سرخط خبرها
خانه / مقالات / مدیران با حقوق های کلان، تصمیم گیرنده و برنامه ریز برای ضعفا شده اند
مدیران با حقوق های کلان، تصمیم گیرنده و برنامه ریز برای ضعفا شده اند

مدیران با حقوق های کلان، تصمیم گیرنده و برنامه ریز برای ضعفا شده اند

مهدی فتحی / دبیر ریاضی ناحیه یک سنندج

سوال اینجاست که وقتی فردی حقوق بالای ده میلیون تومان می گیرد چطور می تواند برای کارگری که 800 هزار تومان حقوق می گیرد خط مشی تعیین کرده و یا برنامه ریزی کند؟ و یا وزیری که علاوه بر خیلی از مبالغی که بابت حضور در جلسات و هیأت مدیره برخی صندوق ها دریافت می کند، بالغ بر 11 میلیون تومان حقوق و مزایا دارد، از کجا می تواند حال معلمی را درک کند که کل دریافتی ماهانه اش حدود یک میلیون و پانصد هزار تومان است؟ و یا مدیرانی که خود موسس  مدارس غیر انتفاعی با شهریه های بالای 20 میلیون تومان هستند چگونه می توانند جلوی خصوصی سازی مدارس و پولی کردن خدمات آموزشی در مدارس را بگیرند و حال اولیاء و والدینی را درک کنند که چند فرزند محصل داشته و با درآمد بسیار کمی که دارند هزینه های تحصیل فرزندان خود را پرداخت نمایند؟

مدیرانی که وام های کم بهره 700 تا 900 میلیون تومانی با بازپرداخت بلند می گیرند چگونه می توانند حال افرادی را درک کنند که برای دو تا سه میلیون تومان وام با سود 24 درصد باید چقدر پیش این و آن سر کج کنند؟

خودروسازانی که در پی رانت ها و سودهای کلان و میلیاردی سوار ماشین های آخرین سیستم می شوند و با هواپیما سفر می کنند چه می دانند که از دست دادن عزیزان در ارابه های مرگی که در چنین جاده هایی تحویل مردم می دهند چه طعمی دارد و یعنی چه؟

اینجاست که خیلی از مسائل در جامعه همچنان بصورت مشکل باقی خواهد ماند و کسی هم یارای مرتفع کردن آنها نیست. و اگر افرادی نیز قصد رفع مشکل را داشته باشند، آنقدر دست بالای دست دارند و مورد هجمه قرار می گیرند که عطای آن را به لقایش می بخشند.

باید ابتدا مدیران و فرادستان را به میان جامعه کشاند و وادارشان کرد که چند ماهی با دست مزد های پایینی که افراد جامعه در مقابل مخارج بالای زندگی که به آنها تحمیل شده است شکم چند سر عائله را سیر کنند و همگی آنها را راضی نگهدارند تا بتوانند حال ضعیفان را درک کرده و برای آنها چاره اندیشی کنند. بی تردید بایستی خیلی از این تناقض ها در جامعه حل شود تا بتوان فکری به حال جامعه نمود. یقینا افرادی که حقوق بالای ده میلیون می گیرند و افزایش سالانه حقوقشان حتی از کل حقوق یک کارمند جزء بیشتر است نمی توانند حال و روز این کارمند را درک کرده، و هنگامی که بر سر درصد های اضافه شده چانه می زنند و سعی در پایین آوردن این درصد ها دارند قادر به درک اوضاع وخیم و احتیاجات مبرم این دسته از کارمندان نیستند. لذا با این شیوه اگر بخواهیم پیش برویم شکاف ایجاد شده بین حقوق کارکنان دولت با برخی مدیران و همچنین معلمان با دیگر کارمندان دولت هر روز بیشتر از دیروز خواهد شد. و نارضایتی عمومی نیز بیش از این رو به فزونی خواهد رفت.

بی شک چانه زنی در خروج اموال بیت المال و تقسیم عادلانه آن بین آحاد مردم کاری بسیار پسندیده و قابل ستایش است. اما این مطلب نباید فراموش شود که ابتدا باید خود تقسیم کنندگان و برنامه ریزان از عدالت کافی برخوردار بوده و جانب احتیاط و امانت داری را رعایت کنند. سپس بر سر تقسیم آن در بین جامعه به چانه زنی بپردازند. زیرا در میان این بیت المال سهم یتیمانی قرار دارد که به جز خدا و نظام حاکم امید دیگری ندارند. سهم خانواده هایی قرار دارد که برای این مرز و بوم و حفظ و ارتقای همین بیت المال شهید ها داده اند و تلاش ها کرده اند. سهم جوانانی قرار دارد که چشم به راه آینده برای تشکیل زندگی و ساختن فردای همین مملکت هستند. سهم مرز نشینانی قرار دارد که برای امرار معاش از کشوری که تحت تابعیت آن هستند نا امید شده و به کشورهای همسایه برای کسب درآمد پناه می برند و یا به کولبری و کار برای بیگانگان و امور خطرناک می پردازند. و قس علیهذا…

خدا را شاید بشود راضی کرد، ولی بندگان خدا را چگونه می شود راضی کرد در حالیکه حق آنها را به درستی ادا نکرده ایم؟ پس بیاییم واقع بینانه به اینگونه مسائل بنگریم و دست از سفسطه و بازی با آمار و ارقام برداریم و نمودار های ظاهری و بی کاربرد به خورد مردم ندهیم. مردم می خواهند نان بر سر سفره هایشان باشد نه نمودار و جدول های آماری. مردمی که هر بار به امید روزگار بهتر و با وعده آینده ای روشن تر به پای صندوق های رأی – چه برای ریاست جمهوری و چه برای مجلس و چه حتی برای انتخابات شوراهای شهر ها – کشانده می شوند، نیامده اند که فقط سر انگشتانشان را رنگی کنند و نردبان ترقی افراد شوند. بلکه آمده اند که نماینده یا نمایندگان خود را برای صیانت از حق و حقوقاتشان تعیین کرده و کشور را به آنچه که باعث پیشرفت و ترقی اش می شود برسانند. پس درستش این است که در حق این مردم درد کشیده درست رفتار کنیم و با همت مضاعف با خاطیان و دزدان و اختلاسگران و… برخوردی بسیار جدی تر و به دور از خبر سازی و شانتاژ خبری نماییم. بهتر است حال جامعه را درک کنیم و سرمان را زیر برف فرو نکنیم.