سرخط خبرها
خانه / کارگران / تاریخچه اتحادیه کارگران معدن شمشک – تقدیم به کارگران سخت کوش معادن بافق ،البرز مرکزی و چادرملو
تاریخچه اتحادیه کارگران معدن شمشک – تقدیم به کارگران سخت کوش معادن بافق ،البرز مرکزی و چادرملو

تاریخچه اتحادیه کارگران معدن شمشک – تقدیم به کارگران سخت کوش معادن بافق ،البرز مرکزی و چادرملو

مازیار گیلانی نژاد

در سال 1313 معادن دولتی زغال سنگ شمشک، گاجره، الیکا، لایون در حوالی تهران راه اندازی شد. البته قبل ازاین تاریخ ، جهت تجهیز  این معادن و ساخت خانه های کارگری و ساختمان اداری و نصب تاسیسات برقی و آِّبی ، کارگران زیادی در آن مشغول به کار بودند. تا آنجایی که ما می دانیم اولین مدیر معدن شمشک شخصی به نام سدهی بوده و مدیریت فنی و داخلی را هم موسیو مورگان دو ایتالیایی برعهده داشت.

کارسخت در معادن به همراه خطرات ناشی از استخراج زغال سنگ باعث شده بود که اهالی بومی این مناطق کمتر رغبتی برای کار در معدن داشته باشند. به همین دلیل حسین جعفری مرندی اهل زنوز و از مهاجرین آذربایجانی که دارای خصوصیت و تمایلات کارگری بود و به کارپردازی درمعدن مشغول، برای استخدام کارگر به مناطق مختلف کشور فرستاده می شد. آقای جعفری درحکم های مختلف که اسناد آن موجود است بارها به مناطقی همچون عمامه، و مناطق مختلف آذربایجان فرستاده می شد. ایشان پس از گفتن شرایط معدن، کارگران را با ماشین های باری به معدن شمشک می آورد.

کارگران نیز پس از چندی به دلیل امتیاز در اختیار داشتن خانه های کارگری، با آوردن زن و فرزند به معدن شمشک،مشغول به کار می شدند. خانه های کارگری دارای آشپزخانه های مشترک بود که سوخت و گرمایش این خانه ها از زغال سنگ های نا مرغوب معدن تامین می شد.

درمعادن زغال سنگ کارگران می باید روزانه 10 الی 15 واگن زغال سنگ استخراج و توسط واگن به کارپردازهای معدن تحویل می دادند تا به خانه بروند. دستمزد این مقدار استخراج، نان بخور ونمیری بیش نبود. این کارگران در داخل تونل بصورت کنترات کارمی کردند. بقیه کارگران که شامل کارگران تراشکاری، برق، آهنگری، و کارمندان اداری همگی روزمزد بودند. یعنی روزهایی که به سرکارمی رفتند، را دستمزد دریافت می کردند. این کارگران فنی و کارمندان اداری با کارگرانی که در تونل ها کار می کردند به سرکار رفته و با آنان به خانه بازمی گشتند. ساعت کاری به دلیل کارمزد بودن کارگران تونل محدودیتی نداشت و روزکاری اغلب 12 و گاهی 18 ساعت طول می کشید. گاه رگه ای سخت باعث می شد گروه کارگرانی که با هم کار می کردند تا 18 ساعت تلاش کنند ،تا تعداد واگن مورد نیاز هرروزه معدن را تامین کرده، به دستمزد ناچیز خود هم برسند و سپس به استراحت بپردازند. از اضافه کاری چه در قسمت کارگران و کارمندان روز مزدی و کارگران کنتراتی، خبری نبود. یک گروه استخراج زغال سنگ شامل 2 نفر کارگر واگن بر، چند کلنگ زن و یک یا دو کارگرحفار با مته برقی را شامل می شد. این افراد باهم کار کرده و به نسبت سختی و حرفه ای بودن ، مزد را با هم تقسیم می کردند. هیچ تضمینی برای بازگشت سالم گروه کارگرانی که به تونل وارد می شدند ، نبود. چنانچه براثر،انفجار که معمولن به دلیل خاموش شدن چراغ های گازی که برای روشنایی توسط کارگران به داخل تونل برده می شد و یا به دلیل سست بودن رگه، ریزشی اتفاق می افتاد، مسوولین معدن هیچ مسوولیتی را نمی پذیرفتند. چنانچه کسی در این معادن جان می باخت و یا زخمی می شد، تنها مزد کارکردش را به او و یا خانواده اش پرداخت می کردند و دیگر هیچ گونه کمکی به کارگر زخمی و یا خانواده کارگر فوت شده ،نمی شد.هرچند که به دلیل یک سنت نانوشته در این گونه مواقع کارگران معدن با جمع آوری مبلغی، تلاش می کردند به کارگر از کار افتاده و یا خانواده کارگر کشته شده، کمک کنند.مسوولین معدن بلافاصله جای کارگر از کار افتاده را با کارگر تازه نفس پُر می کردند. آنچه اهمیت داشت استخراج زغال سنگ بود و بس. برای رضاخان پهلوی که یکبار به این معادن سر زده بود، تولید هرچه بیشتر زغال سنگ اهمیت داشت تا هرچه بیشتر ثروتمند بشود، وگرنه برای او از این «عمله جات» فراوان در سراسر ایران وجود داشت.در قاموس نظام رضا خان پهلوی و مسوولین معدن «عمله جات »، آدم شمرده نمی شدند فقط ابزارکارهایی بودند که باید فقط تولید می کرده و با خراب شدن و یا  شکسته شدنشان به دور انداخته می شدند.

ساعات کار 12 الی 18 ساعته ، توهین ، جریمه های سنگین که گاه وبیگاه مسوولین معدن به کارگران روا می داشتند و شرایط نامناسب زندگی، گاز گرفتگی درمعدن ،له شدن در زیر واگن های زغال سنگ که اغلب به دلیل خستگی مفرط روی می داد و یا کُور شدن کارگران به دلیل رفتن تراشه های زغال سنگ به چشمانشان صورت می گرفت ،از مسایل روزمره و عادی این معادن بود. کارگران با همان لباسی که کار می کردند به خانه می رفتند. شستشو و نظافت در پایین ترین وجه خود بخصوص در زمستانها بود. کارگران آن چنان سیاه می شدند که بسیاری از اوقات قابل شناخته شدن نبودند.معروف بود «که اول در خانه حمام می کنیم بعد به حمام بیرون می رویم تا راهمان بدهند.»

مزایایی که در معدن شمشک درآن زمان بسیار چشمگیر بود، یکی داشتن خانه های کارگری  و دیگری تحویل سوخت رایگان به این خانه های کارگری بود که در آن زمان در نوع خود مزایایی لوکس و جدید به شمار می رفت. هرچند که این مزایا نه بخاطر لطف در حق کارگران بلکه به پیشنهاد مدیریت ایتالیایی معدن بود تا بتوانند به این وسیله ماندگاری کارگران در معدن را بیشتر کنند. داشتن آشپزخانه های سیمانی مشترک از دیگر مزایایی این معدن بود. دهقانی که از دست ارباب ، مباشر، ژاندارم، بی آبی و خشکسالی  به جان آمده بود، با فراغ بال به معادن می آمدند چرا که حداقل آخرهفته مزد زحمتشان را می دیدند. دهقان زمین را با معدن عوض کرده بود. اگر زمین پول بخور ونمیری در آخر سال به او می داد که باید سهم ارباب و مباشر و ژاندارم و کدخدا و دشتبان و هزار بیکاره دیگر را بدهد و ذره ذره بمیرد، در معدن حداقل هر هفته دستمزد خود را می گرفت و در حادثه ای اگر شانس می آورد در دم می مُرد وگرنه تن علیلش تا آخر عمر سربار خانواده اش بود.

تا اوایل دهه بیست توهین، جریمه های سنگین، حوادث شغلی منجر به مرگ و معلولیت، ساعات کاری بی حد و حساب ، زندگی عادی در معدن به حساب می آمد. شاید تنها تفریح کارگران زد و خورد های طایفه ای ترک و فارس بود.

درشهریور 1320 با دستور اربابان انگلیسی، رضا خان به همراه خانواده اش همچون موش کثیفی به جزیره موریس در آفریقای جنوبی پرتاب شد تا سلطنت و ثروتش همچنان در خدمت اربابانش باقی مانده و از گزند مردم نیز مصون بماند.

فضای باز بعد از شهریور 1320 و آزاد شدن فعالان جنبش کارگری از زندان استبداد و فعالیت دوباره در جهت سازمان دادن طبقه کارگر، در معادن شمشک و گاجره ، لایون، الیکا هم باعث گفتگوهای کارگران پس از انجام کار، در خانه های کارگری شد.

با سفری که محبوب عظیمی استادکارمکانیک معدن شمشک در سال 1321 به تهران کرد، آغاز زندگی جدیدی هم برای محبوب عظیمی بود و هم برای کارگران معدن شمشک. در 11 اردیبهشت 1321 در خیابان شاه آباد تهران جشن روز کارگر توسط اتحادیه های کارگری تازه تاسیس شده برگزار گردیده بود .خبر این جشن در قهوه خانه هایی که پاتوق کارگران بود و در خود شهر تهران ،بسیار بازتاب گسترده ای داشت. پس از بازگشت ، محبوب عظیمی با اخبار جدیدی به معدن آمد و از مسایلی که فرا گرفته بود، حرفهای زیادی به کارگران زد. این اخبار شبها پس از فراغت از کاردر خانه های کارگری بازگو می شد:

« – با حرفهایی که محبوب عظیمی می گفت باید به جای 15 ساعت کار 8 ساعت کار کرد و مزد خوبی هم گرفت

– جمعه ها کار نکنیم و پولش را بگیریم،

– هروقت پیر شدیم کار نکنیم و پول بگیریم،

– راستی می شود به این حرفها اعتماد کرد؟

– این اتحادیه آیا همان هیات سینه زنی خودمان نیست؟

– مگر می شود جمعه کارنکرد و پول گرفت؟ این حرام است!

– محبوب می گوید حکیم باید ما را مداوا کند پول هم نگیرد!

– این اتحادیه عجب چیزی است؟

– محبوب دروغ می گوید.

– اما محبوب کسی نیست که بیخودی حرف مُفت بزند.»

اینها حرفهای رایج کارگران در شبها و سرکار بود. همه معدن فهمیده بودند که محبوب عظیمی می خواهد یک کاری بکند ولی چگونه و توسط چه کسی، خدا می دانست و محبوب.

محبوب عظیمی از اوایل شروع به کار معدن شمشک به عنوان مکانیک در معدن مشغول به کار شده بود. او فردی بسیار منظم و کارگری فنی و قابل اطمینان برای همه کارگران بود.محبوب عظیمی با کارگران قابل احترام در معدن که به خوشنامی و برخورد خوب با زیردستان معروف بودند صحبت کرده ،آماده برگزاری مجمع عمومی اتحادیه کارگران معدن شمشک شدند. با آمدن عظیمی خوانساری، کادر اعزامی از طرف اتحادیه های کارگری تهران ، که خود کارگری سرد و گرم چشیده بود، کارگران معدن آماده برگزاری انتخابات هیات مدیره اتحادیه کارگران معدن شمشک شدند. مجمع عمومی در یک بعد از ظهرروز جمعه برگزار شد، این کارگران به عنوان اولین هیات عامله (مدیره) با شعار تغییر در وضعیت زندگی کارگران معدن و دستمزدی مناسب  توانستند رای و اطمینان کارگران را در انتخاب خود داشته باشند:

محبوب عظیمی کارگرمکانیک ،دبیر اتحادیه – اسماعیل آرش کارمند اداری، مسوول فرهنگی – علی جعفری مرندی کارگر آهنگر،مسوول مالی و صندوقدار – عظیمی خوانساری مسوول آموزش و رابط بین اتحادیه کارگران معدن شمشک و اتحادیه های کارگری تهران – ابوالفضل محمد استادکار معدن – رزاق استادکار معدن – عبدالحسین دانایی کارمند دفتری – آقا دایی استادکار معدن ، اعضای اولین هیات مدیره اتحادیه کارگران معدن شمشک شدند.

آمدن مهندس زاوش در سمت مدیریت معدن که شخصی بسیار روشنفکر بود، در تحرک و پویایی اتحادیه کارگران معدن شمشک، یک اتفاق خوب و نادر بود. اوکمک های ارزشمندی به اتحادیه کارگران معدن شمشک کرد.

تشکیل اتحادیه کارگران معدن شمشک به سرعت باعث تشکیل اتحادیه در معادن گاجره ، لایون والیکا گردید. اما فعالیت اتحادیه در شمشک که با برنامه های آموزشی و تفریحی همراه بود، نه تنها در معدن شمشک بلکه اتحادیه های کارگری معادن و مردم منطقه را تحت تاثیر قرارداد. تشکیل اتحادیه و فعالیت های فرهنگی و هنری،موجب تغییرات اساسی را در زندگی و فعالیت کارگران معدن شمشک شد. رسیدگی به خانه های کارگری ، ساختن باشگاه برای کارگران در معدن شمشک 2 وجه این تغییرات اساسی بود. با ساخته شدن باشگاه معدن شمشک اکثر سخنرانی ها، گرد همایی های جلسات عمومی معدن  و رسیدگی به شکایات کارگران را آسانتر کرده ، بخصوص که دفتر اتحادیه در باشگاه دایر شده بود. همه این تلاش ها باعث ارتقای شخصیت کارگران و اتحادیه گردید. کارگران که تا دیروز حق نفس کشیدن نداشتند و با کمترین موردی با فحش روبرو بودند و جریمه های سنگین را به دوش می کشیدند، در سالهای 1322 و 1323 و 1324 از آن چنان اعتماد به نفسی برخوردارشدند،  که با دست و صورتی شسته و با افتخار در دفتر اتحادیه وارد شده و به دنبال مسوول مورد نظر می گشتند. آن رخوت و سستی ، آن درماندگی و سرگشته گی  از میان کارگران رخت بر بسته بود. حال همه هم و غم کارگران معدن این بود که زودتر واگن های زغال سنگ را به تعداد مورد نظر تحویل کارپرداز داده ،به سمت خانه های خود رفته با شستشویی که به زحمت انجام می گرفت به دفتر اتحادیه کارگران معدن شمشک بروند. روزنامه های کارگری از تهران توسط عظیمی خوانساری و محبوب عظیمی به دفتر اتحادیه کارگری آورده می شد و توسط کسانی همچون علی جعفری مرندی، اسماعیل آرش، عبدالحسین دانایی و باستانی به صدای بلند برای کارگران خوانده می شد، و کارگران را با مسایل روز و کارگری آشنا کرده و از خواسته ها و مبارزات کارگران دنیا و ایران آگاه می کرد.

خرید رادیو و نصب آن درمحل باشگاه ، تشکیل قرائت خانه ، گروه تاتر، شعر ، آواز و سرگرم کردن خانواده های کارگری، بخشی از کارهای فرهنگی اتحادیه معدن شمشک بود. از اولین روزهای تشکیل اتحادیه موضوع سوادآموزی در راس کارهای اتحادیه قرار گرفت. محبوب عظیمی درسخنرانی هایش، که در باشگاه کارگران معدن شمشک صورت می گرفت، به کارگران می گفت:« کارگر بیسواد یعنی کارگر کور و اتحادیه به کارگر کور احتیاج ندارد.» آمدن کارگران آگاه اتحادیه های دیگر به معدن شمشک و سخنرانی برای کارگران ، شور و شعور کارگران معدن را هر روز بالاتر می برد. ابراهیم محضری کارگر کارخانه مس تهران و یکی از قدیمی ترین رهبران اتحادیه های تهران برای دادن آموزش های کارگری یکبار به باشگاه معدن شمشک آمده بود. اتحادیه که با شعار «کارگران برادر همه اند» باعث گردید که زد و خوردهای ترک و فارس به شدت کاهش پیدا کند. در این موضوع محبوب عظیمی  آذری و سهراب ، کارگر یکی از تونل ها که فارس و ساکن میگون بود، تاثیر بسزایی درمیان کارگران داشتند.

اعضای تشکیل دهنده هیات مدیره اتحادیه کارگران معدن شمشک همگی افرادی خوشنام و محبوب بودند، به همین خاطر کارگران معدن شمشک با جان و دل عضو این سنگر کارگری شدند. با قاطعیت می توان گفت که به جز مواردی خاص آن هم در بخش اداری معدن، بقیه کارگران و مزد بگیران معدن عضو اتحادیه کارگران معدن شمشک بودند. اتحادیه به جز رسیدگی به مسایل اقتصادی کارگران به مسایل بهداشتی کارگران نیز توجه می کرد. برخورد با بیماری هایی که خاص کارگران معدن بود از جمله تنگی نفس، بیماری های پوستی، شپش زادیی  و تشویق کردن کارگران و خانواده های کارگری به رعایت بهداشت، از دیگر کارهای اتحادیه بود. در بهار سال 1322 ماهنامه جوانان البرز به نویسندگی علی جعفری مرندی، آهنگر – اسماعیل آرش، کارمند دفتری – عبدالحسین دانایی، کارمند دفتری – اصغر فرجی ،کارگر برقکار- محبوب عظیمی ،کارگر مکانیک و باستانی، کارمند دفتری منتشر شد. ماهنامه جوانان البرز یک روزنامه دیواری دست نویس بود و برای بالا بردن سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی کارگران معدن در ستونهای مختلف آموزشی، طنز، و مسایل داخلی اتحادیه ، مطالبی را برای کارگران بازگو می کرد. به عنوان مثال در یکی از شماره های این ماهنامه کاریکاتوری از سوی باستانی کشیده شد که در آن سید ضیاالدین طباطبایی عامل مستقیم انگلیس و عنصر اصلی روی کار آوردن رضاخان را در گهوره ای که طنابش دردست یک انگلیسی بود، را نشان می داد. فعالیت های سندیکایی و رشد آگاهی، سیاسی و صنفی کارگران باعث بی آبرویی عوامل انگلیسی و وابسته به دربار شاه شده بود، که بی تردید کینه ارتجاع را به دنبال داشت. با قوام یافتن اتحادیه در معدن شمشک در سطح کشور نیز اتحادیه ها برای آنکه نیروی خود را متحد تر کنند، دست به برپایی کنفرانسی زدند.در تاریخ 7/5/1322 نخستین کنفرانس ایالتی اتحادیه کارگران تهران با نمایندگانی که بیشتر از تهران، شمال خراسان  و شهرستانهای ساحل خزر بودند و بیش از 26 اتحادیه صنعتی و صنفی و کارمندی را نمایندگی می کردند، شروع به کار کرد. اتحادیه هاعبارت بودند از: کارگران خدماتی چون پیش خدمتها، کارگران سینما، رفتگران شهرداری ، کارگران کارگاهها از جمله خیاط ها، نجارها، کفاش ها، سنگتراش ها و شاگردان نانوایی ها. کارگران یقه سفید بخصوص کارمندان وزارت دادگستری، مزدبگیران بخش صنعت چون معدنکاران، کارگران راه آهن، مکانیکهای قطار، کارگران نساجی، کارگران گلیسیرین سازی، کارگران سیلو، کبریت سازی، کارگران آبجوسازی، کارگران ساختمانی از جمله کارگرانی بودند که در این کنفرانس شرکت کرده بودند. در این کنفرانس محبوب عظیمی ،علی جعفری مرندی، آقا دایی و ابوالفضل محمد از طرف اتحادیه کارگران معدن شمشک شرکت کرده بودند.

درسال 1323 گروه فرهنگی اتحادیه کارگران معدن شمشک تاترهای زیادی را چه در معدن شمشک و چه در شهرهای اطراف اجرامی کرد .آرشین مالالان، مشدی عباد، ارباب ست واسیون ها را آورده ام امضا کنید، از به یاد ماندنی ترین اجراهای این گروه به سرپرستی علی محب علی ، کارمند حسابداری معدن بود. ارباب ست واسیون ها را آورده ام امضا کنید، به دلیل گفتن بخشی از رنج مزدبگیران بسیار مورد توجه کارگران بخصوص اهالی میگون شد.در این نمایشنامه اربابی را نشان می داد که برای امضای نکردن لیست حقوقی کارگران بهانه های مختلف می آورد و دشنام های زیادی به کارگران می داد و از دادن دستمزد کارگران طفره می رفت. این نمایشنامه حال و روز کارگران در قبل از به روی کار آمدن اتحادیه ها را به تصویر می کشید.با تشکیل اتحادیه های کارگری توهین، جریمه های سنگین، بهانه های بی مورد سرپرستان متوقف شده بود.اگرکسی به کارگری توهین می کرد سر و کارش با اتحادیه بود. بازیگران این تاترها اکثرن از اعضای فعال اتحادیه و هیات مدیره اتحادیه کارگران معدن بودند. این نمایشنامه ها را آقای علی محب علی نوشته و کارگردانی کرده و موسیقی این تاتر ها را هم اجرامی نمود. شوق و شوری که پس از هر اجرا در خانواده های کارگری بخصوص اهالی شمشک، میگون، گاجره درمی گرفت قابل وصف نیست. توده های مردم می دیدند که با تشکیل اتحادیه ، تاتر و موسیقی که تا آن زمان مختص اعیان و اشراف بود امروز توسط برادران کارگرشان بدون هیچگونه وجهی برای آنان نیز اجرا می شود. این فعالیت های فرهنگی باعث هرچه بالاتر رفتن سطح شعور و آگاهی سیاسی و صنفی کارگران و خانواده های کارگری و اهالی شهرهای مجاور این معادن شده بود. این شوق و شور و استقبال کارگران و اهالی شهرهای مجاور معدن شمشک به حدی بود که حتا گاهی مدیران این معادن از مدیر معدن شمشک آقای مهندس زاوش در خواست می کردند که گروه تاتر به معدن آنها آمده و نمایشنامه ای را بازی کنند. بارها اهالی میگون و گاجره در مواجه با کارگران معدن شمشک یا اعضای هیات مدیره می گفتند :« مدتی است گروه تاتر به شهر ما نمی آید؟ چرا؟ »

با اعلام شورای متحده برای برگزاری رژه بزرگ در 16/4/1324 کارگران و اعضای هیات مدیره اتحادیه کارگران معدن شمشک تصمیم گرفتند در این رژه بزرگ شرکت کنند. به همین خاطر روز 15 تیرماه با اتوبوس به سمت تهران حرکت کردند. در میانه راه که برای استراحتی کوتاه در یک قهوخانه توقف نموده بودند، سربازان ژندارمری اتوبوس را توقیف کرده و با خود بردند و به کارگران نیز گفتند به معدن برگردید . هیات مدیره اتحادیه در یک مشورت سریع تصمیم به رفتن به تهران با پای پیاده از میان کوهها گرفت و درست در هنگام برگزاری راهپیمایی به صف تظاهرکنندگان رسیده و مورد تشویق کارگران حاضر در راهپیمایی قرار گرفتند. این رژه بزرگ که در مقابل دفتر شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان ایران برگزارشد، در حقیقت یک قدرت نمایی در برابر دولت و کارفرمایان و ارتجاع سیاسی ایران بود. با رفتن مهندس زاوش دراوایل 1324 و آمدن مهندس انشاییان که فردی بسیار عقب مانده فکری و بدون بینش سیاسی بود، این گونه رفتن به رژه و قدرت نمایی و محبوبیت روزافزون بین مردم شمشک و میگون و یکه تاز بودن در مسایل کارگری در معدن، کینه ارتجاع و مهندس انشاییان را به دنبال داشت. سخت گیرهای مهندس انشاییان در قبال فعالیت های اتحادیه و فعالینش در بیستم آذر 1324  اعتراض هیات مدیره اتحادیه کارگران معدن را برانگیخت. این اعتراض به درگیری اعضای حزب اراده ملی سید ضیالدین طباطبایی که کارگران به طنز« ارابه سید ضیا می گفتند » با کارگران معترض اتحادیه منجر شد. این درگیری، به دعوای ساختگی ترک و فارس که دست مهندس انشاییان هم در آن پیدا بود، با حمله به اعضای هیات مدیره و اعضای ساده اتحادیه تبدیل شد. محبوب عظیمی، یونس عظیمی، استاد رزاق،علی جعفری مرندی را به شدت کتک خوردند. این درگیری متاسفانه به یک درگیری نسبتن وسیع تبدیل شد. روح اله توفان از اعضای ساده اتحادیه، یکی از اوباش سیدضیا را با چاقو مجروح کرد. با مجروح شدن یکی از اوباش جُو شکننده ای در معدن حاکم شد. فرد مجروح پس از رسیدن به درمانگاه معدن فوت کرد. اوباش که از کشته شدن یکی ازیارانشان با خبر نبودند، ضمن هجوم به دفترمعدن خواستار آزادی فرد مجروح شدند. با درایت دکتر سالاری، به مهاجمان گفته شد که فرد مجروح تحت درمان است. دکتر سالاری تا آمدن سربازان ژندارمری از گفتن خبر مرگ دهقان فوت شده امتناع کرد. با آمدن ژاندارم ها به معدن و دستگیری 29 نفر از اعضای اتحادیه و انتقال آنان به کامیون های ارتشی، دکترسالاری اعلام می کند فرد مجروح کشته شده است. مهاجمین قصد حمله به دستگیر شدگان را داشتند که با دخالت مامورین ژاندارمری این غائله ختم به خیر شد. از فردای آن روز معدن در بخش تولید تعطیل و کلیه کارگران اخراج شدند و فقط کارکنان اداری تا سالها در آنجا مشغول به کار بودند. دستگیر شدگان به تهران آورده و در زندان قصر زندانی می شوند. در 23 آذر نامه ای توسط اعضای زندانی اتحادیه کارگران معدن شمشک نوشته و به روزنامه ها داده می شود که به دستگیری خود معترض بودند. با تحقیقات به عمل آمده در دادگستری معلوم می شود که اعضای اتحادیه دراین درگیری، که فقط اینان دستگیرشده بودند، نقشی نداشتند. جالب است که از مهاجمین کسی دستگیر نشده بود . حتا در تحقیقات نمی توانند ثابت کنند که روح اله توفان ضارب بوده است به همین دلیل در 13 دیماه نامه ای دیگر از اعضای اتحادیه منتشر می شود که تقاضای آزادی خود را داشتند. با پیگیری های شورای متحده مرکزی و ضمانت دکتر یزدی به جز روح اله توفان و محبوب عظیمی 27 تن از اعضای دستگیر شده اتحادیه کارگران معدن شمشک آزاد می شوند که می توان به این افراد اشاره کرد: علی جعفری مرندی، استاد رزاق ، اسماعیل آرش، ابوالفضل محمد، آقادایی از اعضای هیات مدیره و یونس عظیمی و میر لطیف و ایوب شیخ زنوزی از اعضای اتحادیه کارگران معدن شمشک.

محبوب عظیمی و روح اله توفان هم پس از شش ماه در اوایل مرداد 1325 از زندان آزاد شدند. همگی این افراد  پس از دریافت حقوق خود از معدن شمشک اخراج گردیدند. اخراج این افراد و تعطیلی معدن، اتحادیه معدن شمشک را نابود ساخت و ضربه مهلکی به اعضا و کارگران معدن زد. ارتجاع که منافعش را چه در معادن و چه در شرکت نفت و چه در سیاست در خطر می دید برای بیرون راندن کارگران و اتحادیه های کارگری، از صحنه سیاسی کشور، متوسل به اوباش و توطئه های رنگارنگ از جمله بیکار کردن کارگران شد، تا هشداری باشد برای کارگران و دلسردی از پیوستن به اتحادیه ها و فعالیت های کارگری. آنچه تغییر ناپذیر بود، بذر آگاهی که در شعور طبقه کارگر شروع به رشد نمودن کرده بود. هرچند این کارگران ازمحل کار اصلی خود اخراج شدند ولی آگاهی طبقاتی به آنان مجال دل سردی و گوشه نشینی نداد. محبوب عظیمی با فعالیت پیگیر خود تا زمان دستگیری در سال 1333  که یکسال پس از کودتای 28 مرداد سال 32 رخداد، به دبیری شورای متحده مرکزی کارگران و زحمتکشان استان تهران رسید و از حقوق کارگری و دستاوردهای کارگریش دفاع کرد. نقش رهبری او در اعتصابات سندیکای کارگران کفاش و تحمیل آزادی کارگران کفاش  به دولت کودتا و حکومت نظامی و سازماندهی اعتراضات موضعی توسط کارگران در خیابان های استانبول ،لاله زار، بهارستان و ساماندهی رسیدگی به خانواده های زندانیان سیاسی و کارگری از شاهکارهای او و اعضای شورای متحده است. کینه رژیم از این فرزند طبقه کارگر چنان حیوانی بود که پس از دستگیری و دادن شکنجه های طاقت فرسا ، پس از رهایی از زندان علیل شد. اما تا آخرین روزهای زندگی به آرمان های کارگریش وفاداربود و به پراکندن آگاهی های کارگری ادامه  می داد.

علی جعفری مرندی این آهنگر سخت کوش در روزهای کودتای 28 مرداد با همراهی گروهی از جوانان به قصد خلع سلاح کلانتری شهرری همراه بود .بعدها در اعتصابات سال 1357 باز هم از موضع طبقاتی و کارگری خود در سازمان آب به همراه گروهی از کارگران مبارز اعتصابی سازمان آب فعالانه شرکت کرد.

نقش اتحادیه کارگران معدن شمشک در آموزش کادرهای ورزیده و کاشتن بذر آگاهی در دل کارگران و خانواده های کارگری و اهالی شمشک ، میگون ، گاجره و الیکا و لایون، تا سالها باقی ماند. نقشی که اتحادیه کارگران شمشک در منطقه داشت پس از تعطیلی به اتحادیه کارگران معدن گاجره واگذار شد، که در اعتصابات دهه سی شاهد آن بودیم. در تاریخ 30/2/1330 اعتصاب کارگران معدن گاجره در اعتراض به عدم پرداخت دستمزد روی داد. شورای متحده مرکزی از سندیکاها درخواست کمک مالی برای کارگران اعتصابی معدن گاجره کرد تا کارگران بدون نان نمانده و اعتصاب ادامه پیدا کند. بلافاصله کمک به کارگران اعتصابی از سرگرفته شد. در اولین اقدام سندیکای کارگران کفاش به یاری کارگران اعتصابی گاجره شتافت. در حین روزهای سخت اعتصاب آن زمان که بانگ شوم سازش به میان آمد ، یکی از کارگران معدن پسر 11 ساله اش را بالا برد و گفت :     « پسرم را سربریده  و بخورید ولی اعتصاب را نشکنید، اعتصاب شکن خاﺌن به طبقه کارگر است » این اعتصاب پس از 6 روز با موفقیت به پایان رسید و روسای اداره معدن گاجره مجبور به پرداخت دستمزد عقب افتاده کارگران شدند.

البته در این میان بودند کسانی که خود را داخل اتحادیه ها کرده ولی بویی از آرمانهای کارگری نبرده بودند. کمک مالی 6000 تومانی سندیکاها به مهندس سیدابوالقاسم دبستانی ضیابری داده شد که به اعتصابیون رسانده شود. متاسفانه ایشان با این پول برای خود ماشین می خرد. پس از آگاهی شورای متحده و کشمکش بسیار،ایشان پولها را به صورت قسطی به شورای متحده پس می دهد.

بعد از کودتای آمریکایی 28 مرداد وضع کارگران معدن گاجره به وخامت گرایید ومدیران معدن تلاش بیهوده ای را انجام دادند تا دستاوردهای کارگران معادن را از بین ببرند و وضع را به سال های قبل از 1320 برسانند. این را می توان از نامه  20 دیماه 1333 یک کارگر معدن دریافت «به وضع این کارگر معدن زغال سنگ که در موقع کار از دوچشم نابینا شده است رسیدگی نمایید.»

این رگه های مبارزاتی را ما در آذر سال 1339  پس از انفجار در معدن شمشک و کشته شدن 21 کارگر باز هم مشاهده کنیم. کارگران در این واقعه دست به اعتصاب زده و اتومبیل رییس معدن و مهندس معدن را سنگ باران کرده و شخصی به نام سیف اله برای کشته شدن پسرش در معدن شمشک از روسای معدن شکایت می کند. در این اعتصاب بازهم طبقه کارگر با وجود جُو پلیسی به یاری خانواده های کارگران معدن می شتابد. سندیکاهای کافه رستورانها به دبیری آقازاده، فلزکارمکانیک به رهبری احمد کابلی، جلیل انفرادی و حسین نصیری، سندیکای کارگران کفاش به رهبری حسین سمنانی، و سندیکای کارگران قناد به یاری آسیب دیدگان و اعتصابیون شتافتند. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران  طی اطلاعیه ای این حادثه را محکوم و در چهلم کشته شدگان معدن شمشک حضور یافت. دراین مراسم که به دعوت سندیکای کارگران معدن شمشک انجام گرفته بود، باهماهنگی صورت گرفته از طرف حسن حسنی دبیرسندیکای کارگران نفت تهران، اعضای سندیکاهای زیر در این مراسم شرکت کردند:

ازسندیکای کارگران فلزکار مکانیک : احمد کابلی، جلیل انفرادی، حسین نصیری،عبدالکریم غضنفری . از سندیکای کارگران شرکت واحد : ساروخانیان، محمدفرهت مطلق، غلامعباس گودرزی، علیرضافرهادی، حمزه جهان زمین، ترک زبان، امام قلی زاده، بااتوبوسی که توسط اینان ازشرکت واحد تهیه شده بود، در این مراسم شرکت داشتند، که پس از بازگشت، جهان زمین، امام قلی زاده، فرهادی به مدت 5 روزدرساواک بازداشت شدند. مصطفا ومرتضا نیکودست رانندگان شرکت واحد به طرفداری ازاین بازداشت شدگان دستگیر و روانه ساواک می شوند. با پیگیری سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی ، این کارگران پس از تحمل بازجویی های خشن، آزاد و به سرکار خود باز می گردند.یکبار دیگر طبقه کارگر نشان دادکه همبستگی رمز پیروزی است.

ارتجاع می تواند بطور لحظه ای با کودتا و تعطیلی واحدهای تولیدی، بیکار کردن کارگران و حتا نابودی فیزیکی رهبران کارگری مدتی روند آگاهی اجتماعی را کُند کرده و به تاخیر بیاندازد، اما هیچگاه نتوانسته چرخ تاریخ را به عقب بچرخاند. طبقه کارگر در طول سالها مبارزات خود نشان داده است که مبارزه اش برای بهبودی وضع خود از بهبودی جامعه جدا نیست و آنچه به دست می آورد متعلق به همه جامعه است.

سندیکای کارگران فلزکار مکانیک، اول دیماه 1393