سرخط خبرها
خانه / معلمان / جستاری بر اتفاقات اخیر از نگاه یک معلم / دولت ، پیروز در عرصه خارجی و مغلوب در عرصه داخلی!
جستاری بر اتفاقات اخیر از نگاه یک معلم  / دولت ، پیروز در عرصه خارجی و مغلوب در عرصه داخلی!

جستاری بر اتفاقات اخیر از نگاه یک معلم / دولت ، پیروز در عرصه خارجی و مغلوب در عرصه داخلی!

 

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

سال هاست که عده ای در داخل و خارج از کشور از منزوی شدن ایران و نگاه امنیتی و مغرضانه جهانیان نسبت به کشورمان سود می برند. در طی سال های گذشته کشورهایی مانند اسرائیل ، ترکیه ، عربستان و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و… به واسطه این نگاه های جهانی به ایران، توانسته اند در میان ابرقدرت های جهانی و اتحادیه اروپا و آمریکا لابی های قدرتمندی را برای خود دست و پا کرده و از آن سود ها ببرند. اما در یکی دو سال اخیر و با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید، به دلیل توانمندی های وزارت خارجه و در راس آنها جناب آقای دکتر ظریف علیرغم همه فشارهای داخلی و مانع تراشی های زیاد جناح ها و افراد ، و حملات مکرر لفظی و رسانه ای به ایشان و تیم همراهشان، این وزارت خانه توانست بر تمام لابی های قدرتمند اسرائیل و عربستان و… فائق آمده و حتی چهره اسرائیل و نتانیاهو را در جهان جنگ طلب و ناسازگار معرفی کرده و تا حدودی چهره ایران را صلح طلب و امن نشان دهد.
در این میان عربستان و اسرائیل که از قدرت گرفتن ایران در منطقه بیشترین ضرر را متحمل شدند دو سیاست کاملا متفاوت را به مرحله اجرا در آوردند، عربستان بر خلاف اسرائیل با سکوت تقریبی خود و مترصد فرصت شدن توانست پیروز عرصه سیاست شود .
یعنی اگر عربستان تمام درآمد های حاصل از فروش نفت خود را صرف مخدوش نمودن دوباره چهره ایران در جهان می نمود به اندازه این اقدام اخیرش ( قربانی کردن یک عالم اهل تشیع و دو ساختمان کنسولگری خود در ایران ) نمی توانست به هدف خود که همان برگرداندن دوباره نگاه های مغرضانه جهانی به کشورمان بود دست یابد. بعد از مدتها، با باز شدن سفارت خانه های کشورهای صاحب تکنولوژی و موفق در عرصه اقتصاد قدم هایی جهت پیشرفت و جهانی شدن و امن بودن و جذب سرمایه گذاران بر برداشته می شد که با تحریک احساسات عده ای، اغلب دستاوردهای دولت به محاق رفت. و تنها نقطه قوت دولت تدبیر و امید که همان دیپلماسی و سیاست خارجی بود را یک شبه به باد داد. حال علاوه بر پرداخت چندین برابر غرامت به عربستانی ها ، باید سالها تلاش کنیم تا چهره کشور را دوباره بازسازی نموده و در مقابل نگاه جهانیان امن و صلح طلب نشان دهیم.

مساله ی اصلی اینجاست که این نوع حرکات قطعا یک شبه تولید نشده و ریشه در نوع آموزش و فرهنگ القایی درون جامعه دارد .
و ناشی از سیستم آموزشی غلط حاکم بر جامعه است.

وقتی در آموزش کودکانمان حرکاتی از قبیل سوزاندن عروسک های ساخت فلان گروه یا کشور ، شعار های مرده باد ، زنده باد فلان دسته و فلان تفکر ، به آتش کشیدن فلان روزنامه توسط معلمان این مرز و بوم ، و … را انجام داده و عملا آموزش می دهیم ، یعنی اینکه خودمان خشونت را تولید کرده و به جامعه تزریق کرده ایم. و یقینا عده ای در جامعه هستند که این آموزه های غلط ، چنین تعصبات و رفتارهایی را در وجودشان نهادینه کرده و زمانی می رسد که دیگر قابل کنترل نخواهند بود. و حرکاتی انجام می دهند که انگشت به دهان می مانیم.

وقتی بجای حمایت از هم فکرانمان و اعلام همبستگی با آنهایی که با ما همسو هستند ، به دانش آموزان و بچه هایمان یاد می دهیم که برای مخالفانمان مرگ و نفرین بفرستند و پرچم کشورهایشان را آتش بزنند ، مع الوصف باید منتظر چنین رفتارها و حرکاتی در جامعه باشیم.
وقتی در مدارس و جامعه مان محیط های شاد و هیجانی جهت تخلیه انرژی و پتانسیل ذخیره شده در نوجوانان و جوانان فراهم نکرده و مدام بر سرشان می کوبیم و تصمیم گیری در مواقع حساس را یادشان نداده ایم ، و به آنها یاد نداده ایم که خود را بازیچه دست منفعت طلبان نکنند ، بی تردید باید منتظر چنین حرکاتی جهت تخلیه انرژی و هیجان های جوانان و اجرای چنین تصمیمات احساسی از سوی آنان باشیم.
وقتی…

کلا سیستم مان جالب است…
اول کلی هزینه می کنیم و خشونت تولید می کنیم. سپس چند برابر هزینه می کنیم تا همان خشونت را کنترل کنیم.
اول کلی هزینه می کنیم تا مردم را به خیابان ها بکشانیم و پرچم ها را آتش بزنیم و لعن و نفرین بفرستیم. سپس چندین برابر هزینه می کنیم تا پرچم ها و ساختمان های آتش زده شده را خاموش کنیم و تاوانشان را بدهیم.و بابت لعن و نفرین های فرستاده شده و اتفاقات پیش آمده عذر خواهی کنیم.
اول کلی مدیریت ناصحیح به کار می بریم و در جامعه فقیر تولید می کنیم. سپس کلی هزینه کرده و در جامعه تبلیغ میکنیم تا کمک به فقرا را فرهنگ سازی و مدیریت کنیم.
اول کلی سیاست غلط به کار می بریم تا جوانانمان را بیکار کنیم و جامعه را به تنش بکشانیم. سپس کلی هزینه می کنیم تا سیاست های اشتغال زایی و کم کردن تنش در جامعه را به اجرا در آوریم.
و قس علیهذا…
اکنون باید کشور 78 میلیونی ایران تاوان ندانم کاری یک گروه 100 تا 200 نفری را بدهند و سالها زحمت خود را فدای یک لحظه توهم دلسوزی و تعصبات خشک بکنند.

همان گروهی که حاصل آموزه های غلط ما ، و قربانی ندانم کاری های فرادستان و مدیران و معلمان ما در عرصه تعلیم و تربیت هستند.
همان هایی که ادعای اسلام و مسلمان بودن دارند و پرچمی را به پایین آورده و به تمسخر می گیرند و آتش می زنند ، که صرف نظر از اینکه مال کدام کشور است ، جمله ” لا اله الا الله ” بر روی آن نوشته شده است.

تا کی درس نمی گیریم؟

یک نظر

  1. آقای فتحی همکار ارجمند فکر میکنم شما هم همچون دیگر دولتمردان بعد از انقلاب دیواری کوتاهتر از معلمان نیافته تمامی رفتارهای قدرت طلبان (که همه مردم آنها را بخوبی میشناسند) و اعمالی را که در جهت منافع مادی خود به کار میگیرند و از هیچ عملی ابایی ندارند را به گردن معلمان زحمتکش ایران میاندازید نمیدانم دلیل اینکار شما چیست!؟ فراموش کرده اید شعارهای عنوان شده در بالا در اختیار معلمان نیست!!!!

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*