سرخط خبرها
خانه / دانش آموزان / مدیران مدارس و نامشارکت مردمی
مدیران مدارس و نامشارکت مردمی

مدیران مدارس و نامشارکت مردمی

احمد ایران پناه
پیش از ورود به بحث سه نکته را ضروری می دانم:
۱- این نوشته قابل نقد است و صاحبش با سینه ی گشاده، از هرگونه نقدی له یا علیه آن استقبال می کند.
۲- از مدیران گرامی خواهش دارد، نوشته را به چشم نقدی بر روند کنونی آموزش ونگرانی از آینده ی بدتر از امروز خصوصی سازی مدارس بنگرند، و انتظار دارد کسی آن را طعنه بر خود فرض نگیرد.
۳- از مسئولین آموزش و پرورش در هر مقام و کسوتی انتظار دارد، آن را سیاه نمایی تلقی نکنند و این حق را برای معلمان منتقد و منتقدان آموزش، طبیعی بدانند و از آن استقبال کنند.
امسال تحصیلی که در شرف پایان است، در مدرسه ی دخترم، خواهان مبلغی به نام به اصطلاح ” مشارکت مردمی”بودند، بعد از چندی ابا و انکار، و معطوف کردن توجه کادر محترم مدرسه به یکی از خواسته های فرهنگیان مبنی بر رایگان ماندن آموزش و دیگر بحث های متعدد،هیچ کدام از دلایل و براهین سرد من در اراده ی گرم و آهنین آن ها اثر نکرد و سر انجام آن ها غالب و من مغلوب گشتم، و مجبور شدم مبلغی کمتر از میزان موعود، در امر آموزش مشارکت کنم. البته ناگفتە نماند، ورد زبان مدیر و معاونان محترمش همواره این بود که از دست والدین فرهنگی می نالیدند که بدتر از دیگران وضعیت مدرسه را درک نمی کنیم و وای بر روزی که نمک بگندد. از مدیر دیگری شنیدم که می گفت والدین فرهنگی ما در پرداخت :مشارکت مردمی” از همگان بدترند. ممکن است این روایت حال شما نیز باشد….
اگر از عنوان های دهن پرکن و خوش تراش مدارس خاص، شاهد، تیزهوشان، شایستگان، مدارس متعالی، هیئت امنایی، و غیر انتفاعی(که اپیدمی آن همه جاگیر شده است.) بگذریم، در مدارس عادی دولتی نیز مدرسه ای یافت می نشود که پولی از اولیا نگیرند، و گرفتن پول تقریبا امری عادی و همگانی شده است. این مبلغ یا هنگام ثبت نام گرفته می شود و یا در طول سال با شگردهای مختلف مدیرانه، از تهدید و تشویق و مصادره ی کارنامه و پند و وعظ گرفته تا هتک و…. و اگر دانش آموزی به لطف از پرداخت وجهی معاف شود، سوژه ی سخاوتمندی و رعیت پروری جناب مدیر خواهد شد که در جلسات مختلف از آن بگوید. آیا این کار قانونی است یا بدعت؟
اصل سی ام قانون اساسی جمهوری اسلامی:
“دولت مۇظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ی ملت تا پایان دوره ی متوسطه فراهم سازد، و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خود کفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد”
این نص قانون اساسی کشور است. در تاریخ ۲۹/ ۱۰/ ۱۳٦۲ نخست وزیر وقت، جناب میر حسین موسوی در بارەی اخذ وجه از کسانی که دارای تمکن مالی هستند و تعهد خدمتی بە دانشگاه ندارند، مبلغی به عنوان شهریه به دانشگاه ها و نیز دریافت شهریه از اتباع خارجی که در دانشگاه های ایران تحصیل می کنند، از شورای نگهبان در خواست استفساریه می کتد. و قبل از او وزیر وقت آموزش و پرورش جناب سید اکبر پرورش در تاریخ ۳ / ۹/ ۱۳٦۲ خواهان روشن شدن عبارت “وسایل آموزش و پرورش رایگان برای همه ی ملت” از شورای نگهبان می شود و می نویسد: وسایل آموزش و پرورش با توجه به گستردگی و تنوع رشته های موجود می تواند به کلیه ابزار آلات و تجهیزاتی که برای آموزش آن درس به کار گرفته می شود، اطلاق گردد؛ در این صورت کتاب های درسی و نوشت افزار و وسایل نقاشی و رسم و ابزار لازم برای تهیه نمونه و مدل و کیف و کفش و لباس ورزش و توپ و…همگی از وسایل اولیه پرورش هستند؛ در نظر بالا باید بطور رایگان در اختیار دانش آموزان قرار گیرد. تقاضا می شود با عنایت به شمول اصل سی ام قانون اساسی دایره ی شمول ” وسایل آموزش و پرورش رایگان” را تفسیر و ابلاغ نمایید.
شورای نگهبان در پاسخ این استفساریە ها می نویسد: اصل سی ام قانون اساسی و بعضی اصول مشابه آن مسیر سیاست کلی نظام را تعیین می نماید و دولت موظف است، امکاناتی را که در اختیار دارد در کلیه ی رشته ها، به طور متعادل طبق قانون توزیع نماید، بنابر این آموزش رایگان کلا یا بعضا باید رعایت شود. البته در ادامه ی این جوابیه مدارس غیر اتفاعی را تایید می کنند.
اگر امروزه اخذ وجه را از والدین (که عملا خلاف قانون اساسی است)خواست قدرت بدانیم( کە هست)، مدیران مدارس به هر انگیزه ای پیاده نظام این رفتار غیر قانونی دولت شده اند و دست تعدی دولت را گشادە تر کردە اند. آن ها جمع آوری این مالیات نامشروع را زیر نام سفسطه آمیز ” مشارکت های مردمی” از مردم می ستانند، اما این رابطه ی حاکم و محکومی است نه مشارکت.
مشارکت واژه ای است عربی از باب مفاعله و معادل فارسی آن همیاری و انبازی و به عبارت دیگر شریک کردن متقابل در امری است. کسانی که در امری مشارکت دارند به نوعی در تصیمیم گیری و برنامه ریزی و اجرا، دخیل خواهند بود و همه ی تصمیم گیری های آن ها معطوف به هدفی است که مشارکت کنندگان تمایل نشان می دهند، فارغ از الزامات و تعین های تحمیلی برای رسیدن به آن هدف به کنش متقابل بپردازند. بنابر این اگر دخیل شدن در تصمیم گیری در میان نباشد عملا مشارکت مفهوم ندارد. حال آیا والدین و از والدین بزرگ تر هم در تصمیم گیری های آموزشی و تعیین اهداف و برنامه ریزی و اجرای برنامه های آموزشی در مدارس سهم دارند؟ من نمی دانم، تو می دانی بگو!
بدیهی است نە تنها کسی مخالف مشارکت مردم در امر آموزش نباشد، بلکه گسترش فرهنگ همیاری و هزینه و هدایت نظام مند پول افراد توانا و خیر در امر آموزش آرزوی همگان است. ساختن وتجهیز مدارس، تهیه ی ابزارهای مدرن آموزشی، به روز کردن محتوای آموزشی و دانش معلمان، تجهیز امکانات گرمایشی و سرمایشی برای جلوگیری از حوادث ناگوار و در یک کلام تعلیم و تربیت به روز، نیازمند مشارکت مردم در آموزش و پرورش است. اما این کار باید به صورت هدایت پول افراد توانا و ثروتمندان خیر باشد که مایلند در این بخش پولشان را به خدمت گیرند. و تلاش دولت برای گسترش چنین فرهنگی کاری بس پسندیده است.
اما پولی شدن و خصوصی سازی مدارس آن هم با حرکت چراغ خاموش دولت و عاملیت مدیران، سنتی است مذموم و نقطه ی سیاهی است که در کارنامه ی این افراد برای ابد باقی خواهد ماند و این مدیران گرامی بسته به نقشی که که در نهادن این سنت سیئه دارند، وزر و گناه خود و همه ی کسانی که در آینده به این سنت عمل خواهند کرد، بر دوش خواهند داشت.
در تواریخ آمده است، حاکمان عاملانشان را بر اساس بی رحمی به رعیت و توانایی آن ها در جذب مالیات به ولایات می فرستادند، و هر عاملی که شدیدتر و شقی تر بود، عمر عاملیتس طولانی تر بود. وای بر روزی که مدیران مدارس ما بر سر چنین هنری با هم رقابت کنند، و طبیعی است اجرای خوب این نقش تنها خوشایند کسانی خواهد بود که آن ها را گمارده اند. شنیده ها از گوشه و کنار حکایت از آن دارد، روی مهر و تشویق مسئولان بر مدیرانی است که در جذب به اصطلاح” مشارکت های مردمی” توانا تر از همقرانان، موفق تر بوده اند. بدیهی است، چنین مدیرانی که دیر پا و مورد تشویق مسئولان اند، از جانب مردم مردود و مستحق تنبیه اند.
چند سال پیش یکی از این مدیران که همواره عامل مناسب و از مدیران خوب و خلاقش می نامیدند و امروز خود صاحب مدرسه ی غیر انتفاعی شده، شنیدم با زبانی اعتراض آمیز دویست و هفتاد و پنج هزار تومانی را که به عنوان شهریه ی مدارس هیئت امنایی(اگر اشتباه نکنم) تعیین کرده بودند، کم می دانست و خواهان افزایش این مبلغ بود. اگرچه من نمی دانم، آن مدیر برجسته چه گل های اضافی بر سر دانش آموزان مدرسه ی هیئت امنایی اش می زد که دیگران در مدارس عادی نمی توانستند، مانند او کنند، اما همکاران دبیری که با او بوده اند، می توانند به این سوال من پاسخ بدهند. جناب مدیر نیز خود آیا می تواند امروز تاثیر آن پول را در کیفیت آموزش دانش آموزان آن مدرسه مشاهده کند؟!!
زمانی که دولت به مدارس سرانه آموزشی می داد سهم هر دانش آموز از این سرانه از دو یا سه هزار تومان تجاوز نمی کرد، و مدیران با این پول مدرسه را کج دار و مریز اداره می کردند. اکنون مدیران برجسته ی که دست در کیسه ی خلیفه دارند و برای دولت دایه ی مهربان تر از مادر شده اند، در مدارس عادی از پنجاه هزار تا صد هزار و بالاتر از هر دانش آموز می گیرند. ( بماند در مدارسی مانند شاهد و تیزهوشان که مبلغ تا هفصد- هشتصد هزار می رسد). و مدرسه ای را با پانصد ششصد نفر جمعیت، این پول چگونه و در کجا هزینه می شود؟ اگرچه بنده مثل همگان دامن مدیران را از هر گونه اتهامی با قطعیت بری می دانم. اما به جرئت می گویم صرف این پول کمترین اثری در روند کیفیت آموزشی مدارس ندارد. هزینه های بی فایده و اثر: بنرها، تراکت های تبلیغاتی، عکس های بزرگ و با ژست مدیران، چارت های مختلف، عکس ها و نمودارهای تکراری، چارت دانش آموزان تلاشگر و ممتاز با نمره الکی، صندلهای خوب و اغلب گردان( جز صندلی دبیران)، اجاره ی سالن برای برگزاری جلسات، آزمون های هماهنگ بی بها و تاثیر، تابلوهای دیواری، به اصطلاح هوشمند سازی کلاس ها، تزئینات و مراسمات و از همه مهم تر مستند سازی ها برای حفط بقا و….
تو بە من بگو میزان نقش ملموس این ظاهر آرایی و هزینە های اضافی در کفیت بخشی آموزش چیست و چه خواهد بود، که کارنامه ی دانش آموزی گروگان پرداخت شهریه ی او شود؟ هرسال مدرسه ای در محله ای، هیئت امنایی می شود، یعنی ثبت نام در آنجا منوط به پرداخت شهریه کلان، و تکلیف دانش آموزان دور و بر مدرسه معلوم، با انتخاب یکی از این دو راه، یا مجبور به پرداخت شهریه خواسته شده می شود یا مجبور به پرداخت هزینه ی ایاب و ذهاب. آن وقت تلویزیون اعلام کند، دریافت هر گونه وجهی بابت ثبت نام از دانش آموزان غیر قانونی است.
از مدیر محترم آموزش و پرورش انتظار می رود، در حد توان و حوزه ی مسئولیت خود، این مهم را مد نظر داشته باشد، که پولی شدن مدارس آفت آموزش خوب و با کیفیت است. اجازه ندهید فضای رقابت مدیران، بر مبنای جمع آوری پول از والدین و دیگر معیارهای ناشفاف و بی اثر باشد، بلکه سنجش موفقیت مدیران و عزل و نصب آن ها، با معیارهای کیفی صورت پذیرد.(اگرچه پیشنهاد بنده برای گزینش مدیران براساس انتخابات است و این مهم را قبلا عرض کرده ام). اینکه زمینه ای فراهم شود که گرفتن پول فله ای و همه گیر شود، هر کدام از ماها مسئولیم، اما مسئولیتمان به اندازه ی پست سازمانیمان است. گاهی درمدارس فضایی ایجاد می کنند، آبروی دانش آموزی که شهریه نداده باشد، در معرض هتک و مسخره ی دیگر دانش آموزان قرار گیرد، باید جلو این کار گرفته شود و مشارکت مردم در مدارس و هزینه ی آن به گونه ای سازمان یافته و مفید باشد، جهت خیرین جامعه به جانب آموزش و پرورش هدایت و از گرفتن پول اجباری خود داری شود.
مدیران مدارس باید از قبول این بدعت اجتناب کنند، قانون گرفتن شهریه را منع کرده، نباید شما با هر انگیزه ای ابزار کسانی شوید که در حال دور زدن قانون هستند. سنتی که امروز به وسیله ی شما نهاده می شود، چه بسا در آینده، ده ها و صدها دانش آموز از طبقه کم بضاعت را از رفتن به مدرسه باز ندارد. آتشی که امروز افروخته می شود لهیب آن دامن تعلیم و تربیت این آب و خاک را خواهد گرفت و دود آن به چشم کسان و خویشان ماها خواهد رفت. بی تفاوتی من و تو و دیگران در برابر پولی شدن مدرسه، شاید آخرین میخی بر تابوت جسم نیمه جان آموزش و پرورش باشد.
گرنبندی زین سخن تو حلق را
آتشی آید بسوزد خلق را
آتشی گر نامده است، این دود چیست؟
جان سیاه گشته، روان مردود، چیست؟!