سرخط خبرها
خانه / کارگران / حمله به سندیکای کارگران فلزکار مکانیک به سود کیست؟
حمله به سندیکای کارگران فلزکار مکانیک به سود کیست؟

حمله به سندیکای کارگران فلزکار مکانیک به سود کیست؟

” مازیار گیلانی نژاد ”

با انتشار خبر گسترش فعالیت های سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در دفاع از حقوق سندیکایی ۱۳۹۳/۰۷/۲۴ درسایت اخبارروز، زیرنوشته ای (کامنت) ازحسین اکبری درمورد این خبر نوشته شد. متاسفانه سایت اخبار روز در اقدامی غیر حرفه ای و غیر اخلاقی از گذاشتن جوابیه روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک به نوشته آقای حسین اکبری خوداری کرد.هرچند این نوشته در سال گذشته هم در اخبار روز منتشر شده بود. با خوداری سایت اخبارروز از گذاشتن جوابیه روابط عمومی سندیکا،واصراربر فرافکنی های حسین اکبری، مجبور شدم با وجود وقت بسیار کم، مطالبی را در مورد نوشته تفرقه آمیز و دشمن شاد کن حسین اکبری، برخلاف رویه همیشگی سندیکا در برخورد با این حاشیه ها، بنویسم. مثلی است معروف که می گوید ” محبت چون ازحد برون شود،نادان گمان بد کند.” اهمیت پالایش هر سازمانی از عناصر پلید کمتر از مبارزه با دشمنان بیرونی آن سازمان نیست. کار سندیکایی درمیان کارگران فلزکارمکانیک سخت، ولی ممکن است. این کارگران یا در کارگاههای کوچک پراکنده اند و یا در کارخانه های بسیار بزرگ کار می کنند که دسترسی فعالان سندیکایی به آنها سخت است، ولی غیر ممکن نیست. به همین خاطر بسیاری همچون حسین اکبری اینکار را غیرممکن می دانند و چون خود در طی بیش از ده سال فعالیت،کارگری را به سندیکا جذب نکرده ،تلاش فعالان سندیکای فلزکارمکانیک را دروغ می خواند. بسیاری چون بدنه سندیکای فلزکارمکانیک را نمی بینند و دلیلی هم ندارد که ببینند، ادعاهای این چنینی را باور می کنند. حسین اکبری برای اثبات گفته خود به قوانین سندیکایی متوسل می شود، ولی سالهاست از درک این موضوع عاجز است که در شرایط اختناق نمی توان روند معمول در سندیکاها را پیش گرفت. کار علنی شرایط علنی را طلب می کند، به همین دلیل هم هر روز ازفعالان سندیکایی دورتر و به سمت همکاری با تشکل های بد نام دولتی می غلطد.


سال گذشته و در پایان جشن اول ماه مه که آقای حسین اکبری و کاظم فرج الهی هم حضور داشتند، آقای حسین اکبری خطاب به من گفت: «اگر به فعالیت های سندیکای فلزکارمکانیک ادامه دهید با شما برخورد خواهم کرد و نوشته ای مبنی بر افشای این سندیکا در رسانه ها منتشر می کنم». هر چند که دوستان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ناراحت شده و می خواستند با ایشان برخورد کنند ،ولی من در جواب گفتم:« که ما استقبال می کنیم و حتا این افشاگری را هم تکثیر کرده به فعالین سندیکایی خواهیم رساند.»
ایشان پس ازچندی مقاله ای با نام «دروغی دلاویزبه نام سندیکای کارگران فلزکارمکانیک» نوشت ، که این بار هم همان نوشته را باز پخش کرده است. سال گذشته سندیکای کارگران فلزکارمکانیک این مقاله را تکثیر کرده و در همان زمان به دست کارگران سندیکایی و فعالان کارگری از جمله دوستان ایشان رساند. همه از این نوشته اظهار تاسف کردند که حسین اکبری بازهم دوباره مسایل داخلی جنبش سندیکایی را رسانه ای کرده است.
جان کلام مقاله حسین اکبری این است:« سندیکای کارگران فلزکارمکانیک روند همیشگی سندیکایی را طی ننموده و یک مجمع عمومی در انظار و با فراخوان برگزار نکرده است، و اگر کارگران فلزکارمکانیک بخواهند با سندیکای خود ارتباط برقرار کنند در کجا باید سندیکا را بیابند، پس این سندیکا نیست.» فارغ از اینکه ایشان در چه جایگاهی قرار دارد که مشخص کننده سندیکا از غیر سندیکاست، چند سوال طرح می کنیم.
اول : آیا ایشان در ایران زندگی نمی کنند ، و نمی دانند فراخوان دادن برای این موضوع عسس مرا بگیر است؟ آیا ایشان می توانند مکانی را آماده نموده برای اجتماع کارگران سندیکایی و امنیت آن را هم تامین کند؟ آیا دستگیری کارگران فلزکارمکانیک در محل تعاونی در اول ماه مه ۱۳۸۸ را فراموش کرده که برای شنیدن گزارش تعاونی مسکن جمع شده بودند؟
دوم: ایشان مگر داروغه محل است که باید از همه چیز با خبر شود؟ و یا ما از او اجازه بگیریم برای انتخابات و دیگر مسایل ؟
سوم : کارگران فلزکارمکانیک می توانند از طریق سایت و فیسبوک سندیکا و نشریه پیام سندیکا ما را بیابند.، چنانکه دیگران این کار را کردند.
چهارم : اگر به فرض محال سخنان ایشان درست هم باشد، آیا این دروغ جای کسی را تنگ کرده؟ آیا به جنبش سندیکایی زیان وارد ساخته؟ آیا جنبش کارگری را به بیراهه برده؟
پنجم: اگر هنوز از آموزش های سندیکایی چیزی در یادشان مانده باشد، باید بداند که سندیکا به اعضایش پاسخگوست. نه به هرکسی.
ده سال است که این تفرقه اندازی ها را تحمل کردیم و برای اتحاد دم فرو بستیم. سایت های خبری ما را تحریم کردند و بارها مقالات مخالفین ما را با آب و تاب پوشش دادند ولی از گذاشتن پاسخ ما به این همه ناروایی خودداری کردند. اطلاعیه های ما را پوشش نمی دهند چرا که با سیاست های آنان همخوان نیست. ما هیچگاه قبله امان سایت ها نبوده و فعالیت کارگری خود را فدای این گونه سیاست بازی های سایت ها و بی اخلاقی مدعیان دروغین دمکراسی و اتحاد بزرگ چ….نخواهیم کرد. بارها نوشته ام، هم نفس شدن با کارگران و درک شرایط زندگی آنان و عشق ورزیدن به انسانها رمز موفقیت سندیکالیست هاست. آنان که از این روش بی بهره اند، بی تردید راه به جایی نخواهند برد. برای فعالین سندیکاهای کارگری نه سایت ها بلکه ، قضاوت طبقه کارگر مهم است.
اتحاد و همگرایی، سیاست سندیکالیست ها و کارگران فلزکارمکانیک است و به آن ایمانی قلبی و استراتژیک داریم و به همین خاطر سعی کردیم این فرافکنی ها را پاسخ ندهیم، شاید دوستان به اشتباه خود پی برده و دست از تفرقه اندازی بردارند. امروز هم با اکراه و رنج این نوشته را می نویسم.
چرا حسین اکبری تمام هم خود را معطوف به مبارزه با سندیکای کارگران فلزکارمکانیک گرفته است؟ توقف فعالیت سندیکای کارگران فلزکارمکانیک به سود چه جریانی است؟ آیا مسایل جنبش کارگری تمام شده ؟ آیا موضوع اصلی کارگران ایران نه اصلاح قانون کار،نه دستبرد به اندوخته های کارگران در تامین اجتماعی است و فقط باید بقول حسین اکبری «بساط این سندیکا» را برچید. فرافکنی های او بسود کیست؟ چرا او مقاله ای در مذ مت دزدی ها در تامین اجتماعی و پول گرفتن آقای یاراحمدیان رییس مجمع عالی نمایندگان به اصطلاح کارگری (تشکلی که او همکاری تنگاتنگ با آنان دارد) از مرتضوی دزد، ننوشته است؟ چرا حسین اکبری به بیراهه می رود؟ آیا خصلت کاسب کارانه ، تفرعن و خود بزرگ بینی، در این بیراهه رفتن دخیل نیست؟ او و دوستان نااهلش بیش از ۵ سال است که به مبارزه برای نابودی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک کمر همت بسته اند و از پیشرفت های سندیکای فلزکار ناخشنود و خشمگین هستند. آیا کسانی به این افراد ماموریت مبارزه با سندیکا را داده اند؟ آیا همکاری با نهاد های ضدکارگری و مخالفین ضد سندیکایی تا این حد حسین اکبری و دوستانش را حقیر و بی هویت کرده که مبارزه با سندیکای فلزکارمکانیک را بر خود واجب می دانند؟ چرا کاظم فرج الهی در مصاحبه ای باید بگوید که « سندیکای هفت تپه وجود ندارد، سندیکای واحد غرق در اختلافات است، سندیکای فلزکار مکانیک سندیکای یک نفره است؟ » او از مسایل و مشکلات پیش روی سندیکاها چه می داند؟ می دانم که هیچ ارتباطی با سندیکاهای کارگری به آن صورت ندارد و کارگران سندیکایی هم با ایشان نه مشورت و نه درد دل می کنند ، پس چرا باید این گونه سخیف صحبت کند؟
در یکسال گذشته هر جا را حسین اکبری کارفرما و دوستان مقاطعه کارش پیدا کردند، علیه فعالیت ما لجن پراکنی کرده و از دوستان سندیکایی تو دهنی خوردند. از او که مدتهاست از فعالیت سندیکایی کناره گیری کرده است و در توهماتش زندگی می کند نباید ایراد گرفت، اما آنچه برای بسیاری که او را نمی شناسند و هنوز او را در قامت دبیر هیات موسسان سندیکاهای کارگری می بینند و قیم سندیکای کارگران فلزکارمکانیک و سندیکاهای کارگری ایران، این گونه تفرقه اندازیها حکم ادله ای بی چون و چرا را دارد. برای آنکه دوستان بدانند اختلاف حسین اکبری با سندیکای فلزکارمکانیک چیست ، شمه ای از وقایعی که حسین اکبری را به اینجا کشانده، بازگو می کنم.
حسین اکبری هیچگاه عضو سندیکای کارگران فلزکارمکانیک نبوده و هیچگاه تا سال ۱۳۸۴ فعالیت سندیکایی نداشته است. در اوایل دهه هشتاد با آشنایی که با بعضی از کارگران فلزکارمکانیک داشت، فعالیتی را برای تاسیس انجمن صنفی کارگران فلزکارمکانیک آغاز کرد. از همان ابتدا با مخالفت پیشکسوتان سندیکایی فلزکارمکانیک مواجه شد. پیشکسوتان سندیکای کارگران فلزکارمکانیک به حسین اکبری گفتند که سندیکا نهادی است مستقل و زیر نظر کارگران اداره می شود ولی انجمن صنفی از ابتدا باید زیر نظر وزارت کار باشد . اساسنامه اش را وزارت کار می دهد، انتخاباتش را وزارت کار باید تایید کند، کاندیداها باید از فیلتر وزارت کار رد بشوند ، ما چنین تشکلی را نمی خواهیم و چگونه سندیکای پُر آوازه فلزکارمکانیک با آن همه سابقه درخشان را با انجمن صنفی وابسته به دولت عوض کنیم. او پس ازاین ناکامی ، چندی بعد به سمت هیات موسسان سندیکاهای کارگری رفت.
برای آغاز فعالیت سندیکایی در ایران ، پیشکسوتان سندیکایی درابتدا تصمیم به تاسیس هیات موسسان سندیکاهای کارگری گرفتند، که در بر گیرنده جمعی از پیشکسوتان هیات مدیره های سندیکاهای کارگری قبل از هجوم به سندیکاها در سال ۱۳۶۲ بود. به همین منظور هیات مدیره های سندیکاهای کارگری که در شغل خود دارای اعتبار کارگری و دارای فعالیت کارگری بودند، هرکدام برای بازگشایی سندیکای خود داوطلب شدند. هیات موسسان سندیکاهای کفاش، خیاط، نانوا ، نقاش، شرکت واحد با حضور جمعی از پیشکسوتان و علاقمندان به فعالیت های سندکایی، تشکیل شد. حسین اکبری برای آنکه خود را همسطح این عزیزان نشان دهد، خود را پیش قدم برای بازگشایی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک معرفی کرد و با چند تن از کارفرمایانی که زمانی کارگر فلزکارمکانیک شناخته می شدند و هیچگاه هم عضو سندیکای فلزکارمکانیک نبودند، خودشان را به عنوان هیات موسس سندیکای کارگران فلزکارمکانیک جا زدند. حسین اکبری کارفرمایانی بد نام و بد سابقه را برای همکاری خود برگزیده بود که در حق کارگران خود بی انصافی های زیادی را مرتکب شده بودند.( وهنوز هم زنده اند و کار می کنند) که با مخالفت کلیه کارگران فلزکارمکانیک روبرو شد.حسین اکبری انجمن صنفی خواه به ناگهان سندیکایی شده بود. حسین اکبری از اولین قدم دچار مشکل شد، چرا که کارگران فلزکارمکانیک از او بارها سوال کردند «مگر سندیکای دیگری را می خواهی تاسیس کنی که هیات موسس ایجاد کرده ای ؟ ما که خودمان سندیکا داریم.» و یا «از کی تا حالا کارفرمایان برای کارگران سندیکا تشکیل داده اند که این دومی باشد.»
تا اینجا من هنوز فعالیتم را در هیات موسسان آغاز نکرده بودم . من از جشن اول ماه مه ۱۳۸۴ که به دعوت هیات موسسان سندیکاهای کارگری و با پیشگامی یعقوب مهدیون از نامداران سندیکای کارگران کفاش و با مجری گری منصوراسالو در تالار باختر برگزار شد، با هیات موسسان کارگری تماس گرفته ودر بخش آموزش هیات موسسان فعالیت می کردم. حسین اکبری در این زمان دبیر هیات موسسان سندیکاهای کارگری بود که چگونگی دبیر شدنش، داستان جدا و مفصل دارد.
با فعالیت های من، اولین هیات بازگشایی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک شکل گرفت و فعال شد.در حالی ما جلسات هیات بازگشایی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک را با کارگران این صنف در طبقه همکف سندیکای کارگران نانوا برگزار می کردیم که حسین اکبری و دوستان در طبقه بالا کباده هیات موسس سندیکای کارگران فلزکارمکانیک را به دوش می کشیدند. از همان ابتدای کار موضوع آموزش های کارگری را که دغدغه پیشکسوتان سندیکایی بود، در اولویت کارهای سندیکای فلزکارقرار دادیم. از جمله تهیه و توزیع آموزش های سندیکایی که متعلق به فدراسیون جهانی سندیکاها بود، بارها و بارها تکثیر و به دست کارگران رسید. متاسفانه حوادث برخلاف میل فعالان سندیکایی سیر می کرد، چرا که دو ماه بعد با یورش به سندیکای نانوا و بسته شدن آنجا و سپس اعتصاب بزرگ سندیکای کارگران شرکت واحد، فعالیت هیات بازگشایی سندیکای فلزکار با مشکل روبرو شد. از اینجا دو مسیر متفاوت برای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک رقم خورد. من و دوستان کارگر فلزکار به همراه پیشکسوتان سندیکای فلزکارمکانیک تلاش مضاعفی را برای فعالتر کردن سندیکای کارگران فلزکارمکانیک انجام دادیم. کارفرمایانی که همچنان ادعای هیات موسس سندیکای کارگران فلزکارمکانیک را داشتند، و فقط ادعا را یدک می کشیدند و تاکنون هم می کشند ،تا این زمان دریغ از جذب کردن یک کارگر به سندیکا .
از این مقطع زمانی اختلافات دو مدعی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک شروع شد. اعتصاب بزرگ شرکت واحد صورت گرفته بود و دهها فعال سندیکایی دستگیر شده بودند. من به نمایندگی از طرف کارگران فلزکارمکانیک به دلیل آشنایی با باقی مانده هیات مدیره سندیکای شرکت واحد تماس گرفته و آنچه در توان داشتیم برای آنان انجام می دادیم. و این درحالی بود که کارفرمایان موسس سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در خانه های خود استراحت می کردند. در اولین جلسه هیات اجرایی هیات موسسان سندیکاهای کارگری ، حضور یافتم که با اعتراض آقای حسین اکبری مواجه شدم. او همانند امروز، برخورد اداری کرده و اساسنامه هیات را پیش کشید و گفت:« مازیار منتخب اعضای هیات موسسان نیست و حق ورود به جلسه را ندارد.» روشی که امروز هم با برخوردهای خشک و اداری او مواجهیم. حسین اکبری های زیادی وجود دارند که همه چیز را تر و تمیز و مرتب می خواهند و در پستوی ذهنشان جز این گونه رفتار را نمی پذیرند. او نمی توانست درک کند که شرایط حاد و غیر معمول، زندگی و روش خاص خود را دارد. او در آن شرایط بحرانی به جای اتحاد ، تخریب و افتراق را در پیش گرفت. هنوز دوستان زنده هستند و با سرفرازی روزگار می گذرانند و می توانند شاهدی بر این مدعا باشند. در این ماجرا، پیشکسوتان سندیکایی جانب مرا گرفته و من در هیات اجرایی هیات موسسان ماندگار شدم. متاسفانه این شیوه حذف تنها در مورد من نبود که از طرف حسین اکبری اجرا می شد. وقتی فشار به اعضای هیات اجرایی هیات موسسان سندیکاهای کارگری از طرف پلیس امنیت فزونی گرفت و در هر زمانی یک نفر را به پایگاههای اطلاعات می بردند، او برای آنکه یکی از پیشکسوتان و اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران خیاط را از میدان بدر کند ، به او تهمت رابطه با اطلاعات را زد و باعث مدتها کدورت و تنش در هیات اجرایی شد. او هیچگاه به خاطر تهمتی که زد، عذر نخواست.
متاسفانه در هیات اجرایی ، دوستان برای آنکه نهالی را که کاشته بودند به ثمر برسانند، با این بی اخلاقی های حسین اکبری به شیوه درست و منطقی برخورد نکردند و او واقعا فکر می کرد که رهبر جنبش سندیکایی است و باید حرفش را به کرسی بنشاند و اگر کسی با او مخالفت کرد او حق دارد هرگونه رفتاری را در مورد او انجام بدهد. روز به روز حسین اکبری در این توهم فرو رفت که او رهبر و همکاره جنبش کارگری است و نظراتش (همچون امروز ) وحی مونزل است.
دوستان سندیکای کارگران شرکت واحد تازه از زندان خلاص شده بودند و مشکلات اخراج و بیکاری و بی پولی آنان را احاطه کرده بود. وضع بسیار امنیتی و شکننده ای برای فعالیت های سندیکایی بود. من به اتفاق یکی از پیشکسوتان سندیکایی و با نام دعوت هیات موسسان سندیکاهای کارگری، دوستان سندیکای واحد را در خانه غلامرضا غلامحسینی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، در قلعه حسن خان جمع نمودیم و به آسیب شناسی اعتصاب و تبعات آن پرداختیم. هنوز منصور اسالو و ابراهیم مددی در بند بودند. در آن جلسه پیشکسوتان سندیکایی و بعضی از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد و مازیار گیلانی نژاد سخن گفته، بر وحدت و یکپارچگی و برگزاری جلسات هیات مدیره سندیکای شرکت واحد با حضور تعدادی از پیشکسوتان سندیکایی موافقت شد. در این روزهای پُر التهاب ، دبیر هیات اجرایی حسین اکبری در کارگاهش در وردآورد نگران کمی تولید و سودش بود و از مسوولیت خطیر خود، هیچ به یاد نمی آورد و عافیت طلبی خود را برطبق اساسنامه محکوم نمی کرد. روحیه عافیت طلبی و اتحاد شکنی از این روزها در او شکل و نضج گرفت .
پس از آزاد شدن مددی و اسالو و حضور در جلسات هیات اجرایی هیات موسسان سندیکاهای کارگری، حسین اکبری موضوع انتخابات هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد را پیش کشید که با پاسخ سندیکای واحد روبروشد که موضوع داخلی است و به شما ربطی ندارد. حسین اکبری در اقدامی اتحاد شکنانه ، باسوء استفاده از موقعیت خود مقاله ای را در یکی از روزنامه های مجاز چاپ نمود و برگزاری مجمع عمومی برای انتخاب هیات مدیره جدید سندیکای کارگران شرکت واحد را مطرح نمود و در این مقاله با طنزی گزنده منصور اسالو را،« به عوض شرکت در اجتماع دانشجویان دانشگاه تهران، به برپایی مجمع عمومی سندیکا» خطاب کرده و به اسالو طعنه زده بود. در اولین جلسه هیات اجرایی همه حاضران این عمل او را نکوهش کرده و از رسانه ای کردن موضوعات جنبش او را برحذر داشتند ولی او با پروریی تمام گفت که خوب کاری کرده و بازهم ادامه خواهد داد. با آمدن نمایندگان سندیکای واحد به جلسه هیات اجرایی ، درگیری لفظی بین منصور اسالو و حسین اکبری درگرفت. دوستان سندیکای واحد به اکبری یادآورشدند که این موضوع به فعالان سندیکای واحد و اعضایش مربوط است نه به دیگران. و او درجواب می گفت که به من مربوط است و به این کار هم ادامه خواهم داد. این برخورد به اینجا منجر شد که نمایندگان سندیکای شرکت واحد دیگرجلسات هیات اجرایی هیات موسسان را جدی نگرفتند.
ذهنیت اداری و خشک و حذفی حسین اکبری مربوط به امروز نیست . در آن روزها که بیش از پنجاه تن از فعالاین سندیکای واحد اخراج و بیکار و بی پول بودند و شرایط امنیتی بر فعالیت های سندیکایی حاکم بود و خود حسین اکبری از سایه اش هم می ترسید ، پا در یک کفش کرده بود و خواستار مجمع عمومی سندیکای شرکت واحد بود. کارگرانی که تازه از زندان آزاد شده بودند و هر روز برای اعتراض به
حقوق نقض شده اجتماعی شان به این دادگاه و آن دادگاه می رفتند و جایی برای برگزاری جلسات سندیکا نداشتند ، به نظر شما چطور می توانستند اطلاع رسانی کنند و فراخوان برای مجمع عمومی بدهند؟ فقط از یک آدم دور از قضایا چنین برخوردی را می شود انتظار داشت و نه از دبیرهیات اجرایی هیات موسسان سندیکاهای کارگری. اوهنوز هم شرایط را درک نمی کند. به نظرخواننده این سطور، این برخورد تفرقه انگیز دلسوزی برای سندیکای کارگران شرکت واحد بود یا اینکه متلاشی کردن سندیکای کارگران شرکت واحد؟ آیا او در این کشور زندگی نمی کرد؟ او از شرایط جامعه خود خبر نداشت ؟ یا به دلیل معروفیت سندیکای واحد و رهبرانش، حس جاه طلبی و رقابت با منصور اسالو او را وادار به این عمل زشت و اتحاد شکنانه تحریک کرده بود ؟ یا خود را به …. زده بود ؟
این برخوردهای تفرقه افکنانه وغیرمسوولانه و عدم عذرخواهی حسین اکبری منجر به افزایش اعتراض دوستان به او شد و او صفوف هیات اجرایی هیات موسسان سندیکاهای کارگری را ترک و به دنبال زندگیش رفت. من و دوستان پیشکسوت دیگر با حفظ هیات اجرایی و دعوت از دوستان سندیکایی برای حضور در جلسات هیات اجرایی و بهره مندی از نظرات پیشکسوتان سندیکایی در رفع مشکلات پیش روی سندیکایشان، نگذاشتیم که این تشکل از هم بپاشد. حسین اکبری زمانی که مطلع شد که هیات اجرایی هر روز قوی تر می شود و حتا برای تشکیل سندیکای کارگران هفت تپه اعلامیه تبریک می فرستد، دوان دوان به جلسه هیات اجرایی آمد و موضوع تمام شدن ماموریت هیات موسسان را پیش کشید . هرچند که در روزگاری که خود فعالیت می کرد یادش نبود که مدت ماموریت هیات موسسان به سر آمده و باید انتخابات برگزار شود. با مقاومت دوستان این نقشه ضد تشکیلاتی نقش برآب شد. حتا برای این انتخابات ، که هنوز اسنادش موجود است، ده نفر از اعضای هیات بازگشایی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک اعلام شرکت کردند و ما اظهار داشتیم که اگر بیشتر هم بخواهید می توانیم افراد بیشتری را معرفی کنیم. اما از آنجایی که حسین اکبری می دانست بازنده این رای گیری است و دیگر نمی خواست فعالیت این چنینی بکند، بهانه ها و کارشکنی ها راشروع کرد. در یکی از آخرین جلسات که همه گروهها سندیکایی برای تصمیم گیری در باره چگونگی انتخابات جمع شده بودند، حسین اکبری با توهین به یکی از اعضای هیات بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و متشنج کردن جلسه ، باعث قهر این دوستان شد و به آرزویی خود که همانا انحلال هیات موسسان بود رسید. من در سند رای گیری برای انحلال هیات موسسان ، نوشتم :« با این کار مخالفم و این انحلال در جهت خواسته های دشمنان است.» انحلال هیات موسسان سندیکاهای کارگری، در حقیقت کارگران سندیکایی و سندیکای واحد و نقاش و فلزکارمکانیک را ازبرخورداری تجربه پیشکسوتان محروم کرد. چرا بعد از انحلال هیات موسسان دیگر کسی سراغی از دبیرهیات موسسان نگرفت؟ و به جای آن سندیکاهای واحد،نقاش،فلزکارمکانیک، هفت تپه، اتحادیه نیروی کارپرژه ای گردهم آمدند و فارغ از دنیای مغشوش حسین اکبری به فعالیت خود اوج دادند. چطور می شود کسی در این مقام فراموش شود؟ آیا حسین اکبری از خود پرسیده است؟
امروز هم همان ذهنیت به جان سندیکای فلزکارمکانیک افتاده است. در سال گذشته حسین اکبری بعد از انتشار اعلامیه مشترک اول ماه مه سندیکاهای فلزکارمکانیک، هفت تپه و نقاش چنان برآشفته شد که مقاله «دروغی دلاویز به نام سندیکای کارگران فلزکارمکانیک» را نوشت و به همراه دو بدنام دیگر ،که یکی به کلاهبرداری معروف و دیگری اندوخته سندیکای فلزکار را به یغما برده، به نام اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک تمام تلاش خود را کردند تا بین سندیکاهای متحد تفرقه بیاندازند. اینان خواب و خوراک را به خود حرام کرده به همه اعضای سندیکا، دوستداران و طرفداران سندیکای فلزکارمکانیک رجوع کردند، تا با ایجاد اختلاف، سندیکای ما را ازهم بپاشند. اما آنچه استوار ماند، همکاری بین سندیکاها و فرارویدن هرچه بیشتر فعالیت های سندیکایی است.
چه کسی باید تایید کند که ما سندیکا هستیم و فعالیتمان در چارچوب سندیکاست؟ حسین اکبری یا اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک؟ او چه جایگاهی را برای خود تعریف کرده که بایدها و نبایدها را از سندیکاها می خواهد؟ چه جایگاهی قابل قبول تر از سندیکاهای کارگری درهمکاری با سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ؟
در سال ۱۳۸۷ که ما آماده برگزاری مجمع عمومی می شدیم، بعضی از دوستان که فکر می کردند حسین اکبری با آمدنش به سندیکا معجزه خواهد کرد، از حسین اکبری دعوت کردند تا در جلسات سندیکای کارگران فلزکارمکانیک حضور یابد. حسین اکبری با کبر و غرور در اولین جلسه اعلام کرد همه کارهای شما اشتباه است، اول باید اساسنامه ای جدید بنویسید. با اینکه دوستانی مخالف بودند( چون اساسنامه داشتیم) حسین اکبری را همه کاره کردیم. گفتیم تو بگو ما انجام می دهیم. هیاتی برای نوشتن اساسنامه جدید انتخاب کردیم، آنها مشغول نوشتن شدند. آقای حسین اکبری را به عنوان آموزش دهنده به جلسه کارگری در یکی از شهرک های مجاور کرج فرستادیم تا آموزش هایی را که من و یکی از پیشکسوتان کارگری در سه ماه تابستان انجام داده بود و سی کارگر کارخانه در این جلسات شرکت می کردند و هر روز کارگران بیشتری به این جلسه می آمدند، را پی بگیرد. ولی دوستان، در عین ناباوری پس از چند جلسه نه از تاک نشانی بود و نه از تاک نشان. حسین اکبری به جای آموزش کارگران، آنان را سین جین کرده بود که مازیار چه کرده و چه می کند. آنقدر گفت و گفت تا کارگران نماینده ای از طرف خودشان به سندیکا فرستادند که اول اختلافات خودتان را حل کنید، بعد به فکر ما باشید. با این افتضاح و توطئه برکناری و حتا اخراج من ( چند جلسه بود که من به درد سنگ کلیه گرفتار بودم و در خانه بستری و توان آمدن به جلسه را نداشتم) که با حضور من و نماینده سی کارگر، دست توطئه گر و اتحاد شکن حسین اکبری رو شد، و رفت که رفت…. سالهاست که این موضوعات و کارشکنی ها و تفرقه اندازی های او و دوستانش را تحمل کردیم. نخواستیم این گند را به رخ اکبری و نوچه هایش بکشیم اما او ما را وادار به این کار کرد. هنوز ناگفته های دیگری در مورد او هست که………….
کاش کمی حسین اکبری از برج عاج خود فرود می آمد و به کردار خود نظری می افکند. حسین اکبری که سر سفره سندیکایی ها بزرگ شد، هیچ نیاموخت و به همکاری با تشکل وزارت کار ساخته وبه اصطلاح کارگری به نام مجمع نمایندگان کارگری روی آورده است.او به همراه آنان کمپین علیه استاد شاگردی راه انداخت و بعد از چند ماه اعتراف کرد که هیچ کسی حتا اعضای مجمع نمایندگان کارگری هم این کمپین را جدی نگرفت. او نفهمید که کارگران اینگونه تشکلها راضد کارگری می شناسند. تشکلی که امروز برای قصابی کردن قانون فعلی با وزارت کار همکاری کرده ورییسشان از مرتضوی رسوا پول کرور کرور گرفته است، چگونه می تواند مورد اعتماد کارگران قرار بگیرد.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک تلاش کرده است با اتکا به اعضایش بند بند اساسنامه سندیکا را اجرایی کند. قضاوت را به شما وا می گذاریم تا مقایسه کنید چه کسی در خط سندیکا حرکت می کند.
سندیکا، تعاونی مسکن کارگران فلزکارمکانیک را احیا کرد و در زمانی که عوامل حسین اکبری برای نابودی تعاونی مسکن کارگران فلزکارمکانیک از هیچ کوششی دریغ نمی کردند، سندیکا توانست با حمایت از رییس هیات مدیره تعاونی مسکن، تعاونی مسکن را از سقوط نجات داده و برای ۴۷ کارگر عضو از ۱۵۰ عضو، در شهرک پرند خانه بگیرد.
در حالی که حسین اکبری در کارگاهش حساب سود و زیان را می کرد، سندیکای فلزکار ابتدا خبرنامه فلزکار و سپس ماهنامه پیام فلزکار را منتشرکرد.
حسین اکبری در حالی به همکاری با مجمع نمایندگان…. مبادرت می ورزید ، که سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با سندیکای کارگران شرکت واحد، هفت تپه، نقاش و نیروی کار پروژه ای متحد شد.
حسین اکبری در سال گذشته برای تخریب سندیکای کارگران فلزکارمکانیک مقاله توهین آمیز می نوشت و سندیکای کارگران فلزکارمکانیک و هفت تپه و نقاش با نوشتن نامه به برادران کارگرشان در ث.ژ.ت فرانسه از ورود نمایندگان قلابی کارگری ایران به جلسه سالیانه ILO جلوگیری کردند.
حسین اکبری با مجمع نمایندگان …. کمپین علیه استاد و شاگردی راه انداخت و طرفی نبست، در حالی که سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با جمع آوری امضا و فرستادن آن به مجلس، علیه لغو ۱۰ سابقه برای بازنشستگی کارگران ، آن را دوباره به تصویب رساند. در این جمع آوری امضا برای اولین بار اعضای سندیکا با نوشتن شماره های تماس خود شرکت کرده بودند.
ما برای کارگران سندیکایی مان که بیکار بودند تا به حال بیش از ۵۰ مورد کار پیدا کرده و آنان را شاغل کردیم. اعضای سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با اتحاد و همبستگی و پیگیری توانسته اند تاکنون کارگران کارخانه هایی زیادی را به عضویت سندیکا در آورند.
سندیکای کارگران فلزکارمکانیک با فعال کردن گروه کوهنوردی خود در سال گذشته، نه تنها جان پناه کارگر توچال را با همکاری گروههای کوهنوردی کارگری ترمیم و بازسازی نمود، بلکه جشن ۵۰امین سال ساخت جان پناه کارگر توچال را که توسط گروه کوهنوردان فلزکار وابسته به سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در ۵۰ سال پیش با دست توانای کارگران سندیکایی فلزکارمکانیک ساخته شده بود، در ارتفاع ۴۰۰۰ متری، را جشن بگیرد. بیش از ۱۵۰ کوهنورد و کارگر در آن شرکت داشتند و از دوتن از سازندگان کارگر این جان پناه تجلیل کرد.
دهسال است که سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در امر تکثیر آموزش های کارگری فعال است و با تهیه کتابهای مناسب و کارگری و رساندن آن به سندیکاهای برادر در افزایش آگاهی نقشی موثر داشته است. دهسال است که با تمام وجود برای اتحاد بین کارگران می کوشیم و از نهال این اتحاد همچون مردمک چشم پاسداری می کنیم.
دهسال است تفرقه انگیزان و اتحاد شکنان و انحلال طلبان را از سندیکا دور کرده ایم و هزینه های زیادی هم داده ایم. سندیکای کارگران فلزکارمکانیک بارها مورد هجوم حکومتی ها و افراد به اصطلاح انقلابی و مدعیان سندیکالیست بوده و بازهم خواهد بود.
بی تردید قضاوت تاریخ سخت خواهد بود. باشد تا ما نیز همچون پدرانمان رو سفید از این گذرگاه پُر پیچ و خم زندگی بگذریم. امیدوارم سوال های طرح شده حسین اکبری و دیگران را به خود بیاورد و از بیراهه ای که در آن غلطیده اند، خود را نجات دهند.
در آخر جوابیه ای که برای سایت اخبار روز از طرف روابط عمومی سندیکای کارگران فلزکارمکانیک در پاسخ به زیرنوشت حسین اکبری فرستاده شد ولی از درج آن توسط سایت اخبار روز خوداری گردید را، می آورم.

۱۳۹۳/۰۸/۱۰