سرخط خبرها
خانه / مقالات / حدیث فیش های حقوقی و داعیه دفاع از مستضعفان
حدیث فیش های حقوقی و داعیه دفاع از مستضعفان

حدیث فیش های حقوقی و داعیه دفاع از مستضعفان

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

پس از برملا شدن برخی فیش های حقوقی در فضای مجازی، یکی از چالش های مورد توجه در چند هفته اخیر درخواست از مسئولین و مدیران دولتی جهت ارائه فیش های حقوقی و پرینت حساب سالانه آنها برای روشن شدن افکار عمومی است. بی شک چنین درخواستی از طرف مردم باید بسیار بدیهی و پیش پا افتاده باشد و مسئولین نیز بایستی از چنین موضوعی کاملا استقبال نمایند تا خللی در نیت خیرخواهانه شان در رابطه با خدمت به خلق و حمایت از اقشار ضعیف جامعه وارد نشود. لذا نه می توان آن را تفتیش مسائل شخصی و خصوصی افراد دانست، و نه می توان خرده ای به این موضوع گرفت.
یقینا خواست مردم بررسی واریزی هایی است که از طرف ارگان های دولتی به حساب افراد مورد نظر ریخته شده است، و کاری به زندگی شخصی مسئولین ندارند. اینکه یک مسئول دولتی قبل از احراز پست مدیریتی در بدنه دولت یا نظام در هر ارگانی که باشد لیست دارایی های خود را در اختیار جامعه هدف قرار دهد و سپس هر ساله این لیست و افزایش دارایی های وی بررسی و کنترل گردد چیزی کاملا شرعی و قانونی در نظام اسلامی است.
واقعیت این است که مردم و خصوصا اقشار ضعیف جامعه به واسطه دریافتی های بسیار کم، به نسبت تلاش سختی که می کنند، و همچنین فشار های اقتصادی چند سال اخیر که همگی از بی تدبیری و عدم برنامه مناسب از طرف فرادستان روی داده است، دل پری از اینگونه مسئولان دارند. و به شدت خواهان بررسی و برخورد با سوء استفاده کنندگان از مقام ها و موقعیت های محوله هستند. مع الوصف دولت  باید در این زمینه به وضوح هرچه تمام تر روشنگری نماید.
در رابطه با این موضوع، دفاع جالب توجه مسئولین از این حقوق های نجومی این است که اگر این فرد در دولت چنین حقوقی دریافت ننماید ممکن است از قبول پست های دولتی خودداری کرده و به بخش خصوصی تمایل یابد. که در جواب باید گفت در کشوری سرشار از فارغ التحصیلان و نخبگان و متخصصان توانا و دارای مدارک بالای تحصیلی است، بطوریکه سالانه ده ها هزار از این نخبگان از کشور خارج می شوند و سرمایه های عظیم فکری را در اختیار کشورهای غربی می گذارند، چنین ادعایی بسیار مضحک و قابل تأمل است. مگر قحط الرجال است که نتوان مدیرانی توانا با حقوقی متعارف در کشور پیدا کرد تا چنین پست های مدیریتی ای را به عهده گرفته و مدیریت نمایند؟ از طرف دیگر از دولتی که تمایل بیش از حد برای خصوصی سازی بسیاری از خدمات دارد و حتی سعی دارد آموزش و پرورش و تربیت نسل های آینده را به طرف خصوصی سازی سوق دهد چنین ادعاهایی بعید است. زیرا اگر چنین افرادی توان پویایی اقتصاد و خدمات و… کشور را در بخش خصوصی دارند، چرا نباید از اینگونه ظرفیت ها کمال استفاده را برد؟ و میدان را برای عرض اندام دیگر افراد توانا و نخبه باز کرد؟ اینجاست که مشخص می شود چنین ادعاهایی بیشتر به توجیهات واهی شبیه است.
بحث دیگر اینکه بسیاری از دولتمردان این حرکت را سیاسی و در جهت تخریب دولت کنونی از جانب رقیبان می دانند. و آن را شوکه کردن دولت در چنین برهه ای می نامند. که این نیز باز یک توجیه دیگر بوده و بیشتر به پاک کردن صورت مسئله شباهت دارد. لازم به توضیح است که مطابق گفته های بالا اگر هدف دولت خدمت کردن به مردم باشد نباید بیدی باشد که با چنین باد هایی بلرزد. و این حرکت چه سیاسی و هدف دار از سوی رقیبان باشد، و چه کاملا اتفاقی و از سوی مردم، باید بشدت به بررسی موضوع پرداخته و مدیرانی که از قوانینِ مبهمِ تصویب شده در دولت قبل و این دولت چنین سودجویی هایی کرده اند را عزل کرده و زیان های ناشی از این حقوق های نجومی را در اسرع وقت به بیت المال برگرداند. هرچند که پس از سه سال استقرار دولت تدبیر و امید، این دولت وقت کافی برای بررسی این موضوعات داشته است و می توانست خیلی قبل تر و قبل از آنکه چنین شوکی را بخود ببیند، در این زمینه اقدامات لازم را انجام دهد.
مگر یک کارگر که با دستمزد 812 هزار تومان در ماه باید خانواده خود را با چنین اوضاع تورم و هزینه های بسیار زیاد زندگی و درمانی بچرخاند، چقدر از باب توانایی و تخصص از یک مدیر دولتی پایین تر است که جمع دریافتی سالانه اش 900 تا 1000 برابر کمتر از وی می باشد؟ جالب تر اینکه در حال حاضر بیشتر کارگران در کشور دارای مدارک تحصیلی دانشگاهی نیز می باشند.
و یا یک معلم با مدرک فوق لیسانس و سنوات بیش از 20 سال و دریافتی سالانه حدود 30 میلیون تومان و حتی کمتر، تا چه حد از باب توانایی و تخصص از اینچنین مدیرانی پایین تر است که باید کمتر از 300 برابر این مدیران در سال حقوق و مزایا داشته باشد؟
مگر همه مان در این کشور زندگی نمی کنیم و از مالک تمام منابع کشور نیستیم؟ پس چرا باید یکی در پر قو زندگی کند و دیگری حتی پر کاه هم نصیبش نشود؟ قطعا هر کسی تا هر اندازه که در توان داشته باشد برای کسب رفاه و آسایش و همچنین گرفتن گوشه ای از مشکلات کشور تلاش خود را می کند. لذا برای برقراری عدل در جامعه باید تناسبی بین “دویدن و رسیدن” و “ماندن و نرسیدن” در کشور بوجود آورد. و قس علیهذا…

2 نظر

  1. سلام جناب مهدی فتحی
    اگر بخواهیم این موضوع را خیلی کوتاه بیان کنیم، می توان گفت: محتوای این عملیات این است: از حساب عمومی و مردم به حساب خود ریختن و به آن شکلِ قانونی بخشیدن. مثل وام ستانی بعضی ها. ظاهرن طرف رفته بانک و طبق قانون چند سد میلیارد وام گرفته؛ ولی از همان آغاز می دانست که ربوده، زیرا قصد پرداخت نداشت و ندارد.
    چگونه؟
    چرا؟
    زیرا امکانات و قدرت آن را دارد تا قانون را براحتی زیر پا اندازد و به مردم ایران پوزخند بزند؛ پس نمی پردازد.
    اینجا هم بعضی مسئولین و مدیران همان امکان دریافت پول از جیب ملت را خود برای خود ایجاد نموده اند و تمام.

    حالا می رسیم به حرف های آن مسئولینی که می گفتند حقوق 812 هزار تومانی را نمی تواند افزایش داد، زیرا از نظر اقتصادی برای کشور به صرفه نیست.
    آیا این به صرفه است که عده ای بانک ها و منابع ثروت کشور را حیاط خلوت خود بدانند و هرچه خواستند برداشت کنند!؟ خود برای خود حقوق ده ها میلیونی و چند سد میلیونی تعیین نمایند!؟ آیا طبق گزارش مستند اخبار شبکه ی دو، آن 60 میلیاردی که از طریق قاچاق ارز و کالا در عرض سه سال از جیب ملت ایران ربوده شده به صرفه است!؟ اصلن فرض کنیم کارگران با فداکاری در گرسنگی جان باختند؛ آیا با این شیوه، اقتصاد میهن می تواند روی پای خود بایستد؟
    چرا کارگران و زحمتکشان یدی و فکری میهن که در فقر دست و پا می زنند، باید تاوان غارت ها را بدهند؛ آخر چرا، به کدامین دلیل!؟
    آیا این عدالت است؟! اگر نیست پس چرا بی هیچ ترسی حضوری بی شرم دارد!؟

  2. برادرعزیزم . معلم گرامی آقای فتحی . پاراگراف آخر شما . شاه بیت کار است . بر اساس تئوری چوپان ورمه . عده معدودی فکر میکنند . منجی جامعه هستند و دیگران عقل و صلاحیت ندارند در امور جامعه دخالت کنند . ! عده معدود . خودرا صاحبان صلاحیت اداره جامعه و حاکم بر تمام شئونات مردم می دانند . و معتقدند . آنچه آنها می دانند و میکنند ! فقط راه خدا و به صلاح رمه است . رمه خودش عقل ندارد . رمه باید هدایت شود . پروار شود . شیر بدهد . و نهایتا” رزق چوپان شود . امیدواریم روزی اتفاق بیافتد!! که بپذیریم که تک تک آحاد یک ملت حق دخالت حقیقی در سرنوشت خود را دارند . عقل جمعی پایدارتر ومقبولتر است .تخصص از تقرب ارزشمند تر است . و….

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*