سرخط خبرها
خانه / معلمان / نامه ای به رئیس جمهور/ دشمن خورشید
نامه ای به رئیس جمهور/ دشمن خورشید

نامه ای به رئیس جمهور/ دشمن خورشید

  علیرضا کاشفی، معلم                                           

آن دشمن خورشید برآمد بر بام   

دو چشم ببست و گفت خورشید بمرد

«مولوی»

آقای رئیس جمهور محترم

احقاق حق صدها هزار معلمی که در گرداب سرسام انگیز خدمت مضحک دو شیفت و حتی سه شیفت برای حفظ آبرو و تأمین معیشت شان زیر چرخهای روزگار له می شوند، اولویت چندم در دولت شماست؟ آفت مادیگرایی بویژه در ده سال گذشته بشدت در کشور رشد کرده است. آقای رئیس جمهور برای ارتقاء بنیۀ علمی آینده سازان ایران زمین تکیه گاه شما چیست؟ مطمئناً معلمان با حقوق مادی و معنویِ لگد مال شده نمی توانند تکیه گاه مناسبی باشند. با اینکه یکی از معدود اقشاری هستند که کار حرفه ای و تخصصی در مدارس ارائه می دهند. (منظورم سی دی های آموزشی متحرک و دلالان معلم نما نیست و نیز هر مستخدم آموزش و پرورش معلم نیست.) ضمن خدمت های مضحک الکترونیکی، کتابهای درسی و مدارس تان چه تطبیقی با استانداردهای جهانی دارند؟ امیدوارم افتخار شما تخته های هوشمندی که در کلاسها نصب شده نباشد؟ نمی دانم وزیر آموزش و پرورشِ شما چه پاسخی دارند؟ آقای رئیس جمهور انتظار ما از شما بیش از دولتهایی است که فکر نکرده حرف زدند و ملت تاوان حرفهای غیر منطقی و غیر علمی آنها را دادند و می دهند؟ در یک کلام خدمت شما عرض می کنم که زندگی مادی و معنوی معلمان اسفبار است. امیدوارم دغدغه های منطقی آنها در دولت تدبیر و امید با بی تدبیری وزارت آموزش و پرورش به نا امیدی نینجامد.

اما دغدغه ای بس مهمتر،

می گویند شکم گرسنه ایمان ندارد. ولی نمونه های بسیاری از تاریخ دردمند ایران زمین سراغ داریم که آن را حکم کلی نمی داند. مردم منطقه ای از ایران که ماهها بی آذوقه مانده و بچه ها و سالمندان ناتوان از گرسنگی تلف شدند برای مشروطه و آزادگی ایرانیان مقاومت کردند. یا نمونۀ دیگر شعب ابوطالب در صدر اسلام است. در همان منطقه که ستارخان ها و ثقه الاسلام ها برای آزادگی ایرانیان قیام کردند آن آزاده و راد مردانی که زندگی خود را در ارتقاء سیاسی، اجتماعی ملت ایران و مشروطه خواهی گذاشتند حتی جان بر کف برای دفاع از هویت ایرانی وآب وخاکِ سرزمینشان در آن روزگار وانفسا سرخیِ شرف، حیا، نجابت، غیرت، مردانگی، حق جویی، ایثار و اصالت را بر زردیِ بی شرفی، بی حیایی، بی نجابتی، بی غیرتی، نا مردی، هوسرانی، بی عاری و بی اصالتی، غالب کرده و نقطه عطفی در مبارزه علیه  بی هویتی گشتند، امروز در شهر سلماس در آذربایجان غربی مجسمۀ فردوسی را از میدان فردوسی شهر پایین می کشند و راضی از فتح پیروزمندانه شان هستند.

آقای رئیس جمهور کارگزاران دولت شما در ایران زمین،

        مجسمۀ حکیمی را پایین می آورند که مقبول ایرانیان بوده و هست و در طی هزار سال بر مقبولیتش افزوده شده.

        مجسمۀ دانایی را از ایران زمین حذف می کنند که سهم به سزایی در رفع خطرِ انحطاط زبان فارسی داشته است. ( در وانفسایی که هدف اکثریت قوم مهاجم نه نشر اسلام بلکه عربیزه کردن منطقه بود. )

        مجسمۀ هنرمند بلامنازعی که شاهکارش ارزش منحصر به فرد ادبی و هنری دارد، از میدان شهری در ایران پایین کشیده می شود.

        روشنفکری که در خفگان حکومت بنی عباس، نامورنامه اش نه تنها اضمحلال روحیۀ ایرانی را غیر ممکن ساخت بلکه روحی تازه در کالبد ایران دمید، مجسمه اش از شهر ایرانی حذف می شود.

آقای رئیس جمهور

امروز پان ترکیسم با هیبتی از فرق سر تا نوک پا سیاست زده، نقش حزب تودۀ مزدور را ایفا می کند. مهره هایی از آنها ظاهر اسلامی به خود گرفته و ترک تازی می کنند. مردم شريف و نجيب آذربایجان مبهوتِ بي حيايي دشمن خورشيد ( پان ترکیسم ) شده اند و خوب مي دانند اگر ناحق ها را حق مي خوانند، آمده اند كه سر ببرند تا كلاه دهند.  والحمدالله تعالی شأنه

 

 

5 نظر

  1. بدبخت تو خودت نمی تونی حق خودت را بگیری و با حقوق ناچیز زندگی میکنی و الان یک مجسمه را برداشته اند و بجاش نماد انقلاب را گذاشته اند به ان معترضی و یاوه سرایی به مردم غیور ترک میکنی نکنه خودت با انقلاب مشکل داری که مردم غیور اذربایجان را زیر سوال میبری ؟

  2. رضا کشتیبان از ارومیه

    آیا درد ما همبن است ترک و کرد و فارس
    فراموش نکنید مولتی میلیاردرهای دیروز گدا و امروز خان شده هستند که هیچ مسلک و مذهب و زبانی جز دلارهای کثیف را نمیشناسند .برادران عزیز همه ما در آذربایجان بدنیا آمدیم اینجا وطن و سرزمین مادری ترک و کرد است . ما باهم هرگز دشمن نیودیم و نخواهیم بود .بیایید آنکس را یشناسیم که از تفرقه من و تو نان میخورد و می تازد و هر دوی ما در گرد و خاک تاخت و تاز آین شوم کسان همدیگر را متهم میکنیم .خون و گوشت و استخوان ما از یک خاک آن هم خاک آذربایجان برخاسته است .یاهم زندگی میکنیم درس میخوانیم در کوچه بازی میکنیم همکار هستیم و در خوشی و ناخوشی های روزگار کنار هم و باهم هستیم.قدر همدیگر را بدانیم.وضعیت کنونی عراق شیعه و سنی وکرد و عرب را از هم جدا کردند و حالا دارند همه اشان را در آتش میسوزانند. عاقبت تفرقه و زود باوری است.

  3. آزاد
    دستشان درد نکند از ماست که برماست. سرچشمه ی همه ی این پسرفتگی های ایران زمین دستدرازی تازیها بود که ترکها را به ایران کشاند و امروز بخش بزرگی از ایران زیرچکمه های آنان است و دارند ایران را ویران و دگرگون میکنند در حالی که کردها ساکنان اصلی این سرزمین را بیگانه و تجزیه طلب میدانید به بهانه ی برابرطلبی آنها از ماست که برماست که از بیخبری ما ایرانیها استفاده کردند و امروز دارند تندیس فردوسی را در سلماس و تندیس مولوی کرد را در تکاب در همان استان پایین می کشند به بهانه اینکه مولوی کرد ایرانی نیست بیخبر از اینکه او کرد است و هر کردی ایرانی است اگرچه در بخشی از ایران به دنیا آمده باشد که زیر چکمه ی تازیها غصب شده باشد.
    امید که این کارها ما را بیدار کند.

  4. عزل کسانی که این کار را انجام داده اند آسان ترین و کمترین مجازات است.

    • واقعا متاسفیم از اینکه بحث را به انحراف میکشید از یک فرهنگی بعید است که چنان نگاه تژاد پرستانه ای به نصف حمعیت ایران که ترک هستند داشته باشد فردوسی مثل نویسنده این مقاله یک نژادپرست است از جابجایی یک مجسمه اینقدر نارحت و آشفته اید آیا از این هم ناراحت هستید که 40 میلیون ترک در این کشور هنوز از حقوق اولیه خود مثل تحصیل به زبان خود محرومند