سرخط خبرها
خانه / معلمان / ضمن خدمت پولی فرهنگیان؛ یا خدمت به آموزش ضمن پول
ضمن خدمت پولی فرهنگیان؛ یا خدمت به آموزش ضمن پول

ضمن خدمت پولی فرهنگیان؛ یا خدمت به آموزش ضمن پول

وحید میرشکار
با شروع پروژه حذف تدریجی آموزش رایگان در سیستم آموزشی کشور تحت تاثیر قرار گرفتن تمام سطوح آموزش با این معضل، دور از تصور نبود. فرایندی که در آن وزارت آموزش‌وپرورش در سطح کلان مدیران دوره‌ای خود با شعف به اجرایی شدن آن خدمت می گمارد. آنچنانکه دولت و متعاقب آن وزارت آموزش و پروش به بهانه جبران کسری بودجه خود شتاب‌زده مجوز تأسیس مدارس زنجیره‌ای غیرانتفاعی، شاهد، رستگاران، دبیرستانهای وابسته به دانشگاهها وموسسات و وزارتهای دیگر و…را با امضای وزیر وقت صادر می‌کند و سپس با مقدمه‌چینی، فضاها و صندلی‌های آموزش دولتی را به بخش خصوصی و غیردولتی واگذار کرده و در اجرایی شدن مراحل پروژه بدون در نظر گرفتن رضایتمندی مردم به امتداد طریق همت می‌گمارد.
در اهداف بلند صاحبان رأی در سیستم آموزشی، حق تحصیل رایگان کشور جای خود را آرام‌آرام به منبع درآمد و یک تجارت پرسود خواهد داد. پس لازمه اجرایی شدن این تئوری ممارست و استمرار بر ادامه کار است. اکثر مدارس باوجود مدیران انتصابی، همراستا با سیاستهای آموزش‌وپرورش، با اخذ وجوه نقدی از اولیا (تکدی یا حتی چپاول اقلام مصرفی و غیر مصرفی مورد نیاز) مشکلی نداشتند چنانکه ناباورانه شاهدخضوع و تسلیم معلمین و والدین دانش آموزان در براورده شدن این خواسته بودند.
کم‌کم دستگاه تزیینی جدیدی به ساختمان مدارس به‌اصطلاح دولتی اضافه شد دستگاه‌های کارت‌خوان (پوز). دستگاه‌هایی بارنگ‌های متنوع و شاد که از نشاط در مدارس سخن می‌گویند! تا آنجایی که از یک‌سو کادر مدیریتی مدارس به آن افتخار می‌ورزند و از سوی دیگر چشمان معلمان و اولیای دانش آموزان با آن مأنوس شده‌اند. تکه‌های جورچین طراحان پروژه در کنار هم‌ قرار می‌گیرند و شکل جدیدی از آموزش را ترسیم می‌کنند، اما معلم هنوز در این طرح جایگاه ابزاری خود را درک نکرده است. مدارس از اولیای دانش آموزان وجه نقد دریافت می‌کنند و معلم از دولت همچنان دستمزد می‌گیرد. هنوز توازن مدنظر برقرار نشده است.
قدم‌های پروژه آهسته‌آهسته به نقش معلم می‌رسد تا آنجایی که ارتقاء شغلی و آگاهی او به‌اجبار با ضمن خدمتی گره می‌خورد که آموزش‌وپرورش با کسری بودجه بهانه عدم برگزاری دوره‌های موردنیاز فرهنگیان را خبررسانی می‌کند و از طرفی طرح‌هایی جهت وابستگی معلم به ضمن خدمت‌های شغلی روزبه‌روز با اجرای رتبه‌بندی‌های سازمانی و ارزشیابی‌های مع‌الفارق مدیران مدارس تحت پوشش بخشنامه‌های وزارتی بیشتر و بیشتر می‌شود. ازآنجایی‌که طراحان پروژه شناخت درستی از بازیگران نقش‌های متفاوت پروژه خود نداشته و ندارند، قاعده بازی آزمایش و خطا انتخاب می‌شود تا آستانه تحمل فرهنگی سنجیده شود. گاهی دست پیش را می‌گیرند و گاهی پس. از طرفی خود را در برگزاری دوره‌های کارآمد و موردنیاز فرهنگیان ناتوان جلوه می‌دهند و از سوی دیگر قرارداد برگزاری دوره‌های ضمن خدمت را با ارگان‌های خارج از سیستم آموزشی منعقد می‌کنند و دست آنان را جهت چپاول مادی و متعاقب آن آماده‌سازی ذهنی معلم و جامعه جهت ادامه پروژه تجاری‌سازی آموزش باز می‌گذارند. قصور فکری دولت و متعاقب آن کاهلی در انجام مسئولیت‌ها، کوتاهی ناچیزی نیست تا سطح باور معلم را از تدریسی توأم با عشق به یک ماشین درآمدزا تبدیل گرداند. ماشینی که چون وجه آموزش را از او ستاندند او نیز بستاند. کمپین نه به ضمن خدمت پولی فرهنگیان پس از چندین بار غوطه‌ور شدن فرهنگیان در بازی ضمن خدمت‌های ارگان‌ها و سازمان‌های غیر از وزارت آموزش‌وپرورش که بعضاً به‌قصد دست‌درازی به جیب معلم با کمترین درجه علمی و امکاناتی برگزار شد، به‌سرعت در بین فرهنگیان به عضوگیری پرداخت، کمپینی که مسیر خود را ادامه خواهد داد زیرا این مبارزه ایست برای دفاع از سطح والای عدالت در مقابل آنان که سود و منفعت را به هر شکل در ورطه خیال خود می‌بینند وبر حصول به آن کمر همت بسته‌اند. این کمپین با ترغیب و آگاهی دهی خطر گسترش نگرش آموزش پربازده مادی را برمی‌تاباند و هشداری که اگر سال‌ها قبل لازم بود تا در مقابل آموزش طبقاتی بایستد و از حق تحصیل رایگان و آموزش برابر دفاع کند. این خطر بسان یک خواسته صنفی در کمپین نه به ضمن خدمت پولی حس شد. کمپینی که حد کمال خود را به‌زعم نگارنده آگاهی دهی و تشویق بیشتر معلمان و فرهنگیان و نیز دانشگاهیان در پیوستن به این راه را در بیان نه بزرگ به هرگونه آموزش پولی خواهد دید. امید که بر میسر درست، مستدام بماند.