سرخط خبرها
خانه / مقالات / حدیث مرگ دکتر لوترکینگ
حدیث مرگ دکتر لوترکینگ

حدیث مرگ دکتر لوترکینگ

نسرین هزاره مقدم


چهارم آوریل 1968 در یک بالکن مردی بر خاک افتاد. بالکنی در شهر ممفیس ایالت تنسی، قتلگاه دکتر لوتر کینگ بود.

در ماه اوت سال 2011 بنای یادبود دکتر مارتین لوتر کینگ در پارک ملی واشنگتن نصب شد. تندیسی از مردی که در چهارم آوریل سالها پیش در یک بالکن در ممفیس تنسی قربانی نژادپرستی و خشم عنان گسیخته شده بود.
بین سالهای 1955 تا 1968، لوتر کینگ نقش رهبری جنبش اجتماعی مدرن آمریکا را بر عهده داشت. در این سیزده سال، سیاهپوستان آمریکا به پیشرفتهایی در جهت رفع تبعیض نژادی رسیدند که در 350 سال پیش از آن بیسابقه بود.
لوتر کینگ رهبر تاریخی مبارزات مدنی بدون خشونت آمریکا است و بدون شک یکی از رهبران جنبش عدم خشونت در تاریخ جهان به شمار می رود. او شاگرد مکتب گاندی بود، برایش رسیدن به هدف، چنگ زدن به هر وسیله ممکن را توجیه نمی کرد.
قصه مرگ دکتر کینگ قصه غمبار نژادپرستی و نابرابری است. اما این مرگ داستان دیگری هم دارد. داستانی از اتحاد لایه های مختلف اجتماع، داستانی از کارگرانی که با سازمانیافتگی کامل بر نابر ابری غلبه می کنند و عدالت اقتصادی کمی نزدیکتر می شود.
در آوریل 1968 لوترکینگ عازم ممفیس شد تا از قدرت نفوذ خود برای کمک به کارگران در حال اعتصاب شهرداری این شهر استفاده کند. دستمزدهای این کارگران عمدتا سیاه پوست بسیار پایین تر از خط فقر بود، شرایط کاری بسیار نامساعد داشتند و هر تلاشی برای سازمانیافتگی آنها با ضرب و شتم و خشونت مواجه می شد. بعد از آن که دو کارگر پشت ماشین جمع آوری زباله بر اثر یک حادثه جان باختند، هزار کارگر دست از کار کشیدند. زمانی که کینگ به ممفیس رسید، این اعتصاب وارد ماه سوم خودش شده بود و در حالی که کارگران هر روز در خیابانها تظاهرات می کردند، دولت ذره ای از مواضع خود در این مدت عقب نکشیده بود.
ترور دکترکینگ در اوج این اعتراضات، تنشها را افزایش داد. اعتراضات گسترده تر شد، نه تنها در ممفیس بلکه در سراسر کشور و این همراهی گسترده، راه را هموار کرد.
چند روز پس از این ترور، پرزیدنت جانسون، معاون وزیر کار را به شهر طوفان زده ممفیس فرستاد. مذاکرات بین دو طرف انجام شد. جنگ به نفع کارگران مغلوبه شد، کارگران صاحب اتحادیه شدند و دستمزدها افزایش یافت. وقتی که سه ماه اعتصاب پی در پی کارگران شهرداری به تنهایی نتوانست منازعه را پایان دهد، همبستگی در مطالبه حقوق، همه مشکلات را حل کرد.
پس از آن، خاطره جانبازی دکتر کینگ در ممفیس باعث شد که هرجا تهدید حقوق کارگران اتفاق می افتد، کارکنان بخش دولتی مثل معلمان و کارمندان نتوانند به راحتی از همراهی با آنها عقب بکشند. لوتر کینگ یک میراث بر جای گذاشت، یک تفکر سیاسی جدید در مسیر رسیدن به دموکراسی حداکثری شکل گرفت واین تفکر چیزی نبود جز لزوم ایجاد یک کمپین متحد همگانی در زمان ضرورت برای احقاق حقوق شهروندی و حقوق کارگری، دو جنبشی که ذاتا یکسان هستند و با یگانگی و همراهی می توانند با قدرت بیشتر به پیش بروند.
خود مارتین لوترکینگ این نیاز به همبستگی برای دستیابی به مطالبات اجتماعی را بهتر از هر کس دیگر بیان کرده است. او در نامه ای که از داخل زندان بیرمنگام فرستاده است، می نویسد: ما در شبکه ناگزیری از وابستگی ها به سر می بریم، گویی همه ما در یک کلاف سرنوشت به هم تنیده شده ایم، هر چیزی که گروهی از ما را به طور مستقیم در صحنه اجتماع تضعیف کند، حتما دیگران را هم غیرمستقیم متاثر خواهد کرد.
……………………………………

هرگز نمی توان آن انگیزه زیبایی را فراموش کرد که دکتر لوتر کینگ را به آن بالکن، به آن مسلخ مرگبار کشانید، و نمیتوان از یاد برد زنان و مردان شجاعی را که میراث او را در جای جای جهان با ضرباهنگ موزون و هماهنگ قدمهایشان بر دوش کشیدند و برتار و