سرخط خبرها
خانه / مقالات / معنای مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش ایران
معنای مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش ایران

معنای مشارکت های مردمی در آموزش و پرورش ایران

مهدی بهلولی،عضو کانون صنفی معلمان ایران

       بیشتر دبیرستان های غیر دولتی،در زمان آزمون های خرداد،بخشی از تبلیغات خود را به در مدرسه های راهنمایی دولتی می آورند و به هنگام رفت و آمد دانش آموزان و یا پدر – مادر آنها،برگه های تبلیغات خود را به دست آنها می دهند. چندی پش به یکی از همین مدرسه های غیر دولتی زنگ زدم که در غرب تهران است و برگه تبلیغ آن را فرزندم که دانش آموز سال سوم راهنمایی است به خانه آورده بود. برای نام نویسی در سال نخست دبیرستان،مبلغ شهریه را پرسیدم. گفت هنوز شهریه امسال به ما اعلام نشده اما هزینه پارسال،پنج میلیون و پانصد هزار تومان بوده که با هزینه اردوها و کلاس های المپیاد می شد هفت میلیون تومان. اما امسال چیزی نزدیک به 25 درصد افزایش خواهیم داشت که سرجمع می شود نزدیک به نه میلیون تومان. همان شب مادر یکی از همکلاسی های پسرم به خانه مان زنگ زد و با همسرم صحبت کرد که بیایید بچه هایمان را در این مدرسه نام نویسی کنیم. همسرم گفت ما می خواهیم فرزندمان را به دبیرستان دولتی ببریم. اما او در پاسخ گفت در مدرسه های دولتی کلاس ها شلوغ اند،دبیران خوب درس نمی دهند،و نظارت درست و حسابی روی بچه ها نیست. دست کم به مدرسه “دولتی پولی” ببرید،درست است که مقداری پول می گیرند اما بهتر درس می دهند.

       این رویداد را بگذارید کنار این سخنان مرضیه گرد، معاون وزیر آموزش و پرورش : ” توسعه مشارکتها، اصلی‌ترین راهبرد وزارت آموزش و پرورش در دولت جدید است. اینراهبرد از حیطه «شعار» به یک «باور عمومی» در تمام بخش‌های آموزش و پرورش تبدیل شدهاست.” ( ایسنا، بیستم خرداد93)  از زمان راه اندازی مدرسه های غیرانتفاعی در ایران تاکنون، یکی از توجیه های همیشگی- البته در کنار ضعف مالی دولت !- توسعه مشارکت ها بوده است. توسعه مشارکت ها همانگونه که از عنوان آن پیداست مفهومی است گسترده، که بخشی از آن می تواند مشارکت مالی دانسته شود. این مفهوم،بی گمان،سویه های دیگر فرهنگی و اجتماعی هم دارد که البته در این 25 سالی که از آغاز مدرسه های غیرانتفاعی و غیردولتی و “دولتی پولی” می گذرد کمترین نشانه ای از این دست مشارکت ها،دیده نشده است. معنای مشارکت در آموزش و پرورش ایران، پیروی از سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی،پرورشی،فرهنگی و سیاسی فرادستان آموزش و پرورش است. به دیگر سخن،مدیر،آموزگار و دانش آموزان به هنگامی که دارند فرمان های بالا دستان آموزش و پرورش را عملی می سازند دارند مشارکت هم می کنند. پدر- مادران هم هنگامی که فرزندان خود را به مدرسه های غیر انتفاعی و یا به مدرسه های “دولتی پولی” می برند دارند مشارکت می کنند. اما هیچ کدام در تصمیم سازی و تصمیم گیری ها نقش چندانی ندارند. حتی خانواده ای که نه میلیون برای فرزند سال اول دبیرستان خود پول می پردازد نمی تواند نقش چندانی در آموزش فرزند خود بازی کند. برای نمونه نمی تواند از مدرسه بخواهد که به جای برنامه های تکراری خسته کننده و درس های بی پیوند با زندگی نوین،کلاس آموزش موسیقی،عکاسی،نقاشی،شنا،و … برای فرزندش بگذارد. شگفت انگیز اما این است که در این سپهر برنامه ریزی شده ریز و درشت آموزش،کسی بیاید از مشارکتی مردمی سخن بگوید که به “باوری عمومی” هم بدل گشته است!