سرخط خبرها
خانه / جنبش های مدنی جهان / جامعه مدنی تونس، نمونه ای بی نظیر در جهان عرب
جامعه مدنی تونس، نمونه ای بی نظیر در جهان عرب

جامعه مدنی تونس، نمونه ای بی نظیر در جهان عرب

 

نسرین هزاره مقدم

شناخت تونس بدون شناختن و تحلیل جنبش کارگری و صنفی آن، ممکن نیست. چرا که  اتحادیه عمومی کارگران تونس با نام فرانسوی UGTT، توانسته ترکیب اجتماعی و اقتصادی این کشور را از اواخر دهه 1940 به شدت تحت تاثیر قراردهد. در دوران استعمار فرانسه، این اتحادیه علمدار مبارزات استقلال طلبی بوده است. همین اتحادیه در مسیر انقلاب 2011 بسیار موثر عمل کرده است. عبور از دوران گذار، بدون حضور کنشمند این سازمان  ممکن نمی شد و بی شک اهرم اصلی جامعه مدنی در آینده این کشور نیز، همین اتحادیه خواهد بود. در جهان عرب هیچ نمونه مشابهی برای UGTT پیدا نمی شود، در خاورمیانه و شمال آفریقا هم همینطور. همین یک دلیل کافی است که بگوییم تونس، مصر نیست. تونس، یمن یا سوریه هم هرگز نبوده است.

جایگاه UGTT در جامعه تونس

UGTT قطب اصلی موازنه قدرت سیاسی و اهرم فشار جامعه مدنی تونس است. قدرت این اتحادیه از دو منبع سرچشمه می گیرد، از نقشی که در تاریخ بازی کرده است و ازساختار منسجم، گسترده، متحد و شبکه ای آن. UGTT تنها یک اتحادیه کارگری در تعریف کلاسیک آن نیست، بلکه فدراسیونی است بینا طبقاتی که در طول زمان همه قشرهای صنفی را در خود جذب کرده است. پزشکان، پرستاران، معلمان و کارگران که روی هم بخش قابل توجهی از جمعیت تونس را تشکیل می دهند، جزء بدنه ساختاری UGTT هستند.این مساله یک همسویی در منافع و همبستگی در عمل، میان توده های پایین دست جامعه و طبقه متوسط ایجاد کرده.

در تحلیل جایگاه UGTT تنها می توان گفت، در تونس ده میلیونی، در حالی که فقط چهار میلیون دستمزدبگیر و شاغل وجود دارد، یک میلیون سندیکالیست در قالب یک فدراسیون واحد فعالیت می کنند. این اتحادیه 150 دفتر فعال در سراسر کشور دارد.

عصر انقلاب

دو طول دوران دیکتاتوری بن علی، مذاکرات و چانه زنی ها، ارتباط تنگاتنگی بین UGTT و بدنه دولت به وجود آورده بود. با این حال، مبارزان جنگ با دیکتاتوری بن علی همه متعلق به بدنه UGTT بودند. این فدراسیون از همگرایی همه نیروها به وجود آمده بود و وقتی شعله های طغیان برافروخته شد، همین نیروها تصمیم گرفتند که با تشکیلات قوی و گسترده، توده ها را بسیج کنند، اعتصابات طولانی و گسترده به راه بیاندازند و دیکتاتوری را به زانو دربیاورند. در اعتصابات این دوران، نقش معلمان در کنار کارگران بسیار برجسته بود.

تطبیق بین خواسته های انقلابی و جهتگیری سازمانی UGTT کاملا طبیعی اتفاق افتاد. خواسته های اصلی توده های معترض که برای تغییر اساسی قیام کرده بودند، ایجاد شغل و رفع بیکاری، بالا بردن منزلت ملی و گسترش آزادی ها بود. اینها با خواسته های تاریخی این اتحادیه منسجم و همه گیر، کاملا مطابقت و همسویی داشت.

دوران پسا انقلابی

بعد از انقلاب 2011، میانجیگری UGTT خیلی از مشکلات اقتصادی و اجتماعی را حل کرد. در دوران گذار، همه احزاب و گروههای سیاسی، به این اتحادیه به عنوان یک بدنه فعال و مستقل اجتماعی اعتماد و باور داشتند و از طرفی هم به قدرت تاثیرگذار و همه گیر آن احساس نیاز می کردند. در روند شکل گیری کمیته انتخابات 2011، این اتحادیه فعالانه ظاهر شد.

در طول دوران گذار، به موازات حضور فعال در صحنه اجتماعی، اتحادیه توانست مزایایی برای کارگران و اعضای خود به دست آورد. قراردادهای شغلی دایمی برای 350 هزار کارگر موقت و ارتقاء دستمزدهای بخش های اقتصادی مختلف از جمله معلمان، از دستاوردهای تلاش در همین دوران گذار محسوب می شود. UGTT در این دوران، در همه جبهه ها قوی ظاهر شد، هم تعادل اجتماعی به وجود آورد و هم سطح معیشت کارگران و دستمزدبگیران را بهبود بخشید و هم سعی کرد که ازیک آسیب جدی خودش را محفوظ نگه دارد، هیچ گاه تحت کنترل یک جناح سیاسی خاص قرار نگرفت. همیشه یک میانجی باقی ماند، میانجی ای که همه جناح ها می دانستند برای درک خواسته های توده ها و به دست آوردن محبوبیت و مشروعیت، چاره ای جز کنار آمدن با درخواست های این اتحادیه ندارند.

این اتحادیه همیشه به موقع تصمیم گرفته و فعال و متحد وارد میدان شده. در دسامبر 2012، در شصت امین ساگرد قتل فرحات حشاد، از بنیانگذاران این اتحادیه، یک گروه به نام جمعیت مدافعان انقلاب و وابسته به دولت اسلامگرا، به  مراسم یادبود حمله کردند و حاضران را مورد ضرب و شتم قرار دادند. واکنش UGTT، بایکوت کردن دولت، برگزاری راهپیمایی های اعتراضی و اعتصابات گسترده همه اصناف بود.

چند وقت پیش از آن، وقتی یکی از رهبران مخالف دولت ترور شد، UGTT در هشتم فوریه 2012 فراخوان اعتصاب عمومی داد. روزنامه نیویورک تایمز در همان زمان از این اعتصاب اینگونه یاد کرد: ” بزرگترین اعتصاب کارگری در دهه های اخیر”.

در 26  آگوست 2013، یک اتحادیه موازی  وابسته به دولت در تونس اعلام موجودیت کرد. پاسخ سخنگوی UGTT ، سامی طاهری، به این سازمان موازی اینگونه بود: ” این سازمان، واکنش بازنده هایی است که نتوانسته اند در انتخابات دموکراتیک دفاتر UGTT برنده شوند و اتحادیه را به خانه احزاب سیاسی و جناح های قدرت بدل کنند”.

چالش های پیش روی UGTT

یکی از مشکلات عمده جامعه بحران زده پس از انقلاب، تامین منابع مالی برای ارائه خدمات اجتماعی مانند بیمه درمانی و بازنشستگی است. اخیرا یک قرارداد سه جانبه میان UGTT، اتحادیه کارفرماها و دولت به امضا رسیده. این قرارداد راه را برای مذاکره های بعدی باز می کند.

اما بخشی ازمشکلات پیش روی اتحادیه ای که همواره نقشی اساسی در بسیج توده ها داشته است، اقتصادی نیست، بلکه ریشه های فرهنگی دارد. یک دغدغه اساسی فعالان مدنی در این سالها، پایین بودن نرخ مشارکت زنان در حرکت های اجتماعی است و این چیزی نیست جز نشانه ای از ساختار فرهنگی  عمیقا مردسالار جامعه  تونس. در کمیته اجرایی 13 نفره UGTT هیچ زنی دیده نمی شود.

البته این ایراد فعالان اتحادیه یا ساختار آن نیست، هیچ منع قانونی برای حضور زنان وجود ندارد، هیچ اصول و اساسنامه تبعیض آمیزی در کار نیست.بلکه، UGTT، آینه تمام قد جامعه ای سنتی اما در حال گذار است. هر دوی اینها، هم اتحادیه و هم شاکله فرهنگی جامعه باید خود را صلاح کنند، دوباره ساخته شوند تا آزادی و دموکراسی و برابری در بدنه آنها رشد و نمو کند، ببالد و جایگاه خود را بیابد، زنان و جوانان بتوانند نقش آفرینی کنند و اندیشه های تدافعی و بازدارنده و مستهلک کنار زده شوند.

………………………………………………………………….

جای تعجبی ندارد اگر بگوییم، موازنه قدرت فعلی و پا گرفتن یک سیستم عقلانی و منطقی برای مدیریت بحران های عمیق سیاسی، توسط UGTT و همکارانش یعنی انجمن فعالان حقوق بشر و انجمن وکلای تونس به وجود آمده است. فعالان سندیکایی تونس در جریان بحث و جدل ها و مذاکرات سالیان با جناح های حاکم در جهت ارتقاء سطح زندگی مردم، تجربه های زیادی کسب کرده اند. آنها به فعالانی صبور و عملگرا، مبارزانی مطالبه محور و مذاکره کنندگانی حرفه ای مبدل شده اند.

آنها همواره  خاموش کننده مشاجرات بی ثمر در جهت منافع توده ها بوده اند و در یک نگاه تاریخی حتی کوتاه مدت ،می شود گفت که به امتیازات خوبی هم دست یافته اند. فعالان UGTT، همیشه توانسته اند مذاکرات با جناح های مخالف را به سبک دوی ماراتن پیش ببرند و در عین حال،  بالاتر از تعلقات به جریان های سیاسی و حزبی و یا نحله های ایدئولوژیکی، پایدار بایستند.