سرخط خبرها
خانه / مقالات / مهر مالامال از کار و گرسنگی
مهر مالامال از کار و گرسنگی

مهر مالامال از کار و گرسنگی

باز هم همه جا پر از بوی گس و مهربان پاییز است. باز هم اول مهر از راه می رسد. دوباره دانش آموزان با شور و شوق، دسته دسته  راهی مدرسه ها می شوند، دوباره  در صف های صبحگاهی با انظباط می ایستند،تکلیف انجام می دهند، مشق شب می نویسند و صدآفرین می گیرند.

اما هستند کودکانی که بوی پاییز اصلا  برایشان خوش نیست، کودکانی که در تقویم شان اول مهر هم روزی است از روزهای نا مهربان خدا ، کودکانی که ناکام زاده می شوند، کودکانی که رویاهایشان در خیابان ها پرپر می شود، همانهایی که یک کشور غنی و پر از ثروت، آنها را در قلب محروم ترین و بیمارترین حاشیه های خود رها کرده تا بلولند و بزرگ شوند، تا لب بر لب پایپ و لوله و زرورق بگذارند و تن به تجاوز بدهند و در کوچه ها قد بکشند.

شاید اول مهر بهانه ای باشد که تکان بخوریم و به این کودکان نگاه کنیم، روزی که ببینیم، با دقت، دوباره ببینیم کودکان کار را، کودکان خیابان را، کودکان کوچه پسکوچه های افیون زده تهران و مشهد و اهواز و زاهدان و همه ایران را. روزی که با قدرت بخواهیم، هزاربار بخواهیم، روزی که بایستیم، تمام قد بایستیم و بگوییم نه! هیچ عذری پذیرفته نیست. بگوییم لطفا به جای راه انداختن گشت انصار و طرح امنیت اجتماعی، به جای برپایی  اجلاس های رنگارنگ، به جای تامین هزینه آموزش اجباری شرعیات و منهیات در مدارس، از محل بودجه های عمومی، از محل بیت المال همین مردم، برای این کودکان سرپناه بسازید، مدرسه بسازید، یک اتاقک امن، یک رختخواب،  چند دفتر و کتاب و فقط یک وعده غذایی کمی بالاتر از خط قرمز گرسنگی. بپرسیم  آیا چه چیزی مهمتر از این در دستور کار شما قرار دارد؟ چه برنامه ای دارید؟ مجلس محترم، جناب رئیس جمهور، واقعا برای این کودکان چه برنامه ای دارید؟؟؟

……………………………………………………………………

اما هزار دریغ و افسوس. اگر خوب نگاه کنیم، همه چیز روشن است. روشن است که روز اول مهر، روز ناکامی دولت هاست، روز بی سرانجامی همه ارزش هایی که از آن دم می زدند و می زنند، روز تنهایی دستهای بی رمق کودک فال فروش میدان مولوی است و روز بغض فروخورده ما برای این تنهایی…………….

نسرین هزاره مقدم