سرخط خبرها
خانه / مصاحبه ها / مصاحبه اختصاصی حقوق معلم و کارگر با آدینه بیگی، همسر محمود بهشتی لنگرودی
مصاحبه اختصاصی حقوق معلم و کارگر با آدینه بیگی، همسر محمود بهشتی لنگرودی

مصاحبه اختصاصی حقوق معلم و کارگر با آدینه بیگی، همسر محمود بهشتی لنگرودی

متن زیر مصاحبه حقوق معلم و کارگر با آدینه بیگی، همسر محمود بهشتی لنگرودی، معلم زندانی است که از اول اردیبهشت ماه در اعتصاب غذا به سر می برد. بر اساس گفته های خانم بیگی، بهشتی لنگرودی به شدت بر ادامه اعتصاب خود تا رسیدن به خواسته های قانونی تاکید دارد.
متن مصاحبه را با هم می خوانیم:
حقوق معلم و کارگر:لطفا ما را در جریان آخرین وضعیت آقای بهشتی قرار دهید چرا ایشان وارد مرحله اعتصاب خشک شده اند؟
آدینه بیگی- بعد از رایزنی های مکرر با مسئولین در هر سه قوه، و بعد از سه مرحله اعتصاب غذا، از آنجا که هیچ توجه اساسی به موضوع و خواسته های قانونی ایشان نشد، دور جدید اعتصاب غذا را از ابتدای اردیبهشت آغاز کردند و در نهایت، به دلیل بی توجهی مسئولین، متاسفانه از روز دوشنبه سیزدهم اردیبهشت، این اعتراض را تبدیل به اعتصاب خشک مطلق کردند.
حقوق معلم و کارگر: ایشان در دوران مرخصی و پیش از اعتصاب در حال درمان بودند وضعیت پزشکی ایشان به چه صورت است؟
آدینه بیگی- وضعیت بیماری ایشان، به دلیل فرصت کم مرخصی، عملا در حال حاضر به عفونت شدید و خطرناک تبدیل شده است و با وجود نیاز جدی به مصرف داروهای آنتی بیوتیک قوی، به خاطر اعتصاب غذا نمیتوانند دارو را مصرف کنند.

حقوق معلم و کارگر: به نظر شما آقای بهشتی در چه صورت اعتصاب خود را خواهد شکست ؟
آدینه بیگی- ایشان در نامه شروع به اعتصاب غذا، ضمن شرح کامل روند فعالیت های صنفی معلمان و وضعیت فعلی خود، خواسته خود را، توقف اجرای حکم تا زمان اعاده دادرسی در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه، طبق نص صریح اصل ۱۶۸ قانون اساسی عنوان کرده اند و به شدت بر ادامه اعتصاب خود تا رسیدن به خواسته های قانونی تاکید دارند.

حقوق معلم و کارگر:دوستان و همکاران ایشان چه قدمهایی در راستای برآورده شدن مطالبات ایشان می توانند انجام دهند؟
آدینه بیگی: قطعا مهمترین قدمهای دوستان و همکاران، اطلاع رسانی، پشتیبانی از خواسته های به حق ایشان و پشتیبانی از این اعتصاب تا رسیدن به اهداف خواهد بود. مسئولین باید صدای تظلم خواهی معلمان زندانی را بشنوند. باید اضافه کنم امنیتی کردن فضا برای فعالیت صنفی معلمان ووارد کردن اتهامات بی اساس و بدون ارایه مستندات ، با عناوین امنیتی، برای معلمان و فعالین دلسوز صنفی قابل تحمل نخواهد بود.

یک نظر

  1. سلام بر خانواده ی نگرانِ محمود بهشتی لنگرودی و بر خانواده های همه ی زندانیان حق طلب و انسان دوست سلام خانواده های محترم و نگران، همدردی عمیق مرا بپذیرید.

    با دست های خالی، تنها وسیله ی دفاع از حرمت انسان و طبیعت و قانون یعنی قلم را بکار می گیرم و خواسته های خود را بخاطر ایران عزیز و عدالت و زیبا زیستن اینگونه صادقانه و میهن دوستانه اعلام میدارم تا شاید بکار آید:

    1 – به قانون اساسی کشور که تصویب شده و از سوی حکومت ایران به رسمیت شناخته شده احترام بگذارید!

    2 – معلمین و کارگران زندانی را فوری آزاد کنید زیرا در این جهان پر از بیداد و فاصله ی وحشتناک طبقاتی در جوامع بشری، با کارگر و معلم و هر انسان شریفی همراه شدن، هنر است و نه بندی ساختن او. به زیبایی تاختن و به ستم دل باختن بیزاری می زاید و نتیجه ی عکس می دهد.
    3 – حکم های صادر شده برای معلمین و کارگران باید مورد بازبینی جدی قرار گیرد. این کار باید در محیطی آشکار و نه پشت در های بسته، صورت پذیرد؛ تا اگر خلافی صورت گرفته به سود قانون و عدالت اصلاح گردد.

    4 – شاید کسانی بگویند آقای حبیبی قضاتی که تصمیم می گیرند در عادل بودنشان نمی توان شک کرد.
    و من جواب می دهم که: هر انسانی می تواند خلاف قانون حرکت نماید به عمد و یا به سهو؛ که اگر عمدی باشد خائن به مردم و میهن است. پس «او را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟»
    5 – شواهدی آشکار در دست است که بسیاری از خلافکاری ها عمدی و سودجویانه یعنی ضد قانونی و در نتیجه ضد مردمی و ضد میهنی بوده. شما می توانید به آمار رسمی فراوانی که در این باب ارائه شده و جای ذکرش در این اندک نیست، رجوع نمایید.
    من حتی به اوباش اینترنتی با نام و بی نام و دشمنان قسم خورده ی بشریت تهمت نمی زنم؛ پس اینجا شما را فقط به یک نمونه توجه می دهم که از سوی یک نماینده ی عدالتخواه مجلس کنونی ایران بیان شده.
    احمد توکلی: 170 قاضی بخاطر فساد اقتصادی عزل شده اند. معنی مصدرِ عربی «عزل» یعنی برکنار کردن، بیکار کردن. آیا فاسد و آن هم مقام رسمی مملکتی را فقط عزل می کنند و یا این دشمنان میهن باید محاکمه و مجازات نیز بشوند؟!
    چرا نشده اند!؟
    لطفن توجه داشته باشید که فقط 170 نفر از دزدان و رشوه خواران ضد ایرانی و ضد مردمی گیر افتاده اند؛ یعنی این پایان این لیست نیست.
    6 – چرا معلم و کارگر به فرض محال که خلاف کرده محاکمه می شود و به اشد مجازات ممکن می رسند؛ ولی نام آن قاضی های جنایتکار ضد میهنی را هیچ کس نمی دانَد. جناب قاضی القضات محترم ایران شهر! چرا آن جنایتکاران ضد میهنی که جان جامعه را موریانه وار از درون می خورند و فساد را بیرحمانه رواج می دهند تا اقتصادی بیمار و مفلوج و مردمی به همه چیز بی اعتماد داشته باشیم، دادگاهی و مجازات نشدند!؟ مگر دشمن یک سر زمینی از عوامل جاسوس و مزدور و خرابکار خود چه می خواهد؟ همین را می خواهد که این “آقایون” کرده اند.
    چرا برای عبرت دیگر مسئولان نام آن تبهکاران ضد میهنی اعلام نگردیده؟! من اگر بودم، فاسدِ نفوذ کرده در کنار خود را با شدت خیلی خیلی بیشتری مجازات می کردم؛ زیرا وجود آلوده ی آن موجودات را خیلی خطرناک تر از دیگر خلافکاران می دانم. از سوی دیگر مگر یادتان رفته آن زرین سخن: «آنچه برای خود می خواهید برای دیگران نیز همان را بخواهید.»
    مگر دشمن یک سر زمینی چکار می کند؟ می آید کسانی را برده می سازد تا از حضور نامبارکشان استفاده کرده جامعه را بیالاید و به بُن بست بکشانَد. حال این موجودات فاسد، خود به ابتکاری ضد میهنی و عمیقن دشمنانه دست زده اند؛ پس باید مانند دشمن این سر زمین مظلوم با آنها برخورد شود؛ در حالی که فقط عزل شده اند! تازه معلوم نیست که این بیکاری چقدر طول کشیده. ضربه ای را که آقای سعید مرتضوی توانست به اعتماد مردم ایران بزند، از هیچ دشمنی شاید بر نمی آمد؛ ولی هنوز برای محاکمه ی آن خلافکار بزرگ به نعل و میخ زده می شود!
    راستی، چرا!؟
    برای اینکه فساد در میهن ما سیستمی شده و خلافکاران در بزنگاه های تاریخی یواشکی و گاه بسیار آشکار به داد هم می رسند. اثبات این سخن اصلن دشوار نیست؛ به عنوان نمونه در بابِ قانون شکنی و خلافکاری در موارد گوناگون – رشوه خواری، دزدی، غارت جنگل ها و کوه خواری، دریا خواری، بودجه خواری و … – بسیار گاه خلافکاری ها و قانون شکنی ها چنان خشن و باور نکردنی است که اگر روزی جزییات نوشته و یا بیان شود، بسیاری در آغاز کار بیشک باور نخواهند کرد. ولی اسنادی شگفت انگیز و بسیار تکان دهنده موجود است که می توان به روز دادرسی واقعی ارائه داد.
    8 – آیا قاضی ای که رشوه می ستانَد،، یعنی ضد میهن خود عمل می کند می توان حکم او را به اجرا گذاشت؟
    شاید کسانی بگویند: این قضات از آن ها نیستند.
    جواب من: یک قاضی عادل به خود شک ندارد. پس یک بررسی عادلانه از سوی کسان دیگری(گروهی حقوقی و خوش نام، میهن دوست و آگاه) می تواند این موضوع را روشن نماید. لطفن توجه داشته باشید که آن 170 مفسد فعلن شناسایی شده نیز زمانی که شناسایی نشده بودند با رشوه خواری ضد عدالت و ضد قوانین میهن حکم صادر می کردند برای دریافت پول های کثیف. پول های کثیفی که حالا در خیلی از کشور های اروپایی سرو کله ی دارندگان شان پیدا شده برای خرید لوکس ترین ساختمان ها و مناسب ترین زمین ها. بعضی از این پولداران تازه به دوران رسیده نقشی نیابتی دارند تا بعضی سر نخ ها لو نرود. پس او را که حساب پاک است، از محاسبه نباید باکی داشته باشد. هر کسی اگر براستی میهن دوستی عادل است باید به نام نامی عدالت زیبا و دوست داشتنی با عشق به آن تحقیق و بررسی عادلانه تن در دهد. نمونه هایی در جهان وجود دارد که این نوع حکم ها عمدی صورت می گیرد. اگر لازم شد در روز دادرسی بخشی از آن اسناد تکان دهنده برای روشنگری بیشتر ارائه می گردد.
    9 – تا اطلاع ثانوی که قضات و حقوقدانانی دیگر به پرونده ی معلمین و کارگران در بند رسیدگی کنند، همه ی آنها باید آزاد باشند. در ضمن کارگر و معلم چیزی ندارد که بردارد و در رود. پس باید بی هیچ ضمانتی آزاد گردند تا روز دادرسی فرا رسد. برعکس باید مواظب جنایتکارانی نوکیسه می بودید که توانسته اند میلیارد ها پول باد آورده را به خارج منتقل سازند.
    10- مگر خودتان نمی گویید که خداوند مهربان ستارالعیوب است و ما پیرو دستورات اوییم؟ آیا اعتراض مسالمت آمیز کارگر و یا معلمی را می توان اینگونه خشن با محکومیت های طولانی مدت جواب داد؛ حتی اگر فرض کنیم که در برخوردشان خلافی بوده؟ ده سال زندان را به یک جنایتکار حرفه ای می دهند. آیا فکر نمی کنید که بسیار گاه این احکام عمدی یعنی برای به بُن بست رساندن جامعه – به شریف ترین فرزندان این مرز و بوم داده می شود؟
    سوال مهمی ست، نه؟
    خوب اگر خلافی بوده و شما به هیچ رو قصد بخشش ندارید، یعنی آن ستارالعیوبی که از ایزد مهربان آموخته اید اینجا بکار ناید، پس لطفن پرونده ها را به قضات دیگری بسپارید. و به یاد داشته باشید که برای جلوگیری از حرکات خلاف قانونی، بهترین شکلِ بررسی، تشکیل دادگاه های علنی است با ایجاد همه ی شرایطی که قانون تعیین نموده.
    مگر کارگر شریف و معلم شریف چه جنایتی کرده که حکم ده سال زندان می گیرد!؟
    آیا این حکم های عجیب مشکوک نیست؟

    11 – آیا این ستارالعیوب بودن که شما ها از خداوند مهربان آموخته اید، فقط برای جنایتکاران است: برای رشوه خواران یعنی فاسد کنندگان اعماق جامعه، ویژه خواران، کلان دزدان و وامچی های عملن دزد(از راه قانونی دزد – زیرا قانونی می گیرند ولی دیگر پس دادنی در کار نیست؛ در واقع آن “بزرگ زیرکان” به ریش دزدان ساده ای که با نردبان به دزدی می روند، دست بر اشکم، غَش غَش می خندند)، و برای هزاران نوکیسه ی دارای پول های باد آورده است؟ برای تازه کاخ نشینان است؟ که اگر ده ها سال هم شبانه روزی کار می کردند آن کاخ ها با حقوق قانونی شان هرگز قابل ساختن نبود. آیا فراموش کردید؟ که همین چند ده سال پیش در وصف عدالت می گفتید: «کاخی پا نمی شود مگر هزاران خانه ویران گردد.»
    راستی، جناب رییس جمهور محترم و حقوقدان، چرا قانونِ «از کجا آوردی را متوقف کردند!؟» چه کس و یا کسانی در توقف آن قانونِ میهنی نقش داشتند؟
    12 – بیایید اگر دلسوز واقعی این سر زمینید تا دیر نشده به موارد یاد شده در بالا که کتابی قطور از سخن را با خود دارد، با دقتی ویژه بپردازید تا هیچ مسئولی بعد از این نتواند قانون شکنی کند. این روشنگری و آشکار سازی اگر صورت گیرد، حرکتی میهن دوستان و سلامت بخش است برای جامعه ی ایران عزیز ما. بیایید این موضوع را پیوسته به خود یاد آوری کنیم که اگر خلافی کرده ایم، باید از وجدان خود و گذر زمان و پدید آمدن روشنی فردا وحشت داشت. زحمت بسیار نمی خواهد؛ در تاریخ گر کمی ژرف بنگریم نمونه بیشمار است.

    کوتاه سخن: زنده باد عدالت! حتی اگر ضد من باشد.