سرخط خبرها
خانه / مقالات / تفکر خود انتقادی
تفکر خود انتقادی

تفکر خود انتقادی

   اسماعیل عبدی-حقوق معلم و کارگر   

خود انتقادی:

    بیشتر اشخاص در دوره ی نوجوانی تفکر سنجشگرانه و انتقادی به ویژه نسبت به خودشان ندارند. اساسا تفکر خودانتقادی هنر اندیشیدن به اعمال و رفتار و نوعی مهارت است که با آموزش های معمولی توسط آموزگاران یا والدین قابل انتقال نیست. به باور من گاهی خودانتقادی سبب روشن تر شدن وضعیت انسان، دقیق تر شدن کارها و پیشرفت می گردد. این تفکر با تحلیل رفتارهای پیشین و تطبیق آن ها با رفتارهای درست و تجربیات موفق بشری آغاز و به تغییر رفتارهای درست بعدی می انجامد.

در دوره باستان ارسطو منطقی انتقادی با بررسی دانه دانه ی اجزای یک موضوع و سپس واکاوی ترکیب آ نها را عرضه کرد. بعدها رنه دکارت اندیشه انتقادی را بر اساس اصل بی طرفی و درست بینی بسط و گسترش داد.

روشن اندیشی و آگاهی یک ارزش در تفکر انتقادی است. این که اشخاص برخی اعمال خود را که مشمول مرور زمان شده است بررسی نمایند راه گشاست زیرا تجربه مستقیم و شهودی فرد پس از گذشت زمان اغلب موجب یافتن اشتباهات پیشین و به کارگیری روش درست در عملکرد آینده است. خودانتقادی نیازمند آموزه هایی است که موجب کمرویی نگردد زیرا کمرویی یکی از نتایج خود انتقادی برای برخی افراد است . در بیشتر تحقیق های آماری با استفاده از ضریب همبستگی ساده و رگرسیون چندگانه نشان می دهد که خود انتقادی و اضطراب اجتماعی در کمرویی نقش دارند.

به عبارت دیگرخود انتقادی نباید موجب یاس و نا امیدی شخص گردد و باید در آموزه های خود انتقادی میل به پیشرفت و درس گرفتن از رفتارهای نادرست را برای ایجاد رفتار درست گنجاند.

یکی از عوامل بازدارنده این است که انسان هنگام واکاوی رفتار خود ممکن است دچار خودبینی، خودپسندی و مواردی از این دست شود زیرا-در بیشتر موارد- از یک سو افراد تایید شدن را دوست دارند و از سویی دیگر ضمیر ناخودآگاه انسان ها با خود انتقادی مقابله می کند.

برای من که یک فعال اجتماعی و ژورنالیست که همواره تمرین نقدگرایی(کریتیسیسم) کرده و به دلیل روح دیالکتیک حاکم بر فعالیت های اجتماعی و ژورنالیستی، خود را در بین آوانگاردها و پیشروان مسائل اجتماعی فرهنگیان می دانسته ام، تفکر خود انتقادی تا کنون بسیار موثر بوده است.

فرصتی مناسب پیش آمد تا به رفتارهای گذشته ام نقبی بزنم. با بررسی رفتارهای پیشین به نتایج جالبی رسیدم: پیشتر و در عملکرد حقوقی رفتارهایی بر مبنای برد و باخت داشته ام و بعدها پی برده ام که یک فعال اجتماعی باید دیدی فراتر از دیدگاه تاجرمآبانه و معطوف به برد داشته باشد.

-در برخی کنش های اجتماعی دریافتم که یک کنشگر اجتماعی و فعال مدنی ممکن است در برهه ای از زمان تحت تاثیر جریان سازی یک گروه سیاسی قرار گرفته و ناخواسته با گفتار و قلم خود به جریان سازی آن عده از طریق ژورنالیسم کمک کرده باشد.

-در کنش اجتماعی خود زمانی در قداست زدایی روشنگرانه نقشی محوری داشتم ولی در حین فعالیت ها گاهی با نوشتن مثلا یک یادداشت، تقریبا به همان نسبت تلاش معنی داری برای تقدیس برخی دیدگاه های خاص داشته ام.

پس از آن که آسیب شناسی ها را انجام دادم به سرعت نسبت به جبران اشتباهات گذشته و با پرهیز از ورود به جریان سازی های سیاسی از فضاهایی که بوی وابستگی حزبی داشته باشد، فاصله گرفته و ذهن خود را بر کنش اجتماعی خود متمرکز کردم و یک آیین نامه اجرایی نانوشته ذهنی برای خود طراحی کردم.

اکنون پس از گذشت سال ها کنش اجتماعی دریافته ام که یک آوانگارد و ژورنالیست به جای گرفتن ژست روشنفکرانه باید مفتخر به نهادینه کردن تفکر خود انتقادی باشد و گاهی خودش را نقد کند و فاصله اش را تا مخاطبین به کمترین میزان برساند تا هم سخنانش برای افراد قابل درک باشد و هم در کنش اجتماعی خود پیشرفت نماید.

البته باید توجه کرد که خود‌انتقادی بیش از حد نشانه ی نگرانی و اضطراب و سبب ایجاد اخلال در خلاقیت است. سرزنش کردن خود و گفتن الفاظ و عبارات منفی به خود، موجب افسردگی می گردد لذا بایدبا ایجاد یک نقطه ی تعادلی، خود انتقادی را مدیریت کرد.

یک نظر

  1. مازیار گیلانی نژاد

    دوست خوبم اسماعیل عبدی خوب
    نوشته زیبایت را خوندم و واقعن فکر نمی کردم که که چنین قلم خوبی داشته باشی

    خوب شد مرا هم به انگیزه انداختی تا من هم کمی با خودم خلوت کنم و انتقادی سازنده از خود داشته باشم.

    سپاس از این کار خوبت مازیار