سرخط خبرها
خانه / معلمان / مطالبات فرهنگیان، مطالبات کل جامعه است
مطالبات فرهنگیان، مطالبات کل جامعه است

مطالبات فرهنگیان، مطالبات کل جامعه است

تحسین مصطفی- معلمی از مریوان

 

مدت­هاست بحثی به عنوان مطالبات فرهنگیان مطرح است که تصور درست و کاملی از آن وجود ندارد و هرکس به قدر وسع خود آن را تفسیر می­نماید.

ضروری دیدم برایند این تفسیر­ها را به صورت کوتاه و گذرا جمع بندی نمایم. با این جمع بندی به این نتیجه رسیدم که خواسته معلمان، مطالبات کل جامعه است ولی چون از زبان معلمان بیان می­شود به حساب مطالبات معلمان نوشته می­شود البته این به حساب گذاشتن زیاد هم نادرست نیست زیرا جامعه آموزش و پرورش ایران  تنها با احتساب خانوارهای فرهنگی و جمعیت دانش ­آموزی به مرز چهل میلیون نفر می­رسد یعنی نصف جامعه.

تصور نادرستی از منابع مختلف به اذهان عمومی القا می­شود که گویا مطالبات معلمان تنها حقوق حقه پرداخت نشده­ سنوات گذشته است سنتی که دولتها همواره پیروان راستین آن بوده­ اند و به آن دامن زده اند. باید بگویم که  این نوع ارائه مطلب، از اساس غلط است. زیرا جامعه معلمان حتی در این شرایط بحران اقتصادی از این شهامت برخوردار بوده و هستند که معوقات را ببخشند به شرط اینکه در آینده تبعیضی نباشد.

پس مطالبات معلمان حقوق حقه­ به دیون واصل شده­ ارزش گذشته نیست.

بلکه مطالبات معلمان در مرحله اول رفع تبعیض پرداخت مزایا به کارکنان دولت است. معلمان خواستار این هستند که همه یک حکم داشته باشند و تمام دریافتی ها محدود به همان حکم باشد. زیرا زیادند کسانی که یک حکم دارند و چند دریافتی. حالا معلمان خواهان شفافیتی هستند که کل جامعه خواهان آن است. لازم به ذکر است این خواسته در چارچوب قوانین فعلی قابل تحقق است. اگر هم نباشد متخصصین به خوبی می­دانند دکترین حقوقی همیشه پیش قراول قانون گذاری بوده و این دکترین توسط متخصصین به قانون گذاران پیشنهاد می­شود. باید گفت جامعه ­ فرهنگیان، بزرگترین جامعه علمی کشور، تدوین قوانین را در راستای رفع تبعیض ضروری می­دانند.

معلمان به عنوان هسته روشنفکری جامعه تحصیل کرده و متخصص کشور خلاءهایی را تشخیص داده ­اند که اصلاح آنها ضروری می­نماید. زیرا امروز کمتر خانواده ایرانی را می­توان سراغ داشت که یک فارغ التحصیل بیکار نداشته باشد. اگر پای سخن کارشناسان  نشسته باشیم به خوبی قابل درک است که بیکاری ناشی از عدم مهارت­های لازم فارغ التحصیلان است و بی­ برنامه گی درهدایت تحصیلی است.

کمتر کسی در بطن جامعه بوده و این جمله را نشنیده باشد که امروز؛ درس خواندن دیگر ارزش ندارد. خواسته معلمان اصلاح این موارد است البته  معلمان به عنوان کارشناسان آموزشی راه حل­های خوبی را بارها ارائه داده اند اما به دلیل نبود اراده باز در بر همان پاشنه می­چرخد. زیرا شنیده شدن این راه حل ها بستگی به بهبود معیشت و ارتقاء منزلت اجتماعی معلمان دارد. در این میان رابطه­ای دو طرفه است.

اگر فارغ اتحصیلان از جایگاهی که تحصیلات برایشان ایجاد کرده خرسند باشند جایگاه معلمی خود به خود ارتقاء می­یابد البته زمانی فارغ التحصیل خرسند وجود خواهد داشت که موارد زیر از مطالبات جامعه که معلمان بیان کننده آن هستند برآورد شوند:

1 تدوین محتوای آموزشی مناسب برای منابع درسی.

2- ارزیابی واقعی آموخته­ های فراگیر به جای ارائه کار نامه تحصیلی فاقد هرگونه پشتوانه یادگیری.

3- تدوین آیین نامه انضباطی مدارس با راهکاری اجرایی و ضمانت اجرا.

4- تعیین رشته برای فراگیران براساس سند آمایش سرزمین، علایق و توانایی­های فراگیران.

5- تهیه امکانات مناسب مورد نیاز برنامه درسی.

6- خارج شدن از بحث صرفا کمی و آماری در اجرای برنامه ­های آموزشی و توجه به کیفیت این کمیت­ها زیرا اگر هبچ کس نداند خود معلمان از صحت و سقم این آمارها و کمیت­ها آگاهند.

7- انتصاب و انتخاب مدیران کارآمد فارغ از هم عقیده و هم جهت بودن،از مدیر مدرسه گرفته تا وزیر.

7 تعیین شاخص­های مشهود موفقیت نظام آموزشی بر مبنای اسناد بالا دستی.

8- عدالت آموزشی.

9- گزینش مناسب معلمان.

10- فعالیت تشکل­ها و کانون­های صنفی با آزادی و استقلال کامل برمبنای منافع ملی.

خلاصه بگویم، هیچ یک از موارد فوق بدون وجود معلم علاقه مند و کارا محقق نخواهد شد. صد البته که صرف حضورفردی به نام و در مقام  معلم در کلاس کافی نیست بلکه باید معلم دارای صلاحیت بوده و دل ودماغ کارکردن داشته باشد.

معلم چند شغله­ بدهکار ذهن آشفته  بحران زده و تخریب شده، مطمئناً نیروی انسانی موفق و کارآمدی تربیت نخواهد کرد تا دست یابی به سند چشم انداز 1404 برایمان متصور باشد. وضع موجود جامعه نتیجه عملکرد نامناسب معلمان نبوده زیرا معلمان تا به حال کمتر از وظایف خود قصور کرده­ اند. اگر هم قصوری بوده نتیجه عمل گزینشگران بوده که افراد فاقد صلاحیت معلمی را به آموزش و پرورش راه داده­اند. معلمان کاملاً به این عملکرد نامناسب واقف بوده و بارها به نمایندگی از جامعه  خواهان توقف این عمل شده ­اند.

گره تمام موارد فوق و تمام کاستی موجود جامعه که بزرگ و کوچک از آن نالان هستند فقط به دست آموزش و پرورش پویا باز خواهد شده. رکن اصلی و اساسی آموزش و پرورش هم معلم است، گفتنی است معلمی عشق است، شغل نیست. بله درست است که معلم باید عاشق کارش باشد ولی کار هم باید جذبه ­ای برای عشق ورزیدن داشته باشد مهمترین جذبه­ کار به اعتقاد عموم، تامین نیازهای مادی و معنوی است.

ما معلمان عضوی از این جامعه هستیم و درد این مشکلات برای ما مضاعف است. برای یک معلم خیلی دردناک­ است که بشنود که درس خواندن دیگر بی ارزش است. استنباط شخصی من ازاین جمله این است که علمی که آموخته­ ام دیگر کاربرد ندارد و تا به امروز زندگیم دور باطل بوده است.

این است خواسته حقیقی معلمان: این وضع باید اصلاح شود  ما معلمان شدیم سخنگوی فضول جامعه ودایه­ مهربانتر از مادر برای جامعه. آن و قت می­گویند مطالبات معلمان چندر غاز حقوق پرداخت نشده­ به دیون واصل شده­  ارزش گذشته است . نه به خدا نه به پیر ونه به پیغمبر این نیست. به جای این حرف­ بیاید حکم فضولی مان را تنفیذ کنند و دست به دست هم دهیم به مهر و میهن خویش کنیم آباد.

ای گوش شنوا و ای نشریه مدنی به جای سفارش دادن هر روزه  مطلب به افرادی ثابت و به اصطلاح  خوش قلم و زیبا کلام از درد جامعه بنویسید. اگر بحث خوش قلمی و زیبا کلامی شرط چاپ کردن شدن است و بس؛ حرفی نداریم، نوشته ما را هم چاپ نکنید.

ولی امیدواریم این گونه  نباشد بیاید از حقوق کودکانی بنویسید که جمع دو و سه را بعد سه سال نشستن پشت صندلی­های سخت و غیراستاندارد نمی دانست. دلیل را که پرسیدم گفت در کلاسی که چهارپایه با جمعیت 20 نفری تشکیل می شود، چه چیز را می­شود یاد گرفت، پدر و مادرم هم که سواد ندارند که در خانه تعلیمم دهند. آنقدر جواب بچه­ معصوم برایم منطقی بود که منطق دانستن را در ندانستن کشف کردم. حال دوباره بنویسید مطالبات معلمان در آینده نزدیک به شرط تامین اعتبار پرداخت می­شود گیرم معوقات پرداخت شد آیا حق آن بچه که مطالبه  همه معلمان است پرداخت می­شود؟

درد بسیار است. روزی شاگرد سالهای بسیار دورم به من گفت: قبول که شاعر گفته « هنر مند هرجا رود بر صدر نشیند و قدر بیند» ولی تو که معلمی و به همه چیز باید با دید عقلانی نگاه کنی چرا واقعیت را نگفتی و شعار را باور کردی، من که با رتبه دو رقمی کنکور هنر دانشگاه قبول شدم و با معدل الف از بهترین دانشگاه کشور مدرک  هنر گرفتم البته گواهی صلاحیت شغلی را از فنی و حرفه ­ای گرفتم و به خاطر کار­های هنریم از اساتید تراز اول کشور گواهی و تقدیر گرفتم اینک چهارسال است که فارغ التحصیل شده، و لنگ سرمایه اولیه برای شروع کار و اشتغال زایی هستم. ولی جوابی که می­ شنوم تسهیلات اشتغال و بیمه به زنان متأهل و فارغ­ التحصیل دانشگاه تعلق نمی­گیرد. چندین بار برای استخدام مراجعه کرده اما هر بار بدتر از دفعه قبل با برخورد ناشایست مدیران مواجه شده ­ام می­گویند : ” هنر یعنی ابتذال.  مردم به نون شب محتاج اند اون وقت شما میگید منبت و جواهر. برو خدا خیرت بده. ” حال از اینکه به حرف معلمش گوش فرا داده سخت پشیمان بود و من هم سخت شرمنده ؛ این است منزلت معلمی، وقتی می­بیند شاگردش بیکار است و گاهی بزهکار.

پرده آخر ولی این پایان داستان نیست. چندی پیش لیست نمرات را که تحویل دادم معاون اجرایی گفتند مدیر تأکید کرده ­اند این گونه لیست­ها را تحویل نگیرم لطفاً به خود مدیر تحویل بدهید.

من- چرا ؟

معاون اجرایی – چون صد درصد دانش ­آموزان قبول نشده اند. اگر این طور ی پیش برود مدرسه در منطقه رتبه­ خوبی نخواهد داشت و مدیر را حتماً عوض خواهند کرد البته از من گفتن ولی خودت را درگیر نکن جای مدیر  به خطر بیافتد تلافی­ اش را در نمره ارزیابی پایان سال سرت در خواهد آورد، اون وقت ارتقا شغلی­ ات الکی تأخیر می­افته.

من – خوب اواراق امتحانی چی؟ اگر کسی بیاد بازدید و تطبیق بده آبرو ریزی میشه .

معاون اجرایی-  اونش با ما.

من – نه، خودم با مدیر حرف می­زنم هرگز نمرات رو بی مبنا تغییر نخواهم داد. در کلاس بار تراکم 34 نفر و اون شرایط انضباطی؛  80 درصد قبولی کجایش ایراد دارد؟

مدیر – ببین بحث تنها درصد نیست معدل کلاس هم هست. دوماً بحث من نوعی تنها نیست بحث جایگاه شهرستان در استان و  استان در کشور مطرحه. سوماً برای انضباط ما هیچ قدرتی نداریم فقط می­ماند نمره انضباط که اون هم یک درسه مجبوریم دست را بالا بگیریم. ما معلم هستیم مدد کار اجتماعی که نیستیم خودت که چند صباحی مدیر بودی، می­دونی که مدد کار در چارت آموزشی هست اما هیچ مدرسه­ ای سراغ داری که مددکار داشته باشد؟؟

من – من که قانع نشدم.

مدیر- نگاه کن این دانش آموز اگر قبول نشه بره بیرون خدا میدونه چه بلایی سرش میاد میدونی که غیر از معلم و پدر مادر کسی به فکر بچه ­ها نیست . اگر دوباره بخواهد امتحان بده خرداد قبول نشد شهریور؛ شهریور نشد مهر ؛ مهر هم نشد تبصره  پس بهتر شما درستش کنی و راه رو دورتر نکنی والا ما خودمون خودکار مشکی داریم که راه دور نریم.

من – عقلانیت چی؟

مدیر – 15 ساله بنده مدیرم کسی از عقلانیت نپرسیده تنها حرف از نمودار یکدست و رنگی بوده.

من – پس گفتید که خودکار مشکی هم دارید. خدا حافظ.

…………………………………………………..

خواسته ما خواسته پدران و مادرانی است که بچه­ هایشان را به امید آینده بهتر به مدرسه می­فرستند. مطالبه نسلی است که هنوز پدر و مادرش در دبستان هستند. خواسته ما حقوق پرداخت نشده­ گذشته نیست. ما به خوبی یاد گرفتیم که گذشته را چراغی کنیم برای روشنی راه آینده.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*