سرخط خبرها
خانه / مقالات / طرح ” تحول سلامت ” یا همان ” تمول پزشکان “
طرح ” تحول سلامت ” یا همان ” تمول پزشکان “

طرح ” تحول سلامت ” یا همان ” تمول پزشکان “

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

طبق آماری که در رسانه ها اعلام شده است حدود 32 و نیم درصد دانش آموزان پایه دهم در رشته تجربی، حدود 12 و نیم درصد در رشته ریاضی، 23 و نیم درصد انسانی و بقیه در شاخه های فنی و حرفه ای و کاردانش ثبت نام کرده اند. پس می توان نتیجه گرفت که علی رغم اجباری که فرادستان آموزشی در فرستادن دانش آموزان به شاخه های فنی و حرفه ای و کاردانش داشتند و بر اساس “هدایت تحصیلی” یا به عبارت صحیح تر “هدایت تحمیلی” جدیدی که امسال برای دانش آموزان نسخه پیچی کرده بودند یک یا چند عامل انگیزشی قوی باعث شده است که جامعه در آن مسیری که مدیران ارشد وزارت آموزش و پرورش برایشان تعیین کرده اند حرکت نکرده و حتی خیلی از خانواده ها علی رغم اینکه تأمین هزینه های مدارس غیر دولتی برایشان زیاد آسان نمی باشد باز برای اینکه بتوانند فرزندانشان را در رشته تجربی و پس از آن انسانی ثبت نام کنند حاضر به تأمین این هزینه ها شده تا با رویای اینکه آینده فرزندان شان تا حدودی تأمین شود سر راحتی بر بالین بگذارند. غافل از آنکه این حرکت آنها تا حدودی در راستای سیاست دولت برای سوق دادن دانش آموزان به سمت مدارس غیر دولتی و فرار دولت از تأمین هزینه های تحصیل دانش آموزان است. و در واقع به آسانی در موج به راه افتاده از طرف دولت به دام افتاده و خود نیز کمک حال دولت در پیشبرد سیاست خصوصی سازی آموزش بوده اند.

البته اگر همین “هدایت تحمیلی” هم نبود، اکنون شاید شاهد حضور بیش از 60 درصد دانش آموزان کشور در رشته تجربی بودیم. و این ضربه مهلکی به آینده همین نوجوانان وارد می آورد. و در آینده ای نه چندان دور موجی از جوانان بیکار تحصیل کرده در کشور به وجود می آمد که دچار سر خوردگی و افسردگی و هزار مشکل و گرفتاری دیگر می شدند. که البته اکنون نیز با همین درصدهایی که اعلام شده است باز باید منتظر همان واقعه فوق الذکر اما کمی ملایم تر باشیم.

نکته تأسف بار این است که وقتی کل یک سیستم آموزشی با تمام کارشناسان و مشاوران و متخصصانش نمی توانند جلوی حرکت دانش آموزان را برای رفتن به رشته ای مانند تجربی بگیرند، نشان از این دارد که پزشک شدن و متعاقب آن درآمد نجومی ماهانه و پولدار شدن عامل بزرگ انگیزشی است که نشان از عدم توازن در مشاغل و حرفه ها و تخصص های کشور دارد. و به تبع آن نشان از ناتوانی در مدیریت صحیح منابع مالی و انسانی در سیاست گذاری های کلان کشور دارد.

تفاوت فاحش درآمد پزشکان با دیگر مشاغل جامعه نیز از همان طرح شکست خورده “تحول سلامت” یا به عبارت بسیار صحیح تر طرح “تمول پزشکان” نشأت گرفته است. که تصویب و به اجرا درآوردن این طرح نیز از طرف دولت و مجلس نشان از عدم شناخت دولتیان و مجلسیان از چگونگی برقراری توازن در جامعه و ناتوانی در تحلیل آینده کشور می باشد. هر کسی می داند که وقتی در یک کشور به یک حرفه با سرعت چندین برابر حرفه های دیگر بها داده می شود و درآمدش با سرعت نور از دیگر مشاغل پیشی می گیرد یقینا توازن در خواسته های جامعه برای کسب مشاغل در آینده به هم خورده و کشور دچار چند قطبی شدن می شود. که آثار حرکت وزیر محترم بهداشت در سه سال قبل را اکنون و بد تر از آن را در سال های آینده خواهیم دید.

مگر چه تعداد از این 32 و نیم درصد دانش آموزانی که به قصد پزشک شدن به رشته تجربی روی آورده اند در آینده می توانند پزشک شوند؟ و یا از همان هایی که پزشک می شوند نیز مگر چند درصدشان می توانند در ارگان های دولتی و یا بخش خصوصی جذب شده و به دآمد مطلوبی که می خواهند برسند؟ لذا معضل بزرگ در آینده، وجود همین تحصیل کردگانی است که می خواهند ثمره سال ها زحمت و تلاش خود را ببینند. و چون یقینا همه آنها در کشور نمی توانند به هدفی که می خواهند برسند زمینه فرار مغزها و خارج شدن نخبگان و تحصیل کردگان به کشور های دیگر فراهم شده و میلیارد ها میلیارد هزینه های صرف شده برای این جوانان در کشور به راحتی و بصورت کاملا رایگان در اختیار کشور های غربی قرار گرفته، و در واقع ما ناخواسته و بر اساس بی تدبیری نردبان مترقی تر شدن و پیشرفته تر شدن این کشور ها شده ایم.

مع الوصف برای تنظیم و مدیریت صحیح جامعه باید به همه مشاغل بطور یکسان بها دهیم و تبعیض های حقوق و مزایایی که در بین کارکنان دولت وجود دارد را باید هرچه سریع تر کاهش داده و به صفر برسانیم. و صد البته این کار را باید با افزایش دریافتی کارمندانی که حقوق و مزایای کمتری می گیرند انجام دهیم، نه اینکه از دریافتی کارمندان با حقوق و مزایای بیشتر کم کنیم تا رفع تبعیض کرده باشیم. چون در این صورت نه تنها نمی توان عدالت را برقرار کرد، بلکه تفرقه و کینه توزی را نیز در میان کارکنان دولت به وجود خواهیم آورد. کما اینکه هم اکنون با حذف شدن برخی مزایا و وام های قرض الحسنه و بلند مدت کارمندان برخی بانک ها، این کارمندان همه این موارد را از چشم معلمان می دانند و دیدشان نسبت به معلمان تا حدودی بد شده است.