیمایی حکومتی دست یازید.

پلاکاردهای موجود در راهپیمایی و قطعنامه خوانده شده به روشنی نشان می‌دهد که برگزارکنندگان این تجمع نه تنها به دنبال مطالبات طبقه‌ی کارگر ایران نیستند بلکه صرفا در پی برگزاری تجمعی در حمایت از دولت می‌باشند. از جمله می‌توان به پلاکاردهای ضدکارگری بر علیه کارگران افغانستانی و همچنین بند 8 قطعنامه (حمایت کارگر داخلی در برابر کارگر خارجی) که اثباتی بر این مدعاست اشاره نمود. در شرایطی که طبقه‌ی کارگر ایران هیچ تضادی با منافع طبقاتی کارگر خارجی که در ایران مشغول به کارند ندارد این ادعا تنها به این هدف بیان گردیده که از یک سو نظرها را از عامل اصلی مشکل طبقه‌ی کارگرکه ساختار سرمایه داری موجود است منحرف گرداند و از سوی دیگر توجیهی برای برخورد غیر انسانی با کارگر مهاجر که از هیچ حق حداقلی برخوردار نیست ایجاد کند. همچنین بند 4 قطعنامه برطرف شدن مشکل طبقه‌ی کارگر را در گرو مصرف تولیدات داخلی قرار می دهد که طبقه‌ی کارگر با حقوق 700 هزار تومان که با فقر مطلق مواجه است با لبخندی تلخ از کنارش خواهد گذشت و به مصرف کالای بی‌کیفیت و ارزان از نوع چینی آن ادامه خواهد داد چون چاره ای جز این ندارد ! بند شماره 5 به روشنی فرمایشی بودن این راهپیمایی در حمایت از وزیر کار را نشان می‌دهد و دیگر جایی برای تردید باقی نمی‌گذارد. در بند 10 حمایت از برنامه‌ی هسته ای که ربطی به معیشت طبقه‌ی کارگر ندارد به عنوان یکی از خواسته های کارگران مطرح گردیده است که باز هم تاییدی است در اثبات کارناوال حمایت از دولت!

با توجه با نکات اشاره شده تردیدی باقی نمی‌ماند که راهپیمایی 11 اردیبهشت را یک راهپیمایی ضدکارگری بنامیم که هیچ سنخیتی با خواست طبقه‌ی کارگر ندارد. مشکل طبقه‌ی کارگر ایران در تضاد با طبقه‌کارگر خارجی و افغانی قرار ندارد بلکه کاملا با آن هم راستا است و کارگر ایرانی و افغانی چاره‌ای ندارند جز اینکه با هم بر علیه عامل اصلی استثمار  مبارزه کنند. دولت‌های سرمایه‌داری نظیر دولت تدبیر و امید عامل اصلی استثمار  طبقه‌ی کارگر می‌باشند و دلیلی بر برگزاری راهپیمایی به نفع دولت از سوی طبقه‌ی کارگر وجود ندارد. طبقه‌ی کارگر ایران باید آگاه باشد که طبقه‌ی بورژوازی با کمک دولت‌های دست‌نشانده‌ خودش انواع ستم  را به این طبقه وارد می‌کنند. طبقه‌ی کارگر باید آگاه باشد و بداند که جز اتحاد و همبستگی طبقه‌ی کارگر و رشد خودآگاهی این طبقه در برابر طبقات مسلط راهی برای رهایی و پایان استثمار وجود ندارد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*