سرخط خبرها
خانه / معلمان / خدمتگزاران و بابا های مدرسه را در یابید
خدمتگزاران و بابا های مدرسه را در یابید

خدمتگزاران و بابا های مدرسه را در یابید

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

اول صبح، قبل از اینکه بچه ها و کادر اجرایی به مدرسه بیایند؛ درب مدرسه را باز کرده و در انتظار هیاهوی دانش آموزان و جنب و جوش های مختص به خودشان می نشینند. طولی نمی کشد، مدرسه مملو از بچه های قد و نیم قد شده که در ابتدای روز و یا در زنگ های تفریح در کنار شیطنت های منحصر به فردشان و بازیگوشی های بامزه شان، خوراکی های خود را از کیف ها خارج کرده و شروع به خوردن می کنند. تعدادی درک این را دارند که بابای مدرسه دست تنها است و نباید اذیتش کنند. اما تعداد زیادی آگاهانه و ناآگاهانه پس مانده های خوراکی ها را داخل محوطه مدارس می ریزند و بعد از هر زنگ تفریح، چهره حیاط مدرسه تبدیل می شود به یک فاجعه…
از آن طرف معلمان و کادر اجرایی مدرسه چایی می خواهند تا گلویی تازه کنند. و بابای مدرسه را به شدت می طلبند. سر کلاس هر اتفاقی می افتد و هرچیزی که لازم دارند؛ از کوبیدن یک میخ به دیوار گرفته، تا خرابکاری دانش آموزان؛ که حتی والدین آنها نیز از دیدن این خراب کاری ها چندششان می شود، و توان نگاه کردن به آن را ندارند، اولین فردی که صدایش می زنند بابای مدرسه است. و او می آید و کارش را انجام می دهد و تازه از معلم کلاس هم بخاطر گرفتن وقت کلاس عذرخواهی می کند. سرویس بهداشتی مدرسه که حتی نمی توان از نزدیکی آن هم رد شد را، بعد از رفتنِ دانش آموزان و معلمان تمیز می کنند و آن را وظیفه خود می دانند. بعد از پایان روز، مدرسه تمیزی را که تحویل داده اند؛ مجددا به هم ریخته و پر از آشغال و… تحویل گرفته، و تازه وقتی که همه برای استراحت به خانه هایشان می روند؛ کارشان شروع شده و تا اواسط و یا حتی اواخر شب مشغول تمیزکاری و مرتب کردن کلاس ها و دفتر مدرسه و… می شوند. همیشه باید به هوش باشند که موتورخانه مدرسه دچار مشکل نشده و فردا کلاس ها گرم و مهیا برای معلمان و دانش آموزان باشند. نامه های مدرسه را جابجا کرده، و هرچه کم و کسری درمدرسه باشد را از چشم آنها می بینند. همیشه سینی چای شان در زنگ تفریح جلوی معلمان خودنمایی نموده و گاهی اوقات برای معلمانی سینی چای را می گیرند، که هم سن پسر یا نوه هایشان هستند، و یا در پاره ای اوقات به لحاظ تحصیلی هم مدرک آنها و حتی پایین تر…
اگر یک یا چند روز به هر دلیلی معلمی به مدرسه نیاید و یا مدیر یا معاون مدرسه در مدرسه حضور نداشته باشد، باز می شود مدرسه را گرداند. و از چرخه فعالیت خارج نکرد. اما… وای به روزی که بابای مدرسه در مدرسه حضور پیدا نکند. آن وقت می فهمی که نمی شود مدرسه را بدون آنها حتی تصور نیز کرد.
این همه اهمیت و تأثیرگذاری را با چه چیزی می شود جبران کرد؟ به جرأت می توان گفت که از دانش آموزان و مدیران و معاونین و معلمان گرفته، تا خود وزیر و رئیس جمهور، مدیون بلامنازع خدمتگزاران و باباهای مدرسه هستند. و باید این دست های همیشه فعال را بوسید، و این بدن ها و نفس های خسته را مورد نوازش قرار داد. اما با چه چیزی…؟ آنها حتی سر ماه که می شود، مزد یک کارگر ساده شرکتی یا روز مزد را هم دریافت نمی کنند. و با چندرغاز ماهیانه ای که می گیرند فقط می توانند خود و خانواده شان را به سختی زنده نگه دارند. دیگر زندگی کردن پیش کششان… هیچ کس هم؛ هیچ توجهی به آنها نداشته و با کوچکترین خطا و اشتباهی که از آنها سر می زند، مورد بد ترین بی مهری ها قرار خواهند گرفت. و حتی تهدید به اخراج یا تبعید به مدارس دوردست نیز می شوند. لذا باید فقط کار کنند و سکوت نمایند و در برابر همه این اجحاف ها دم بر نیاورند…
افرادی که نبودنشان در مدرسه کمتر از فاجعه نیست را اینگونه مورد ظلم قرار دادن خارج از انصاف و جوانمردی بوده و کسانی که با حقوق های چند ده میلیونی اصلا نمی دانند سختی کشیدن چیست؟ و بعضا با مدارک عالی دانشگاهی نظافتِ خرابکاری های بچه ها یعنی چه؟ و تا نیمه شب جابجا کردن میز و نیمکت ها و تمیز کردنِ زیرِ آنها چه مزه ای می دهد؟ چه می دانند که آخر ماه با حقوقی که آن را گاها تا چند ماه بعد هم با هزار منت پرداخت می کنند، فقط می توان زنده ماند و بس… اما آنها نیز می خواهند خود و خانواده شان مثل بقیه حقوق بگیران دولت زندگی کنند.
خدمتگزاران و باباهای مدارس را دریابید. که اگر نباشند؛ درب مدارس را باید گِل گرفت و آموزش و پرورش کودکان را رسما تعطیل کرد… آنها حتی همین نظام ناقصِ به ظاهر رتبه بندی را نیز شامل نشدند… آنها هم انسانند و خانواده دارند، و در این جامعه زندگی می کنند… به راستی آنها، نیاز واقعی آموزش و پرورش اند… گناهشان چیست که در این وزارت خانه مشغول خدمت به دانش آموزان و آینده سازان این سرزمین اند…؟