سرخط خبرها
خانه / معلمان / بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران)در ارتباط با بازتوليد خشونت در جامعه
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران)در ارتباط با بازتوليد خشونت در جامعه

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران (تهران)در ارتباط با بازتوليد خشونت در جامعه

به نام خداوند جان و خرد
اگر چه نمی توان دورانی را تصور نمود که جامعه ی ایرانی _ همانند سایر جوامع _ خالی از جلوه های خشونت بار بوده باشد، اما دست کم در یک دهه ی اخیر شاهد روند نگران کننده ای از افزایش خشونت در کشور بوده ایم که تامل بیشتر در این زمینه را ضروری می نماید.
افزایش تعداد قتل های خانوادگی، استفاده از روش های خشن برای تحمیل نظرات در روابط بین فردی هم در خانواده و هم در سطح جامعه، در سال های اخیر مصداق های متعددی یافته اند. قتل معلم بروجردی به وسیله ی دانش آموز ش، گزارش های متعدد از برخوردهای ناهنجار والدین دانش آموزان با معلمان و کادر مدرسه،در یکسال اخیر،گزارشاتی از تنبیهات بدنی دانش اموزان بوسیله معلمان ، کشته شدن علی چراغی کارگر دستفروش در سال 93 با ضربات پنجه بکس ماموران شهرداری و واقعه ی تاسف بار شلاق خوردن تعدادی از کارگران معدن به دلیل اعتراض به اخراج از محل کار،تنها نمونه هایی از رواج خشونت به مثابه امری عادی در جامعه است. بر این موارد، شیوع خودکشی به عنوان یک روش اعتراض بخصوص خودکشی دانش آموزان را می توان بعنوان نشانه ای از جامعه بحرانی وخشن افزود .
مرور اخبار مربوط به خودسوزی کارگران مانند خودکشی حمید فرخی در فروردین1394، خودکشی کارگر بخش خدمات فروشگاه رفاه در شهرری به دلیل عدم تمدید قرارداد در بهمن 94 ، خودکشی بهزاد علیپور، خباز سنندجی به دلیل ناتوانی در تامین معاش در اردیبهشت 95 و خودسوزی اسماعیل شاوردی در هفتم خرداد 1395 و مواردی دیگر از این دست بیان‌گر واقعیات تلخ و دردناک جامعه ماست. اخبار این حوادث زندگی انسان هایی را به تصویر می کشد که شرایط اجتماعی موجودو فشارهای معیشتی و اقتصادی ، آنها را یکی پس از دیگری به کام مرگ می‌فرستد. کارگری که زحمت می‌کشد ولی همان دستمزد حداقلی را هم دریافت نمی کند و علاوه براین ، اعتراضش بی فرجام است یا همراه با پاسخی خشن، در مسیری قرار می گیرد که درنهایت چاره ای جز پایان دادن به زندگی خود به مثابه و نمادی از نوعی اعتراض برایش باقی نمی ماند.
در کنار آمار خودکشی و خودسوزی کارگران، ما شاهد خودکشی کودکان و نوجوانانی هستیم که باید کودکی کنند اما طناب دار را برای پایان دادن به مرگ انتخاب می کنند این کودکان دانش آموز در سنی مرگ را انتخاب می کنند که با بحران های فردی و اجتماعی فراوان روبرو هستند و ضروری است نظام آموزشی به این مهم توجه نماید اما گویی سیاستگذاران آموزشی اهمیتی برای مشاوره و مددکاری اجتماعی در نظام آموزشی قایل نیستند و الا با کدام استدلال آموزشی و اجتماعی می توان مقطع متوسطه دوم را از مشاوره محروم نمود؟ در فقدان خدمات حمایتی و مشاوره ای است که کودکان در سن تحصیل در خیابان رها می شوند تا موردد تجاوز و آزار قرار گیرند و گویی هیچ مرجعی وظیفه خود نمی داند که نسبت به این نابسامانی پاسخگو باشد.
تصویر جامعه از این منظر بسیار نگران کننده است و وقتی این نگرانی دو چندان می شود که اخباری مبنی بر خشونت عریان نسبت به نیروهای مولد جامعه دیده می‌شود؛ تصویری که در آن کارگران را به جرم اعتراض برای بقا به زیر شلاق می برند. کارگرانی که نه اختلاس کرده‌اند و نه برای جامعه رعب و وحشتی ایجاد نموده‌اند. کارگرانی که صدایشان برای گرفتن حقوق پرداخت نشده‌‌شان اندکی بلند ترشده است. کارگرانی که از اخراج،تهدید،سرکوب دستمزد و معیشت و خودکشی همکار درمانده خود به خشم آمده‌اند.اما به جای شنیده شدن صدای عدالتخواهانه شان،آنچه دریافت می‌کنند ضربات شلاقِ نگاهِ سودمحوری است که خشونت را به عنوان تنها پاسخ در برابر آنان قرار می‌دهد.
ما معلمانِ فرزاندن این اقشار زحمتکش هستیم. برخاسته از خانواده‌هایی که با انواع رنج و آسیب دست و پنجه نرم می‌کنند و امروز انچه ناباورانه نظاره‌گر آن هستند شلاق خوردن،اخراج شدن و محروم ماندن از ابتدایی ترین حقوق انسانی و اجتماعی خویش است.
کودکان این جامعه و فرزندان این کارگران به عنوان دانش اموزان ما ،هنگامی که شاهد اعمال چنین خشونت عریانی علیه پدران و برادران خود هستند ؛ آنچه ملکه‌ی ذهن آنان می شود ،خشونت به عنوان تنها روش است.درنتیجه با ترسیم چنین مختصاتی برای جامعه، دیدن انواع رفتارهای ناهنجار و خشن در دانش‌آموزان، حیرت انگیز نخواهد بود.
این‌چنین است که آموزش معلم به دانش‌آموز زخم خورده از این شرایط، به منظور تلاش فردی و جمعی مسالمت جويانه برای رشد و ترقی و بهبود زندگی‌اش بی اثر می‌ماند ،و معلم و دانش آموز و بتدریج تمامی جامعه در چرخه  بی پایانی از خشونت گرفتار می گردند.

با چنین نگاه و تحلیلی از خشونت در اجتماع و آثار مخرب آن بر جامعه به طور کلی و دانش‌آموزان به صورت خاص ، کانون صنفی معلمان ایران به‌عنوان یک تشکل صنفی و آموزشی، صدور حکم شلاق کارگران آق دره و اجرای آن را محکوم می‌کند. ما اعتقاد داریم پاسخ مطالبات صنفی و معیشتی زندان و شلاق نیست و بر این مبنا این عمل غیر انسانی را نفی می کنیم و شلاق زدن کارگران را یک خشونت عریان بر علیه حق معیشت و دستمزد در جامعه می‌دانیم. چرا که ما چگونه می‌توانیم از حقوق صنفی و اجتماعی معلمان به عنوان بخشی از جامعه دفاع کنیم، و در همان حال از نادیده گرفته شدن همان حقوق برای سایر اقشار بی تفاوت عبور کنیم.؟ و مهمتر اینکه ما چگونه می توانیم به کودکان در مورد رفتار بدون خشونت آموزش دهیم و بر خشونتی که در جامعه و خیابان رخ می دهد چشم ببندیم و سکوت کنیم؟
از نظر کانون صنفی معلمان این قبیل احکام به جامعه آسیب دیده ما کمک نمی‌کند و صدور و اجرای آن ها برای معلم، دانشجو و کارگر، محکوم است ونسبت به پیامدهای فاجعه بار گسترش خشونت در جامعه ، در نتیجه صدور واعمال چنین احکام غیر انسانی ،به مسئولین هشدار می دهیم.
از نظر ما به عنوان کانون صنفی معلمان ، مناسب ترین راه حل برای بهبود شرایط هر صنف، اعم از معلمان ،دانشجویان ،کارگران ،پرستاران و سایر اقشار صنفی، تشکل یابی مستقل و تقویت نهادهای مدنی است .
کانون صنفی معلمان ایران خرداد 95