سرخط خبرها
خانه / مقالات / شرایط لازم برای برقرای یک رابطه سازنده میان اتحادیه های معلمان و دولت ها
شرایط لازم برای برقرای یک رابطه سازنده میان اتحادیه های معلمان و دولت ها

شرایط لازم برای برقرای یک رابطه سازنده میان اتحادیه های معلمان و دولت ها

توضیح: این مطلب حدود یک سال پیش در همین رسانه منتشر شد و اکنون با توجه به احساس ضرورت در شرایط فعلی، باز نشر شده است

نسرین هزاره مقدم


 

بر طبق تحقیقات سازمان جهانی آموزش (EI)، در سال های اخیر، وضعیت شغلی معلمان در سطح جهان پیشرفت چندانی نداشته، چه بسا بدتر هم شده. کاهش قدرت تصمیم گیری معلمان، محدودیت های اعمال شده توسط دولت ها روی مطالب و سوژه های درسی، نظارت های بیش از حد دولتی، عدم رضایت شغلی و انتقال مدارس از بخش دولتی به خصوصی، سرفصل های اصلی دخیل در این تنزل کیفی شرایط تدریس هستند.

واضح است که پسرفت در شرایط شغلی معلمان در هر جای جهان، به معنای افول سطح آموزش در آن جامعه است.  محدود کردن قدرت تصمیم گیری معلمان و افزایش فشار و نظارت از بالا به این معناست که توانایی معلمان در خیلی از جوامع برای شکل دادن به روند آموزش با هدف رفع نیازهای علمی دانش آموزان محدود شده است.

از نظر EI، کاهش قدرت معلمان، محصول ناتوانی در برقراری یک رابطه سازنده بین اتحادیه های آموزشی ودولت هاست. تنها در برخی از کشورهای جهان، این رابطه به صورت پویا و دوجانبه توانسته است پا بگیرد. در این کشورها، شاخص رضایت شغلی معلمان بسیار بالاست.

چه شرایطی برای برقراری روابط مثبت بین اتحادیه معلمان و دولتها لازم است؟ نتایج تحقیقات بین المللی که در مجله دنیای آموزش چاپ شده، نشان می دهد که برآورده کردن این شرایط، چند لازمه اصلی دارد:

1-      وجود فرهنگ تعامل و گفتگو: در حال حاضر، تنها در بخشی از کشورهای شمال اروپا، یک تعامل دوجانبه در سطح قابل قبولی در همه تصمیم گیری ها بین اتحادیه های آموزشی و دولت ها هم در سطح محلی و هم در سطح ملی وجود دارد. این کشورها دقیقا همانهایی هستند که پیشینه فرهنگی طولانی در تصمیم گیری بر مبنای مشارکت جمعی دارند. در واقع، مفهوم دموکراسی و بهره گیری از خرد جمعی، در همه زوایای زندگی مردم این کشورها نهادینه شده. در این کشورها، اعضای اتحادیه ها رابطه مستمر و در مواردی روزانه با مقامات وزارت آموزش و پرورش دارند و در تمام تصمیم گیری ها شرکت می کنند. در واقع اتحادیه و دولت در قالب کارگروه های مشترک، کمیته های آموزشی را برگزار می کنند. ممکن است گاهی اتحادیه با تصمیمات دولت موافق نباشد، اما از آنجا که این تصمیم ها از بالا ابلاغ نشده بلکه پشت یک میز مشترک گرفته شده، راحت حاصل خرد جمعی را می پذیرند.در این کشورها، آمار برخوردها و تصادمات اجتماعی در حیطه آموزش، بسیار پایین است.

2-      برخورداری از زبان مشترک برای گفتگو و چانه زنی: زبان، نقش مهمی در تعاملات اجتماعی بازی می کند. وقتی یک زبان گفتمانی مشترک بین طرفین یک ارتباط وجود دارد، یعنی در جهان بینی ها تطابق و همسویی وجود دارد. اگر از یک زبان همسطح و مشترک استفاده شود، اتحادیه ها خود را جزء بدنه تصمیم گیری دولت احساس خواهند کرد.اما یک زبان دستوری و آمرانه به هیچ وجه نمی تواند حس همکاری را برانگیزاند و طبعا به مقابله و برخورد دامن خواهد زد. برای مثال،  در یک ایالت کانادا، در نامه وزیر آموزش خطاب به دبیرکل اتحادیه معلمان، این جملات دیده می شود: “از نگاه ما، معلمان خیلی بیش از اینها به حمایت و پشتیبانی دولت نیاز دارند تا بتوانند در ساختار جامعه با این وظیفه سنگینی که بر دوش گرفته اند، اصلاحات لازم را اعمال نمایند.  همچنین، ما به عنوان مقامات دولتی قبول داریم که باید هرچه بیشتر برای دانش آموزان و معلمان هزینه کنیم.”

3-      تعریف پروژه های مشترک: در کشورهای موفق با سطح بالایی از مشارکت مدنی، اتحادیه ها و دولت ها، پروژه های مشترکی را با همکاری یکدیگر شروع کرده و به اتمام می رسانند. این پروژه ها معمولا اصلاحاتی مانند افزایش فضاهای آموزشی یا گسترش امکانات تحصیلی است. برای مثال، در خیلی از این کشورها، هنگام ساخت یک مجتمع آموزشی، ناظرانی از اتحادیه ها بر روند کار پیمانکاران دولتی نظارت می کنند.

4-      ثبات سیاسی جامعه: تغییرات متناوب بدنه اصلی دولت ها می تواند یک چالش برای سیستم آموزشی باشد. هر دولت جدید در صورتی که اصلاحات، ابلاغیه های قانونی و مصوبات کادر اجرایی قبلی را قبول نداشته باشد، همه سرمایه، نیرو و انرژی صرف شده بر باد خواهد رفت. در چنین شرایطی، اعتبار رابطه های برقرار شده زایل می شود و اتحادیه های معلمان به راحتی قادر به همسازی و تطبیق با شرایط جدید نخواهند بود و منازعات و برخوردها بین اتحادیه معلمان و مقامات دولتی اجتناب ناپذیر می شود.

5-      و مهمتر از همه شروط، پذیرش اتحادیه ها به عنوان یک نهاد دموکراتیک ضروری از جانب دولت هاست. دولت ها باید اتحادیه ها را بپذیرند. اتحادیه هایی که از همه کارکنان آموزش چه در مقیاس محلی و چه در مقیاس ملی سازماندهی شوند، بهترین مرجع برای ارزیابی سطح کیفی آموزشی هستند. اتحادیه ها هستند که در شهرها، استانها و کشورها می توانند به مقامات دولتی کمک کنند که سرمایه گذاری ها درست انجام شوند، اصلاحات به موقع انجام شود و کیفیت سطح آموزش که حق همگانی همه شهروندان است، تنزل پیدا نکند.

پس، مهمترین شرط این است که “نهادهای قدرت سیاسی” یا دولت ها به “نهادهای قدرت اجتماعی و مدنی” یا همان اتحادیه ها، احترام بگذارند و حضور آنها را، همپا، همرده و هم قدرت خود در همه گفتمان های تصمیم گیری به رسمیت بشناسند.

 

منابع:

وبسایت رسمی سازمان جهانی آموزش (EI)

و

مجله دنیای آموزش (Worlds of Education)

 

4 نظر

  1. با سلام توی سیستمی که من در اون بیست و شش سالی هست معلمی کردم هیچ تعاملی در کار نبود.
    این که من تونستم دوام بیارم و باشم بی نظمی و نبود کنترل بر گفته هاشون بوده که من تونستم علاوه بر دیکته های سیستم یه جاهایی خودم رو اعمال کنم.
    کتاب های فنی حرفه ای کهنه ای که باید هر دو سه سال عوض بشن و به روز بشن. سال هاس دارن تدریس می شن و بی تاثیر بی کاربرد و… .

  2. زینوندلرستانی

    مطلب بسیار پربار و پر معنایی بود و به طور کلی اگر چنین اتحادیه هایی در ایران شکل بگیرند قطعا ما در آینده ای نه چندان دور شاهد پیشرفت در نظام آموزشی خواهیم بود اما اگر دموکراسی در نظام آموزش و پرورش درست معنی و تفسیر شود..با تشکر از نویسندگان مجله

  3. از درج مطلبی از مجله دنیای آموزش که مجله آموزشی ” اموزش بین الملل ” می باشد . تشکر می کنم . تجربه اتحادیه های معلمان سایر کشور ها به تشکل های فرهنگیان کمک می کند برخی از این کشور مانند : سو ئد تجربه 200 ساله در اتحادیه ها دارند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*