سرخط خبرها
خانه / معلمان / ماهی هایی که در جویبار می مانند/ نامه یک معلم به آقای رییس جمهور
ماهی هایی که در جویبار می مانند/ نامه یک معلم به آقای رییس جمهور

ماهی هایی که در جویبار می مانند/ نامه یک معلم به آقای رییس جمهور

علیرضا کاشفی، معلم آموزش و پرورش

یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو شب بخیر گفتند و خوابیدند . . . اما ماهی کوچولویی خوابش نبرد شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود . . . ( صمد بهرنگی)

………………………………..

  • با تبریک و دست مریزاد بابت بیانیه موفقیت آمیز هسته ای به حضرت عالی. از هر کجای ضرر که برگردیم منفعت است.

سخن از دل برآمده بی مقدمه آغاز می شود و بی مؤخره به پایان می رسد.

زمان مطالعه در ایران بسیار ناچیز است. به جز درآمد پایین خانوده ها دو دلیل مهم و مرتبط بهم برای مقاومت کردن در مقابل مطالعه عبارتند از :

  • بسط راحت طلبی در جامعه؛

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست      عاشقی شیوۀ رندان بلا کش باشد   (حافظ)

  • ترس از تزلزل اعتقاداتِ بت شده در اذهان؛

ترسم که صرفه نبرد روز بازخواست      نان حلال شیخ ز آب حرام ما   (حافظ)

این ترس یک دلیل واهی در مقابل عدم مطالعه در اذهان متبادر می کند، می گویند در کتابها افکار ضد و نقیض وجود دارد لذا مطالعه آرام و قرار ما را بهم می زند.

آقای رئیس جمهور محترم،

نقش آموزش و پرورش در بت شدن اعتقادات و بسط راحت طلبی که به مادیگرا شدن جامعه انجامیده چیست؟

مافیایی در آموزش و پرورش چنبره زده و معلم نماها و دلالان آموزش از آن سو استفاده می کنند و با کور فهمی از معیشت پایین معلمان حرف می زنند. چون برای آنها عدالت اجتماعی به اندازۀ کباب خوردن با خانواده ارزش ندارد که به خاطرش با وزیر و رئیس در بیفتند. با قیافۀ روشنفکرانه می گویند شکم گرسنه ایمان ندارد و اسفند ماه به بهانۀ بسته شدن بودجه در مجلس در اتاق دبیران نشسته و سر کلاس نمی روند.

وقتی صمیمی ترین وقت پدران و مادران و معلمان با « فاطما گل » و سریال های جِم بالیوود سپری می شود و تاریخ منطقه را از سریال « حریم سلطان » می آموزند و سپس در « واتس اپ » و « وایبر » و « لاین » و « بیتاک »  . . .  چت می کنند، چنین پدر و مادرها و معلمان ( به قول صمد بهرنگی « چوخ بختیارها » ) چه حرفی برای گفتن دارند؟ تربیت خانودگی بچه های ما در خانه و مدرسه اکثراً به دست چنین افرادی است. اعتراضات معلم نماها که صرفاً معیشت پایین معلم را هدف قرار داده با افزایش 10 تا 15درصدی حقوق معلم تا اسفند ماه بعدی فرو می نشیند. خدا برکت بده به مؤلفان کتابهای درسی که خواسته یا ناخواسته به نفع مافیای آموزشی قلم زده اند. ( منظورم صرفاً کتابهای ریاضی و فیزیک است که تخصص اینجانب می باشد. ) صدها برابر این پولها از قِبل کتابهای درسی و کم کاری و بدکاری معلم نماها ( سی دی های آموزشی ) از جیب خانواده ها درمی آید. طبیعتاً خانواده های چوخ بختیار هم این دزدی ها را درک نکرده و به انواع و اقسام کلاسهای خصوصی تن می دهند. بعنوان یک معلم فکر می کنم اگر نقش مافیای آموزشی را کمرنگ کرده و در بچه ها انگیزه و امید به آینده بوجود آوریم، بیش از 2 درصد بچه های ایران نیاز به کلاسهای تکراری نخواهند داشت ولی امروز برای بیش از 95 درصد دانش آموزان شهری انواع و اقسام کلاسهای فرا مدرسه ای تشکیل می دهند. وای بر احوال بچه های معصوم روستایی با کتابهای درسی که به نفع مافیای آموزشی تنظیم شده است. این همه فوق برنامه دال بر گنگی دانش آموزان است یا غیر متعهد بودن معلمانشان و سوء استفاده مدیران؟ یک معلم نما خوب یاد گرفته که چگونه شاگردان را به کلاسهای خصوصی خود یا آموزشگاه هایی که از آنها به طور مستقیم یا غیر مستقیم پورسانت می گیرد، بکشاند و اغلب مدیر هم با معلم نماها برای تشکیل کلاس های فوق برنامه هم پیاله می شود. استیفای حقوق با ارتقاء سطح آگاهی ممکن خواهد شد نه کم کاری و لج بازی و سوار شدن بر گردۀ دانش آموز، که ناشی از راحت طلبی و کوچک بودن است. وقتی سریال های صد من یه غازِ شبکه های رنگارنگ و چت کردن محیط بر زندگی افراد است، کج فهمی در چگونگی استیفای حقوق مادی و معنوی نیز کاملاً نمایان می شود. هفتصد سال پیش مولوی فهمید ولی ما امروز با مدارک اسانس و فوق اسانس از دانشگاه های رنگارنگ و دکتراهای کابینۀ آن پرزیدنتی که ادعایش آسمان را سوراخ کرده و نظرات دنیا را کاغذ پاره ای بیش نمی خواند نفهمیدیم که

تا نباشد راست کی باشد دروغ      این دروغ از راست می گیرد فروغ

آقای رئیس جمهور در نشر و بسط این ابتذال ها آموزش و پرورش و صدا و سیما و فرهنگ و ارشاد اسلامی کجا ایستاده اند؟ برنامۀ شما در آموزش و پرورش برای شکل گیری و اعتلای ادراکات پنجگانه ( تصور، درایت، وهم، قضاوت و حافظه ) چیست؟

اعتیاد، طلاق و ساده لوحی از در و دیوار بالا می رود. خواسته و ناخواسته سلایق و علایق مردم ایران به بی راهه کشیده شده، روحیۀ آنها تضعیف شده و احساس مسئولیت در جامعه افت کرده است. اول انقلاب گفته می شد « تعهد مقدم بر تخصص است.» دربارۀ این جمله دو مورد مهم لازم به ذکر است :

  • تعهد به کی و چی؟ تعهد به بشریت و مملکت که هدف یک انقلاب مردمی باید باشد؟
  • کسی که تخصص کاری را ندارد و آن پست را می پذیرد بدون استثنا بی مسولیت بوده و آن مقام به فساد و ابتذال خواهد انجامید.

آقای رئیس جمهور محترم در پایان یادآوری می کنم معلمی کاملاً یک کار حرفه ای و یک هنر است. طبیعتاً معلم نما ها خارج از این دسته بندی قرار می گیرند. اما دیگر کارکنان دولت که کارمندان آموزش و پرورش به جز معلمان را نیز شامل می شوند دارای اضافه کاری معادل چهار ماه حقوق و یک ماه مرخصی می باشند که برابر پنج ماه دریافتی بدون حضور در محل کار می باشد. خواهش می کنم تعطیلات تابستان را دائماً به رخ ما نکشید. اولاً یک ماه مرخصی حق ماست. ثانیاً در همه جای دنیا چنین وقت هایی به معلمان می دهند. ثالثاً در ایران طرف معلمان در یک کلاس، 30 تا 40 بچه که اکثراً  بی انگیزه ولی پر ادعا هستند می باشد و نیز معلمان پاسخگوی اولیایی که در اول نامه بعنوان چوخ بختیار از آنها یاد شد می باشند. تصحیح اوراق امتحانی و طراحی سوال و آمادگی قبل از ورود به کلاس را نیز به آنها اضافه کنید که این همه بدون کارمزد انجام می گیرد. حال خود نتیجه بگیرید که حق و حقوق مادی و معنوی معلم چیست؟ والحمدالله تعالی شأنه

پانزدهم فروردین ماه

3 نظر

  1. سلام به همه همکاران متاسفانه این تعطیلی تابستان برای فرهنگیان علم شده که آنهم سه ماه نیست معلمان شهریور هم درگیر با امتحانات شهریور هستند، زمانی که معلمان در خانه درگیر طرح سوال و تصحیح برگه میباشد را کسی به حساب نمی آورد..آیا فرهنگی نباید زمانی برای مطالعه وبه روز شدن داشته باشد متاسفانه این سیاست‌های اشتباه فقط باعث تضعیف سیستم آموزشی می‌شود،.

  2. انصافا چند درصد از معلمان در چه مقاطعی و چه درس هایی می توانند به قول شما بد کاری یا کم کاری کرده از قبل آن سودجویی کنند؟
    آیا این همه همکار که در مقطع ابتدایی با جمعیت 30-40 دانش آموز در کلاس 5 روز هفته سروکله می زنند چنین امکانی دارند؟
    آیا جمعیت کثیر معلمان متوسطه اول یا همکاران فنی حرفه ای، کاردانش، تربیت بدنی و مشاورین محترم چنین امکانی دارند؟
    این توصیفات درصد بسیار کمی از معلمین را شامل میشود

    • کاملا موافقم.حتی دبیران دبیرستان نیز در بسیاری از مناطق محروم و متوسط با فداکاری واز خود گذشتگی بدون هیچ چشم داشتی بیش از حد انتظار کار میکنند.و اتفاقا همین دبیران دلسوز هستند که به حقوقشان معترض میباشند،چه آن هایی که به قول شما کم کاری میکنند و از قبل کلاسهای خصوصی و تقویتی به نان و نوا میرسند،از وضعیت موجود سود میبرند.همکاران خسته ای که بر خلاف میلشان به دنبال شغل دوم و سوم هستند ،دانش آموزانی دارند عقب مانده از قافله علم که به دنبال معلم خصوصی میگردند و یا در کلاس های کنکور حضور می یابند و این فقط به نفع دبیرانی است که از طریق این کلاس ها امرار معاش میکنند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*