سرخط خبرها
خانه / معلمان / فرهنگ استبدادی و بلوغ  جامعه مدنی (با نگاهی به اعتراضات معلمان: سوم و دهم اسفندماه)
فرهنگ استبدادی و بلوغ  جامعه مدنی (با نگاهی به اعتراضات معلمان: سوم و دهم اسفندماه)

فرهنگ استبدادی و بلوغ  جامعه مدنی (با نگاهی به اعتراضات معلمان: سوم و دهم اسفندماه)

نسرین هزاره مقدم

فرهنگ استبدادزده، مفهوم شهروند فعال را بر نمی تابد، شهروندی که نه قهرمان و رهبر است و نه ساکت و بی تفاوت،   بلکه کنشی مسئولانه در جامعه خود دارد. این فرهنگ، نزاع سیاسی را باور دارد اما مشارکت مدنی را نه. منظور از این فرهنگ استبدادی  فقط قدرت مستبد حاکم نیست، بلکه مکانیزم تاثیرگذار و  پیچیده ای است که در همه زوایای زندگی فردی و اجتماعی ما چه بخواهیم و چه نخواهیم عمیقا رسوخ کرده است.

با وجود این فرهنگ دیر پای  خود محوری و فقدان خرد جمعی درطول هزاران سال تاریخ دیرپای ایرانیان  ،  طبیعی است  که جامعه مدنی این کشور ،  همانند طفل نوپایی است که شاید  تا امروز، دهه ها بلوغش به تاخیر افتاده، طفل نوپایی که بارها بر زمین افتاده اما باز برخاسته و راه رفتن را از نو از سر گرفته.

از طرف دیگر مدل موفق جامعه مدنی ، مبتنی بر یک همگرایی رنگین کمانی است. یعنی مدلی موفق است که افرادی از طیف ها و سلیقه های مختلف سیاسی، مذهبی و اجتماعی بتوانند در یک ساختار مسطح (نه هرمی) و مشارکتی (نه متمرکز) و پر از تعامل متقابل، به هم بپیوندند و راه مشترک را با تکیه بر خرد جمعی ، با قدرت و انرژی بیشتر طی کنند. خوشبختانه، نمونه های نسبتا موفق  برای درس آموزی موجود است. یک نمونه موفق، جامعه مدنی و تشکل یابی موفق دستمزدبگیران در تونس است. این که از کجا شروع کردند و به کجا رسیدند، مهم است و این که چگونه همه دستمزدبگیران جامعه، از جمله معلمان و کارگران باوجود برخورداری از تشکل های مستقل و متنوع، در یک ساختار همگرا متشکل و متحد شدند و با نهادینه کردن تشکل یابی گسترده و سراسری، جامعه را به مسیر دموکراسی واقعی هدایت کردند، مهمتر است.

روشن است که ما نیاز به درس آموزی و آموختن داریم تا جامعه ای متشکل و همگرا داشته باشیم، اما شاید چندان دور از واقعیت نباشد اگر ادعا کنیم جامعه مدنی ایران به آهستگی به بلوغ خود نزدیک شده است. طفلی که بارها ضربه خورده و بر زمین افتاده، این روزها نوجوان تازه بالغی است که بیش از همیشه فارغ از هر نوع فرد-محوری یا گروه-محوری  به همراهی و دلسوزی  نیاز دارد. نشانه های این بلوغ و افزایش تلاش مدنی برای مشارکت در تغییر اوضاع، کم نیست. کنش اعتراضی  همزمان پرستاران و معلمان در سوم اسفند، نشانه روشنی است از بلوغ جامعه مدنی و باور به قدرت جمعی نیروی کار.

اگر بخواهیم تنها در مورد معلمان صحبت کنیم، باید بگوییم به صحنه آمدن معلمان از اقشار مختلف و طیف های گسترده که طبیعتا گرایشات سیاسی و مذهبی متنوعی نیز دارند، یعنی ظهور یک درک مشترک. یعنی باور به این که  تنها این ساختارهای قدرت سیاسی نیستند که سرنوشت ما را تعیین می کنند، بلکه به میدان آمدن خودمان و مشارکت جمعی ماست که بیشترین تاثیر را دارد. به صحنه آمدن معلمان و پشتیبانی گسترده کارگران از آنها، یعنی رشد جامعه مدنی و زمینه سازی برای فشار هرچه بیشتر بر ساختارهای استبدادی. راه دیگری جز این وجود ندارد.بلوغ جامعه مدنی ایران ، از رهگذر مشارکت عمومی و حمایت متقابل گروههای مختلف صنفی از یکدیگر بدست می آید و در این میان حمایت کارگران از اعتراضات  صنفی معلمان،  بسیار ستودنی است.

بعد از بروز نارضایتی های گسترده،کانون صنفی معلمان ، فارغ از همه جناح بندی های سیاسی  و پیشرو تر از باقی تشکل ها، برای دهم اسفند   فراخوان تجمع اعتراضی صادر کرده است. این تجمع براساس اصل 27 قانون اساسی، قانونی و آزاد است و نیاز به هیچ مجوزی از مقامات سیاسی ندارد. این تجمع، این دفاع از حق قانونی و بیان مدنی اعتراضات، سیاسی نیست، و از طرفی نمی توان با بیان این که فضا امنیتی می شود و یا در شرایط فعلی “به صلاح” معلمان نیست، با این تجمع مخالفت کرد. صلاح معلمان را خودشان بهتر از همه می دانند. این که صلاح چیست را بدنه جنبش در ماههای گذشته نشان داده است،سوم اسفند، چشم انداز آینده را به خوبی روشن کرد ونشان داد که فشار بدنه اجتماعی معلمان برای احقاق حقوق صنفی خود در حال افزایش است.

بنابراین، وظیفه تشکل ها، نمایندگی این نیروهای معترض و به صحنه آمده، همراهی با این بدنه فعال، تعامل با یکدیگر، برنامه ریزی و پیگیری مطالبات، به صورت مدون و قانونی است .چرا که رهبران واقعی جامعه مدنی توده ها هستند، چرا که چراغ راه، بهره گیری از خردجمعی است، و زیباترین چیز، رنگین کمان زیبای انسان های شرافتمندی است که بیش از این قدرت تحمل ریاضت کشیدن ندارند، از شرایط سخت و جانکاه معیشتی و شغلی خسته اند و با مدنی ترین روش ها، حقوق قانونی و انسانی خود را مطالبه می کنند.

 

 

 

19 نظر

  1. به اشتراک بزارید درست نیست .
    به اشتراک بگذارید درست است !

  2. علی یوسفی از ارومیه

    نوشته متین و آگاهانه ای است به سرکارخانم هزاره مقدم هزاران درود و سلام.

  3. دلسوزی ما معلمان برای دیگران کافی است
    وقت آن است کمی فقط کمی دلمان به حال خودمان بسوزد
    10 اسفند وعده ی همه ی دلسوزان این نظام

  4. ما معلمان مریوان هم 10 اسفند در تحصن حضور پرشوری خواهیم داشت

  5. با سلام به همکاران عزیزم خدمت شما عرض شود دردها گفتن و گله کردن هیچ دردی را دوا نمی کند قاطعانه و شجاعانه جلو برویم و حق پایمال شده خودمان را خواستار باشیم .10 اسفند همگی و یک صدا .اگر 10 اسفند کار ساز نبود آرام نشینیم بازم هم ادامه دهیم .

  6. جواد لعل محمدی

    سرکار خانم هزاره مقدم
    در این روزگاری که فضای مجازی با هزار لهو لعب قسمت باقیمانده اذهان را پر کرده است و اکثر رسانه های مکتوب یا به زیر تیغ می روند و یا به علت استضعاف مالی عطا را به لقا می بخشند ماندگاری و فعالیت کاری بس دشوار می نماید
    خداوند پدرم را رحمت کند که همیشه می گفت چون دست به شانه کسی و از آن خاک زحمت برخاست ستایشش کن و محبت دریغ مدار چه در کلاس سنگ بنا بگذارد و چه بر دیوار.
    شما را ستایش می کنم چون رنج و شکنج کار مطبوعاتی را می شناسم
    دست مریزاد می گویم چون یراق بسته اید و جوابی را به لحظه بی جواب نمی گذارید
    ستایش می کنم چشمان به حتم خسته تان را که سوی آن را چراغی کرده اید بر راه فرهنگیان
    دست محبت بر شانه تان می گذارم چون می خواهم از خاک برخاسته از آن گردی هم به غنیمت بر سر حقیر بنشیند
    شما را با این تلاش شبانه روزی و خستگی ناپذیر باید از پیشکسوتان عرصه مطبوعاتی کشور دانست و وجود شما واقعا غنیمتی است که این روزها کمیاب است
    از اینکه می بینم رنج سالیان فرهنگیان را به دوش می کشید و همچنان پایدار در راه کسب حقوق مورد تجاوز قرار گرفته آنان همت به خرج می دهید به شما خسته نباشید میگویم و آرزو می کنم
    دستانتان هماره پرتوان باشد
    با ارادتی افزون بر همیشه
    جواد لعل محمدی

  7. تو رو خدا نترسید از این بدتر قراره چه اتفاقی بیفته؟

  8. ای معلم باشرافت برای حقوق پایمال شده جامعه ی فرهنگی وشرافت به سخره گرفته ی خودمان 10 اسفندیک صداویک دل فریادبرآریم واین ظلم رواداشته برجامعه ی فرهنگی کشوررابرنتابیم.
    10 اسفند
    10 اسفند
    10 اسفند
    .
    .
    .
    .

  9. سلام علیکم. همکاران ارجمند فرهنگی بعد از سالهای زیاد خدمت در آموزش و پرورش و دیدن و شنیدن روزگارانی تلخ با تمام کمبودها در زندگی خود و عزیزان فرهنگی دیگر امروز به این نتیجه رسیده ام که تمام وعده های آقایان در ارج نهادن به معلم در این سالها سراب و شعاری بیش نبوده و این سیستم و این شیوه برخورد با آموزش و پرورش و معلمان این مرز و بوم آگاهانه و عمدی است تا قشر فرهنگی فقط به فکر سیر کردن خود و زن و بچه اش باشد نه به فکر آگاهی دادن و روشن کردن فکر و اندیشه دیگران از ظلم و بی عدالتیهای ظالمان مظلوم نما و حق به جانب جامعه که بیت المال این ملت را آشکارا و مخفی یا به جیب خود و خانواده و اقوام و اطرافیان خود می ریزند و یا به قول خود صرف کمک به مسلمین جهان غافل از اینکه چراغی که به خانه رواج است به مسجد حرام. همکاران فرهنگی آگاه باشید که وضعیت ویران معیشتی ما ربطی به تحریم و کم بودن قیمت نفت ندارد چون در گذشته با نفت 120 دلاری هم همین وضعیت را داشتیم جیب آقایان و همدستانشان در داخل و خارج برای حفظ پست و ثروت خود پر و جیب امثال ما عمدا و آگاهانه خالی. اگر غیر از این است علت این همه تبعیض در وضعیت زندگی خانواده کارمندان آموزش و پرورش با سایر کارمندان ادارات دیگر چیست؟؟؟ می گویند ما تعدادمان زیاد است اما چرا نمی گویند که تربیت و تعلیم میلیونها دانش آموز در این مرز و بوم بدست چه کسانی است؟ چرا نمی گویند چه کسانی اولین الفبای زندگی را به آنها آموخته اند؟ چرا نمی گویند پویایی و بالندگی علم و فرهنگ یک جامعه از کجا آغاز و به دست چه کسانی ادامه می یابد؟ و چراهای فراوان دیگر؟ برادران و خواهران ارجمند فرهنگی می دانم که امروز همه شما بیش این برادر نالایقتان به این نتایج رسیده اید که نشان آن حضورتان در اعتراضات و اعتصابات خود جوش فرهنگیان در استانها و شهرستانهای سطح کشور در روزها و هفته های گذشته است که ان شاء الله با حضور گسترده همه ما در 10 اسفند 93 و اگر لازم باشد در روزهای دیگر برای رسیدن به حقوق پایمال شده خود در چند دهه گذشته زیرا در اکثر ادوار و حوادث تاریخ زندگی انسان در این دنیای فانی حق گرفتنی بوده نه دادنی. والسلام

  10. سلام علیکم. همکاران ارجمند فرهنگی بعد از سالهای زیاد خدمت در آموزش و پرورش و دیدن و شنیدن روزگارانی تلخ با تمام کمبودها در زندگی خود و عزیزان فرهنگی دیگر امروز به این نتیجه رسیده ام که تمام وعده های آقایان در ارج نهادن به معلم در این سالها سراب و شعاری بیش نبوده و این سیستم و این شیوه برخورد با آموزش و پرورش و معلمان این مرز و بوم آگاهانه و عمدی است تا قشر فرهنگی فقط به فکر سیر کردن خود و زن و بچه اش باشد نه به فکر آگاهی دادن و روشن کردن فکر و اندیشه دیگران از ظلم و بی عدالتیهای ظالمان مظلوم نما و حق به جانب جامعه که بیت المال این ملت را آشکارا و مخفی یا به جیب خود و خانواده و اقوام و اطرافیان خود می ریزند و یا به قول خود صرف کمک به مسلمین جهان غافل از اینکه چراغی که به خانه رواج است به مسجد حرام. همکاران فرهنگی آگاه باشید که وضعیت ویران معیشتی ما ربطی به تحریم و کم بودن قیمت نفت ندارد چون در گذشته با نفت 120 دلاری هم همین وضعیت را داشتیم جیب آقایان و همدستانشان در داخل و خارج برای حفظ پست و ثروت خود پر و جیب امثال ما عمدا و آگاهانه خالی. اگر غیر از این است علت این همه تبعیض در وضعیت زندگی خانواده کارمندان آموزش و پرورش با سایر کارمندان ادارات دیگر چیست؟؟؟ می گویند ما تعدادمان زیاد است اما چرا نمی گویند که تربیت و تعلیم میلیونها دانش آموز در این مرز و بوم بدست چه کسانی است؟ چرا نمی گویند چه کسانی اولین الفبای زندگی را به آنها آموخته اند؟ چرا نمی گویند پویایی و بالندگی علم و فرهنگ یک جامعه از کجا آغاز و به دست چه کسانی ادامه می یابد؟ و چراهای فراوان دیگر؟ برادران و خواهران ارجمند فرهنگی می دانم که امروز همه شما بیش این برادر نالایقتان به این نتایج رسیده اید که نشان آن حضورتان در اعتراضات و اعتصابات خود جوش فرهنگیان در استانها و شهرستانهای سطح کشور در روزها و هفته های گذشته است که ان شاء الله با حضور گسترده همه ما در 10 اسفند 93 و اگر لازم باشد در روزهای دیگر برای رسیدن به حقوق پایمال شده خود در چند دهه گذشته زیرا در اکثر ادوار و حوادث تاریخ زندگی انسان در این دنیای فانی حق گرفتنی بوده نه دادنی.

  11. دست خانم هزاره ی مقدَم درد نکنه .خیلی زحمت کشیده اند

  12. فرهنگی ازنایی

    با سلام و وقت بخیر
    شهرستان ازنا از شهرستان های پیشرو در امر تعلیم وتربیت استان لرستان بوده و گواه آن نتایج بالاتر از میانگین کشوری در معدل نهایی دانش آموزان و رتبه های اول شهرستان در استان به زعم کارشناسان استان است.
    چند صباحی است که سایه چند نفر از افراد معلوم الحال و منفعت طلب بر سر آموزش و پرورش این شهر سنگینی میکند و ایشان به دنبال منافع شخصی خود در سال 92 چهار نفر را برکرسی مدیریت آموزش و پرورش این شهر نشاندند و اکنون نیز در پی این هستند که برای رسیدن به منافع بیشتر ظرف کمتر از یک سال مدیریت این اداره حساس را به کس دیگری واگذار نمایند.
    در این بین چیزی که برای این افراد اهمیت ندارد سرنوشت دانش آموزان این شهرستان است که توسط این افراد به سخره گرفته شده است
    از دستن اندرکاران رسانه ها عاجزانه درخواست داریم نسبت به بررسی این روند پیگری و با اطلاع رسانی به موقع از تضییع حقوق 130000 دانش آموز بی گناه جلوگیری نمایند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*