سرخط خبرها
خانه / مقالات / در حاشیه تجمع قربانیان حادثه شین آباد مقابل ریاست جمهوری
در حاشیه تجمع قربانیان حادثه شین آباد مقابل ریاست جمهوری

در حاشیه تجمع قربانیان حادثه شین آباد مقابل ریاست جمهوری

نسرین هزاره مقدم


 

در 15 آذر 1392، یک کلاس درس در یک مدرسه ابتدایی دخترانه روستای شین آباد از توابع شهرستان پیرانشهر  آتش گرفت و از 37 دانش آموز این کلاس، 29 نفر دچار سوختگی شدند. با گذشت نزدیک به دو سال از بروز این حادثه و در حالیکه به ظاهر روند درمان و پرداخت دیه این دانش آموزان توسط دولت، وزارت آموزش و پرورش و همچنین وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بررسی و پیگیری شده، مشکلات آنها کماکان پابرجاست و متولی واقعی پاسخگویی، همچنان نامشخص.

درحالیکه به خانواده های این دانش آموزان، ناعادلانه وعده داده شده که تنها نصف دیه توسط بیمه ایران پرداخت می شود آنهم در صورت دادن تعهد کتبی مبنی بر عدم پیگیری شکایت، این خانواده ها به تهران آمده اند تا مقابل دفتر ریاست جمهوری تجمع کنند. خواسته های این تجمع کنندگان، پرداخت دیه کامل و برقراری مستمری مادام العمر برای فرزندانشان است.

بدون تردید، مقصر اصلی در این آتش سوزی، وجود سیستم ناعادلانه توزیع امکانات است. هرچه از مرکز یا همان پایتخت به سمت نوار مرزی حرکت کنیم، حقوق شهروندی نصفه نیمه و پر از اشکالی که داریم، باز هم کمتر و کمتر رعایت می شود، برای شهروندانی که به نوعی درجه دو طبقه بندی می شوند، کمتر امنیت و پشتوانه حمایتی وجود دارد. رعایت کردن قوانین ایمنی و استانداردهای امنیتی برای حفظ جانشان از اهمیت می افتد و تخصیص بودجه ها کمتر می شود.

و جالب اینجاست که ارگانهای مربوطه که قوانین مصوب و لازم الاجرا را به راحتی زیر پا گذاشته اند، کسانی که نتوانسته اند با تخصیص بودجه مناسب، با موظف کردن مسئولان به رعایت ضوابط، از این نوع حادثه ها جلوگیری کنند، قوانین ناعادلانه دیگری را دستاویز قرار داده اند و در صددند تا با استناد به مونث بودن قربانیان، آنها را از نصف دیه محروم کنند. غافل از این که گرچه طبق تعریف، دیه مال یا پولی است که به سبب نقص عضو یا خسارت جانی به صدمه دیده پرداخت می شود تا بتواند جبران خسارتی باشد، حتی پرداخت کامل دیه هم نمی تواند خسارت های وارده به این دختران را جبران نماید.  همچنین، این مسئولان در تلاشند تا در مورد ادامه زندگی و حیات دخترانی که زیبایی، طراوت و آینده آنها در آتش یک بخاری کلاس درس سوخته، از خودشان سلب مسئولیت کنند، قرار نیست مستمری مادام العمری در کار باشد.

اما در کنار دلایل و عواقب این حادثه دردناک، در کنار این واقعیت تلخ که پیگیری های یک سال و چند ماهه خانواده ها در استان آذربایجان غربی هیچ پاسخ مناسبی دریافت نکرده، در کنار این مساله که مسئولان مقصر این فاجعه، سر زیر برف فرو برده و حاضر نیستند صدای دادخواهی این قربانیان و پدر و مادرهای آنها را بشنوند، یک نکته آزاردهنده تر هم هست، یک نکته که نمی توان به راحتی از آن غفلت کرد: بعد از دوسال این خانواده های بلادیده، “به تنهایی” در پایتخت اعتراض می کنند.  دلایل این تنها ماندن چبست؟ چرا جای معلمان در کنار دانش آموزان شین آبادی در این اعتراضات خالیست؟ این مساله می تواند دو دلیل عمده داشته باشد:

اول،   فقدان یک “اتحادیه آموزشی” قوی و منسجم که دفاع از حقوق دانش آموزان را برعهده بگیرد. در خیلی از کشورهای جهان، اتحادیه های آموزشی در کنار دفاع از حقوق صنفی معلمان، در زمینه های دیگری مثل  دفاع از حق آموزش باکیفیت برای همه دانش آموزان و برابری در توزیع امکانات و دفاع از حق آموزش رایگان هم فعالیت گسترده دارند. در این اتحادیه ها، دفاع از حقوق دانش آموزان، کودکان کار و محروم از تحصیل، جزء مطالبات اصلی است. اما در فضای ایران که تشکل های مدنی به راحتی پا نمیگیرند و اگر پا گرفتند هم، امکان فعالیت گسترده ندارند، در فضایی که دغدغه های معیشتی معلمان به حدی زیاد است که پا بیرون گذاشتن از محدوده آنها، سخت و ناممکن می نماید، در ساختاری که معلمان امنیت شغلی مناسب ندارند، جایگاه قانونی و شان حرفه ای آنها رعایت نمی شود، به دلیل فعالیت مسالمت آمیز صنفی، مورد پیگرد قرار می گیرند، تبعید و زندانی می شوند، شاید  یک اتحادیه آموزشی گسترده که بتواند هم معلمان و هم دانش آموزان را در بر بگیرد، رویایی درازمدت، چندین و چندساله باشد که به راحتی محقق نخواهد شد، تحقق این رویا مستلزم پیش شرط های بسیاری است.

اما دومین  و  شاید مهمترین دلیل این است که  سایه سنگین  فشارهای امنیتی  همواره بر  سر تمام  فعالیت های اعتراضی قانونی سنگینی می کند . با این که در قانون اساسی، تشکل های صنفی به رسمیت شناخته شده، با وجود این که اعتراض، تجمع و اعتصاب آرام، جزء حقوق شهروندی است، برخوردهای خشن و وادارنده امنیتی همیشه پابرجا بوده و هست. در فضای امنیتی حاکم، نقش ترس از بدتر شدن اوضاع در صورت اعتراض همگانی و همبسته، کاملا برجسته است. در این شرایط، تنها ماندن خانواده های دانش آموزان شین آبادی در تهران، اصلا عجیب نیست.

همین فضای امنیتی  همواره کسانی را که حقوقشان زیرپا گذاشته شده، تهدید کرده که سروصدا نکنید، پیگیری گسترده نکنید که در آن صورت، اوضاع بدتر می شود، همه چیز خراب می شود. خیلی وقتها خود قربانیان ترسیده اند که از دیگران بخواهند که همراه شوند، حتی آنها را از ورود به مساله منع کرده اند. همین فضا هرگز نگذاشته که نهادهای مدنی مطالبه محور، به حدی از استحکام و قدرت قانونی برسند که با تمام توان، همه جانبه و با همه انرژی، مسئولان را مجبور به پاسخگویی نمایند. همین فضا سرنوشت خیلی ها را محکوم به تنهایی کرده که یک نمونه آن، دانش آموزان قربانی آتش سوزی بخاری کلاس درس در روستای شین آباد است.