سرخط خبرها
خانه / معلمان / نامه یک معلم هنرمند به رئیس جمهور
نامه یک معلم هنرمند به رئیس جمهور

نامه یک معلم هنرمند به رئیس جمهور

عزیز قاسمزاده، معلم هنرمندی که به دلیل اجرای یک تصنیف در زنگ هنر، به یک سال جابه جایی محل خدمت محکوم شد در نامه ای خطاب به رئیس جمهور می نویسد: ” یکی از دلایلی که امروز شما را خطاب قرار می دهم به این دلیل است که زخم های کاری مرا واداشت تا این فریادها را مستقیم با شخص شما به بانگ بلند به اهتزاز در آورم بلکه شاید امیدی از دل این یاس متولد شود.” قاسمزاده هچنین فعال صنفی و سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان گیلان است.
جناب آقای حسن روحانی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران!

با سلام و احترام

اکنون که در آستانه ی انتخابات دیگری قرار گرفته ایم همه ی کاندیداها در حال دلبری کردن با مردم عزیز ما هستند. هرکس می کوشد خود را در پاسداری از حقوق مردم در صف نخست کوشندگان حقوق شهروندی به گونه ای قرار دهد، که گوی سبقت را از دیگری ربوده باشد. به راستی آمارهای واقعی انواع ناملایمات اقتصادی و اجتماعی و غارتگری هایی که جناح های مختلف به ویژه در سر فصل های انتخاباتی به افشاگری همدیگر می پردازند، نمودار صادقانه ای است از شکاف در عیار ادعاهای طلایی و عمل های مسی وش.

جناب آقای روحانی!
اخیرا هیئت بدوی تخلفات اداری آموزش و پرورش استان گیلان با شکایت اداره آموزش و پرورش بندر انزلی اینجانب عزیز قاسم زاده سخنگوی کانون صنفی فرهنگیان استان گیلان را به واسطه خواندن تصنیفی در کلاس هنر بنا به کثرت تقاضاهای دانش آموزان و لبیک به این خواسته به یک سال تبعید از انزلی به رودبار محکوم نموده است.

جناب رئيس جمهور!

وقتی که عوامل وزارت آموزش و پرورش در یک استان تا این اندازه فرسنگ ها از مدنیت و زیبایی های هنری به دور هستند و علی رغم اینکه اینجانب سی دی اجرا را ضمیمه لایحه دفاعیه خود نمودم با امید واثق به اینکه با این اقدام، زمینه تبرئه اینجانب فراهم خواهد آمد، با کمال تاسف گویی سند مجرمیتی از من کشف کرده اند و در برگه ی رای صادر شده ضمن اشاره به خواندن آواز و اشاعه ی آن در فضای مجازی به عنوان رفتار خلاف شانیت شغلی! (آن هم زنگ هنر) نوشته اند: “متهم سی دی اجرا را هم ضمیمه دفاعیه خود نموده است”.

پیش از این نیز کنسرت رسمی اینجانب در مهر 93 علی رغم داشتن تمامی مجوزهای لازم با فشار عوامل نا پیدای بیرونی و عوامل پیدای درونی یعنی فرمانداری شهرستان رودسر و با عدم مقاومت قانونی و وظیفه شناسانه ی مدیر کل ارشاد در پاسداری از مجوزهای صادر شده در برابر این فشارهای غیر قانونی، ملغی شد که هنوز هم هیچ ارگانی تاوان خسارت های مادی و معنوی وارده بر من را نپرداخته است.

جناب رئيس جمهور!
در شرایطی که آموزش و پرورش ارگان رسمی و بلاواسطه دولت در یک استان، معلمی را به خاطر خواندن یک آواز در کلاس هنر به خواهش دانش آموزانی که سکوتشان هنگام این اجرا با مشاهده ویدئو درس آموز است، به تبعید محکوم می کند و ارگان دیگری که آن هم مستقیم زیر نظر دولت شماست یعنی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و مدیر کُلش، به جای ایستادن پای مجوزهایش، با ملغی کنندگان کنسرت همراهی و همدلی نشان می دهد و شگفت تر آنکه حراست اداره کل فرهنگ و ارشاد به هر بهانه ای خود مستقیما تلاشش را در جلوگیری از اجرای کنسرت من می نهد که در مواردی اسناد مکتوب این کارشکنی ها هم موجود است که با مقاومت و سماجت من برنامه ای را دوباره برپا داشته ایم در حالی که در یک زمان کوتاه دستور مجوز و لغو آن از سوی حراست دولت شما صادر شده است.
البته در مواردی هم با دادن مجوزهای محرمانه که بدعتی برای کارشکنی در کار هنر است، مانع اجرای کنسرت اینجانب شده اند که نمونه ی اخیر آن را در هفته ی معلم شاهد بودیم که از اجرای برنامه ی من به شکل ماهرانه ای در دو شهرستان رودسر و لنگرود مانع تراشی شد. طوری که پس از اعتراض علنی من قابل اثبات نباشد.

این نوع کارشکنی های به زعم فاعلانش زیرکانه که به اصطلاح ردپای رسمی خود را در قانون شکنی ننهند، بدترین و غیر اخلاقی ترین نوع کارشکنی ها یی است که در ارگان های تحت امر دولت انجام می شود.

جناب رئيس جمهور!

آیا گناه معلم بودن و کنشگر صنفی بودن و در عین حال به طور حرفه ای به هنر مشغول بودن تا این اندازه است که باید خود را برای پرداخت هزینه های پیش رویش آماده سازیم؟ البته گمان نمی کنم آسمان وزارتخانه های دیگر و اقالیم جغرافیایی دیگر رنگین تر باشد.

اما من به عنوان نمونه از این دو ارگان در تضییع حقوق شهروندی خود یاد نمودم تا از شما بپرسم آیا ما غیر از هیجان آفرینی های لحظه ای در آستانه ی انتخابات هیچ وظیفه ای برای نظارت بر ارگان ها برای انطباق میان آن شعارها و عمل به وعده ها نداریم ؟ جناب رئيس جمهور ؛ من اگر امروز شما را خطاب قرار می دهم به چند دلیل است نخست اینکه زخم های کاری و استخوان در گلو مرا واداشت تا این فریادها را مستقیم با شخص شما به بانگ بلند به اهتزاز در آورم بلکه شاید امیدی از دل این یاس متولد شود. دوم آنکه ‍ نتیجه نقد ارگان های تحت نظر شما را ببینم.
باشد که این نقد زمینه ایجاد کمیته های نظارتی بی طرف و مستقل را با کمک نهادهای مدنی و شخصیت های مرجع در حوزه های مختلف، برای بررسی میزان عملکرد مدیران را فراهم آورد. سوم، منشور حقوق شهروندی و سماجت یک شهروند در عملیاتی شدنش را یاد آور شوم.
چهارم، تلاشی وظیفه مدارانه برای آگاه کردن شما از پلشتی ارگان های تحت امر شما نموده باشم.

تا شاید عزم و اراده ای از سوی شما برای اصلاح برداشته شود. چه که مشروعیت هر نهادی به زدودن علف های هرز پیرامونش است. پس هراسی به دل راه ندهید اگر می خواهید نامی بلند در تاریخ به نیکخواهی داشته باشید کمیته ای برای پیگیری حقوق شهروندی و حمایت از افرادی که حقوقشان به انحنای مختلف تضییع شده تشکیل دهید.
تنها با ایجاد و حمایت و تقویت این کمیته است که لااقل ریشه ی ظلم و ستم از ناحیه ی ارگان هایی که تحت نظر شما هستند و در بسیاری از موارد دودوزه بازی می کنند، زدوده خواهد شد و حداقل مردم صداقت و سماجت و پیگیری شما را در ادعاهای حقوق شهروندی مشاهده خواهند نمود.

جناب رئيس جمهور!
امیدوارم این پیشنهاد از سوی حضرتعالی در همین ایام قبل از انتخابات اجابت شود. من اولین شهروندی هستم که این مطالبه را از شما نموده ام. بی شک لبیک شما تنها به کار افزایش آرای شما نخواهد آمد، بلکه مشروعیتی بالینی برای شما به ارمغان می آورد که در سال های پس از ریاست جمهوری و در کنج خلوت خانه ی ذهن و روان شما بزرگ ترین ثروت و سرمایه معنوی شما خواهد بود.

با تقدیم احترام، عزیز قاسم زاده شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶