سرخط خبرها
خانه / دانش آموزان / بیگانگی با زبان فارسی، زبان اجباری آموزش
بیگانگی با زبان فارسی، زبان اجباری آموزش

بیگانگی با زبان فارسی، زبان اجباری آموزش

نسرین هزاره مقدم

 

آموزش به زبان فارسی در همه مدارس کشور اجباری است. از شمال غرب کشور که به گویش کردی سخن می گویند تا شرق ترین نقطه جنوب کشور که زبان رایج مردم، بلوچی است، زبان فارسی،  زبان مشترک همه مدارس است.

اگرچه این زبان مشترک می تواند در کنار زبان های محلی هم عامل اتحاد باشد و هم پل مستحکم ارتباط ملی، اما نکته اصلی این است که چه برنامه هایی برای آموزش زبان فارسی پیش از سوادآموزی یا همراه با آن در دستور کار وزارت آموزش و پرورش وجود دارد؟ برای مثال در روستاهای محروم سراوان یا ایرانشهر سیستان و بلوچستان با نرخ بی سوادی بالا، امکان یادگیری زبان فارسی قبل از هفت سالگی بسیار محدود است یا اصلا وجود ندارد. کودکان بلوچ که والدین کم سواد یا بی سواد دارند ، قبل از ورود به مدرسه، حتی فرصت محاوره روزانه با ابتدایی ترین و پیش پا افتاده ترین لغات فارسی را پیدا نمی کنند. این دانش آموزان با ورود به مدرسه به یکباره با زبانی بیگانه روبرو می شوند، زبانی که مجبورند با آن صحبت کنند و با آن الفبا بیاموزند و این خود یکی از دلایل افت تحصیلی و عقب ماندگی علمی دانش آموزان مناطق محروم است. در واقع باید بیگانگی زبان را نیز به عنوان یک عامل تشدیدکننده به عوامل دخیل در محرومیت آموزشی   در مناطق مرزی و کم امکانات بیفزاییم.

اگرچه در زمینه حل این مشکل،  دولت و به طور مشخص وزارت آموزش و پرورش مانند صدها معضل بی پاسخ دیگر هیچ برنامه مدون و مشخصی در دستور کار ندارد، خبرها را که دنبال می کردم یک حرکت جالب و یک تلاش ستودنی توجهم را به خود جلب کرد.  انجمن حامی با همکاری آقای صداقتی (عمو خیاط) ،مردی که عمری را صرف سواد آموزی کودکان مناطق محروم کرده است، اقدام به آموزش زبان فارسی در منطقه دشتیاری شهرستان چابهار نموده است.  در متن خبری که انجمن حامی روی صفحه  خود گذاشته است می خوانیم:

“آقای صداقتی (عمو خیاط ) با سالها تجربه ارزنده و روش منحصر به فرد خویش بعد از بررسی زبان بلوچی در منطقه که در تابستان انجام و سپس برنامه ریزی شد به مدت یک ماه در مهر ماه با استقرار درمنطقه دشتیاری با گروهی از معلمان و دانش آموزان در مقاطع مختلف این برنامه را کار نمودند .تلاش داوطلبانه و قابل ستایش ایشان و گروه شان جوانانی از ایران زمین که داوطلبانه به حمایت از کودکان محروم به پا خاستند در ارتقای کیفیت تحصیل این دانش آموزان موثر بوده وگزارش کیفی آن به زودی ارایه خواهد شد.”

تلاشهای بی دریغ این انجمن های غیردولتی و مردم نهاد و فعالیت های بی چشمداشت و ارزنده آدمهایی مثل عمو خیاط واقعا ستودنی و بسیار قیمتی است.  چرا که اگر این تلاش ها نبود، هرگز هیچ دستی هم نبود تا مرهمی بر زخمهای محرومین و فرودستان این جامعه سر در گریبان و پر از ناکامی بگذارد.

……………………………………………………………..

اما در هر حال آموزش به زبان فارسی یک اجبار است، یک اجبار  سراسری و همگانی حتی برای کودکانی که فارسی چیزی جز یک زبان دوم غریبه برای آنها نیست .  اما واقعا چقدر پیش شرط های لازم برای پیاده سازی این اجبار فراهم است؟ چقدر واکاوی  دلایل ریز و درشت محرومیت این کودکان در صدر برنامه کار مسئولان قرار دارد؟ جای آن دارد  از خود بپرسیم  آیا روزی خواهد آمد که ما شاهد آن باشیم  همتی عالی در  سطح مسئولان قانونی امر،  دولت و تصمیم گیرندگان کلان کشور، برای  محرومیت زدایی واقعی و عملی  از مناطق محروم به وجود آمده است؟

یک نظر

  1. سلام
    نوشتار جالب و البته تأسف آوری بود. با وضعیت کنونی آموزش و پرورش کشور، شاید سال های طولانی لازم باشد تا یک برنامه ریزی درست برای آموزش فارسی به کودکانی که زبان مادری شان غیر فارسی است انجام شود. مگر این که معلمان، خود همت کنند و این مهم را انجام دهند. کاری که هم اکنون هم با از خود گذشتگی آموزگاران این سرزمین در حال اجراست ولی افسوس که گستردگی ندارد.
    پایدار باشی