سرخط خبرها
خانه / معلمان / تدبیردولت امید درقبال فعالان صنفی آموزشی
تدبیردولت امید درقبال فعالان صنفی آموزشی

تدبیردولت امید درقبال فعالان صنفی آموزشی

محمدرضا رمضانزاده، کنشگر صنفی، بجنورد

ابتدا بهتر است  گریزی بزنیم به تاریخی نه چندان دور، به دولت اصلاحات جناب خاتمی در دور نخست:

*فضای باز سیاسی، نشستها وهمایشهای فرهنگی وسیاسی دانشگاهیان سیاسیون و اقتصاددانان و…..

*آزادی بیان نسبی و ایجاد نشاطی موقتی حاکم برجامعه،

* آزادی رسانه واصحاب قلم وروزنامه ونشریات مختلف ومجوزهای مختلف نشریه های روزانه ومجلات هفتگی وماهانه و… همچنین اجازه چاپ ونشر برخی از کتابهای ممنوعه وفک پلمپ برخی از مکانهای فرهنگی و…

* صدور مجوز برای گردهماییها وحتی راهپیماییها ازطرف وزارت کشور برای احزاب واصناف گوناگون و همچنین گشاده رویی وزارت ارشاد برای اکران فیلم و تئاتر وخیلی برنامه های فرهنگی واجرای کنسرتها و…

به هرحال با چنین رویکردهای اصلاحاتی فضا طوری شد که هرکس هرچه در سر میپروراند واهل هر اندیشه سیاسی وفرهنگی وغیره که بود،خودش را نشان میداد. با چنین شرایط و تصوری به امید راهیابی بسوی شرایطی بهتر ونزدیک به ایده آل خویش ،همگان تلاش کردند ونوشتند ونقش بازی کردند.

واما پس از روشدن تمام این چهره ها واندیشه وتوانمندیها شروع کردند به بستن وزدن و دربند کشیدن وحتی کشتن با تصوراتی واهی همچون ماجرای قتلهای زنجیره ای.

آزادی نسبی سیاسی،صنفی و فرهنگی ایجاد شد ولی تاوانش هم کم نبود.

دولت تدبیر وامید  نیز  با شعار های  انتخاباتی مدبرانه و پر امید  در سفرهای تبلیغاتی انتخاباتی،  موجی به راه انداخت. شعارهایی که  نورامیدی را در دل فرهنگیان زنده نمود.متاسفانه باروی کارآمدن دولت تدبیر وامید تغییری در وضعیت معلمان و آموزش وپرورش ایجاد نشد واین بارقه امید در ماههای پایانی سال 93 رنگ جلای دیگری یافت وبا اعتراضات وتجمعات مدنی و قانونمدار و رایزنیهای گوناگون حول محور معیشتی ومنزلتی خود فرهنگیان و همچنین کمبودها ونواقص فضاهای آموزشی وکتابهای درسی و سوءمدیریت دربخشهای مختلف وزارتی وستادی باخواسته های سراسر صنفی فرهنگیان شکل تازه ای گرفت.

تمام مسئولین ازجمله مقامهای حکومتی ودولتی و مجلس ، همه وهمه این خواسته هارا برحق دانستند وبا چنین رویکردی از سوی مقامات وحمایتهایشان از جامعه فرهنگی،  معلمان بیش ازپیش به حل مشکلات و اقدامات مؤثر دل بستند.

ازآنجا که جنبش و تحرکات صنفی معلمان متکی به فرد وگروه خاص نیست واین خواسته ها همگانی بوده طبیعتا هدایت ورهبری و شکل گیری اعتراضات نیز وابسته به دستوری از سوی فرد یاگروه مشخصی نخواهد بود.دولت با وعده های دوردست قصد در کمرنگ کردن این تحرکات صنفی را داشت. به جای اجرای قانون نظام پرداخت هماهنگ کارکنان دولت ورفع تبعیضهای فاحش بین آموزش وپرورش باخیلی از ارگانها، با دادن وعده های تو خالی وبعضا کم اثر، همچون طرح رتبه بندی برای نیمه دوم سال 94 سعی در عقیم کردن این خواسته ها و اعتراضات داشت، ولی کنشگران صنفی وبالطبع اکثریت فرهنگیان، حاضر به چنین سازشی با وعده های سرخرمنی نبودند.درعین حال منتظر حصول نتیجه همان وعده های نیم بند وزارت خانه نشسته بودند که متاسفانه برخوردهای امنیتی با بازداشت تلاشگران عرصه صنفی واجرای احکام تعلیق برخی از معلمان کنشگر جلوه ای تازه گرفت.

با اجرای حکم زندان آقایان علیرضا هاشمی دبیر کل سازمان معلمان ایران وجناب باغانی از فعالین واعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان تهران ودرنهایت بازداشت اسماعیل عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان ایران که به شیوه غیرمعمول وخلاف قوانین جزایی کشور صورت گرفت، پاسخی امنیتی به خواسته های صنفی معلمان از طرف دولت وحاکمیت داده شد. با چنین اجحافی درحق فعالان صنفی، قرار بود تجمعی اعتراضی ازسوی معلمان سراسر کشور به درخواست کانون صنفی معلمان ایران در 31 ام تیر ماه درمقابل خانه ملت برگزار شود که متاسفانه این تجمع سکوت نیز ازسوی نیروهای امنیتی لباس شخصی وپلیس ممانعت شد وبا پراکنده کردن جمعیت حاضر در میدان بهارستان ودرنهایت بازداشت فله ای معلمان که بعضا باهتک حرمت وضرب وشتم همراه بود، از تجمع آنها جلوگیری شد.هرچند این بازداشتیان در پایان همان روز با با دستور نماینده دادستان در بازداشتگاه پلیس امنیت خیابان وزرا و پس از دلجویی از آنان،  آزاد شدند، ولی برخورد غیرقانونی وخشمگونه آن روز با شکستن حریم مقدس معلمی خاطره ای تلخ وماندگار بردلها نهاد که هرگز فراموش نخواهد شد.

درادامه این برخوردهای امنیتی دوتن از فعالان صنفی جنابان محمدرضا نیک نژاد ومهدی بهلولی نیز بامراجعه نیروهای اطلاعات سپاه به منازل این عزیزان در روز نهم شهریورماه بازداشت وخانه وکاشانه این دوتن نیز مورد تفتیش قرار گرفت و پس از ضبط وسایل شخصی، این دومعلم دلسوز را به مکانی نامعلوم منتقل کردند که این عمل نیزنوعی دلهره واضطراب را به خانواده ایشان وجامعه فرهنگیان کشور تحمیل میکند و بر دغدغه های جامعه می افزاید.

این دوتن درکنار شغل شریف معلمی درعرصه مسایل صنفی وآموزشی وتربیتی در حوزه آموزش وپرورش یادداشتهایی را تهیه وبرای آگاهی بیشتر مسئولین و جامعه نشر میدادند. قلم این دوبزرگوار جز پیرامون مسایل صنفی فرهنگیان وآموزش وپرورش چیزدیگری را نمینگاشت ولی باهمه این ملاحظات بازهم بخاطر مسایلی نامعلوم، لااقل تابه الان، در بازداشت به سر می برند وبه خانواده آنها نیز نه درباره دلیل بازداشت و مکان نگهداری شان هیچ گونه پاسخی داده نشده است.

جناب آقای روحانی رییس جمهور محترم نخستین پرسش معلمان اینست، شماکه مدعی به رسمیت شناختن فعالیتها واعتراضهای صنفی فرهنگیان بودید دلیل این برخوردهای امنیتی وبازداشت ومحکومیت معلمان دلسوز چیست؟ و ازآن مهمتر علت سکوتتان در برابر چنین تحرکاتی که ظلمی مضاعف برخانواده بزرگ فرهنگیانست، چیست؟

ما معلمان به دنبال بازگشت حرمت وجایگاه واقعی معلم هستیم واعتراضمان به نابرابریهایی هست که دربین کارکنان دولت شاهد آنیم. خواهان تجهیز مدارس نابسامان وگاها کپری و چادری هستیم. با تغییرات غیرکارشناسانه ویک شبه در سیستمهای آموزشی وکتب درسی و شیوه های ضعیف مدیریتی مخالفیم. اعتراض معلمان،  بهترین و مدنی ترین شکل وبی نظیر درنوع خود بوده وهست. اگر معلم دربرابر کمبودها که ممکنست بعضا این کاستیها ناخواسته وارد چرخه آموزشی کشور شده باشد سکوت کند و در برابر ظلم برخود وخانواده و سیستم آموزش وپرورش کشور سرتعظیم وتسلیم فرود آورد چه انتظاری از نسل آینده وتربیت عدالت محور آن دارید. مگرنه اینست که دین وشرع و قانون وعرف و وجدان همه بر این نکته تاکید میکنند که در برابر ناملایمات صبورباشید ودربرابررفع بیعدالتیها کوشا !!!

پس چه شد این سفارشات دینی وعرفی ووجدانی آن هم برای جامعه معلمین که بذر تربیت وعلم ودانش را میکارند وپاسداری میکنند و آنرا به بهره وری میرسانند.

حال با اینگونه رفتارهای دوگانه ، یعنی گفتمان حمایتی شما وبرخوردهای امنیتی با فعالان این عرصه، این توهم در ذهنها ایجاد میشود که نکند آن حمایتها و برحق دانستن اعتراضها وکنشهای معلمان برای بیان خواسته های صنفی بدین منظور بوده که افراد تاثیرگذار این گستره را بهتر شناسایی کنید وسپس با برخورد امنیتی با تلاشگران صنفی سعی در سرکوب جنبش اعتراضی صنف معلمان نمایید؟

اگر این گونه نیست پس بهتر است در عوض سرکوب چنین خواسته های به حق وقانونی فرهنگیان دلسوز،  به بررسی ریشه ها وعلل آن پرداخته وبا مطالعه ومذاکرات و نظرخواهی از کارشناسان مسئول وفرهیخته وهمچنین مشارکت خود معلمان برای رفع این معظلات کوشیده وچنین نگاه بغض آلود با ایجاد ترس و وحشت وبرخوردهای امنیتی قضایی را برطرف کرده وبا رافت ومهربانی ودلجویی از معلمان سعی کنید روحیه نشاط وامید را به جامعه فرهنگی کشور برگردانید. دلسوزتر و مؤثرتر از معلمان وآموزش و پرورش برای پیشرفت کشور مگر وجود دارد!؟

به امید روزهای خوش وپر رونق برای آموزش وپرورش و در نهایت کل جامعه.

اگر سال ، سال همدلی و همزبانیست پس چرا معلمان فرزندانتان زندانیست؟ این نشان از بی انصافیست!!

 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*