سرخط خبرها
خانه / کارگران / تبارشناسی جنبش کارگری ایران
تبارشناسی جنبش کارگری ایران

تبارشناسی جنبش کارگری ایران

رضا شیرازی

 

شناخت درست جنبش کارگری ایران برای فعالین کارگری ، حامیان این جنبش و تحلیل گران نیروی کار ایران و همه مزدبگیران امری ضروری است. این ضرورت از آنجا ناشی می شود که یکی از عوامل تحول اقتصای و طبقاتی و اجتماعی در ایران با مداخله گری نیروی کار بخش تولیدی، آموزشی و سلامت  بهداشت ممکن می گردد.

اساسا ضرورت مباحث نظری چون تبارشناسی جنبش کارگری اگر به امرمداخله گری نیروی کار پیوند نیابد ارزش چندانی ندارد. چون رابطه تنگاتنگ تئوری و عمل در جنبش ها و حرکت های مزدبگیران ایران امری حیات بخش و راهگشاست.

بهرحال برای شناخت بهتر جنبش کارگری ایران شاید لازم است  که مقولات متعددی را مورد بررسی قرار داد از جمله این موارد؛ آفت شناسی این جنبش ، امکان و زمینه های مهار جنبش کارگری، ضعف تئوریک و نظری آن، تاثیر موثر روند غالبیت اقتصاد تجاری، رانتی ، نفتی به آن و رویکرد دوگانه تشکلات رسمی و عدم وجود تشکلات مستقل کارگری و عواقب آن، نقش فعالین مستقل کارگری در اعتلای جنبش کارگری، ما تلاش کردیم که در یادداشت های قبلی بطور خلاصه موارد فوق را بررسی کنیم. حال در نظر داریم بطور اشاره وار از تبارشناسی جنبش کارگری سخن گوییم.

در تبارشناسی جنبش کارکری ایران توضیح چند مسئله مهم و حیاتی است؛

1- تبارشناسی جنبش کارگری در کدامین کادر و چهارچوب راهگشاست؟

2 – عدم وجود نقاط عطف در جنبش کارگری و عواقب آن .

3- چرائی برخورد نفی ای نیروهای حافظ وضع موجود با جنبش کارگری و راهبرد تعضیف آن.

4 – رویکرد نیروها و جریانات مخالف وضع موجود به جنبش کارگری.

 

می توان به تئوریهای کلاسیک طبقاتی و یا برخی از نظریات اقتصاد سیاسی بعنوان چهارچوب تبارشناسی جنبش کارگری تکیه کرد و از آغاز جنبش کارگری ایران و سرازیر شدن فعالین کارگری مهاجر از قفقاز و باکو و … بعنوان یک واقعیت غیرقابل انکار سخن گفت و اولین اعتراضات کارگران چاپ خانه ها در دوره مشروطه  و یا اعتراض کارگران کارخانه های پارچه بافی در دوره رضاشاه و یا اعتصاب  کارگران شرکت نفت در اعتلای انقلاب بهمن ماه  و … سخن گفت  و مطالبات ریز و کلان آنها را درچهارچوب تضاد و کشاکش منافع نیروی کار و صاحبان سرمایه تحلیل کرد.

برای عمده نشان دادن نقش نیروی کار در روند رو به رشد جامعه ایران طی یک قرن گذشته چه بسا که بتوان از تشکلات مستقل منطقه ای در اصفهان و گیلان و حتی کارگران شرکت نفت آبادان در دهه بیست و سی شمسی همزمان با اعتلای نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق و پی ریزی نخستین اتحادیه های کارگری مستقل سخن گفت و نقش نیروی کار را در تحولات اجتماعی و سیاسی و طبقاتی ایران چنان بزرگ کرد که در نهایت چالش طبقاتی کار و سرمایه را بعنوان موتور حرکت تاریخ جدید ایران نشان داد و این نتیجه را از آن استنتاج کرد که عمده ترین صف بندی جامعه ایران را مزدبگیران در تقابل و تضاد با صاحبان سرمایه و کارفرمایان تشکیل داده و می دهند.

شاید این شیوه، رویکرد ذهنی و ایده الیستی و تفسیری ایدئولوژیک از تبارشناسی جنبش کارگری ایران است. زیرا روند تاریخ جدید ما در یک صدسال گذشته نشان داده است که عمده ترین تضاد و تقابل جامعه ما بین مدافعان آزادی با نظام های استبدادی بوده است.  به همین علت تبارشناسی جنبش کارگری و مبارزات نیروی کار ایران در چهارچوب این تضاد که تمامی عرصه های فکری و فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادی جامعه ما را تحت شعاع قرار داده، قابل فهم است. فورا باید اضافه کرد که چنین رویکردی باید به طور واقعی ازنقش نیروی کار ایران در هر سه بخش تولیدی و آموزشی و سلامت و بهداشت در جنبش های اجتماعی ایران سخن گوید و نشان دهد که در هر جنبشی وقتی که مزدبگیران نقش فعالتری دارند امکان استمرار جنبش، روشن تر شدن اهداف و شفاف شدن صف بندی ها ممکن می گردد.

به تعبیری دیگر نقش مزدبگیران در حرکت جامعه ایران در دوره تاریخ جدید ملت ما که با سه جنبش بزرگ مشروطه، نهضت ملی و انقلاب بهمن ماه گره خورده است، نقشی حیات بخش بوده است.

خوانش این دوره از تاریخ ایران یعنی آسیب شناسی این سه جنبش. اگربخواهیم درحوزه اقتصادی و طبقاتی با نگاه نقادانه بدانها بنگریم، با پرسشهای زیادی روبرو می شویم؛ از جمله در حاشیه قرار گرفتن مطالبات طبقه فرودست و نادیده گرفته شدن مطالبات واقعی مزدبگیران. با توجه به این کاستی، مطالبات ریز و کلان این سه جنبش تاریخ ساز نیازهای دوره تاریخی جدید ملت ایران است.

این سه جنبش نه تنها تمامی مسائل ریز و کلان ایران زمین و حتی بخشی از ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه ما را متاثر کرده است بلکه تا حدودی تاریخ ایران فردا درگرو نوع خوانش از این سه جنبش بزرگ ایران است. سه حرکتی که نشان از حرکت جنبشی جامعه است تا مطالبات به تعویق افتاده در حوزه های سیاسی و اجتماعی  و اقتصادی پاسخ نیابد جامعه از حرکت اعتراضی و تب و تاب جنبشی اش بازنخواهد ایستاد. بنابر این تبارشناسی تمامی خرده جنبش ها از جمله جنبش کارگری ایران تنها در این کادر و چهارچوب قابل فهم است.

اگر قابل پذیرش باشد که تبارشناسی جنبش کارگری درکادر و چهارچوب سه جنبش کلان اجتماعی ایران بهتر قابل فهم  و درک است فورا با این پرسش روبرو می شویم که چرا خواسته ها و مطالبات طبقاتی مزدبگیران در هر سه جنبشی که تاریخ جدید سیاسی و اجتماعی ایران را تشکیل داده اند، در پرتو شعاری استراتژیک مطرح نشده است؟ حال آنکه در نهضت ملی شدن نفت و انقلاب بهمن با وجود حضور مزدبگیران، چرا  مطالبات طبقاتی و عدالت خواهانه در حاشیه ماند؟ آیا ساختار قومی و مذهبی جامعه ما از یکسو و نقش رهبران کاریزما و عدم توسعه یافتگی اقتصادی و بافت روستائی کارگران بعلاوه عدم وجود نهادهای مدنی مستقل از قدرت عواملی بودند که مطالبات مزدبگیران ایران در جنبش های اجتماعی در حاشیه قرار گرفت؟ همین پرسش کلان را اگر در شرایط امروز که ساختار قومی و مذهبی ایران در حال تغییر است و نهادهای مستقل مدنی بوجود آمده و مسائل تعیین کننده ای چون حقوق صنفی و شهروندی در حال رشد است و سطح رفاه جامعه و رشد اگاهی و سواد و غلبه شهرنشینی و …، مطالبات خرد و کلان مزدبگیران به یکی از اصلی ترین مسائل جامعه مبدل شده است. در چنین حالت و وضعیتی است که دیگر مسئله حق و حقو ق و مطالبات مزدیگیران در حاشیه نمی ماند زیرا فعالین مزدبگیران از یکسو اعتراضات دامنه دار و بی وقفه از سوئی دیگر، تجمعات علنی مزدبگیران و رسانه ای شدن مطالبات در نهایت باعث می شود که  در افکار عمومی جامعه جایگاه واقعی خود را  بیابد.

هر چه اعتراضات نیروی کار تولیدی و آموزشی و سلامت و بهداشت پی گیرانه تر و متشکل تر و سراسری تر باشد نه تنها پشتوانه جنبش مزدبگیران در آینده مستحکم تر و امکان تحقق مطالبات نیروی کار بیشتر می شود. بلکه ساختارهای استبدادی تعضیف شده  و امکان روند جنبش دمکراتیک تسریع می شود و فضای امنیتی شکاف بیشتری می یابد.

دو حرکت دهم اسفند ماه سال قبل و حرکت سراسری و بی نظیر بیست و هفتم فروردین ماه امسال توسط معلمان به درستی نشان داد که جنبش نوپای معلمان هم اکنون بعنوان اصلی ترین موتور حرکت جنبش  مزدبگیران آغازی است بر شروع دگر بار جنبش اجتماعی ایران زمین.

جنبشی که این بار نیروی کار سهم اساسی در آن خواهد داشت زیرا هم ازنظر کمیت و هم از نقطه نظر کیفی یعنی سطح آگاهی و طرح اهداف؛ صنفی، آموزشی و اجتماعی، رشد قابل ملاحظه ای داشته است. رشدی که در صف بندی های اجتماعی تعیین کننده خواهد بود. بنابراین تبارشناسی جنبش کارگری نه تنها با روند جامعه جنبشی ایران پیوند دارد و در آن کادر و چهارچوب می توان بدان نگاه کرد. بلکه امروزه هم تب و تاب حرکت های کارگری و همه مزدبگیران نیروی کار را می توان با نیازهای عمده جامعه ایران که با آن درگیراست، تحلیل کرد. چون جامعه طبقاتی و تبعیض در آن عمیق  شده است وساختارهای جامعه شاکله استبدادی دارد، نیروی کار ایران راهی دشوارتردر پیش روی دارد. زیرا انباشت سرمایه و گرایش آن به سمت و سوی سوداگری و غالبیت بخش تجاری و مالی و رانتی در اقتصاد ایران از یکسو و تعویق مطالبات کارگران، معلمان و پرستاران از سویی دیگر، نیروی کار ایران را چنان مستهلک کرده است که ظاهرا تنها امکان موجود؛ اعتراض بی وقفه اما مدنی، اعلام همبستگی و اتحاد واقعی مزدبگیران  است.

یعنی حرکت هماهنگ و متحدانه کارگران و معلمان وپرستاران، در مقابل سیاست های بخش دولتی، شبه دولتی و خصوصی می تواند امکان تحقق بخشی از مطالبات را فراهم کند.

در آینده نزدیک سه موضوع؛

– عدم وجود نقاط عطف در جنبش کارگری و عواقب آن .

– چرائی برخورد نفی ای نیروهای حافظ وضع موجود با جنبش کارگری و راهبرد تعضیف آن.

– رویکرد نیروها و جریانات مخالف وضع موجود به جنبش کارگری، در پیوند با تبارشناسی این جنبش، مورد بحث قرار خواهیم داد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*