سرخط خبرها
خانه / آموزشهای صنفی و سندیکایی / مرز میان صنف و سیاست ازدید چند تن از فعالان صنفی کشور
مرز میان صنف و سیاست ازدید چند تن از فعالان صنفی کشور

مرز میان صنف و سیاست ازدید چند تن از فعالان صنفی کشور

گردآورنده:رسول بداقی

…………………………………….
یکی از مسایلی که امروزه در بین فعالان صنفی معلمان وکارگران مطرح است ،شیوه ی فعالیت اجتماعی است،(صنفی یا سیاسی) این مساله به اندازه ای در میان این دو قشر شریف و زحمت کش و اثر گذار مهم تلقی می شود ،که در برخی موارد آنان را به جبهه گیری در میان تشکلهای خود کشانده وگاه دلخوری هایی را نیز پیش آورده است.
برای روشن شدن این موضوع و روشن شدن بحث،بایستی نخست ازهرکدام ازاین دوتعریفی داشته باشیم،آنگاه به کمک آن تعریف وجوه افتراق یا اتحاد این دو، خود به خود روشن خواهد شد،همانطور که از نام این دو(صنف / سیاست) پیداست این دو واژه در ذهن شنونده و خواننده به یک معنا به کار نخواهند رفت،واگر کسی بخواهد این دو واژه را به یک معنا بخواند،بایستی تعریفی برای خویش بطور مستقل داشته باشد،وبرهانی قاطع بیاورد تا دیگران را نیز متقاعد نماید،تابااو همراه باشند.دراین نوشتار نخست تعریفی از هرکدام از معانی صنف و سیاست از دیدگاههای گوناگون خواهد آمد،سپس درحدتوان تفاوتهای آنان را روشن خواهیم کرد.
اسدالله حیرانی دبیر وعضو هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان کرمانشاه مطلب را به اینگونه روشن نموده است:
“در نظام های سیاسی و اجتماعی، دو دسته از نهادها، حلقه ی پیوند طبقات اجتماعی یا عموم مردم با سطوح مختلف قدرت و نماد اصلی آن یعنی دولت به شمار می روند.این نهادها عبارتنداز : یکی نهادهای مدنی دیگری احزاب”
سیاست چیست؟
اماسیاست در نزد فلاسفه وجامعه شناسان واهل سیاست تعریف خاص خود را دارد،سیاست به معنای «علم قدرت»:
عده‌ای از نظریه‌پردازان غربی مانند: فرانکل، ماکیاول، فرانکلین لووان بومرور، نیچه و …، علم سیاست را «علم قدرت» دانسته‌‌اند.
عده‌ای دیگر از نظریه‌پردازان غربی، نظریه‌ی فوق را تعدیل کرده و بیان داشته‌اند که سیاست یعنی «علم دولت» و منظور علمی است که رفتار دولت را مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد.
ماكس وبر، جامعه‌شناس معروف آلماني معتقد است سياست يعني حرفه؛ سياست، تلاشي است براي مشاركت در كسب قدرت و سعي در اعمال نفوذ براي اختصاص دادن قدرت در هر رده‌اي از تشكيلات، اعم از گروه‌ها و يا دولت‌ها. بنابراين هر كس با هر انگيزه، چه اهداف آرماني و چه اهداف مادي و چه اهداف جاه‌طلبانه و چه لذتي كه از كسب قدرت به دست مي‌آيد، دست به هر اقدامي براي مشاركت در قدرت بزند، عمل سياسي انجام داده است.
تعریف حیرانی از احزاب: احزاب همان نهاده های سیاسی و اقتدارگرا هستند که فلسفه ی وجودی آنها کسب قدرت و دراختبار گرفتن اهرم های تصمیم سازی و اجرایی و هدایت جامعه درمسیری است که در ایده آل ذهنی و تئوریک آنها ترسیم شده است.
تعریف صنف:
اما تعریفی که از صنف ارائه می شود روشن تر از تعریفی باید باشد، که از سیاست می شود، درلغت نامه ی دهخدا صنف “پاره ای از هر چیز،گونه ای از هر چیز” تعریف شده است.
ازدید نگارنده صنف در تعریف لغوی یعنی دسته ،گروه ،اما این تعریف امروزه در میان مردم به گروهی از افراد اتلاق می شود ،که در پیشه یا شغلی سرگرم فعالیت هستند.و تشکیل یک قشر راداده وبرای بهبود اوضاع معیشتی و بهبود کیفیت آن شغل دور هم جمع شده ،برای جلوگیری از ضایع شدن حق خود بطور مسالمت آمیز بادیگر گروه ها بویژحاکمان در چالش بوده وبرای یافتن راه چاره با هم گروههای خود هم اندیشی می کنند،وازاهرمهای مورد قبول عموم هم صنفی های خود برای اعمال فشار استفاده می کنند.
اسدالله حیرانی مطلب را اینگونه شرح داده است:
” این گروه مجموعه ای از نهادهای غیردولتی و غیرسیاسی می باشند که غالبا برساخته ی نیازهای صنفی و شهروندی هستند: آزادیخواه و مستقل از دولت و بدنه قدرت اند، استمرار در نقادی سیاست های دولت از ویژگی های بارز آنهاست و اصطلاحاجامعه مدنی نام می گیرند.
تشکل های صنفی، انجمن ها، باشگاه های مختلف در زمینه های گوناگون، سندیکاها، فدراسیون های ورزشی، اتحادیه ها و … از مصادیق نهادهای غیردولتی(NGO) هستند که از نیروهای مردمی تشکیل شده و معمولا به صورت خودجوش بروز و ظهور پیدا می کنند.
آنها واسطه میان دولت و مردم و هم چنین عامل مشارکت مردم در نهادهای سیاسی و قدرت به شمار می آیند.”
تا اینجا تعریف هایی از هرکدام ازواژهای سیاست و صنف ارائه شد. که چندان نمی تواند مایه ی چالش و مناظره باشد،اما چالش هنگامی رخ می نماید که هرکدام وارد میدانی می شوند که محل تاخت وتاز دیگری است.ویکی بخواهد درلابلای فعالیت خود باچراغ خاموش ازقدرت ونفوذ دیگری برای رسیدن به خواست خود استفاده کند.
برای نمونه فرد یا گروه سیاسی ای که بخواهد با ورود به صنف از اعتبار آن برای مشروعیت خود و جلب نظر مردم استفاده کرده و به نام دیگری وبه کام خود بهره برداری نماید.
نگرانی ای که درمیان فعالان صنفی مطرح است این است که،کسانی به قصد سوئ استفاده باورودخود به صنف ،می خواهند فعالیت های صنفی را تحت الشعاع قرارداده ،به سود جناح و حزب خود فعالیت های صنفی را مصادر کرده و آنرا از اهداف اصلی خود دانسته یا ندانسته منحرف نمایند.
ونگرانی سیاسیون اغلب حاکم آن است که گروهی با هدف صنف وارد آن شده و از نارضایتی و کم وکاستی های موجود باز هم بهره برداری سیاسی کرده و موقعیت حاکمان سیاسی را به خطر بیندازند.
همانطور که می بینیم هردو گروه نگران سوء استفاده ی احزاب سیاسی از صنف هستند.مخالفین حاکمیت نگران سوءاستفاده ی حاکمان از صنف و موافقین حاکمان نگران سوءاستفاده ی مخالفین حاکمیت از صنف.
پس این صنف است که همواره در خطرسوءاستفاده می باشد،نه سیاست،اینکه چرا همواره سیاست است از صنف سوءاستفاده می کند،موضوعی است که در این نوشتار نمی گنجد.اما روشن ترین موضوع این است که صنف بدنبال این نیست ونمی تواند از سیاست و سیاسیون سوءاستفاده کند.میتوان گفت،صنف یک منبع مشروعیت است و سیاست یک منبع بهره برداری ازاین مشروعیت.خلاصه تر آنکه صنف بهره و منبع انرژی است و سیاست بهره بردار.صنف مورد حمله و سیاست فارغ از گونه های مختلف آن ،حمله کننده است ،صنف شکار است وسیاست شکارچی،سیاسیون حاکم و سیاسیون مخالف حاکمیت هردو نگران دراین میان گروه بسیاری از مردم که در صنف هستند و طعمه ی لذیذ سیاسیون.
حیرانی فعالیت احزاب سیاسی را اینگونه تعریف می کند:
“احزاب همان نهادهای سیاسی و اقتدارگرا هستند که فلسفه ی وجودی آنها کسب قدرت و دراختبار گرفتن اهرم های تصمیم سازی و اجرایی و هدایت جامعه درمسیری است که در ایده آل ذهنی و تئوریک آنها ترسیم شده است.”
نکته ی کلیدی این بخش از سخنان آقای حیرانی آنجاست که می گوید:
“هدایت جامعه در مسیر ایدآلهای ذهنی وتئوریک آنان ترسیم شده است.”
چه بسا این ذهنیت احزاب ذهنیت همه ی مردم نباشد.بلکه تعمیم نظر حزب که معمولا برخاسته ازذهن بنیانگذار حزب است ،بوده و با استفاده از نفوذ سیاسی ،منابع مالی و سایر توانایی های فردی بخواهد به اکثریت مردم القاء کند.
راه چاره چیست؟
آقای محمددعاچی از فعالان صنفی مشهد در این باره می گوید: فعالیت اصناف و سازمان های مردم نهاد با نقش نظارتی، اقدامات افراطی سیاسیون را کنترل می کنند و از آسیب های ناشی ازحرکت های رادیکال سیاسی می کاهند.
تشکل های صنفی و سازمان های مردم نهاد با تمرکززدایی از قدرت راه را بر فرآیند دموکراسی می گشایند.
دغدغه ی آقای دعاچی اقدامات افراطی سیاسیون است،نظر آقای دعاچی با توجه به برداشتی که ماکس وبر داشته است ،تکته ی غریبی نیست ،آنجا که ماکس وبر می گوید: …. …..هر كس با هر انگيزه، چه اهداف آرماني و چه اهداف مادي و چه اهداف جاه‌طلبانه و چه لذتي كه از كسب قدرت به دست مي‌آيد، دست به هر اقدامي براي مشاركت در قدرت بزند، عمل سياسي انجام داده است……….
به دیگرمعنا در فعالیت های سیاسی ،بوی اهداف مادی،جاه طلبانه ،ولذت کسب قدرت فردی وگروهی نیز به مشام میرسد.
اما در فعالیت صنفی بوی زندان و اخراج وانفصال و شکنجه و…………
این خطر ی است که بیم انحراف فعالیت های صنفی راگوشزد می کند،تشکلهای صنفی که قصدشان بهبود اوضاع مادی و معنوی صنف است،و ازمیان مردم برخاسته وهیچ قدرتی را در چنگ ندارد ،نه منابع اقتصادی،ونه قدرت سیاسی،همواره با مردم خواهندماند،سالها طول کشیده است که اعضای یک صنف به همدیگر اعتماد کرده ،ورنج های بسیار کشیده تا گروهی را حذب نمایند،یک شبه به سود یک حزب با اهداف زود گذر مادی به تاراج رفته وهمه ی اعتمادها به باد رود.
خانم زیور موسوی در باره ی مرز میان صنف و سیاست براین باور است که :
صنف وسیاست باید جدا از هم باشندحیطه کار صنف دغدغه تعلیم و تربیت و مشکلات دانش اموز و معلم است.سیاست راهی به سوی کشور داریست.
حیرانی درباره ی مرز میان صنف و سیاست چنین می گوید:
” تشکل صنفی با حفظ استقلال صددرصدی خود از گرایشات حزبی ، سیاسی و ایدئولوژیکی باید دائما در حال نقد و تحلیل بخش هایی از تصمیمات و عملکرد دولت و قدرت حاکم باشد و دربرابر آنها موضع گیری کند که اثرات و تبعات آن ، مستقیم یا غیرمستقیم به آموزش و پرورش و فرهنگیان برگردد نه اینکه مدعی العموم همه جهان هستی شود.”
اما دیگاهی دیگر براین باور است که:
سیاست آنچنان در زندگی مردم چنبره زده و همه چیز مردم رادر زیر سیطره ی خود گرفته که جدا کردن صنف و سیاست از همدیگر غیر ممکن است.
ارسطو به درستی گفته است :سیاست برترین علوم است،زیرا ازدستاوردهای سایر علوم به شیوه ی دلخواه خود استفاده می کند.
دیدگاه خانم سارا سیاهپور نیز اینگونه است:
“به نظر من نمی شود فعال صنفی باشی ولی فعال سیاسی نباشی چون مگر میشود وقتی به یک سری سیاستهایی که دولت و نظام برای بخش آموزش و پرورش در نظر گرفته اعتراض میکنیم وارد بحث و مقوله سیاسی نشد چون این گونه برنامه ریزی ها نشات گرفته از سیاست یک نظام است وقتی من نوعی به این برنامه ریزی ها معترضم پس یعنی فعال صنفی سیاسی هستم اصلا مگر میشود این ها را از هم جدا کرد وقتی اعتراض داریم به بخشی از برنامه ها و سیاستهای نظام در بحث آموزش این یعنی زیر سوال بردن سیاستی که آنها بر اساسش برای آموزش و پرورش یک جامعه تعیین تکلیف میکنند.”
آقای هاشم خواستار دلیل دخالت صنف در سیاست را فشار بر حاکمان می داند او در این زمینه می گوید:
دركوتاه مدت همين فشارها به سيستم باعث توجه بیشتر حاکمان برای بهبود صنف شده ودر
بلند مدت همان كاري كه در لهستان كارگران كارخانه كشتي سازي گدانسك انجام دادند كه حكومت را مجبور به پذيرش انتخابات ازاد كردند. جنبش معلمان در ايران هم چنين پتانسيلي دارد.
مریم رنود عضو کانون صنفی معلمان شهرقدس در این باره می گوید: جامعه ی توده ای و غیرمتشکل نمی تواند زمینه ی مناسبی برای تغییر وضعیت موجود به سمت شرایط مطلوب در اختیار ما قرار دهد .
فنداسیون و اساس موضوع، همین جاست؛ متشکل شدن طیف های مختلف از قاعده به سمت راس هرم،آن هم نه به صورت مقطعی و در بازه های زمانی خاصی مانند انتخابات و تکمیل لیست های کذایی، بلکه به صورت جریانی مستمر و تدریجی.
مریم رنود در بخشی دیگر از سخنانش می گوید:
تفاوت فعالیت صنفی با سیاسی در این است که ما وقتی به گذشته پر از انفعال می نگریم و آن را با هزاران کنشگر فعلی مقایسه می کنیم، رشدی غیر قابل انکار در عمل و تئوری می بینیم. ولی در صحنه های سیاسی جز یک بازی نخ نمای تکراری، نوآوری یا تغییر خاصی نمی بینیم. تنها راه چاره ی برون رفت ازاین مرداب ، آگاه سازی توده ی مردم است، نه صندوق های انتخابات.
اما کنش صنفی، مهندسی شده نیست؛ برآمده از خواسته های واقعی یک صنف یا طیف خاص است و پیوسته در حال رشد و شکوفایی.
این آگاهی باید در ظرف و قالب خاص خودش یعنی تشکل مستقل قرار بگیرد و مطالبات را کانالیزه و سازمان یافته کند. البته این قابلیت در توان آن دسته از گروه های اجتماعی است که توان تشکل یابی دارند. سایر گروه ها باید از طریق احزاب خواسته های خود را کانالیزه کنند که متاسفانه چنین امکانی وجود ندارد و اقشار بی شماری توان دفاع سازمان یافته از حقوق خود را ندارند.
خانم اعظم صداقتیان (امیدوار) در باره ی مرز میان صنف وسیاست می گوید:
صنف بایدبه شیوه ای حرف بزند وعمل کند،که حداکثرمعلمان را حذب کند.
کنشگران صنفی نبایدخوراک تبلیغاتی سیاسیون باشند(نردبانی باشند،برای به قدرت رسیدن افرادسیاسی )
صنف نباید نردبانی باشد،برای قدرت مداران،بلکه باید نقبی باشد،به درون قدرت تا آنرا به سمت خواسته هاصنفی خود جاری کند.
ابوالفضل جلیل وند فعال صنفی تاکستانی در باره ی مرز میان صنف و سیاست می نویسد:
اما مرز بین فعالیت صنفی و سیاسی در کجاست؟
به نظر من یک فعال صنفی یا یک فعال سیاسی به منظور تاثیر گذاری بر ساخت قدرت فعالیت می کند و از این نظر تا اینجا شبیه به هم هستند.اما یک فعال صنفی تلاش می کند تا بر ساخت قدرت تاثیر بگذارد به منظور پیگیری مطالبات وخواسته های صنفی ،در حالیکه یک فعال سیاسی تلاش می کند بر ساخت قدرت تاثیر بگذارد به منظور ورود به عرصه قدرت و تصاحب جایگاه دولت و حکومت.
تشکل های صنفی اگر بخواهند همیشه فارغ از هر حزب و گرایش سیاسی حاکم مطالبات خود را مطرح کنند به هیچ وجه نباید وارد عرصه سیاست شوند تا بتوانند به دور از تلاطمات عرصه سیاست به طور دایم خواسته های خود را مطرح کنند.
این موضوع البته در کشور ما فارغ از چنین مشکلاتی که ممکن است ورود به عرصه سیاست ایجاد کند ، مشکلات دیگری هم ایجاد خواهد کرد که خاص کشور ما هستند.
یکی از مهمترین این مشکلات این است که دولت در ایران نگاهی بسیار منفی به تشکل های صنفی دارد و اولین برداشتش از این نهادها ، مترادف با برداشتش از گروه های اپوزسیون و معاند نظام هست و پس از آن بازیچه های احزاب و گروه های مختلف.
نتیجه گیری :
از مباحثی که تاکنون ارائه شد می توان نتیجه گرفت که:قدرتهای سیاسی همواره درحال گذر هستند،اما اصناف همیشه پابرجا و ماندگار می باشند،سیاست و سیاسیون به سرعت رنگ عوض می کند ،و قدرتمداران جابجا می شوند،هم اصول شان وهم افراد آنها،اما صنف همواره درجامعه وجود قدرتمند ی دارد،سیاسیون قصد استفاده از صنف را دارند ،قدرت کیفی وکمی صنف در دست قدرتمداران است،یک فعال صنفی باید برای بهبود اوضاع صنف خود قدرتمداران آن کشور را مورد پرسش و بازخواست قرار دهد،اگرقصدفعالان صنفی انتقاد برای بهبود اوضاع صنف باشد ،فعالیت آنان سیاسی نیست بلکه فشار برای بهبود است،اما اگر فعالیت صنف برای به قدر ت رسیدن شخص و یا گروه خاصی باشد کاری سیاسی انجام داده است واین همان سوءاستفاده از صنف برای مطامع شخصی و حزبی می باشد.وشایسته ی سرزنش است.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*