سرخط خبرها
خانه / معلمان / روزجهانی معلم و مطالبات معلمان
روزجهانی معلم و مطالبات معلمان

روزجهانی معلم و مطالبات معلمان

بهرنگ ایرانی، معلم بازنشسته

به دنبال سلسله حرکات اعتراضی ای  که حول مطالبات  صنفی معلمان  بعد از پایان یافتن دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد  پس از یک دوره نسبتا طولانی رکود ، مجددا مجال بوقوع پیوستن پیدا کرده است ،ازمدتی قبل از فرا رسیدن روز جهانی معلم در خبرهایی که از طرف تشکلهای صنفی  در دنیای مجازی (فیسبوک، وایبر،تلگرام و …) رد و بدل می شد، حاکی از این بود که گویا امسال برای بزرگداشت چنین روزی  ،تشکلهای صنفی معلمان دست به اقداماتی خواهند زد.و در پی چنین تبلیغاتی بود که شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان طی بیانیه ای روز شانزدهم مهر ماه را به دو دلیل بنظرم قانع کننده به جای سیزدهم مهر، روز اقدام سراسری معلمان در نظر گرفت و قرار شد که در چنین روزی فرهنگیان اعم از شاغل و بازنشسته در استانهای مختلف، جلوی ادارات کل آموزش و پرورش از ساعت 10 الی 12 تجمع سکوت برگزار کنند. بر همین اساس و در جهت بهبود و اصلاح سیستم آموزشی کشور، اهم خواسته های جامعه ی فر هنگیان به شرح ذیل در این بیانیه اعلام گردید:

۱_ حق تحصیل رایگان طبق اصل سی قانون اساسی و توقف خصوصی سازی مدارس

۲_ رفع تبعیض های ناروا بین کارکنان آموزش و پرورش با سایر کارکنان دولت

۳_همترازی سطح حقوق باز نشستگان ( بخصوص بازنشستگان سنوات قبل ) با شاغلین

۴_ ارائه بیمه درمانی و تکمیلی در شأن جامعه فرهنگیان
۵_ رفع هرگونه تبعیض در اجرای دقیق و عملیاتی نظام هماهنگ پرداخت، ازجمله بند 5 ماده 68 قانون خدمات کشوری.

۶_ اجرای قانون بازنشستگی پیش از موعد فرهنگیان و پرداخت سریع و کامل پاداش بازنشستگی

۷_ رفع کلیه قوانین تبعیض آمیز علیه همکاران فرهنگی زن مانند حق عائله مندی

۸_ حذف فضای امنیتی از آموزش و پرورش کشور

۹_ پایان اعمال فشار علیه کانون های صنفی فرهنگیان و رفع موانع موجود در مسیر فعالیت کانون های صنفی معلمان و همکاری در جهت برگزاری هرچه سریعتر مجامع عمومی این تشکل ها

۱۰_ آزادی هرچه سریعتر فعالان صنفی آقایان : بداقی،عبدی ، باغانی ، هاشمی و بهشتی و توقف اجرای احکام صادر شده علیه ایشان

در نگاه اول به موارد دهگانه ی فوق به نظر می رسد که تمامی آنها جزء مطالبات  حتمی فرهنگیان است و راه حل عاجلی را هم برای عملی شدنشان می طلبد.
از جناحی که قبلا بر سر کار بود که اصلا نباید انتظار داشت چون در عمل، بیشترین خصوصی سازیها در زمانی که دولت احمدی نژاد بر سر کار بود صورت گرفت.از دولتی هم که فعلا بر سر کار است  ظاهرا نباید انتظارزیادی  داشت چرا که علیرغم تمام تبلیغات قبل از انتخابات مبنی بر پرداختن  به مسائل داخلی ،در کنار  تلاش برای رسیدن به توافق هسته ای ، به گواه عملکرد دوساله ی دولت روحانی، در زمینه ی رفع تبعیض و بیعدالتی ،ایجاد اشتغال، متاسفانه  کار چشمگیری صورت نگرفته است. اگرچه در حوزه ی سیاست خارجی و دستیابی به توافق هسته ای ،تلاش قابل توجهی برای دور کردن سایه ی جنگ از سر مردم کشورمان انجام گرفته است،ولی به استناد حجم وسیعی از تحلیلهای علمی صورت گرفته توسط تحلیلگران و صاحبنظران اقتصادی و اجتماعی  ادامه ی خصوصی سازیها ، رسالتی است که احتمالا باید بوسیله ی این دولت انجام گیرد.

با توجه به این وضعیت ،درتجمع فرهنگیان استان،اولا اکثریت قریب به اتفاق شرکت کنندگان، فرهنگیان بازنشسته ای  بودند که برای فرار ازدرافتادن به ورطه ی فقر مطلق بعد از دوران بازنشستگی وعلی رغم خستگی ناشی از سالیان متمادی کار کردن، همچنان در مدارس بخش خصوصی به تدریس مشغولند.عده ی کمی از آنها به معنای واقعی کلمه “از کار افتاده” بودند و شاید بتوان گفت مهم ترین دلیلی که آنها را به آن جمع کشانده بود،شرایط فوق العاده  مشقتبار زندگی اشان بود.آمده بودند تا شاید تحت تاثیر چنین تجمعی، گشایشی در زندگی آنها ایجاد شود.و وقتی تعداد کم جمعیت را نسبت به کل معلمان شاغل و بازنشسته ی استان می دیدند، گویا سوالی که در ذهنشان شکل گرفته بود این بود که حالا با این اوضاع و احوال “واقعا اتفاقی خواهد افتاد؟ ،آیا واقعا برپایی چنین تجمعی به افزایش حقوق ما می انجامد؟” و این را با نوعی تردید و نگرانی درحلقه های مختلفی که بوسیله ی معلمان در جای جای مختلف حیاط اداره شکل گرفته بود ،مطرح می کردند طوری که با اندکی توجه به حالت صورتشان و حرکت همراه با لرزش دستهایشان براحتی می توانستی بفهمی که دلواپسی اشان  انعکاس استیصال  است و با نگرانی سهم خواهی از قدرت، از اساس ،متفاوت است.ولی در همان جمع، آنطوریکه من دریافت کردم فرهنگیانی بودند که به هر دلیلی در فقر مطلق نبودند ولی اذعان می داشتند که با توجه به آمار و ارقام رسمی  که بیان کننده ی مشخصه  استاندارد زندگی و خط فقر است،حقوقی که به ما داده می شود زیر استاندارد فقر است و کفاف هزینه های زندگی ما را نمی کند وکرامت انسانی ما زیر سوال است.ناگفته نماند بعد از دو ساعت سکوت و بالا بردن یک پارچه نوشته و چند کاغذ نوشته و عکس های برخی از معلمان زندانی که در واقع بخاطر پیگیری خواسته های برحق معلمان ،در حبس بسر می برند،یکی از همکاران فرهنگی بعد از چندین بار تشکر و قدردانی از مسئول یا مسئولان اداره ،از اینکه این شرایط را برای ما فراهم کردند که در حیاط اداره ای که سالها در مدارسش با کمترین امکانات رفاهی و انوع و اقسام کمبودها زحمت کشیده ایم  بدون سر دادن هیچ شعاری و بدون این که هیچ مدرسه ای به تعطیلی کشانده شود، خواسته های خود را با سکوت فریاد بکشیم تا مبادا بهانه ای بدست سوء استفاده گران داخلی و خارجی داده باشیم ،بیانیه ی شورای هماهنگی را قرائت و بعد از خواندن هربند از بندهای دهگانه ،حضار کف می زدند.صدای کف زدنهای حضار بعد از قرائت بندهای 8 و 10 بلندتر و طولانی تر از بقیه ی بندها بود .لارم به ذکر است که صدای کف زدن معلمان بعد از قرائت بند اول تقریبا شنیده نشد.بطوری که همکاری که بیانیه را می خواند،مجبور شد از حضار سوال کند “موافق هستید یا نه؟اگر موافقید، با دست زدن تاییدش کنید.”که  بعد از آن ،اقدام یکی از همکاران به کف زدن، جوی را بوجود آورد که دیگران هم شروع به کف زدن نمودند.

حالا در چنین شرایطی اگر یکی از همکاران با گرایشی عدالتخواهانه ولی ظاهرا  رادیکال تر از دیگران ، بعد از اتمام همایش ودر حاشیه ی آن ،این پرسش انتقادی  را در جمع چند نفری از کسانی که در حال ترک حیاط اداره ی آموزش و پرورش هستند،مطرح کند که “آخر آقای عزیز تو وقتی در مدرسه ی بخش خصوصی درس می دهی ،چطور می توانی  برای مطالبه ی “۱_ حق تحصیل رایگان طبق اصل سی قانون اساسی و توقف خصوصی سازی مدارس” کف بزنی؟،واقعا چه پاسخ عقلانی باید به او داده شود؟ پیش خودم فکر می کنم مگر می توان اینگونه نتیجه گرفت، هرکسی که در بخش خصوصی کار می کند ،با خصوصی سازی آنهم به این شکل معیوبش و بدون کنترل یک نهاد “شفاف ساز کارکرد بخش خصوصی” که در کشور ما انجام می گیرد ،هم باید موافق باشد؟سرمایه ی مالی با لجام گسیختگی کم نظیری ، فجایع بی شماری را در عصرما حتی در کشورهای سرمایه داری  غربی به بار آورده است،آیا می توان همه ی کسانی را که در بانکها مشغول به کار هستند،محکوم کرد که مثلا چرا در چنین جایی کار می کنی؟یا اگر یکی بپرسید وقتی این همه جوان بیکار هستند،چرا باید فرد بازنشسته ،جا را برای آنها خالی نکند؟باید گفت، واقعا سوال به جایی است منتها خوب بود ، اگر سوال کننده ،قبل از آن که چنین سوالی را بپرسد، به این سوالها پاسخ دهد که در شرایطی که میزان در یافتی بازنشستگان ،کفاف هزینه های حتی ده روز را هم نمی دهد،در حالی که باتوجه به اوضاع نامناسب اشتغال، احیانا یک یا چند جوان تحصیل کرده ی بیکار هم در خانه دستش را نگاه می کنند،یا احیانا دختر و پسر دم بختی دارند که باید بساط عروسی اشان را فراهم کنند،اگر در عین مخالفت با فلسفه ی وجودی مدارس بخش خصوصی ،در آنها کار نکنند، پس چه کاری بکنند؟ اگر تاکسی برانند یا شاگرد بنگاه های معاملات  اتوموبیل یا مسکن شوند،بهتر است؟ آیا در این صورت در این حوزه ها، عرصه را برای جوانان جویای کار تنگ نخواهند کرد؟ضمن اینکه باید یادآور شوم صاحبان مشاغل در  بخش خصوصی برای فرار از پرداخت بیمه ی افراد شاغل، تمایل بیشتری به بکارگیری افراد بازنشسته دارند. وگرنه کدام بازنشسته ای است که از تفریح و استراحت و مسافرت در ایام بازنشستگی بدش بیاید؟ آیا طرح چنین ایراداتی بقول معروف گم کردن سوراخ دعا نیست؟ آیا نباید در شرایطی که برخی از معلمان شاغل با دریافت حکم جدید رتبه بندی در کاغذ ،مبلغی به حقوقشان اضافه شده است،و به خاطر ترس از مخاطره افتادن موقعیت شغلی اشان سر در لاک خود فرو می برند و بقیه  همکاران  و از جمله همکاران در بندشان را فراموش می کنند ،قدر همین همکاران را نگاه داشت ؟

به باور من در لایه های زیرین چنین ایراداتی باید ردپای یک درک سنتی از تشکلها ی صنفی و کنش های متاثر از آنها را ردیابی کرد. به گمانم تفکری که عملکرد تشکلهای صنفی را صرفا در جهت بهره برداری به نفع یک گرایش سیاسی خاص ارزیابی می کند،  دارای برداشتی نادرست از یک کار صنفی است. بخصوص وقتی از کسی که بیانیه را قرائت می کرد ،خرده گرفته شود که چرا اینقدر روی سیاسی نبودن و صرفا صنفی بودن حرکت معلمان تاکید می گذارد؟ تصور می کنم معلمان با این نیت علاقمند به همکاری با تشکلها می شوند که در چارچوب آنها بتوانند همین حالا هم به نتایجی قابل قبول برسند نه این که همه چیز را به آینده ای نا معلوم حواله دهند.
در کنار بی توجهی مسئولان اداره به تجمع معلمان (تنها واکنششان این بود که با دوربینهای فیلمبرداری و عکاسی از فرهنگیان حاضر فقط فیلم و عکس یادگاری ! گرفتند.) بی برنامگی و برخورد جاه طلبانه ی بعضی از همکاران که خیال می کردند اگر همین تعداد اندک همکارانی ( البته در قیاس با کل فرهنگیان استان) که حضور پیدا کرده اند، حتما و صرفا به خاطر سرو صدایشان توی تلگرام است،جلب توجه می کرد. این افراد در قامت یک شوالیه ی قهرمان، در  لابه لای صفوف حاضرین به این طرف و آن طرف می دویدند و از همه تشکر می کردند که گویا به ندایشان پاسخ دادند و در تجمع، حضور پیدا کرده اند! فکر می کنم رشد و پروبال گرفتن چنین روحیاتی می تواند به جنبش معلمان در آینده آسیب های جدی وارد کند.در حالی که از انصاف نباید گذشت، کسانی که قبل از برپایی چنین تجمعی ،معمولا از طرف نهادهای  گزینش و حراست و …تهدید می شوند و تذکر می گیرند، غالبا خیلی متواضعانه و دلسوزانه ،بدون کوچکترین خودنمایی برای برگزاری درست مراسم  وجلوگیری از هرنوع هرج و مرج احتمالی ،تلاش می کنند.
نتجه گیری:
با توجه به تمامی حرکات مطالباتی اخیر معلمان ،می توان با اطمینان گفت که علیرغم تمام ضعفهایی که ممکن است در جنبش معلمان وجود داشته باشد ولی به جرئت می توان گفت که این اعتراضات به مدنی ترین شکل ممکن و بسیار نجیبانه اتفاق می افتد.یک حاکمیت قانونمدار از این که با چنین جنبش اعتراضی ای مواجه است، قاعدتا باید بسیار خوشحال و راضی باشد.جنبش معلمان با در نظرداشت مسائل و منافع ملی مردم کشور ما در صدد طرح خواسته هایش است.عاقلانه و منطقی است که به تقاضاهای معقول این جنبش که درچارچوب قوانین کشور و بویژه  به استناد قانون اساسی کشور ،مطرح می شود ،از جانب  حاکمیت مدعی قانونمداری ،برخوردی مسئولانه و مناسب صورت گیرد.برخورد خشن ،تهدید و زندانی کردن کسانی که به شکلی قانونی به دنبال احقاق حقوقشان هستند ،پاسخ مناسبی به خواسته های این جنبش نیست چرا که زمینه ساز توجیه روشهای افراط گرایانه ای است که افراط گرایان از هر فرصتی برای بی اثر نشان دادن روشهای قانونمند اعتراض و محق جلوه دادن افراطی گری استفاده می کنند.و نکته ی دیگری که حائز اهمیت زیادی است ،تاکید بر آموزش همبستگی و اخلاقمداری و پافشاری بر راهکارهایی است که سبب وقوف هر چه بیشتر همکاران ،بخصوص همکاران جوان شاغل به مسائل صنفی اشان شود.فراموش نشود که منطقی نیست که نام تشکلهای صنفی معلمان همواره تداعی گر فقط برگزاری تجمعات اعتراضی باشدو پس از آن هیچ ارتباطی با فرهنگیان نداشته باشد تا این که زمان برگزاری تجمع دیگری فرا برسد.
به امید غنای هرچه بیشتر دستاوردهای جنبش معلمان در زمینه ی سازوکارهای صنفی _سندیکایی و ارائه ی الگویی مناسب در راستای نمایش مدنی احقاق حقوق ،برای معلمان و سایر صنوف و قشرهای جامعه و با امید به اینکه مسئولان با سعه ی صدر ی که شایسته ی معلمان است ،به آنها بنگرند.