سرخط خبرها
خانه / دانش آموزان / تیتری که باید دوباره نوشته شود: مشت آهنین سیاست های تاچریسم در پس شرمندگی فانی
تیتری که باید دوباره نوشته شود: مشت آهنین سیاست های تاچریسم در پس شرمندگی فانی

تیتری که باید دوباره نوشته شود: مشت آهنین سیاست های تاچریسم در پس شرمندگی فانی

 

جعفر ابراهیمی- معلم

“فانی: شرمنده معلمان هستم” [1] تیتر خبر کوتاه و تاثیرگذار است و سایت های مختلف آن را با حفظ امانت به همین شکل مخابره کرده اند. پیش از خواندن متن خبر، اولین سوالی که به ذهن می رسد این است که به راستی فانی بخاطر چه چیزی شرمنده است؟

هنگامی که برای اولین بار در سایت کانون صنفی معلمان با تیتر خبری فوق روبرو شدم بیش و پیش از اینکه در پی پاسخ سوال فوق باشم بدنبال آن بودم که فانی در پشت این شرمندگی چه چیزی را پنهان کرده است؟ چرا که برای هر معلم و انسان آگاهی که نسبت به وضعیت و جایگاه اجتماعی و اقتصادی و معیشت معلمان در شرایط کنونی اشراف دارد طبیعی ترین حالت  برای وزیر کنونی و وزرای پیشین شرمندگی است.

در ادامه با خواندن متن سخنان فانی به سادگی می توان فهمید که محتوای متن با تیتر خبر هماهنگی ندارد. چیزی که تیتر در پی القای آن است با بر ساخته  ذهنی ما از واقعیت عینی و ملموس همخوانی ندارد اصولا در تجربه زیسته جایی برای اعتراف وزیر به شرمندگی طبیعی نیست با وجود این اصل قضیه نه در تیتر بلکه در محتوای خبر است، اگر از این مساله عبور نماییم متوجه اصل پیام فانی خواهیم شد البته فانی در متن خبر بسیار واضح و روشن سخن می گوید این متن نیاز به رمزگشایی ندارد و محتوا اصل پیام را افشا می کند.

در اصل فانی با طرح موضوع احساسی و عاطفی شرمندگی، زمینه مساعد را برای پیام اصلی خود فراهم می کند تا بزرگترین حمله و تعدی خود به نیروی کار عرصه آموزش یعنی معلمان را سامان دهد. او در اصل بخاطر شرایط آتی که برای معلمان رقم خواهد زد شرمنده است چراکه پیام اصلی او چیزی جز تعدیل نیروی آموزشی و بینواسازی گسترده معلمان نیست همان نکته ای که در تیتر خبر غایب است. فانی در اصل شرمندگی خود را پنهان نمی کند تا چیز دیگری را پنهان کرده باشد او اول سخنانش را با شرمندگی آغاز می کند تا تیزی حمله به نیروی کار عرصه آموزش را پنهان کرده باشد.

متاسفانه سایت کانون صنفی معلمان و برخی سایت های مدعی دفاع از حقوق معلمان  نیز  اسیر پنهان کاری می شوند و خبر فانی را همانگونه مخابره می کند که مشاوران رسانه ای او می خواهند و تولید می کنند هر چند در روزهای بعد برخی فعالین صنفی در مقالات خود این  سخنان فانی را به چالش می کشند.

اما سخنان فانی تنها به پنهانکاری رسانه ای ختم نمی شود او در گام بعدی دست به تحریف آمار و ارقام می زند و ضرب و تقسیم صوری از وضعیت و نسبت نیروی کار(معلمان) به دانش آموزان را طوری انجام می دهد که بتواند ریشه بحران دستمزد معلمان را به خود معلمان ختم نماید. فانی هرچند از نسبت و عد و رقم سخن می گوید اما اعداد او مانند ذهنیتی که تیتر خبر در پی القای آن است جعلی و مخدوش است و از یک منطق ریاضی پیروی نمی کند، منطق او منطقی است که ریشه در اکالایی سازی آموزش دارد و از منطق سود حداکثری پیروی می کند.

در این بخش نمی خواهم مکانیزم آمارسازی فانی را به چالش بکشم چرا که همکاران دیگر البته از منظری متفاوت بدرستی آن را مورد نقد و ارزیابی قرار داده اند[2]، اما نکته مهم این است که خلق نسبت یازده به یک دانش آموزان به معلم برای رسیدن به نسبت پانزده به یک از روی بی سوادی و ناآگاهی نیست. فانی خوب می داند نسبت نیروهای غیرآموزشی وزارتخانه متبوعش به نیروهای آموزشی قابل چشم پوشی نیست اما رندی می کند و منطقش را ادامه می دهد تا به نقطه مورد نظرش برسد. در دستگاه منطقی او  بایستی قاعده ضرب و تقسیمش طوری خواننده را گمراه نماید که بشود در انتها تعدیل معلمان را توجیه نماید دستگاه فکری او جایی برای آموزش کیفی و پویا و تغییر ساختار ندارد، او برای تغییر نیامده است هدفش تعدیل است و در راستای جهت گیری اقتصادی و طبقاتی دولت در عرصه آموزش با پر بها دادن به آموزش خصوصی و در محاق بردن آموزش عمومی گام بر می دارد.  منطق او برآمده از منطق سود و سرمایه است.

مستقل از اینکه وزیر کیست منطق و مسیر پیش گفته در تار و پود دولت رخنه کرده است، فانی و دوستانش در دولت بنفش از هر نقطه که شروع نمایند باید به بحث خصوصی سازی آموزش برسند. زیرا دولتی که سیاست های اقتصادی اش را راست ترین جریان اقتصادی در داخل و بر مبنای حل شدن تمام و کمال در مناسبات تراستها و کارتل های بین المللی تنظیم می کنند چاره ای ندارد جز اینکه در سیر منطقی خود به تعدیل نیروی کار در آموزش عمومی برسند. آنها حتی هنگامی که از عدالت آموزشی سخن می گویند در پی ایجاد منفذی برای هر چه بیشتر کالایی کردن آموزش هستند همایش[3] و سمینار و دعوت از اساتید و ارایه مقالات برای آن است که هدف اصلی پنهان شود یعنی گشودن راهی برای سرمایه گذاری خصوصی در عرصه آموزش. برای رسیدن به این هدف و تئوریزه کردن آن چه محملی بهتر از موضوع توسعه و عدالت آموزشی!

در تحلیل نهایی آنچه از تیتر و محتوای خبر “فانی ….” هستم در ذهن من بعنوان یک معلم نقش بسته است این است که در برخی موارد نباید به واژه ها اعتماد کرد شاید در چینش زیبای یک جمله چیز ناخوشایندی[4] باشد که ما قادر به دیدنش نباشیم باید متن را خواند البته با نگاهی رادیکال و انتقادی  و حتی اگر ضرورت  داشت باید تیتر خبرها ها را تغییر هم داد و نوشت : مشت آهنین سیاست های تاچریسم در پس شرمندگی فانی پنهان است.

 

1- مصاحبه فانی با ایسنا را در آدرس زیر بخوانید:

http://isna.ir/fa/news/93080904559/

2- در آدرس زیر نگاه کنید به مقاله آقای محمدرضا نیک نژاد :

http://armandaily.ir/?News_Id=95225

3- اخیرا همایشی با عنوان توسعه و عدالت آموزشی به ابتکار یک گروه دولت ساخته و با حمایت سازمان ها وشرکت های داخلی و خارجی در دانشگاه شریف برگزار شده است در بین صدها نام علمی! و اجرایی در همایش من اسم و عنوان معلمی را نیافتم معلوم نیست در همایشی که معلمان حضور ندارند و اظهار عقیده نمی کنند چگونه می توان از عدالت آموزشی و توسعه سخن گفت برای مشاهده اخبار مرتبط با این همایش به آدرس زیر مراجعه نمایید:

http://hamianefarda.com/

4-  نباید از متهم شدن به بدبینی ترسید، ببینید تیتر زیبای این خبر “تجلیل فانی از معلم فداکار لرستانی” چقدر شوم و ناخوشایند است و باور نکردنی. شوم و ناخوشایندی اش مانند خبر تعدیلی است که در خبر” فانی شرمنده معلمان است” پنهان است وبوی مرگ می دهد و ناباوری اش مثل جنس شرمندگی واقعی یک وزیر است چرا که  تجلیل از یک معلم زنده از سوی وزیر باورپذیر نیست.

 

3 نظر

  1. آموزش پرورش سرطان معده گرفته که آن نیروی ناکارامد در تمام پستها میباشد و کارش تمام شده وزیر و رئیس جمهوری که درکی از واقعیت آموزش پرورش ندارند دیگر کوچکترین امیدی به آن ندارم شما هم نداشته باشید واقعیت این است

  2. ایرج نجف ابادی

    با سلام دل خوش کردن به این دولت فریبی بس بزرگ است نظام اموزشی به علت ضعف دولت و بالخصوص مجلس و وزیر در حال انفجار است برای همین می خواهند به بخش خصوصی بدهند تا از اتهامات دور شوند و باز مثل اکثر وزرات خانه ها مشکل را از بخشخصوصی بدانند