سرخط خبرها
خانه / دانش آموزان / تاملی بر مفهوم برابری آموزشی
تاملی بر مفهوم برابری آموزشی

تاملی بر مفهوم برابری آموزشی

نسرین هزاره مقدم

برابری آموزشی در تعریف به معنای امکان دستیابی عادلانه و برابر همه شهروندان به آموزش کیفی است. اما تحقق این هدف، ساده نیست. در واقع، برقراری یک نظام آموزشی برابر تا حدود زیادی به موفقیت در اعمال راهکارهایی موثر برای کاهش آمار کودکان محروم از تحصیل یا دانش‌آموزانی که مجبور به ترک تحصیل می‌شوند، وابسته است.
آموزش مقوله‌ای خود- بسنده یا خود-شمول نیست. نادیده گرفتن شبکه پیچیده‌ای از روابط دوجانبه و تنگاتنگ میان معیارها و مولفه‌های آموزشی و فاکتورهای اجتماعی به حذف عامدانه بخش عظیمی از شاخص‌های تاثیر‌گذار بر افزایش نرخ بازماندگی از تحصیل می‌انجامد. برای تحقق برابری آموزشی، دو دسته مولفه تعریف می‌شود: مولفه‌های درون مدرسه و مولفه‌های بیرون از مدرسه. در واقع، برابری آموزشی به توزیع برابر امکانات آموزشی و غیرآموزشی برمی‌گردد. به عبارتی، علاوه بر فراهم آوردن امکانات فیزیکی و غیرفیزیکی برابر در سطح مدارس جامعه برای همه دانش‌آموزان باید مولفه‌های بیرون از ساختار مدارس را نیز در نظر گرفت.
سازمان یونیسف، راهکارهایی برای تحقق آموزش همگانی در کشورهای در حال توسعه پیشنهاد کرده است. این راهکارها به شرح زیر است:
– تهیه شناسنامه و پروفایل تشریحی کامل از کودکان محروم از تحصیل در هر منطقه و ناحیه کشور
– ایجاد ارتباط بین این مشخصات و موانع دستیابی به آموزش
– شناسایی، تعریف و پیاده‌سازی سیاست‌هایی که این موانع را برطرف و به محرومیت‌زدایی تحصیلی بینجامد.
با این اوصاف، تا زمانی که آسیب‌های اجتماعی و موانع تاثیرگذار به درستی شناخته نشوند و ایجاد بسترها و زیرساخت‌های لازم در سیاست‌گذاری‌ها لحاظ نگردند، آموزش همگانی میسر نمی‌شود. به عبارت ساده‌تر با ساخت و تجهیز مدارس خوب و با کیفیت و به کارگیری معلمان خوب و مجرب، محرومیت‌زدایی آموزشی اتفاق نمی‌افتد. برابری آموزشی، ایجاد و حمایت از یک امکان است، امکان برابر دستیابی به آموزش کیفی همگانی. ایجاد این امکان و حمایت از آن به هیچ‌وجه ساده نیست.
برای روشن شدن موضوع، دو مثال واضح و عینی می‌آوریم. طبق اخبار خبرگزاری‌ها، ازدواج‌های زودرس و زیر سن قانونی در استان‌های جنوبی همچون هرمزگان، سیستان‌وبلوچستان و خوزستان به محرومیت تحصیلی دختران بسیاری می‌انجامد یا به عنوان نمونه‌ای دیگر، اعتیاد نوجوانان و جوانان در خراسان جنوبی و سیستان‌وبلوچستان از عوامل افت تحصیلی و در نهایت ترک تحصیل دانش‌آموزان بسیاری است. «ازدواج زودرس» یا «اعتیاد» در نگاه اول دو مقوله برون‌متنی و غیرآموزشی به نظر می‌آیند اما در تحلیل جامع‌تر به این نتیجه می‌رسیم که همین عوامل از اصلی‌ترین موانع تحقق شعار آموزش همگانی هستند.
شناسایی و بررسی همه‌جانبه این عوامل باید به سیاست‌گذاری‌های جدید آموزشی و غیرآموزشی بینجامد. در عرصه آموزش باید به اعمال اصلاحات ناحیه‌ای و منطقه‌ای در شیوه‌های تدریس و تالیف کتب درسی منجر شود و علاوه بر آن باید با شناسایی این عوامل، پروژه‌های آسیب‌زدایی مشترک بین سازمان آموزش و پرورش، نهادهای دولتی دخیل در امر کاهش آسیب‌های اجتماعی مثل بهزیستی و سازمان‌های مردم‌نهاد تعریف گردد. این پروژه‌ها باید حمایتی، جامع، کارشناسانه و درازمدت باشند و بالطبع بودجه‌های لازم هم به آنها اختصاص یابد.
بی‌شک تا زمانی که استعدادهای بسیاری در خیابان‌ها و حاشیه شهرها به زباله‌گردی و دستفروشی مشغولند و این‌گونه تباه می‌شوند به برابری آموزشی نمی‌رسیم و بدون شک، کاهش این آسیب‌های اجتماعی بدون تعریف پروژه‌های مشترک توانمند و مسوولانه، امکان‌پذیر نیست. بی‌تردید در این میان امری است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت، هزینه‌های اجتماعی و اقتصادی شکست در رسیدن به اهداف آموزشی بسیار سنگین است.

 

روزنامه جهان صنعت، هجدهم مردادماه