سرخط خبرها
خانه / معلمان / زندان نه راه است…………
زندان نه راه است…………

زندان نه راه است…………

احمد ایران پناه

چند نفر از اعضای کانون صنفی معلمان در زندان و در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند،اخیرا هم جناب عبدی دبیر کل کانون صنفی معلمان بازداشت، و چند بار زمان بازداشت موقت او تمدید شد. این رفتار ناشی از تداوم منش ناشکیبایانه ی دولت یا دستگاه قدرت نسبت به فعالیت های صنفی و تحدید انجمن های غیر دولتی به طور عام و جنبش های اعتراض آمیز معلمان به طور خاص است. دستگاه وسیع آموزش و پرورش با نیرویی بالغ بر یک میلیون نفر، هیچ گاه مجال آن نیافته است که به صورت عاملی تاثیر گذار در برنامه ریزی و روند تصمیم گیری تعلیم و تربیت قرار گیرد. اگر از متمرکز بودن نظام آموزشی و سایه  تاثیر آن بر ریز و کلان برنامه ها و تصمیمات آموزشی به توجیه اینکه در قانون اساسی به آن اشاره شده است( و از نظر کارشناسان آموزشی جای نقد و ایراد است) صرف نظر کنیم،خواسته های آموزشی و نظر نیروها و بدنه ی فعال،در این نظام متمرکز،هیج گاه بارتاب نیافته است و حتی در تالیف کتاب های درسی،نظریات اصلاحی نیروهای آموزشی در رشته های مختلف، یا به طور کلی مورد توجه قرار نگرفته است و یا انعکاس آن بسیار کم و تنها در موارد جریی،مانند اصلاح و ویرایش املا و نگارش بوده است. و حوزه ی نگاه و چینش محتوا،به طور کلی از صواب دید آن ها خارج بوده است.ایجاد بستر و فضای مناسب برای بروز و ظهور نظرها و تولید اندیشه های اصلاحی در همه ی تشکل ها،صنف ها و نهادها امری حیاتی است و هرچه فصا بازتر و استقبال از تازه اندیشی ها بهتر باشد،بالندگی و نمو، و در نتیجه بازدهی بیشتر خواهد بود. نهاد آموزشی و تربیتی به طریق اولی نیازمند تجسم چنین فضایی است. معلمین و نیروهای آموزشی همواره در صف اول این نیاز سنجی هستند، تطبیق یا عدم انطباق خواسته های جامعه و دانش آموزان با محتوای کتاب های آموزشی را قبل و بهتر از همه کس لمس کرده اند، و بهره گیری از، یا بی توجهی مسئولين به نظرات آنها در کیفیت بخشی و برآیند آموزش رابطه ی مستقیم دارد. در نظام آموزشی ما متاسفانه چنین تعاملی بین برنامه ریزان و مجریان آموزشی که همان معلمان هستند در حد هیچ یا اقل بوده است. و هیچ گاه از تشکیل انجمن ها و کانون های صنفی که بازتابش نظرات معلمان را در تالیف کتب درسی انعکاس دهند،استقبال نشده است. و همواره به بهانه های مختلف عرصه را بر آنها تنگ گرفته، و در بروز و بلوغ آزاد آنها مانع تراشیده اند. این رفتار و برخورد برای مهمی چون آموزش و پرورش جای تامل و بسی تاسف است.
در دوره های مختلف و دگرگونی های عرصه سیاسی در ایران نگاه و تحمل دولت ها هم متفاوت بوده است و در قبض و بسط فضای سیاسی فشار و مدارا هم نسبت به کانون صنفی معلمان در عسر و یسر آمده، اما در هیچ دولتی به خواست معلمان نبوده است. و معلمین هیچ گاه نتوانسته اند خواسته هایشان را بی محابا بیان کنند. و صدایشان را به گوش مسئولین برسانند. در دوره ای که به اصلاحات موسوم بود،این میدان عریض تر بود و چندین بار خواسته های صنفی معلمان در نمای تحصن و تجمع بروز کرد و دولت آن ها را برتافت. اما تا جایی که صاحب این نوشته اطلاع داشته باشد هرگز آن را به رسمیت نشناختند و وزارت کشور برای هیچ تجمعی مجوز صادر نکرد. بعد از پایان دولت اصلاحات و زمام داری دولت خلف، فضای بدبینی هر دم بر فعالیت کانون صنفی معلمان بیشتر گردید و عرصه را چنان بر آنها بستند که خواسته های آنها،هر روز بیشتر از دیروز در عمق خفقان فرو می رفت.تجمع صنفی معلمان به هم زده شد و به اتهام های مختلف بسیاری از فعالان صنفی حکم های تعلیقی و تعزیری گرفتند. این برخوردهای نقطه های تاریک و تاسف بارند که تا دیر زمانی در حافظه ی معلمان سترده نخواهد شد. در این دوران با گسترش تحریم های بین المللی و افت شدید ارزش ریال در برابر دیگر ارزها، حقوق معلمان بدتر از همه ی مستمری بگیران از خرید افتاد و عملا معلمین از نظر معیشتی زمین گیر شدند. کاهش تقریبا دوسومی ارزش حقوق و دستمزد آنها از یک سو و فضای سنگین امنیتی بر سر فعالان و لغو غیر قانونی تشکل ها و انجمن های صنفی از دیگر سو، آن ها را در وضعیتی نه شایسته قرار داد، که تاثیر آن بر روند و کیفیت آموزش و افول و نزول جایگاه معلم در جامعه به عینه مشاهده شد. این در یأس غلتی معلمان، با ظهور روحانی و کلید سحر آمیز تبلیغاتی او دمی کند گشت و امید معلمان به تدبیر دولت امید، تا اندازه ای از نوشگفت. با معرفی جناب محمد علی نجفی و عدم موفقیت او در گذر از صافی مجلس،جناب رئس جمهور زود رضایت داد و گویا مصلحت را در این دید که بهتر آن باشد چاق تر را قربانی کند و مثل همیشه آموزش و پرورش مظلوم واقع شد. وقتی نامزد اولیه وزارت علوم از مجلس رای نگرفت، چون رییس جمهور اصرار به گزینش وزیر خوب و توانا داشت، چندین وزیر پی در پی به مجلس فرستاد. در صورتی که برای آموزش و پرورش تصمیم به معرفی وزیری ساکت و بی جر و جنجال گرفت. و حاصلش آن شد که شد. امید معلمان در طی این دوسال که از صدارت ایشان گذشته است هر روز کندتر از دیروز می شود، وزیری آرام و دوبار رای گرفته از مجلس. بی توجه به چندین تجمع اعتراضی گسترده معلمان،حتی در حد یک تایید تلویزیونی و یا فرستادن یکی از معاونانش به میان معترضان. وزارت کشور برای این تجمعات مجوز نداد. و اگرچه در ظاهر برخوردی علنی با تجمع کنندگان صورت نگرفت و حتی ریس جمهور محترم از برحق بودن آن سخن گفت، اما اخیرا آقای عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان باز داشت شد و این بازداشت آب سردی بود بر گرمای امید معلمان. آیا این شروع ماجراست؟! آیا نوبت به کسان دیگرهم خواهد رسید؟ آیا بنای این دولت هم بر این است که با ایحاد فضای ترس بار مانع تلاش فعالین صنفی شود؟! یا نهادها و نیروهای دیگر اما با چراغ سبز دولت مانع ادامه ی این حرکت می شوند؟ یا خیر این برخوردها ناشی از وجود اراده ای است که ادامه ی تجمعات و اعتراضات صرفا صنفی معلمان را به صلاح نمی داند و اینگونه در صدد مرعوب کردن آن است. ما پاسخ این سوالات را نمی دانیم اما می دانیم، هرچه باشد،زندان نه راه است.
نکته دیکر این که: هر دولتی که سر کار آمده است، راه فعالیت آزاد این انجمنها و کانون های صنفی را سد کرده اند و هیچ گاه مجال آن نیافته اند که به راحتی خواسته هایشان را نه به صورت چانه زنی و نه از طریق تجمع و تحصن به صورت تاثیر گذار به گوش متولیان و مسئولین برسانند. و هرگاه دامنه ی ظهور این خواسته های صنفی گسترش یافته، سعه ی صدر دولت منقبض گشته است(البته نسبت ها متفاوت بوده).و آن را خطر احساس کرده اند و در پی شده اند که آن را جمع و جور کنند و صد البته بی توجه به برآوردن خواسته ها.
سوال این جاست؛ معلمین چه می خواهند؟ دست نوشته ها و شعارها و پلاکاردها و سخنانشان را، اگرچه اعتراف نمی کنید، دیده و شنیده اید. نه این است که خواسته هایشان صنفی و معیشتی است؟ بررسی و مشخص شدن برحق بودن اعتراض ها و گله شان از تبعیض نه کار شاقی است و نه زمان بر. سازمان ها و نهادهای مرتبط مقدار دریافتی سالانه ی یک معلم را(اعم از حقوق و عیدی و پاداش و دیگر مزایا) با مستخدمین سایر ادارات مقایسه کنند، این که خیلی آسان است. نتیجه را اعلام کنید. یا نه خوب می دانید و می خواهید همین طور باشد!!!
رسانه ها گزارش کرده اند و همه خوب می دانند که شعار تجمعات همیشه حول عقربه ی صنفی چرخیده و با هوشیاری هیچ گاه اجازه ی ورود حریان های انحرافی داده نشده است. مدنی ترین رفتار اعتراضی همرا با سکوت و در کمال آرامش. اما متاسفانه باز هم فعالان صنفی هزینه ی خطای ناکرده را همواره پرداخته اند و به اتهامات سیاسی و …محاکمه و محکم گشته اند.
در یک فضای باز سیاسی،آموزش و پرورش باید جهت گیری خاص سیاسی داشته باشد. این سخن هیچ گاه با حرکت ها و فعالیت های صرفا صنفی در تناقض و تضاد نیست. و بعید است سیاست صنفی در هیچ کجای قانون منع شده باشد. گریز از گرایش های حزبی و جناحی و خدای ناخواسته طرف داری از سیاست های انحرافی داخلی و خارجی وظیفه کانون های صنفی است و این نوع سیاست زدگی است که در قانون منع شده است. اما اینکه فعالیت نمایندگان معلمان در جهت تعالی نظام آموزشی و بهبود کیفیت آموزش و ترقی جایگاه اجتماعی و معیشتی معلمان، با حفظ استقلال صنفی خواهان قدرت گرفتن احزاب، اندیشه ها و شخصیت هایی باشند که برنامه هایشان به نفع آموزش و پرورش است،این نه سیاست بازی است و نه جرم و نه رفتار قانون گریزانه. و بازهم تاکید دارم با حفظ استقلال صنفی بودن.
در آخر ضمن درخواست و آرزوی آزادی هرچه سریع تر معلمان دربند، راه بهتر برای برخورد با حرکت های صنفی معلمان آن می دانم که دولت جناب روحانی با متانت و خرد ورزی به مساله ی آنها بنگرد، به آنها اجازه بدهند با برگزاری مجمع عمومی در انتخاباتی آزاد، معلمان سراسر کشور، نمایندگان خود را انتخاب کنند، انجمن های صنفی به رسمیت شناخته شوند.آموزش و پرورش خواسته های صنفی آن ها را بشنود و در صدد تحقق آن قدم بر دارد.نمایندگان انتخابی جامعه ی معلمین را در تصمیم گیری ها و برنامه ریزی های آموزش و پرورش شرکت دهند. این راهی است در جهت بهبود کیفیت آموزش و حرکت در جهت رضایت معلمان و دیگر راه همان است که به ترکستان می رود.