سرخط خبرها
خانه / مقالات / زنانه شدن فقر در ایران
زنانه شدن فقر در ایران

زنانه شدن فقر در ایران

با خانواده‌های زن‌سرپرست و زنانه‌شدن فقر در ایران چه کنیم؟
در اغلب موارد نان‌آور این خانواده‌ها زنی است بیوه، مطلقه، دختر مجردی که پدر و مادر سالمندی دارد و یا همسری که شوهرش متواری شده و یا از کار افتاده است. این زنان که اغلب از سطح تحصیلاتی پایینی برخوردارند، در بیشتر موارد از فقر شدید رنج می‌برند.
زنانه‌شدن فقر از جمله موضوعات مهمي است كه از اواخر دهه 1970 تاكنون، توجه تعداد زيادي از کارشناسان را به خود اختصاص داده است. گزارش توسعه انساني صندوق جمعيت ملل متحد حاكي از آن است كه بيش از 70 درصد فقراي جهان را زنان تشکیل مي‌دهند و فقر در ميان زنان در حال افزايش است. برآورد تعداد زناني كه در فقر زندگي مي‌كنند، اگرنه غيرممكن، بلكه بسيار دشوار است. يكي از اولين موانع اين امر نبود شاخص‌های مناسب جهت سنجش رفاه در سطح فردي براي مقايسه مردان و زنان با هم است.

به گزارش مهرخانه، در بحث از زنانه‌شدن فقر، با مسئله‌ای به نام «زنانه‌شدن سرپرستی خانوار» مواجه هستیم. بدون شک در خانواده‌های تک‌والد که والد آنها زن است، امکان بروز فقر بیش از خانواده‌هایی با سرپرستی مردان است.

واژه “خانواده زن‌سرپرست” واژه‌ای است که در دهه اخیر در ایران رایج شده است. این واژه به آن دسته از خانواده‌هایی گفته می‌شود که نان‌آور آن یک زن و سایر اعضای خانواده؛ گاه مادر و پدری سالمند، چند فرزند و یا همسری از کار افتاده هستند.

در اغلب موارد نان‌آور این خانواده‌ها زنی است بیوه، مطلقه، دختر مجردی که پدر و مادر سالمندی دارد و یا همسری که شوهرش متواری شده و یا از کار افتاده است. این زنان که اغلب از سطح تحصیلاتی پایینی برخوردارند، در بیشتر موارد از فقر شدید رنج می‌برند.

نظریه زنانه‌شدن فقر
طرفداران نظریه زنانه‌شدن فقر معتقدند که خانواده‌های زن‌سرپرست نه تنها در همه کشورهای جهان گسترش یافته‌اند، بلکه به درصد خانوارهای زن‌سرپرستی که جمعیت کم‌درآمد دارند نیز افزوده شده است. این مسئله حتی در کشورهایی که بیشترین قوانین حمایتی را به نفع زنان داشته‌اند، دیده شده است. در این کشورها، به‌رغم کمک‌های دولتی زنان سرپرست خانواده، فرآیند فقیرشدن آنان همچنان ادامه دارد.

زنانه‌شدن فقر در زنان سرپرست خانوار ایرانی
شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس‌جمهوری در امور زنان و خانواده، وضعیت اشتغال زنان در ایران را این‌گونه تشریح ‌کرد: در مورد اشتغال زنان وضعیت مناسبی ندارد؛ چراکه حدود ۱۲ درصد زنان ایرانی، شاغل هستند و این آمار در خوشبینانه‌ترین حالت ۱۴ درصد است. 1.12 درصد زنان، سرپرست خانوار هستند که ۸۲ درصد آنان بیکارند.

وی در ادامه افزود: الگوی ارائه‌شده بر اساس نتایج آمارگیری نشان‌دهنده آن است که از سویی با زنانه‌شدن سالمندی و از سویی دیگر با زنانه‌شدن سرپرستی خانوار مواجه هستیم که پیوندی ناگسستنی با زنانه‌شدن فقر دارد که در گفتمان توسعه از آنان به عنوان فقیرترین فقرا یاد می شود.

چه آسیب‌هایی خانواده را در خانواده‌های زن سرپرست تهدید می‌کند؟
اغلب، کودکان در این خانواده‌ها از امکانات رفاهی و عاطفی ناچیزی برخوردارند. یعنی از یک سو به دلیل فقیربودن، امکان کمتری برای ادامه تحصیل دارند و میزان افت تحصیلی آنان بیش از کودکان خانواده‌های دووالدی است و از سوی دیگر به دلیل کم‌سوادی مادران، کمتر در انجام تکالیف تحصیلی در خانه کمک و تشویق می‌شوند. هم‌چنین میزان بزهکاری در میان نوجوانان این خانواده‌ها بیشتر از سایر نوجوانان است.

زنان خانواده‌های زن‌سرپرست اغلب با مشکل عدم دسترسی به مشاغل بامنزلت مواجه هستند. به عبارت دیگر این زنان سرپرست خانوار یا بیکارند و یا مشاغل حاشیه‌ای، نیمه‌وقت، غیررسمی و کم‌درآمد دارند.

فقر زمانی، در کنار فقر مادی، زنان سرپرست خانوار با مشکلاتی روبه‌رو می‌کند
مشکل دیگری که بر میزان آسیب‌پذیری این زنان از نظر مسائل روحی و روانی می‌افزاید، آن است که حتی اگر این زنان در مشاغل بامنزلت مشغول به کار باشند، مسئله تنظیم وقت برای انجام امور داخل و کار بیرون از خانه را ندارند. این مسئله را متخصصان اصطلاحاً فقر زمانی نامیده‌اند. یعنی زنانی که به‌طور تمام‌وقت در بازار کار مشغول هستند، برای انجام وظایف خانگی، رسیدگی به فرزندان و رسیدگی به امور خود وقت کافی ندارند. لازم به ذکر است که فقر زمانی، هنگامی‌که با فقر مادی همراه شود، این گروه را آسیب‌پذیرتر می‌کند.

با متولیان متعدد همچنان زنان سرپرست فقیر وجود دارند
باید توجه داشت در قانون تأمین زنان و كودكان بی‌سرپرست (مصوب 1371) مسئولیت مستقیم حمایت از زنان سرپرست خانوار برعهده سازمان بهزیستی قرار داده شده است، اما در طول سال‌های گذشته، وزارت رفاه، كمیته امداد، شهرداری‌ها و برخی از مؤسسات و نهادهای خیریه نیز، برای حمایت از زنان سرپرست به کمک سازمان بهزیستی شتافته‌اند، و با این وجود همچنان مسئله فقر در خانواده‌های زن‌سرپرست وجود دارد.

به نظر می‌رسد بایستی به جای داشتن صرفاً نگاه حمایتی، توانمند‌سازی به عنوان یک اصل در برنامه‌های متولیان امور کشور قرارگیرد. با رویکرد توانمندسازی می‌توان موجب ایجاد و ارتقاء توانایی‌ها و خلاقیت‌های فردی و اجتماعی زنان خود‌سرپرست و همچنین سرپرست خانوار و اعضای خانواده آنها شد و امکان برخورداری آنان را از فرصت‌های اقتصادی‌، اجتماعی‌، فرهنگی برای تغییر وضعیت زندگی خود و نیز تأثیر مثبت بر جامعه افزایش داد.

لزوم برخورداری از خدمات مشاوره و حمایتی
باید توجه داشت که یکی از مهم‌ترین ضروریات رشد و ارتقای زنان سرپرست خانوار، فرهنگ‌سازی به این معناست که هم‌زمان نگرش زن سرپرست خانوار به خود و نگاه مردم و مسئولین به وی مثبت باشد و در عین حال توانمند‌سازی مشاوره و خدمات حمایتی در اختیار این زنان و خانواده‌های آنان قرار گیرد.

همچنین از این نکته نباید غافل شد که این گروه از زنان معمولاً با مشکلات متفاوتی در زندگی مواجه هستند و یکی از اهداف اصلی توانمندسازی بایستی مبتنی بر پیشگیری از بروز بحران‌ها و مشکلات پیشِ روی این خانواده‌ها باشد و همچنین سعی شود با آموزش مناسب به این گروه از زنان، آنان را برای غلبه بر مشکلات خود و خانواده‌شان یاری رساند.

منبع:
وبسایت خانه امن